وبلاگ 24


تداعی آزاد

معانی ضمنی "کار" در فرهنگ پارسی!

پست ' معانی ضمنی "کار" در فرهنگ پارسی! ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست معانی ضمنی "کار" در فرهنگ پارسی! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

معانی ضمنی "کار" در فرهنگ پارسی!

ما ایرانیا یه سوال چیپ و مس ه ای هم داریم با این عنوان: خب چی کارا می کنی؟

معنای کلمه "کار" بسته به اینکه در چه مقطعی از زندگیتون هستید فرق داره.

۱. معنیش تا قبل از ۱۸ سالگی: حالا عمو جون تو هم چند کلمه بنال که فک کنی داخل آدم به حسابت آوردیم اعتماد به نفست بره بالا.

اینجا شما در جواب لیستی از فعالیت های ک نه ورزشی هنری و ... رو ردیف می کنید.

۲. ۱۸ سالگی: اینجا منظورشون از کار دقیقا کنکوره! یعنی عمو جون میری یا نه؟ شما هم بر حسب اینکه دانشجو هستید یا نه یه جو میدین. کلمه "کار" در این مقطع زمانی خاص یه جور قتاله هم به حساب میاد اصلا میتونم به ضرس قاطع بگم عامل خودکشی پشت کنکوری های دهه های ۷۰ و ۸۰ همین جمله چی کار می کنی بوده!

۳. به فاصله ۴ تا ۷ سال بعد از ۱۸ سالگی: اگه شانس بیارین و زود دانشجو بشید میتونید ۴ الی ۷ سال سوال کننده ها رو بپیچونید

۴.بعد از فارغ حصیلی: اینجا منظور از کار دقیقا همون کاره. یعنی شغلت چیه

۵. بعد از " بعد از فارغ حصیلی": اینجا دیگه داشتن شغل هم جواب نمیده وقتی ازت میپرسن چی کار می کنی منظورشون از کار دقیقا "اون کاره" . حالا شاید واقعا شما یه "کارایی" هم ید ولی خب متاسفانه توی این فرهنگ نمیشه ازشون برداری کرد اینه که باید چرندیات سوال کننده رو تحمل کنید. مورد داشتیم از شدت فشاری که این سوال بهش میاورده رفته ازدواج کرده!!

توضیح: برای درک بهتر معنی کار در این مقطع زمانی پیشنهاد میشه به فرهنگ لغت هانس شنیر و ماری در "عقاید یک دلقک" مراجعه کنید.

۶. بعد از " بعد از بعد از فارغ حصیلی" : اگه انقد شل مغز باشید که توی دوره ۵ ازدواج کنید می تونید یه چند سالی در جواب اون سوال بگید: شوهر /زن گرفتم! یعنی واقعا از یه مقطع زمانی به بعد تاهل یه جور شغل به حساب میاد. اصلا خیلی از خانوم ها ازدواج می کنن فقط و فقط برای اینکه حوصله کار ندارن!! یعنی برای اینکه نگن بیکارن ازدواج می کنن! از همه جالب تر اینه که اون جواب پذیرفته ست و سوال کننده ازدواج رو یه جور کار میدونه که از کار هم کارتره!!

۷. چند سال بعد از دوره ۶: اینجا معنی کلمه کار دقیقا معنای پیشرفته ای از " اون کاره". یعنی "کارتون" فایده داشته یا عبث بوده!؟ چیا تولید کردید!؟ نکنه اصلا "کارِتون"، "کار" نمی کنه!؟

این میشه که مجبوری یه "کارایی" ترتیب میدین. ولی اگه فک کردید با این "کارا" میتونید یه عمر از زیر جواب دادن به اون سوال فرار کنید و باقی عمرتون رو در آرامش باشید سخت در اشتباهید! چون مرحله ۸ در راهه!

۸. چند سال بعد از "اولین کار مثمر ثمر": اینجا دیگه رسما با تعداد "کارای مثمر ثمرتون" کار دارن! قصد دارید دو تا "کار"داشته باشید یا نه!؟ کاراتون از چه ن؟ فاصله عقلانی بین کاراتون بهتره چند سال باشه!

بازم اگه فک کردید میتونید این مرحله رو هم با سلام صلوات یه جوری رد کنید اشتباه کردید چون این دفعه باید برای "کارای مثمر ثمرتون" دنبال"کار" بگردید وگرنه فرد نالایقی به حساب میاید و این مراحل تموم نشدنی تا آ عمر ادامه داره اگه آدم این راه هستید خب بفرمایید این شما اینم جاده ؛وچوک وچاک! ولی اگه همش از ترس بیکار شمرده شدنه به نظر من توی همون مرحله ۵ بمونید بهتره فوق فوقش میخوان بهت بگن بیکارِ علاف! بهتره از اینجوری آسف شدنه که!!



برچسب ها : معانی ضمنی "کار" در فرهنگ پارسی! - سوال ,جواب ,یعنی ,ازدواج ,کردید ,دقیقا ,مقطع زمانی ,فارغ حصیلی ,سوال کننده ,برای اینکه ,مثمر ثمرتون ,فارغ حصیلی اینجا
معانی ضمنی "کار" در فرهنگ پارسی!
بادمجان بم آفت نداره

پست ' بادمجان بم آفت نداره ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست بادمجان بم آفت نداره ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

بادمجان بم آفت نداره
از دیوانگی های دوره ای من همین پیش نویس پست های منتشر شدست چیزی ست شبیه حس نو خانه یا تغییر دکوراسیون؛ درسته که کاملا خلاف سنت وبلاگ نویسیه ولی من ازش حس خوبی می گیرم. البته هیچ کدام از پست ها رو پاک نمی کنم و با همه نظرات برای خودم بایگانی میکنم دوستانی که از دو سه سال پیش از پرشین بلاگ منو می شناسن میدونن که تا الان حدود 6-5 بار این کارو انجام دادم
دوست عزیز و با معرفتم لویی، ممنون که جویای احوالم شدی و دوستای وبلاگیت رو فراموش نمی کنی. حالم کاملا خوبه و فکر جوخه هم هنوز از سرم بیرون نرفته فکر نکنی حواسم نیست ها:)) این بستن کامنت ها موقتیه و فقط تا زمانیه که دوباره پستی بذارم
+ اینم زیر خاکی شده ولی من دوسش دارم



برچسب ها : بادمجان بم آفت نداره
بادمجان بم آفت نداره
زوال معنا

پست ' زوال معنا ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست زوال معنا ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

زوال معنا
طرف 38 ساله آنتن زنده و مرده تلویزیون رو کنترات برداشته هی مز ف میگه هر جور دلش می خواد میرینه به فرهنگ و دین مردم و سر پیری هم دست بردار نیست بعد به ی میگه دوربینی


برچسب ها : زوال معنا
زوال معنا
ممنون

پست ' ممنون ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست ممنون ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

ممنون

لویی عزیز ممنون بابت لینک گذاشتمش برای :))



برچسب ها : ممنون
ممنون
شب توی سرما کجا میخوابن؟

پست ' شب توی سرما کجا میخوابن؟ ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست شب توی سرما کجا میخوابن؟ ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

شب توی سرما کجا میخوابن؟

وقتی آقای میاد تو چشمامون نگاه میکنه و میگه موسساتی که خودمون بهشون مجوز دادیم پولتون رو یدن خب به جهنم پولتون رو ببرید موسسات معروف تر! یعنی خودمون یدم نوش جونمون هیچ غلطی نمی تونید ید نتیجه اون حرفا رو توی کمک به ز له زده ها میشه دید خیلیا دلشون میخواد کمک کنن اما ت رو میدونن و حتی می ترسن یه پتو دست اینا بدن چون میدونن یه گوشه رها میشه و به دست ی نمی رسه حالا خج هم نمی کشن گفتن کمک نقدی کنید آخه دست پول بدیم؟؟ خودش میگه به ما اعتمادی نیست من الاغم دستش پول بدم؟؟ راه ها هم که بسته هستن نمیشه خودمون بریم چه گِلی به سرمون بگیریم؟

وسط معرکه فکر رای جمع واسه انتخابات بعدی هستن خاک بر سرتون. جنازه مردم روی زمینه یه آب دست مردم ندارید بدید نوچه هاتونو میفرستین از خونه اب های ت قبل بگیرن اسمش رو هم میزارین گزارش مردمی (!) که خودتون رو ثابت کنید؟ جداً که باز تولید کیهان و جبهه پایداری در شمایلی جدید هستید. یک زمانی به دوستانی که رای میدادن گفتم اینا پوپولیستهای بدتری هستن اینم مدرکش. فقط یک لحظه تصور کنید الان سال 90 هست و ز له اومده و هنوز اجساد زیر آوارن زنده هایی که زیر آوار منتظر کمک هستن ت عرضه حتی رسوندن آب و پتو رو نداره ولی اولین کاری که کرده گرفتن از پروژه های ت یب شده ت خاتمیه! و شریعتمداری و رجا نیوز هم اولین اخبارشون رو به این بخش اختصاص دادن همین ما بهشون چی می گفتیم؟ کل فضای مجازی نمی ترکید ؟ تف و لعنت نمی فرستادیم به وقت نشناسی و فرصت طلبی و بودن طرف؟

حقانیت مبارزه با فساد و خواهی هر ی رو دقیقا در همین مصیبتها میشه سنجید.

* به طرف میگن مسکن مهر تازه ساخت ریخته جواب داده ما تحویل دادیم اون تحویل داده برید از اون بپرسید! ریلی؟ یادمه وقتی راجب سدهای غیر اصولی ازشون سوال می کردی می گفتن ما فقط تکمیل کردیم پروژه در تهای قبلی شروع شده برید یقه اونا رو بگیرید!!

** هر وقت ایرانی بفهمه به جای آدم ها طرفِ کار درست بایسته اون وقت ایران هم رنگ پیشرفت رو میبینه. هنوز مثل این قبایل اولیه گوشمون به دهن رییس قبیله ست از خودمون مغز نداریم که.



برچسب ها : شب توی سرما کجا میخوابن؟ - ت ,خودمون ,هستن ,میشه
شب توی سرما کجا میخوابن؟
خاطره وار

پست ' خاطره وار ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست خاطره وار ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

خاطره وار
انگشتم در یک " یت غیر ممکن" به فنا رفت. روی صندلی های بخش اورژانس نشسته بودم از درد حوصله چشم دوختن به گوشیم رو نداشتم ؛ ردیف جلوتر یه پسر بچه کنار خانمی در آرامش نشسته بود با گوشه چشمم می دیدم بعضی از افراد که رد میشدن یه چند ثانیه ای حرکتشون رو کند می و سرتای پای این دو تا رو ورانداز می . خانومی با مانتو سبز با پسر دست ش ته اش وارد شد و عین همون رفتار رو تکرار کرد و بالا تا پایین خانوم کنار بچه رو ورانداز کرد کنجکاو شدم چرا ملت اینجوری نگاه میکنن چند دقیقه بعد که ویزیت شدم از روبرو دیدمشون فک میکنید چی دیدم؟ یک پسربچه افغان!!!!! واااای چقدررررر عجیب!!!!!!!
پسربچه ای افغان که دستش ش ته و توی آتل بود
موقع وج همون خانم مانتو سبزه رو دیدم که کنار پذیرش ایستاده ناگهان دستش رو کرد لای ش و ش رو بیرون کشید!! کم مونده بود از خنده پخش زمین بشم :))))))
بعدا نوشت: الان که نگاه می کنم می بینم بهتره مودب باشم و به جای اون سه نقطه شبهه دار بگم به فنا رفت:)


برچسب ها : خاطره وار
خاطره وار
یادتونه؟

پست ' یادتونه؟ ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست یادتونه؟ ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

یادتونه؟

قضیه منا یادوتون میاد؟ آقا دوستا خودشون رو جر میدادن می گفتن عربستان حجاج رو در اثر تشنگی زیر آفتاب کشت یه آب دست حاجی ندادن. حالا هموطن خودشون توی مملکت خودش دو روزه رنگ آب رو ندیده و داره از تشنگی تلف میشه اینا لالن و فقط به ت گیر میدن گیرم ت فلان و بیساره آقاتون شخصا ورود بنومایند و رسیدگی کنن.

آخ آخ ببخشید یادم نبود شماها فقط میتونید کمک هاتون رو با هواپیما به همین بَغلا یمن و بفرستین کرمانشاه خیلی دوره!!!



برچسب ها : یادتونه؟
یادتونه؟
ضد تبلیغ

پست ' ضد تبلیغ ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست ضد تبلیغ ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

ضد تبلیغ
به سرم زده زنگ بزنم روابط عمومی ایرانسل و بگم خواهشا اون تبلیغ ستاره نمی دونم چی چی مربع رو پخش نکنید
دارم فک می کنم روی چه حس تیتراژ ابت لالالند رو تقلید کرده اونم توی کشوری که حرامه! یه مشت مرد رو ریخته تو خیابون گفته سرتون رو مثل برنامه عمو گ ت بدید به جای یدن!! طرفم انگار داره پرچم رو تو 22 بهمن ت میده سر و هیکلش رو غِل میده کف خیابون
واقعا چقد خنگ و داغونن اینا


برچسب ها : ضد تبلیغ
ضد تبلیغ
از دیگران

پست ' از دیگران ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست از دیگران ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

از دیگران

در فرآیند طلاق، همچنان نابرابری بازتولید می شود

مجمع


اسمش سمیرا است. می خواهد برای طلاق اقدام کند اما نمی تواند. از طرفی چون با قوانین خانواده آشنایی ندارد، مجبور است بگیرد و از طرف دیگر، از پس حق الوکاله برنمی آید. شاغل نیست و درآمدی ندارد. پدرش هم درآمد کافی برای حمایت از دخترش ندارد و از طرفی مستأجر است. می گوید: «اگر هم برای جمع آوری ج ه ام اقدام قانونی انجام دهم، جایی ندارم که وسایل را بگذارم. خانه پدرم که اجاره ای است. تازه هنوز یک خواهر و یک برادرم در خانه هستند و ازدواج نکرده اند. با یک بچه بروم خانه ٧٠متری دوخوابه، جای آنها را هم تنگ می کنم.»


وقتی نابرابری اجتماعی و اقتصادی در همه امور جامعه رسوخ کرده باشد، در تمامی امور قابل مشاهده است که یکی از آنها فرآیند طلاق است. پروسه ای که اکثریت ن ضمن تحمل انواع آسیب های عاطفی، اجتماعی، اقتصادی و حقوقی، به دلیل بار مالی این پروسه، از حق و حقوق خود می گذرند.


قوه قضائیه برای کاهش دادخواست های طلاق قوانینی را اجرا می کند که گرچه به لحاظ آماری شاید این روند کاهش یابد اما باعث آسیب های دیگری بر پیکره خانواده به ویژه ن می شود. یکی از قوانینی که از حدود ٣ سال پیش در دادگاه های خانواده اجرا می شود، اینست که اگر خانمی درخواست مهریه اش را داشته باشد، می بایست ٢,٥ درصد مبلغ ریالی مهریه خود را- به نرخ روز- به حساب قوه قضائیه واریز کند. گرچه این مبلغ پس از اتمام مراحل دادگاه- که تقریبا ٢ سال طول می کشد- به زن بازگردانده می شود، اما فراهم آوردن آن برای گروهی از ن که در طبقه اجتماعی- اقتصادی متوسط به پایین هستند و درآمدی از خود ندارند، مبلغ زیادی است. مثلا اگر مهریه خانمی ٢٠٠ سکه تمام بهار باشد و قیمت سکه را بر فرض یک میلیون تومان محاسبه کنیم، ٢.٥ درصد این تعداد سکه می شود، معادل ٥ میلیون تومان. این تنها یک نمونه از دادخواست هایی است که در فرآیند طلاق یک خانم می تواند به دادگاه ارایه دهد. در این پروسه ٥ دادخواست معمول دیگر چون؛ پرداخت نفقه به زوجه، پرداخت نفقه به فرزند مشترک (درصورت حضانت مادر)، پرداخت اجرت المثل، جمع آوری ج ه، حق ملاقات فرزند مشترک، درخواست طلاق- به غیر از شکایت های غیرمعمولی که زوجین از یکدیگر دارند- وجود دارد که اگر خانمی بخواهد برای هریک، یک پرونده با تشکیل دهد با پرونده اجرای مهریه می شود ٦ (و یا بیشتر) پرونده. یعنی اگر بخواهیم هزینه های حق الوکاله، اجرای مهریه، باربری برای جمع آوری ج ه و سایر هزینه های جانبی طلاق را حساب کنیم، تقریبا این پروسه برای یک خانم آسیب دیده از ٣٥ میلیون تومان به بالا برآورد می شود. در اینجاست که بسیاری از ن از حقوق بحق خود چون؛ نفقه، اجرت المثل و حتی قسمت عمده مهریه می گذرند.


قوانین حمایت از خانواده به خصوص حمایت از ن آسیب دیده در پروسه طلاق نیاز به اصلاح دارند نه این که موانع مالی برای کاهش آمار آن اجرا شود. هرچند طلاق به کل خانواده آسیب وارد می کند اما در این فرآیند ن و ک ن به خصوص ن فاقد شغل و درآمد و دارای پایگاه اجتماعی متوسط به پایین با بیشترین آسیب های حقوقی، مالی، عاطفی و اجتماعی مواجه می شوند. نابرابری که همچنان بازتولید می شود.


منبع:رو مه شهروند

جامعه شناسی علامه

@atu_sociology



برچسب ها : از دیگران - طلاق , ن ,خانواده ,مهریه ,می شود ,اجتماعی ,پرداخت نفقه ,برای کاهش ,فرآیند طلاق ,برای جمع آوری ,بازتولید می شود
از دیگران
میّتانه

پست ' میّتانه ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست میّتانه ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

میّتانه

قبلا می خواستم یه پست بذارم در ادامه پست قبلی ولی انقدر زمان از روی حرفایی که باید می گفتم گذشته که حرفام بوی نا گرفتن.

تازه گیا یه حس مس ه ای اومده سراغم. ترس از مردن مامانم!! البته کی نمی ترسه؟ ولی خب حسم باعث شده یه کارای مس ه ای م مثلا روزایی که میرم خونه مامان نصف شب ها از خواب بیدار می شم عین شبح میرم بالای سرش زل میزنم بهش ببینم نفس میکشه یا نه! منظم نفس میکشه یا نه! چند دقیقه همینجور می ایستم بعد راهمو می کشم میرم تا دو ساعت بعدش که دوباره بیدار بشم و همین روند تا خود صبح ادامه داره! روزایی هم که خونه مامان نیستم گاهی کابوس مردنش رو می بینم آ ین بار خواب دیدم صبح رفتم بیدارش کنم دیدم چشماش بازه خون توی چشماش جمع شده لباش خشک و چروکیده شدن و خون توشون جمع شده به سختی نفس می کشه صداش میزنم انگار گوش هاش هم درست نمی شنون دست پاچه میرم کمک بگیرم و از همین مز فات کابوسی. وقتی بچه ایم وقتی تازه معنی مرگ رو می فهمیم همینکه می فهمیم همه یه روزی می میرن ترس از دست دادن والدین اولین چیزی هست که سراغمون میاد اما این اصلا از اون حسا نیست نه سنم بهش میخوره نه زندگیم به مامانم وصله جنسش فرق داره شاید از سر عذاب وجدانه اینکه هیچ وقت دختر خوبی براش نبودم می ترسم تا قبل از جبران فرصتم از دست بره!

انی وی. این چند وقت دیدم حسم زیادی بوی مرگ میده یه پر و بالی هم بهش دادم آخه یه کوچولو خودآزاری هم دارم! از بین سریال های عهد بوقی hbo یکی پیدا که راجب مردن و مرده شور و این چیزا بود: six feet under. آدمیزاد چرا سریال می بینه؟ چون نمی دونه با عمرش چی کار کنه! مثلا همین سریال حدود 60 ساعت از عمر عزیزت رو میخوره یه چیزی معادل 30 تا سینمایی درست و حس . که چی بگه؟ یه مشت کرسی شعر!! البته بین این همه سریال ی فانتزیُ ابر قهرمانیُ پسا آ ا مانی این یکی غنیمتی بود برا خودش: مرده شور خونه خانوادگی!

گفتم چن کلمه اینجا بنویسم ی دیگه هوس کرد ببینه بدونه با چی طرفه. خب طرحش که جالب بود و از خود سریال هم خوشم اومد ارزش دیدن داشت اما الان فقط می خوام عیب هاش رو بگم.
شخصیت پردازی ها یکم مشکل داره مثلا دیوید و کیث دائم نقش پادری و خشنِ عصبی رو با هم عوض میکنن. توی یه فصل دیوید ذلیله تو فصل بعدی پاچه اونی که تا دیروز عین سگ ازش حساب میبرد رو میگره!! لیزا اولش عملا یه دختر خلُ چله که برای بیرون مورچه ها باهاشون مذاکره می کنه!! بعد در ادامه یه مادر و یه زن عاقله که مشکلش فقط آویزون بودن از نظر عاطفیه یه زن کاملا سنتی ( از اون سنتی هایی که قربون مادر شوهر میرن و ماساژش میدن!!) سنتی ها دیوانه هستن؟ با مورچه ها حرف میزنن؟ بعد همین آدم یهو (نمی خوام داستان رو لو بدم ) ابعادی از شخصیتش بیرون میزنه که نه با سنتی بودن هماهنگی داره نه اویزون بودن؛ بیشتر یه آدم بی پروا بدون اعتقاد به مرزهای دست و پا گیر اخلاقی به نظر میاد.

یه جاهایی حس بعضی قسمتهای سریال خیلی ریاکاره! مثلا یه زوج * خواه گذاشته توی سریال و تا آ هم ادعاش میشه که حق و حقوق این جماعتو به رسمیت می شناسه ولی چپ و راست بهشون میرینه! البته خیلی زیر پوستی. مثلا ترین نوع رابطه و داغون ترینش مال این دو تاست. تنها زوجی که با دست خودشون نفر سوم و چهارمی هم به جمعشون اضافه می کنن! سر قضیه بچه دار شدنشون هم حس سوژه خنده بودن خودم کلی به اون قسمت که راجب رحم* اجاره ای بود خندیدم. خب من تا یه جاهایی حس می شاید تصادفیه ولی هی که جلوتر رفت می گفتم به جون خودم یه مذهبی عَن پشت این سریاله. آ ای سریال هم یه جورایی از خودم می پرسیدم اینو ایرانیا نساختن؟ قسمتهای اول که کلا روش خا پاری خودشون رو خیلی شیک مس ه و یه جورایی جیغ زدن و تو سر کوبیدن ما ایرانیا تشویق هم شد!! البته اون نمونه فک کنم یونانی بودن نه ایرانی ولی کل پیام این بود که این مدلی تخلیه روانی شدن بهتره! همون حکایت مرغ همسایه غازه. فک کن یکی از شخصیت های اصلی سریال می میره توی وصیتش کفن و دفن سبز انتخاب می کنه!! یعنی عین مسلمونا کفنش میکنن میبرنش خارج از شهر بدون تابوت دفنش می کنن بعد هم بالای سرش شعر مولانا می خونن:)))) خب توی این سریال انواع خا پاری رو نشون دادن ممکنه بگیم حالا اینم یکیش ولی "سبز" رو از کجاشون درآوردن؟ احتمالا بیچاره ها از مسائل بهداشتی بهشت زهرا و آلودگی قبرستون های شهر های بزرگ بی خبر بودن وگرنه پیشنهاد چال آدما توی ای پر جمعیتی مثل کالیفرنیا رو سبز نمی دونستن همون مرده سوزی رو تبلیغ می ؛ البته نوعی که در یه ثانیه پودر بشی.
یا مثلا سقط* جنین رو خیلی کلیشه ای مورد انتقاد قرار می ده ( طرف روح بچه میبینه که ددی صداش میکنه بعد سرش رو بر میگردونه میبینه کلی بچه با شکل و رنگ های مختلف بابا صداش میکنن!!) ولی خب مشکلی هم با رابطه آزاد نداره. یه جورایی میگه: اسپرم مال ماست ولی خب مشکل شماست!!

یه جاهایی حال آدمو از هر چی مذهبه به هم میزنه کلا بر خلاف ظاهرش دوز مذهبش بالاست مثلا بیشترین انتقاد متوجه رفتار های زنی هست که به خدا اعتقاد نداره. اونو در حد یه فا*حشه ذلیل میکنن و به همین هم قانع نیستن و یه جایی روح شوهرش رو میبینه که بهش میگه برو با بردارت بخواب! تو که به خدا اعتقادی نداری پس نه بازخواستی هست نه حد و مرزی فقط می گم راحت باش!! هر چند توی کل سریال حرف زدن با روح مردگان به نوعی خیالات طرفه و حرفایی که توی ذهن خودشه رو در قالب پیام های یه روح میبینه ولی واقعا گه اش رو درآوردن اگه فک میکنن یه بی خدا هیچ اصولی نداره و توی ذهنش انقدر احمقانه اعتقاداتش رو به چالش می کشه یا هر کی بی خداست یه بار فکر خو دن با خواهر و برادرش به ذهنش رسیده!

البته همه اینایی که گفتم خیلی هنرمندانه گنجونده شده بود و انقدری تابلو نبود که نخوای بقیه سریالو ببینی یه جوریه که میتونن بگن: برداشت آزاده! ما منظورم این نبود فقط خواستیم بگیم اینام حرفین نتیجه گیریش با خودت!



برچسب ها : میّتانه - سریال ,مثلا ,البته ,همین ,خیلی ,میکنن ,خونه مامان
میّتانه
انه 4

پست ' انه 4 ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست انه 4 ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

انه 4

john doan--wake - waiting for the dawn

این پایینی متالِ اگه از این سبک خوشتون نمیاد حجمتون حروم نشه؛ ولی من بند uaral رو خیلی دوست دارم.

uaral - lamentos



برچسب ها : انه 4
انه 4
فوبیای پاچه شلوار

پست ' فوبیای پاچه شلوار ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست فوبیای پاچه شلوار ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

فوبیای پاچه شلوار

همیشه میگن عامل ترس ها و ناراحتی هاتون احتمالا در کودکی شماست ولی هیچ وقت هیچ ی نمیگه چه جوری این وضعو تغییر بدین یه نمونش رو میگم.

دیدین بعضی از آقایون فوبی زیپ شلوار دارن؟ یعنی به خاطر اتفاقات خنده داری که سر این زیپ شلوار افتاده مراقبن یه وقت زیپ شلوارشون باز نباشه. حالا من دقیقا همون فوبی رو دارم منتها فوبی پاچه شلواره. دلیلش هم بر می گرده به دوم ابت . یادمه مامان من خیلی حساس بود که لباس تمیز تنمون باشه روی این حساب وقتی می رفتیم مدرسه و بر میگشتیم باید از بالا تا پایین تمام لباسا حتی رو عوض می کردیم بچه ها هم که می دونید چقد رفتاراشون اعصاب خورد کنه مثلا من شلوارمو عوض می دو تا حلقه پارچه پرس شده روی زمین از خودم باقی میذاشتم اکثر اوقات هم مامانم جمعشون می کرد. یادمه یه بار عین اسکول شلوارمو با با هم درآوردم و همینطوری گوشه اتاق ولش مامانم که احتمالا سرش شلوغ بوده و نظارت نکرده برش نداشته بود فردا صبح که خواستم برم مدرسه همینجوری تنم کرده بودمش. مشخصه که چه اتفاقی افتاده بود موقع راه رفتن شو*رت دیروزی از پاچه شلوارم زده بوده بیرون و بدون اینکه خودم بدونم به پشت کفشم گیر کرده بوده تا خود مدرسه اینو با خودم برده بودم و بعد با هرهر دوستام توی مدرسه فهمیدم چه دسته گلی به آب دادم. عادت نگاه و چک پاچه شلوار از همون موقع توی مخم فرو رفت ولی متاسفانه بیش از حد عمیق شده طوری که هر ی توی خیابون چشمش میخوره به کفش من اگه مدت نگاهش از چند صدم ثانیه بیشتر بشه فک میکنم اون پایین یه خبرایی هست.



برچسب ها : فوبیای پاچه شلوار - مدرسه ,پاچه ,شلوار ,بوده ,لباس ,فوبی ,پاچه شلوار
فوبیای پاچه شلوار
دستور های خارج از گود!

پست ' دستور های خارج از گود! ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست دستور های خارج از گود! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

دستور های خارج از گود!

نود و نه درصد چیزی که به عنوان روانشناسی موفقیت می شناسیم شارلاتان بازیه مثال: اولین چیزی که سعی می کنن به خورد شما بدن اینه که برای موفقیت و مثلا پولدار شدن اول باید طرز فکر و نگرش خودتون به مسایل رو عوض کنید. خب این حرف درسته که همه چیز به نگاه ما بستگی داره ولی هیچ وقت اینو به شما نمیگن که طزر فکر و شیوه نگاهتون، زوایه دیدتون به موضوعات با شما متولد میشه مثل خل و خوی شماست مثل درونگرایی یا برونگراییه و قابل تغییر نیست. انگار که طرز فکر آدما مثل اشکال هندسی باشه که هر کدوم خصوصات ویژه خودشونو دارن مثلث نمیتونه قطر داشته باشه میتونه؟ این خصوصیت بهش چسبیده. حالا هی نصیحتش کن و مزایای قطر براش بگو!

طرز فکر آدما هم قابل تغییر نیست اونایی که میبینید زندگیشون تغییر کرده در واقع زاویه دیدشون رو تغییر ندادن بلکه یه سری از مهارتهایی رو که بلد نبودن ب و اینجوری ابعادی از شخصیتشون که از قبل هم وجود داشته ولی تا حالا مخفی بوده نمایان شده همین مهارتها رو ببر به یه نفر دیگه یاد بده دلیل نمیشه اونم بتونه همون نتیجه رو نشون بده! مثلا هر فرد موفقی رو در دنیای تجارت و شرکت های بزرگ و موفق ببینی متوجه میشی استعداد خوب دروغ گفتن رو داره همهشون یه زمانی از دروغ گویی بهره بردن ( البته منظورم از دروغگویی شارلاتان بازی و غالب گنجشک جای قناری نیست بلکه دروغ برای قاپیدن فرصتها توسط افرادیست که البته توانایی انجام وعده هایی که میدن رو هم دارن ولی همون زمانی که دارن وعده میدن هیچی تو چنته ندارن!) حالا بیا به یه نفر که بلد نیست دروغ بگه بهش بگو تمرین کن که دروغ بگی!! خب نمیتونه تابلو میشه. کلی فشار عصبی بهش میاد.

مثلا من هیچ وقت نمیتونم تاجر ،مدیر و یا فرد پولداری بشم. شخصیت من هم مثل همه آدما یه ابعاد مثبتی داره . اما همون ابعاد مثبت باعث ایجاد یه ضعف هایی در من شدن که قادر نیستم مدیر یا رییس جایی باشم اگه بخوام اون ضعف ها رو از بین ببرم همراهش ابعاد مثبت شخصیتمم از بین میره دیگه اون آدم قبلی نیستم که میشم یه نفر جدید! انگار بخوای از توی یه مثلث دایره دربیاری.



برچسب ها : دستور های خارج از گود! - دروغ ,تغییر ,حالا ,ابعاد ,دارن ,آدما ,ابعاد مثبت ,تغییر نیست ,قابل تغییر
دستور های خارج از گود!
انه۳

پست ' انه۳ ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست انه۳ ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

انه۳

می خواستم پست بذارم ولی طولانی بود به جاش اینا رو گوش کنید

از دیدن موزیک ویدیو زیر خسته نمیشم کیفیتش خیلی پایینه ولی بازم میشه احساس نوازنده رو از روی تغییرات صورتش حس کرد اگه حجم ندارید موزیک رو به صورت mp3 گوش کنید.

sparrow

adamhurst-sparrow mp3

موسیقی فیم چشمه

clint mansell - together we will live forever

این آهنگ رو هم دوست دارم

steven wilson - belle de jour



برچسب ها : انه۳
انه۳
نه نوشت

پست ' نه نوشت ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست نه نوشت ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

نه نوشت

نمی دونم شما هم تجربه مشابه منو داشتید یا نه ولی من یه سری خاطراتی از بچه گی خودم و بچه های فامیل دارم که نشونه این بود از یه سنی به صورت غریضی انسان دنبال ب درآمد و کاره تا برای زندگی آماده بشه و اصلا ربطی هم به ت و میزان درآمد خانواده نداره البته بودن خانواده هایی که چون خودِ پول رو به راحتی در اختیار بچه قرار میدادن میل به ب درآمد در بچه یا وجود نداشت یاخیلی کمرنگ بود . و خیلی از خانواده ها با این دلایل مس ه که آبرومون رو میبرن غرایض طبیعی بچه که اتفاقا پرورش اون باعث سعادت فرزندشون در آینده میشه رو سرکوب می . به هر حال خود درخواست پول از یه سنی نشونه اینه که بشر حس میکنه برای رسیدن به خواسته هاش به پول و ب درآمد نیاز داره. مثلا یادمه من خودم حدودای ۹ سالگی فکر درآوردن پول برای ید اسباب بازی بیشتر بودم و یا مثلا دختر ام به یه نتیجه جالب رسیده بود . من لواشک های باحالی درست می کرد که نمونه اش رو توی کمتر لواشک خونگی دیگه میدیدی دختر منم برای پول درآوردن این لواشک ها رو دور از چشم به بچه های محل می فروخت البته با پولش هله هوله های ممنوعه ای می یدیم که مامانا بابتش پولی بهمون نمیدادن و قایمکی میخوردیمشون! این میل به ب درآمد به قدری بود که گاهی روش های کلاهبرداری رو هم یاد می گرفتیم مثلا من یه جوجه داشتم که خودم بزرگش کرده بودم و تبدیل به مرغ شده بود و حیاط خونه رو به گند می کشید والدین منم تصمیم گرفتن مرغ بیچاره رو پِخخ. ولی خب من انقدرا هم مشنگ نبودم براشون شرط گذاشتم باید پول مرغ رو بدن چون خودم زحمت کشیدم بزرگش ! پولی که درخواست معادل دست کم ده تا مرغ بود!! بابام این پول رو داد. روز موعود برای نفله کرن مرغ بیچاره که رسید صدام رو انداختم رو سرم و گریه و نذاشتم البته پول رو هم پس ندادم اونا هم دلشون سوخت و شرط گذاشتن که پس از این به بعد گندکاریاش رو خودت تمیز می کنی. منم یه وقتایی تمیز می و خیلی وقتا هم نه! یادمه این روند فروختن مرغه یه بار دیگه هم تکرار شد و آ ش هم مرغه به مرگ طبیعی خودش مرد! الان که فک میکنم میبینم من پتانسیل خوبی برای تبدیل شدن به یه کلاهبردار رو داشتم از اینایی که یه خونه رو به ده نفر میندازن. یا مثلا چند تا دیگه از بچه های فامیل ماهی های آکواریوم خونه شون رو تکثیر می و بچه ماهی های مردنی رو به فامیل و آشنا غالب می .چپیزی که میخوام بگم این بود که این میل به ب درآمد به هیچ عنوان چیزی نبود که به ت ربط داشته باشه و فقط پسرا دنبالش برن با این حال پسر من وقتی به حدودای 15 سالگی رسید با درخواست خودش تابستان رو توی یه تولیدی مشغول به کار شد و پول پس انداز می کرد اما دیگه دختر ام دنبال پول نبود و یا احتمالا مثل من توی خیالاتش پول در میاورد و برای آینده و رشته یش برنامه می ریخت چون این تنها راه پول درآوردن آبرومندانه(!) برای ما دخترا بود!! خب تا حدودای 20 سالگی برام سوال بود چرا از یه سنی به بعد ما دخترا دیگه دنبال ب درآمد و مشخصا کار نیستیم؟ یا اگر هستیم فقط دنبال اندازه ای از درآمد هستیم که اصطلاحا " پول مانتو و عطر و لوازم آرایشمون دربیاد" یا در موراد بیشتر نهایتا پول ج ه مون!! چرا دخترا حتی وقتی وارد میشن خیلیاشون فقط میخوان مدرک بگیرن و دنبال کار نیستن و اونایی هم که دنبال کار هستن اکثرا قصد دارن تا زمان ازدواج کار کنن یا اگر ادامه میدن معمولا هیچ آمال و آرزویی برای آینده شغلیشون ندارن و بیشتر به یه حدی کمی از درآمد فکر میکنن و مثلا به این فکر نمی کنن که 15 سال بعد شرکت خودشون رو داشته باشن با فلان تعداد کارمند! مدتها به این موضوعات فکر می و این فکر ا همراه با تحقیر شدنهای مدام در اجتماع بود . تحقیر هایی که البته برام عجیب بود معدودی از دخترا به چشم تحقیر بهش نگاه می . تحقیر هایی که زمانی یه دختر پاش رو گلیمش دراز تر میکنه و میخواد وارد کارهای به اصطلاح مردونه بشه! حتی همین الان توی سال 96 هم وقتی دخترا وارد بعضی رشته ها میشن(اسم نمی برم چون توی محدوده های مختلف جغرافیایی فرق دارن و حتی خود من که تو تهران درس خوندم بین مردم پایتخت هم این افکار رو به وفور دیدم) به چشم آدمی بهشون نگاه میکنن که طفلکی ها می خوان به زور؛ بیش از توانمندی های مغیزیشون از خودشون کار بکشن! اصطلاح نذاشتم زنم کار کنه چون زنها زود ش ته میشن رو هم که خیلی شنیدین! حتی مشاغلی که هیچ ربطی به کار بدنی نداره. مدتها منم جواب های کلیشه ای به خودم میدادم که چون مردا قراره خانواده رو تامین کنن میل به ب و کار در اونا تداوم پیدا کرده و ما دخترا به صورت طبیعی و غریضی خونه نشین شدیم!! ما دخترا واقعا از نظر جسمی توانایی کار نداریم!! ولی هر چی بیشتر می گذره بیشتر مطمئن میشم که این اصلا طبیعی نیست بلکه کاملا به تربیت ربط داره و در واقع دقیقا از سنی که والدین ما تربیت تی رو شروع و ما بیشتر وارد اجتماع شدیم تمایلات شیرین و مشترک ما با پسرا نابود شد. این در واقع مقدمه پست بعدیم بود چیزی که مدتها بود می خواستم بگم ولی توی گفتنش یه جورایی لکنت داشتم و لکنتم با کتاب زن و سیامک ستوده باز شد.

+ ممکنه بگید زنها واقعا خسته میشن و خوب نیست کار کنن. ولی من بهتون میگم زنها همیشه در حال کار بودن و اتفاقا سخت ترین کارهای بدنی رو انجام میدادن فقط یک طبقه خاصی در طول تاریخ مجبور به کار سخت نبودن حالا چرا با وجود این همه پیشرفت و ماشینی شدن زنها کار کارمندی رو هم سخت میدونن و خسته میشن؟ غیر از اینه که کار خونه و بچه داری به کار بیرون اضافه شده و به خودی خود درآمد داشتن و کار بیرون خسته کننده نیست بلکه چند شغله بودن و استراحت ن خسته شون میکنه؟ باز هم ممکنه ی بگه نه من بچه ندارم و کار خونه نمی کنم بازم خسته میشم منم بهش میگم تو تا حالا تو زندگیت ت به خودت دادی؟ ورزش کردی؟ تغدیه ات خوبه؟
اصولا اینها بهانه ست چون مردها هم خسته میشن اصلا مگه قراره کار کنیم خسته نشیم؟ بیشتر این زنها نگران ش ته شدن و پیری هستن ! چرا زنها نگران پیری هستن؟ چرا فک میکنن به قیمت چین و چروک کمتر باید قید فعالیت های مفید رو بزنن و کنج خونه بشینن یا فقط کارمند باشن تا بهشون فشار نیاد؟ آیا واقعا اون میل طبیعی که توی بچه گی برای پول و درامد داشتیم از بین رفته یا شکل دیگه ای به خودش گرفته؟ من معتقدم به هیچ عنوان این میل زنها برای پیشرفت مالی از بین نمیره. یا سرکوب شده و بهش افسار زدن یا شکل دیگری به خودش گرفته.



برچسب ها : نه نوشت - درآمد ,زنها ,خونه ,دخترا ,خسته ,مثلا ,دختر ,زنها نگران ,خسته میشن ,تحقیر هایی ,برای آینده
نه نوشت
زنهای پر زور!

پست ' زنهای پر زور! ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست زنهای پر زور! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

زنهای پر زور!

یک چیزی توی ذهنم هست که مدتهاست باهاش درگیرم ولی نمیخوام زیاد هم مطمین راجبش نظر بدم ترجیه میدم بگم حسم و دریافت من اینجوریه.

من همیشه آدم سبک وزنی بودم یعنی تا یادم میاد همیشه کمبود وزن داشتم نه اضافه وزن و هر وقت هم رژیم گرفتم رژیم وزن اضافه بوده نه کم . البته الان از فیزیکم راضیم موضوع چیز دیگه ایه. وقتی لاغری خب طبیعتا زور زیادی هم نداری. از اونجایی که محیطی که ما خانم های ایرانی در اون زندگی می کنیم عموما از نظر تی تفکیک شده هست خب بیشتر تجربیات من با خانم هاست . اکثر خانم های ایرانی که من باهاشون مواجه شدم تپل بودن و اضافه وزن داشتن اینم به خاطر سبک زندگی و نحوه تغذیه ماست و فکر میکنم تپلی چیز خج آوری نیست. موضوع از این قراره که من هر جایی میرم یعنی پیاده رو اتوبوس مترو نمایشگاه کتاب سالن ورزشی پارک یا هر جایی که ممکنه برای چند لحظه با ازدحام جمعیت مواجه بشم هر بار خانمی به شدت با من برخورد کرده و دردم اومده طوری که چند سانتی متر پرتاب شدم!! به تازه گی در خیابانی ن شدم که پیاده رو کوچک و البته جمعیت زیادی داره همین باعث برخوردهای بیشتر میشه و هر بار هم من به نتیجه قبلی خودم بیشتر فکر میکنم. وقتی جوان تر بودم فکر می به خاطر کم وزنی شل ول هستم و راحت تعادلم رو از دست میدم بنابراین سعی می محکم تر راه برم:)) یا گاهی تلاش می زورم بیشتر بشه !! اما بعدتر به نتایج جالبی رسیدم این بار به برخوردها به صورت تی نگاه نتیجه خیلی جالب بود. به نظر شما مردها زور بیشتری دارند یا زنها؟ جالبه که به دفعات با آقایون برخورد داشتم حتی گاهی بهم کوبیده شدیم! ولی من اینقدر دردم نیومد!! بارها پیش اومده توی پیاده رو موقع رد شدن هر دو بی توجهی کرده و بهم برخورد کردیم ولی من پرتاب نشدم . نکته جالب دوم اینه که مدتیه توی پیاده رو به آدمها دقت میکنم مردها به ندرت وقتی از روبروی هم عبور می کنند بهم کوبیده میشن یعنی تا وقتی چشم هاشون داره میبینه اصولا یک طرف یا هر دو طرف کمی کج میشن تا از کنار هم عبور کنند اما زنها اینطور نیستند!!

حالا مطمین شدم من شل ول نیستم بلکه ریل م ! عضلات من تحت استرس و انقباض نیستند در غیر این صورت در برخورد با مردها هم باید پرتاب میشدم. میدونم که عضلاتی که در ح انقباضند احتمالا اون شخص یه اضطر داره بنابراین به رفتارهای دیگه ای از خانم ها دقت که بیشتر بهش میگن شعور اجتماعی! با تعجب دیدم زنها شعور اجتماعی رو در مقابل هم جنسانشون به خصوص اونهایی که نسبت بهشون یکم احساس برتری میکنند رعایت نمی کنند راحت خودشون رو میکوبن به طرف راحت پا رو میذارن روی پدال گاز و به قصد کشتن از کنارت رد میشن راحت صف رو رعایت نمی کنن خیلی راحت توی پیاده رو مثل بهت برخورد میکنن و خم به ابرو نمیارن و راهشونو میکشن و میرن ! توی مترو به راحتی بهت تکیه میدن و خستگی در میکنند. البته همه این رفتارهای وحشیانه بیشتر برای هم جنسانشونه.

داشتم فکر می آیا این بی نزاکتی ها ربطی به پایمال شدن حقوق زنها و تحقیر شدنشون در جامعه داره؟ چند تا از این زنها همون هایی هستن که معتقدند زن جنس دومه؟ آیا اگر آدم جایی که باید حقوق اساسی خودش رو بگیره و از انگ عقده ای بودن نترسه و نقش کلیشه ای زن خوب رو بازی نکنه عضلاتش راحت تر میشه؟ آیا ومی میبینه جایی کمتر ضروری و بی اهمیت مثل صف بقیه رو له کنه تا حس قدرمتند بودن ه؟ آیا اگر زنی خشونت فیزیکی رو تجربه نکرده باشه راحت خودشو توی پیاده رو به ضعیف تر ها میکوبه؟ اصلا چرا آدمهایی که ظلم میبینن دلشون میخواد همون چرخه و الگوی بیمار رو ادامه بدن ؟



برچسب ها : زنهای پر زور! - پیاده ,برخورد ,زنها ,جایی ,خانم ,میشن ,شعور اجتماعی
زنهای پر زور!
عطر خوش دموکراسی در وادیه:)

پست ' عطر خوش دموکراسی در وادیه:) ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست عطر خوش دموکراسی در وادیه:) ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

عطر خوش دموکراسی در وادیه:)

انتخابات پرشور در وادیه به اتمام رسیده و ۹۹ درصد مردم در انتخابات شرکت کرده و به علاالدین رای دادند:))))))



برچسب ها : عطر خوش دموکراسی در وادیه:)
عطر خوش دموکراسی در وادیه:)
اینم موقتیه

پست ' اینم موقتیه ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست اینم موقتیه ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

اینم موقتیه

رامبد جوان هم احساس مسولیت کرد و گفت رای بدیم! راستش با توصیه اش مشکلی ندارم از لحنش حالم بهم خورد. از عبارت "به من چه" در مورد تحریمی ها استفاده کرد. یادمه یه زمانی به ما تحریمی ها میگفتن " آرای خاموش" افرادی که باید بهشون احترام گذاشت چون ناراضیتیشون به حقه . اما حالا که شون از پل گذشته ماها شدیم " آرای به من چه!" اصلا هم اینطور نیست. من سال ۹۴ توی همین وبلاگ نوشتم که لیست امید رو لایق رای دادن نمی دونم اما بی تفاوت هم ننشستم دیدم نمیشه هیچ کدوم از طرفین رو راضی کرد رای ندن سعی آرای اصولگراها رو به سهم خودم کم کنم تاثیرم حدود ۸ یا ۱۰ نفر بود با چند نفر حرف زدم و سر لیستها و افرادی رو که به نظرم انگل سیاست بودند پاک و پیشنهاد دادم افراد کمتر معروف اما به ظاهر سالم تر رو قرار بدن اینجوری حرفم راحت تر قبول شد منم به هدفم رسیدم. الان هم فقط ۴ نفر رو تونستم از رای دادن منصرف کنم. من هرگز بین غلط و غلط تر مردم رو تشویق به رای دادن به غلط نمی کنم چون با گند زدن اونا حرف خودمم بی اعتبار میشه اما سعی می کنم به سهم خودم جلوی رای غلط تر رو بگیرم.

بعضی افرادی که برای تبلیغات میکنند قد هم شعور ندارند ناراحت نشید ها ولی واقعیته. خب میخواد بره به رای بده خب بده ولی اینکه همشون فک میکنن قابلیت تبلیغ رو دارن خنده داره. طرف ادبیاتش زشته پست هایی مینویسه در تحقیر بخشی از مردم و آرای اونها بعد فکر میکنه مردم عقلشون کمه بیان به ک د اینا رای بدن. مثلا آرای روستایی تحقیر میشه فکر میکنند همینکه تحریمی ها به رای بدن کافیه و اشکالی نداره به مردمی که به رییسی رای میدن تحقیر بشن والا دنیرو هم سگ و خوک رو برای ترامپ استفاده کرد نه افرادی که بهش رای دادن . کاش یکم شعورمون رو بالا ببریم. یا مثلا میخوان فرد به زعم خودشان ساده ای رو از رای دادن به رییسی منصرف کنند شروع میکنن به بدگویی از ! واقعا هم میفهمه نباید این کار رو کرد . به یکیشون گفتم ببین من برای صدر تا ذیل این نظام تره هم د نمی کنم بیا یه بازی اگه تونستی منو متقاعد کنی رییسی بده بخش زیادی از طرفدارانش رو هم متقاعد میکنی. من حافظه چندان قوی ندارم ولی شروع به شمردن پروژه های عمرانی که در دوره در همین دهات خودمون که اسمش رو گذاشتیم کلان شهر. گفتم نصف اون رو انجام داد؟ گفت همینا به اقتصاد ضرر زده گفتم ببین من نه اقتصاد دانم نه حوصله دارم این بار هم برای درآوردن دروغ اینا برم رشته اقتصاد بخونم حرفات قبول ولی طرف مقابلت میگه قبلا پولا کجا می رفت؟؟ چی بهش میگی؟ نزدیک انتخابات که وقت عقده گشایی نیست این همه سال بهش ریدید بس نیست؟ مردم اقتصاد خوانده نیستن اما مقایسه میکنن در هر دوره ای حتما کار مفیدی انجام شده که یه عده ای ازش بهره بردن به جای اینکه اون دوره رو سیاه و تاریک نشون بدی وقتت رو روی شخص رییسی بذار با هر ی باید با ادبیات خودش حرف زد. خود من با چند تا از این طرفدارانش حرف زدم به جای کوبیدن گفتم رییسی نیست بخشی از حرفهای زشتی که حامیان رییسی به ت قبل نسبت دادن رو گفتم سلب اختیار از رییس جمهور حتی برای انتخاب معاونش رو گفتم ماجرای اطلاعاتش رو گفتم و اینکه رییس ت قبل گفته هیچ حمایتی از اینها نمیکنه باور کنید توی همون چند دقیقه که حرف زدم تردید رو توی چهرشون دیدم نمیگم منصرف شدن ولی اثر و نتیجه اون از عقده گشایی و توهین به بخشی از مردم خودمون که قراره بین اونها زندگی کنیم بهتره. حالا همینا به ما میگن آرای به من چه!!

+ من میگم مار داره پوست میندازه به من میخندن بفرما . طرف بعد از نود و بوقی ترسیده پروستاتش بترکه بچه های یتیمش بیوفتن دست ما اشقیا. اینه که سفارش کرده یکی یکی اعلام براعت کنن طرف استعفا داده!! زرشک

++ من زمان خاتمی حق رای نداشتم ولی مامانم به خاتمی رای داد یادمه وقتی اومد خونه با خنده و بشکن گفت: تا بسوزن! آخه اون موقع علیه خاتمی خیلی حرفا زدن.

ع ی که مجیدی توی اینستاگرامش گذاشته بود رو به مامانم نشون دادم گفتم مامان جون تفلون نسوزه :)) مامانم خندید گفت دو دهه بعد یه ع میذارن رفسنجانی و ناطق و خاتمی و و رییسی(!) پشت خ ا م ن ه ا ی دارن میخونن اون موقع احتمالا باید بریم به رنگ قهوه ای رای بدیم :))

اینه که قسم خوردم هیچ وقت به ملا رای ندم اینا گوشت همو هم بخورن با استخوانشون برای ما مردم زاده میسازن:))



برچسب ها : اینم موقتیه - گفتم ,رییسی ,آرای ,دادن ,مردم , , ,عقده گشایی ,گفتم ببین
اینم موقتیه
سوتی دهی که من باشم:)))

پست ' سوتی دهی که من باشم:))) ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست سوتی دهی که من باشم:))) ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

سوتی دهی که من باشم:)))

کامنت لویی عزیز رو توی پست دیدم نوشته بود توی imdb اطلاعات اول رو پیدا نکرده الان زدم the words دیدم ای بابا این که هست چی میگه پس؟ بعد یه نگاه به پست انداختم کرکر به سوتی خودم خندیدم نوشته بودم worlds خخخخخخ خب من با تبلت پست گذاشتم و کلمات پیشنهادی کیبوردم هم world رو با تایپ سه حرف اول پیشنهاد داده منم بی دقتی و سوتی دادم



برچسب ها : سوتی دهی که من باشم:))) - سوتی ,
سوتی دهی که من باشم:)))
اینم موقتیه

پست ' اینم موقتیه ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست اینم موقتیه ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

اینم موقتیه

رامبد جوان هم احساس مسولیت کرد و گفت رای بدیم! راستش با توصیه اش مشکلی ندارم از لحنش حالم بهم خورد. از عبارت "به من چه" در مورد تحریمی ها استفاده کرد. یادمه یه زمانی به ما تحریمی ها میگفتن " آرای خاموش" افرادی که باید بهشون احترام گذاشت چون ناراضیتیشون به حقه . اما حالا که شون از پل گذشته ماها شدیم " آرای به من چه!" اصلا هم اینطور نیست. من سال ۹۴ توی همین وبلاگ نوشتم که لیست امید رو لایق رای دادن نمی دونم اما بی تفاوت هم ننشستم دیدم نمیشه هیچ کدوم از طرفین رو راضی کرد رای ندن سعی آرای اصولگراها رو به سهم خودم کم کنم تاثیرم حدود ۸ یا ۱۰ نفر بود با چند نفر حرف زدم و سر لیستها و افرادی رو که به نظرم انگل سیاست بودند پاک و پیشنهاد دادم افراد کمتر معروف اما به ظاهر سالم تر رو قرار بدن اینجوری حرفم راحت تر قبول شد منم به هدفم رسیدم. الان هم فقط ۴ نفر رو تونستم از رای دادن منصرف کنم. من هرگز بین غلط و غلط تر مردم رو تشویق به رای دادن به غلط نمی کنم چون با گند زدن اونا حرف خودمم بی اعتبار میشه اما سعی می کنم به سهم خودم جلوی رای غلط تر رو بگیرم.

بعضی افرادی که برای تبلیغات میکنند قد هم شعور ندارند ناراحت نشید ها ولی واقعیته. خب میخواد بره به رای بده خب بده ولی اینکه همشون فک میکنن قابلیت تبلیغ رو دارن خنده داره. طرف ادبیاتش زشته پست هایی مینویسه در تحقیر بخشی از مردم و آرای اونها بعد فکر میکنه مردم عقلشون کمه بیان به ک د اینا رای بدن. مثلا آرای روستایی تحقیر میشه فکر میکنند همینکه تحریمی ها به رای بدن کافیه و اشکالی نداره به مردمی که به رییسی رای میدن تحقیر بشن والا دنیرو هم سگ و خوک رو برای ترامپ استفاده کرد نه افرادی که بهش رای دادن . کاش یکم شعورمون رو بالا ببریم. یا مثلا میخوان فرد به زعم خودشان ساده ای رو از رای دادن به رییسی منصرف کنند شروع میکنن به بدگویی از ! واقعا هم میفهمه نباید این کار رو کرد . به یکیشون گفتم ببین من برای صدر تا ذیل این نظام تره هم د نمی کنم بیا یه بازی اگه تونستی منو متقاعد کنی رییسی بده بخش زیادی از طرفدارانش رو هم متقاعد میکنی. من حافظه چندان قوی ندارم ولی شروع به شمردن پروژه های عمرانی که در دوره در همین دهات خودمون که اسمش رو گذاشتیم کلان شهر. گفتم نصف اون رو انجام داد؟ گفت همینا به اقتصاد ضرر زده گفتم ببین من نه اقتصاد دانم نه حوصله دارم این بار هم برای درآوردن دروغ اینا برم رشته اقتصاد بخونم حرفات قبول ولی طرف مقابلت میگه قبلا پولا کجا می رفت؟؟ چی بهش میگی؟ نزدیک انتخابات که وقت عقده گشایی نیست این همه سال بهش ریدید بس نیست؟ مردم اقتصاد خوانده نیستن اما مقایسه میکنن در هر دوره ای حتما کار مفیدی انجام شده که یه عده ای ازش بهره بردن به جای اینکه اون دوره رو سیاه و تاریک نشون بدی وقتت رو روی شخص رییسی بذار با هر ی باید با ادبیات خودش حرف زد. خود من با چند تا از این طرفدارانش حرف زدم به جای کوبیدن گفتم رییسی نیست بخشی از حرفهای زشتی که حامیان رییسی به ت قبل نسبت دادن رو گفتم سلب اختیار از رییس جمهور حتی برای انتخاب معاونش رو گفتم ماجرای اطلاعاتش رو گفتم و اینکه رییس ت قبل گفته هیچ حمایتی از اینها نمیکنه باور کنید توی همون چند دقیقه که حرف زدم تردید رو توی چهرشون دیدم نمیگم منصرف شدن ولی اثر و نتیجه اون از عقده گشایی و توهین به بخشی از مردم خودمون که قراره بین اونها زندگی کنیم بهتره. حالا همینا به ما میگن آرای به من چه!!

+ من میگم مار داره پوست میندازه به من میخندن بفرما . طرف بعد از نود و بوقی ترسیده پروستاتش بترکه بچه های یتیمش بیوفتن دست ما اشقیا. اینه که سفارش کرده یکی یکی اعلام براعت کنن طرف استعفا داده!! زرشک

++ من زمان خاتمی حق رای نداشتم وای مامانم به خاتمی رای داد یادمه وقتی اومد خونه با خنده و بشکن گفت: تا بسوزن! آخه اون موقع علیه خاتمی خیلی حرفا زدن.

ع ی که مجیدی توی اینستاگرامش گذاشته بود رو به مامانم نشون دادم گفتم مامان جون تفلون نسوزه :)) مامانم خندید گفت دو دهه بعد یه ع میذارن رفسنجانی و ناطق و خاتمی و و رییسی(!) پشت خ ا م ن ه ا ی دارن میخونن اون موقع احتمالا باید بریم به رنگ قهوه ای رای بدیم :))

اینه که قسم خوردم هیچ وقت به ملا رای ندم اینا گوشت همو هم بخورن با استخوانشون برای ما مردم زاده میسازن:))



برچسب ها : اینم موقتیه - گفتم ,رییسی ,آرای ,دادن ,مردم , , ,عقده گشایی ,گفتم ببین
اینم موقتیه
بازم موقتیه

پست ' بازم موقتیه ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست بازم موقتیه ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

بازم موقتیه

عذرخواهی نامه معدن چیا رو که دیدم کرکر خندیدم و گفتم اگه این حسن از توی همین هم یه تبلیغ واسه خودش درست نکرد!؟ میگن آب رفته به جوی برنمی گرده ولی حسن ثابت کرده نه تنها برمی گرده بلکه دوبرابرش بر میگرده:))))

دفعه قبل که رفت بین معدنچیا و خورد، دار و دسته توییتری نوشتن که با اینکه میدونست بهش حمله میکنند اما بازم رفت چون شجاعه !! قدیم ترها می گفتن حافظه تاریخی ایرانی کوتاهه و مثلا جریانات دو دهه قبل کاملا از ذهنش پاک میشه اما این کوتاهی حافظه ظاهرا رسیده به آ ایمر! و مدت حافظه حتی به دو سه سال هم نمی رسه. اگه ایشون شجاعند پس اون کیف های ضد گلوله ای که سال اول جلوی مردم خودش اونم استقبال کننده و نه معترض می گرفت چی بود؟ نه عزیزم به شعور ما توهین نکنید نه حسن شجاعه و نه ما مردم. دلیل تفاوت رفتار از سال اول تا الان یکی انتخاباته و یکی هم شناخت روشن تر از ما مردم؛ نه شجاعت! بالا ه بعد از ۴ سال اینم فهمید که حتی کشته شدن عزیزانمون هم نمی تونه باعث بشه ما بهش صدمه ای بزنیم! بنابراین خیلی شیک رفت بین کارگرا.

الان هم این عذرخواهی اصلا به ضررش نمیشه یه سند جور میکنن که ی که کارگرا رو مجبور کرده اصولگرا بوده!:)))) و البته سند هم واقعیه:)))))

تا زمانی که مردم باور دارند درون یک حکومت میشه یه ت تشکیل داد این روش در مورد همه چی جواب میده هر اتفاق زشتی رو میشه حواله حکومت کرد و هر اتفاق خوبی نتیجه مبارزه ت علیه حکومته!

حتی میشه عمدا اتفاقات زشتی رو با تطمیع عده ای رقم زد تا بعدش از خود قهرمان سازی کرد.

+ چی می تونم بگم ؟ دمش هم گرم نون عقلش رو میخوره خب شنونده هم عقلش رو آکبند نگه نداره به کار بندازه.



برچسب ها : بازم موقتیه - میشه ,مردم ,حافظه
بازم موقتیه
قلعه ح ی و ا ن ا ت

پست ' قلعه ح ی و ا ن ا ت ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست قلعه ح ی و ا ن ا ت ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

قلعه ح ی و ا ن ا ت

گاهی با نظرات نوجوانانی روبرو میشم که در مدارس مذهبی یا ای متعصب زندگی میکنن و تربیت خانوادگی هم اون فضا رو تشدید میکنه شنیدن نظراتشون در رابطه با مخالفان فکری و واژه هایی که استفاده میکنند حقیقتا ترسناکه نمیخوام بگم وضع گروه مقابلشون خیلی گل و بلبله ولی لااقل در گروه دوم خشونت مقدس نیست و توجیه خ نداره خشونت در گروه دوم تنها به بهانه مقابله استفاده میشه بنابراین امیدی هست شاید وجدان و فضای محبت آمیز روشون تاثیر بذاره یه روزی عوض بشن اما گروه اول تروریست های کوچولو هستن!! ف هایی که منو یاد سگ های در خدمت خوک های قلعه حیوانات میندازن.

انگار این وضعیت تمومی نداره



برچسب ها : قلعه ح ی و ا ن ا ت - گروه
قلعه ح ی و ا ن ا ت
دلم حیوون خونگی می خواد

پست ' دلم حیوون خونگی می خواد ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست دلم حیوون خونگی می خواد ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

دلم حیوون خونگی می خواد

من سگ و گربه ها رو خیلی دوست دارم تازه گیا دلم ضعف میره برای هاسکی. انقد دلم می خواد یه توله هاسکی ب م.

+ به قدری نسبت به سلامتیم بی نفاوت شدم که امشب دلم شدیدا برای گلبول های سفیدم سوخت!



برچسب ها : دلم حیوون خونگی می خواد
دلم حیوون خونگی می خواد
دلم می خواد از اینجا برم یه جای دور

پست ' دلم می خواد از اینجا برم یه جای دور ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست دلم می خواد از اینجا برم یه جای دور ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

دلم می خواد از اینجا برم یه جای دور

امروز متوجه یه نکته دردناک شدم. توی این مدت خیلی از اطرافیانم ( شامل مجازی و حقیقی) منو نا امید البته این دلیل نمیشه که تنها به خاطر کاری که به نظر من غلطه و به نظر اونا درست، سرزنششون کنم .

پر واضحه که معنی اصرار این افراد برای رای دادن به رو درک می کنم ترسشون رو می فهمم ولی یک چیز حقیقتا منو ناراحت کرد . اینکه تلاش و انرژی این آدمها در راه غلطی مصرف میشه . یکی از همینا که خیلی دوستش دارم نظرش اینه که روی اطرافیانمون کار کنیم و جلوی رای غلط دادنشون رو بگیریم( یا رای ندادن!!) خب حرفش درسته ناراحتی من از اینه که تا قبل از این تصور می منظور این افراد پله پله جلو رفتنه یعنی اول مردم رو از رای غلط دور کنن و بعد به مسیر درست ببرن . اول به واسطه رای به گزینه بد ، فرد تندرو رو حذف کنن بعد مردم رو تشویقش کنن زمینه ای به وجود بیارن که گزینه های خوب و جدید وارد میدان بشن تا اینطوری تجارب به نسل جدید هم منتقل بشه ولی الان میبینم نههههه گزینه مطلوب از نظر اینها ی مثل ه! ( دیگه اسم از انی دیگر نمی آورم چون اوضاع وخیم تر از اونیه که فکر می اسم آوردن از اون آدما که دیگه خطر شدن داره چون حقیقتا مورد پرستش این گروهند!) الان میفهمم چرا ما هر بار مجبوریم بین بد و بدتر انتخاب کنیم با اینکه باید خیای وقته پیش از این مرحله عبور می کردیم.

الان فهمیدم چرا ما به جایی نمی رسیم چون اون انی هم که فکر میکنن باید مردم رو راهنمایی کنن خودشون توی بیراهه هستن. من خیلی ساده لوح بودم که فکر می متوجه نیستند چه می کنند اینها هم مثل اون اقلیت خوب میدونن چه میکنند این انتخاب اونهاست، دوست دارند اینطور زندگی کنند مثل اقلیتی که دوست دارند به سبک علم الهدی زندگی کنند! از نظر ما زندگی به سبک علم الهدی سخت و طاقت فرساست اما اونا اینطور دوست دارند ؛ این گروه هم مثل همینها هستن. برای من سوال بود چرا از ۴ سال پیش بعد از موفقیت در انتخابات تمام تلاش این افراد متوقف شده و دیگه کاری با روشنگری ندارند! و چرا دوباره متظرند تا انتخابات بشه و مردم رو از رای غلط دور کنند!! الان جوابمو گرفتم اوضاع کاملا روشن و شفاف بوده از این شفاف تر نمی شده!! ۳۸ سال دیگه نوه هامون دارن تلاش میکنن گند های ما رو جمع کنند تا خودشون یه گند جدید بزنن:)))))))

مردم کور نیستند اشتباهات ما رو در فهم موضوعات مختلف میبینند شاید برخی سوادشون از عده ای کمتر باشه اما یه چیزایی رو غریضی و حسی میفهمن همینکه ما تلاشی برای بهبود خودمون نمی کنیم باعث میشیم همیشه رای غلط وجود داشته باشه همیشه حنامون پیش عده ای رنگ ببازه در واقع ما مسول وجود دایمی رای های غلط هستیم!! اصلا شاید ناخودآگاه دلمون نخواد هیچ وقت رای های غلط از بین برن تا این وضعیت ادامه پیدا کنه و ما با حقیقت نادانی خودمون مواجه نشیم!

اینکه آدم بفهمه و اعتراف کنه نادون بوده خیلی درد داره برای همین عجیب نیست دست به هر توجیهی بزنیم تا مجبور به این اعتراف نشیم.



برچسب ها : دلم می خواد از اینجا برم یه جای دور - مردم ,خیلی ,الان ,دوست ,زندگی ,دارند ,دوست دارند ,زندگی کنند
دلم می خواد از اینجا برم یه جای دور
یه موقتی دیگه

پست ' یه موقتی دیگه ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست یه موقتی دیگه ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

یه موقتی دیگه

میگن ملا نصرالدین نشست روی اسب و شروع کرد به تاختن ولی چون سواری بلد نبود همین جوری که اسب می دوید این از سر اسب رسید به دمش. بعد هم داد زد این اسب تمام شد اسبی دیگر بیاورید:))) الان چکیده آ ین مناظره هم میشه این: این حکومت تمام شد حکومتی دیگر بیاورید.

اگه فردا روزی حکومت دیگری آوردند و از نو و جهانگیری رییس حکومت جدید شدن اصلا تعجب نکنید مدل ما ایرانیا همینجوریه:)))

از قالی و ریسی چی بگم؟ ولشون کن

ولی اگه فقط یه دلیل برای رای ندادن امثال من میخواین :

در حالی به ریسی میتوپید که خودش برای ماست مالی پرونده قالی "مرام" و " مردانگی" (!) به ج داده بود. خب عزیزم ریسی هم داشته مردونگی می کرده مردونگی فقط برای شما خوبه؟ اصلا توی این ۳۰ سال همتون برای همدیگه مرام و مردونگی به ج دادین نمی دونم چرا الان یادتون افتاده پته های همو بریزین رو آب !

فک کنم بوی حلوای همشون بلند شده:)))))

یا مثلا ادعا میکنند زمینها رو به قیمت روز یدن من نمیدونم چه اصراریه که اینا املاک کارشناسی شده ب ند . عزیزم خیلی درست کار تشریف داری مثل بقیه مردم زمین ب . ما هر وقت میخواهیم ملک ب یم یا به آگهی های رو مه ها مراجعه می کنیم یا میریم مشاور املاک می گیم زمینی به فلان اندازه در فلان محدوده با فلان شرایط می خوایم اونها هم برامون پیدا میکنن هیچ شبهه ای هم نداره!

الان یعنی ما یم؟

ما مردم جلف و ی شدیم چرا که قبلا به فساد حساسیت نشون می دادیم اما الان فقط برامون مهمه که فساد طرف مقابلو بکوبیم تو صورتش. ما هیچ پیشرفتی نکردیم ما همون آدمهایی هستیم که اگه توی ده مون فامیلمون با ی دعواش میشد قبل از اینکه بپرسیم جریان چی بوده با شن کش و بیل میرفتیم حمایتش ! لیاقت چنین مردمانی حتی آغا محمد خان قاجار هم نیست که خوبه!!

+ پیشنهاد میکنم یه بار دیگه ویدیو دهن بازهای سوریلند رو ببینید.



برچسب ها : یه موقتی دیگه - الان ,فلان ,مردونگی , ,حکومت ,ریسی ,دیگر بیاورید
یه موقتی دیگه
عنوان ندارد

پست ' عنوان ندارد ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست عنوان ندارد ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

عنوان ندارد

مادربزرگ من( مادر پدرم) وقتی خیلی جوان بوده بیوه میشه و چند بچه رو با حقوق کارگری خودش بزرگ میکنه زمان فوتش حداقل دو دهه بود که بازنشسته شده بود ولی خب همه میدونن که بازنشسته ها چه بخور نمیری میگیرن من همین الان با مقایسه دارایی های مادربزرگم در زمان مرگش به این نتیجه رسیدم جناب قالیباف از مادربزرگ من هم فقیرتر بودن واقعا چه موجود زحمت کش و کم توقعی هستن ایشون !! از همینجا اعلام میکنم به پاس زحماتشون حاضرم بخشی از ارث مادربزرگم رو که به ما رسیده بهش ببخشم دلم براش سوخت:))))) البته این خاصیت پاکدستی تمامِ استوانه ها ستون ها در و پنجره انقلابه و ما که اصلا ندیدیم برای خودشون چیزی بردارن:))))



برچسب ها : عنوان ندارد
عنوان ندارد
شوووووور

پست ' شوووووور ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست شوووووور ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

شوووووور

شور انتخابات انقد مردمو گرفته که اگه دیدید آرای ماخوذه به ۶۰ میلیون رسید نباید تعجب کنید :)))))

بعدا نوشت: بعد از مناظره واقعا موندم ما مردم به علا الدین رای بدیم یا علا الدین :)))))



برچسب ها : شوووووور
شوووووور
هههههه

پست ' هههههه ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست هههههه ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

هههههه

وااای وااای یکی منو نجات بده لیست اموال قالیباف رو دیدم دارم از خنده می میرم:))

زن قالیباف با پس انداز های ۸ میلیونی خونه ۳۰۰ متری یده؟ خخخخ

قالیباف با این لیست رسما گفت داره توی خونه زنش زندگی میکنه و عرضه زنش از خودش بیشتر خب زنت ک د میشد ما به اون رای میدادیم ظاهرا فکر اقتصادی بهتری داره:))

اینی که بعد از این همه سال نمیتونه برای زن وبچه خودش خونه ب ه میخواد مردم به قول خودش بدبخت رو خوشبخت کنه؟ خخخخخخ



برچسب ها : هههههه - خودش ,خونه ,قالیباف
هههههه
سوال یه مار گزیده

پست ' سوال یه مار گزیده ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست سوال یه مار گزیده ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

سوال یه مار گزیده

مارها وقتی رشد می کنند وقتی فربه تر میشن دیگه پوست قدیمی شون جوابگو نیست بنابراین پوست میندازن.

افراد ساده با دیدن پوست مار توی بیابون، فک میکنن ماری که پوست انداخته یه قدم به مردن نزدیک شده! اونم صرفا به این دلیل که سنش رفته بالا!! در حالیکه پوست مار نشونه اینه که یه مار از سرما، گرما، شکارچی، کمبود آب و غذا جون سالم به در برده و نتیجه یه ما بزرگتر ، با تجربه تر ، شکارچی ماهرتره که اتفاقا پوست نو و براق و زیبایی داره!!

اونایی که از مار میترسید : از ذات موذی و شکارچی بودن، نیش بزرگ و زهر کشنده مار می ترسید یا از پوست به اون خوشگلی؟؟

+پوست اندازی ذات مار رو عوض می کنه؟ یعنی مثلا مار رو تبدیل به قو میکنه؟؟



برچسب ها : سوال یه مار گزیده - پوست
سوال یه مار گزیده
من چقد خوشبختم

پست ' من چقد خوشبختم ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست من چقد خوشبختم ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

من چقد خوشبختم

از نشانه های خوشبختی اینه که به باقلا حساسیت نداشته باشی و بتونی یه کاسه پر باقالی بخوری هیچیت هم نشه:)



برچسب ها : من چقد خوشبختم
من چقد خوشبختم
شوووووور

پست ' شوووووور ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست شوووووور ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

شوووووور

شور انتخابات انقد مردمو گرفته که اگه دیدید آرای ماخوذه به ۶۰ میلیون رسید نباید تعجب کنید :)))))



برچسب ها : شوووووور
شوووووور
چند تا خاطره

پست ' چند تا خاطره ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست چند تا خاطره ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

چند تا خاطره

یکی از دوستام پیام داده پس بشین منتظر ۸ سال دفاع مقدس سوم باش :)

منم چون مرغم یه پا داره به جای اینکه خاطرات بد یادم بیاد یاد خاطرات بامزه افتادم.

یادمه دقیقا توی دورانی که قرار بود به جوانان ارزشی در عرصه مجازی بها داده بشه ( رسما رو آباد از نظر کمی!) شراگیم یه پست گذاشت که من تا دو روز یادش میوفتادم خندم می گرفت . داشته از یه جا رد می شده یه بنر میبینه که به یه برادری تبریک گفته بودن بابت رتبه اول در وبلاگ نویسی. اینم نامردی نکرد و بچه رو توی وبلاگش سوژه خنده کرد لینکش رو هم گذاشته بود. نوشته بود واقعا انصافه آمارگیر من این همه خواننده رو نشون میده اول نشم این اول بشه تازه نصف وبلاگشم فقط ع های آقاست :)))))

یادش بخیر بودجه های فرهنگی ج بعضیا می شد جهت گسترش ارزش ها؛ البته نتیجه ع داد جامعه از این نظر کلا منقبض شد :)) تعداد زیادی خانم(!) بودن که وبلاگ میزدن ما زن دومیم خیلی خوبه:))) یا طرف وبلاگ میزد شوهرداری ی یاد میداد کلی آسمون ریسمون میبافت راجب شغل خانوما . فردای انتخاب یه عده زیا ون دسته جمعی غیب شدن:)) البته بعدش دیدن هر چی هم قطع بشه بودجه اینا قطع نمیشه اینه که الان مهاجرت به تلگرام!

یادمه همون زمان توی وبگردی هام یه وبلاگی رو دیدم که یه طلبه مشاوره میداد. متخصص همه چی هم بود از امور ج گرفته تا تربیت بچه و ....

یه پستی توی وبلاگش دیدم که تا چن روز سوژه خنده منو زیبا بود. یه دختره مشاوره خواسته بود راجب شوهرش. نوشته بود من همونی هستم که ۹ ماه پیش فلان سوال رو پرسیدم شوهرم بدتر شده و چند بار وقتی رفتم خونه حس شوهرش در غیابم زنی رو میاره خونه. خلاصه با هم دعوا داشتن و می گفت کارشون به زد و خورد رسیده و شوهرش رو کتک میزنه و ماس کرده بود کمکش کنن پایین پست هم دو تا لینک مرتبط بود که سوال ۹ ماه پیش خانم بود. روی اولین لینک پایین صفحه کیلک تا پست ۹ ماه پیش همون خانم و جواب مشاور رو بخونم چون سوال آ ش رو جواب نداده بود!

دیدم نوشته من همونی هستم که پارسال فلان سوال رو پرسید :) دیگه ادامه پست رو نخوندم زدم روی لینک اولین سوالش تا از اول ماجرا رو از دو سال پیش بخونم. اولین سوالش این بود که یه دختر حاجی بازاری و مذهبی و پولداره و خیلی سنتی با یه آقایی شبیه خانواده خودش عقد کرده بعد از یکی دو ماه توی گوشی شوهرش ع های خفن پیدا میکنه میره لپ تاپ پسره رو میگرده کلی هم اونجا پیدا میکنه با هم دعوا میکنن اونم میگه خوب میکنم به تو چه :))))) دختره هم میره به مادر پسره میگه فلانی ع های ناجور داره :))))) مامانه هم پسره رو دعوا میکنه و پسره هم دست از پا درازتر جلوی مامانش ع ا رو پاک میکنه ( عجب مهد کودکی بوده) . دختره دست بردار نبوده هر روز انقد کنجکاوی میکنه که لابه لای کارگاه بازیاش ع ای یه خانومی رو هم پیدا میکنه مادرشوهره هم اعتراف میکنه اینا ع های نامزد قبلی پسرشه ولی خودش اجازه نداده ازدواج کنن چون دختر خوبی نبوده!!!و تو نگران نباش من میگم پاکشون کنه و پسر من تو رو دوست داره و از همین حرفا . یه سری هم سر این پنهان کاری با همسرش دعوا میکنه ولی یه کلمه هم به خانواده خودش چیزی نمیگه باز یه ع های یادگاری پیدا میکنه که مادره میگه مربوط به سفرهای تایلند پسرشه که چند بار مجردی رفته( خود دختره اصرار داشت بگه این نشونه بدیه! والا من بی تقصیرم قضاوتی هم نمی کنم ) دختره گفته بود من دیگه بهش اعتماد ندارم توی خانواده ما طلاق بده منو راهنمایی کنید .

فک می کنید مشاور - طلبه ی گرامی چه جو داده بود؟ از دختره سوال کرده بوده: دخترم شما با نامزدت رابطه ج داری یا نه؟ دختره هم نوشته بود هنوز ب ا ک ر ه ست . مشاور جواب داده بود: پس باهاش داشته باش و بهش محبت کن خوب میشه طوری نیست :))))))) کل موضوع نامزدی قبلی که مخفی شده بود و انگی که مادر پسره یه طرفه به نامزد سابق پسرش زده بود و سفرهای تایلند آقای مذهبی که به چادر خانومش خیلی حساس بود کمترین موضوعیتی براش نداشت :)))))

دختره یه سال بعد دوباره سوال پرسیده بود اندفعه نوشته بود: طبق توصیه تون عمل ولی شوهرم با اینکه میدونه من بدم میاد جلوی من پ و ر ن تماشا میکنه ،تلفن های مشکوک داره، چند بار شنیدم با یه خانومی تلفنی حرف میزنه ولی بعدش انکار کرد. قهر میکنه باید برم نازشو بکشم. چند وقت دیگه عروسیمونه. مشاوره اندفعه مثلا جدی تر شده بود گفته بود بره از بزرگترای پسره کمک بخواد ولی بیشترین تاکیدش بازم رابطه ج ! و محبت بود.

سوال آ که با شوهرش کتک کاری میکزدن ۹ ماه بعد از سوال دومش بود که طلبهِ این دفعه جوابش رو نداده بود:)))))

برای زیبا با صدای بلند سوال و جوابها رو میخوندم و میخندیدم .مشاوره با خودش گفته بود این دختره دیگه چه خنگیه من دوبار گند زدم به زندگیش باز اومده ازم سوال میپرسه :)))) دیگه گناه داره بسشه :)))

اسکول با اینکه از راه حل های طرف جواب مثبت نمی گرفته بازم به همون آدم مراجعه می کرد انقدر خنگ بود با اون همه ثروت نمی رفت پیش یه مشاور درست و حس نه یه نفر توی نت که معلوم نیست کیه و چه کارست!! حداقل یه بار حضوری می رفت پیش یه مشاور!



برچسب ها : چند تا خاطره - میکنه ,سوال ,دختره ,پسره ,مشاور ,نوشته ,پیدا میکنه ,مادر پسره ,سفرهای تایلند ,دعوا میکنه ,خانواده خودش
چند تا خاطره
تاسف آوره

پست ' تاسف آوره ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست تاسف آوره ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

تاسف آوره

من عضو چند تا کانال بودم که نویسندهاشون افراد شناخته شده و معروفی توی حوزه فلسفه یا اقتصاد یا هنر یا جامعه شناسی بودن. با اینکه بدون توجه به گرایشات این آدما مطالبشون رو میخوندم و دوست داشتم اما وقتی دیدم خیلی واضح از اشخاص خاصی حمایت میکنن قید کانال و مطالبشون رو زدم. به نظرم شأن این چهار شاخه پرطرفدار بالاتر از اونیه که آدم اینجوری مستقیم به حمایت از شخصیت های آلودشون کنه. یه تحصیلکرده اقتصاد میتونه برنامه های اقتصادی نامزد ها رو نقد کنه یا معایب کارای فرهنگی و اقتصادی ت فعلی و قبلی رو بگه اما تابلو حمایت یا عقده ای نقد حال آدمو بهم میزنه.

یه چیزی به این افراد دلم میخواست بگم: شما ا گرفتی، هزار تا ( یا حتی بالاتر) مخاطب داری ولی هنوز هم وقتی میخوای یو بکوبی از کلمه همپالگی فلانی و بهمانی استفاده می کنی؟ هنوز هم آدما باید بابت رفت و آمد با انی که شما ازشون خوشتون نمیاد جواب بهتون پس بدن؟ الحق که ادبیاتتون با دهه نورانی شصت تفاوتی نداره حتی اگه اون موقع تازه به دنیا اومده باشین! اصلن دهه ۶۰ یه مکتب با ادبیات مخصوص خودشه!!

از مبلغان آقای گاز انبر بیشتر از این هم توقع نمیره حتی اگه فلسفه خونده باشن!

+ اگه گذاشتن بشینیم سر جامون رای ندیم! انقد دیکتاتوریشون رو غلیظ تو چشم آدم میارن که آ ش منم پاشم برم رای یدم.

بعدا نوشت: همون فایزه هاشمی خوبه که میرینه به این جماعت. به خاطر چموش بودن و ایستادن توی روی این آدما از معدود فرزندان مسولین هست که ازش خوشم میاد.



برچسب ها : تاسف آوره - حمایت ,آدما ,
تاسف آوره
مدیریت ایرانی

پست ' مدیریت ایرانی ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست مدیریت ایرانی ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

مدیریت ایرانی

به این همراه اول باید گفت : ماذا فاذا؟

دایم پیامک میده که مشترک گرامی قبض کاغذیت رو غیر فعال کن بعد چند وقت بعد خودش جواب خودش رو میده که از دوره بعد به دلیل حمایت از محیط زیست قبض نمیدیم! یادم نمیاد از چه زمانی بود ولی حداقل ۶-۵ ساله که قبض صادر نمیشه حتی یکی دوبار بار امتحان درخواست قبض دادم ببینم قبض میده؟ دیدم خیر اصلا به انتخاب ما ربطی نداره. حالا معلوم نیست حکایت این پیامک ها چیه. احتمالا یه عده دارن هزینه صدور قبض کاغذی رو از یه عده دیگه می ن!



برچسب ها : مدیریت ایرانی
مدیریت ایرانی
آدم های "علی ایحال" طور

پست ' آدم های "علی ایحال" طور ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست آدم های "علی ایحال" طور ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

آدم های "علی ایحال" طور

تیپ های مختلفی وجود دارن ریش دار ، بی ریش ، یه مدل خاصی از ریش گذاشتن، چادری، فشن و ...

در اکثریت مواقع میشه تیپ فکری این آدما رو از روی لباس یا ظاهرشون حدس زد ، البته فقط حدس اونم آروم توی ذهنمون نه قضاوت قطعی چون خیلی موارد ممکنه غلط از آب دربیاد. اصولا عمل بر اساس این نوع از قضاوت ها صورت خوشی نداره و بی انصافیه.

حرف زدن هم یه جور تیپه مثلا من فهمیدم بین مذهبی های تحصیلکرده که ادبیات خاصی هم دارن یه تیپ آدم ازشون منشعب میشه که به کلمه "علی ایحال" علاقه زیادی دارن و بکشنشون هم از معادل اون استفاده نمیکنن اصلا انگار یه جور امضاست. امکان نداره دو دقیقه حرف بزنن یه بار نگن علی ایحال!! قبل تر ها هیچ قضاوتی راجب افکار این دسته نداشتم و سعی می در برقراری ارتباط مدل حرف زدنشون رو تحمل کنم بعد فهمیدم اینا یه تیپ فکری هستن که من به هیچ وجه نمیتونم باهاشون کنار بیام بنابراین جانب احتیاط رو رعایت میکنم و از این به بعد با شنیدن این کلمه از هر آدمی خیلی آروم جیم میشم درسته که پیشداوری راجب آدما بده و بی انصافیه ولی اعصاب منم مهمه وقتی آدم به دفعات از یه جا ضربه میخوره بهتره دوباره اون راه رو نره.



برچسب ها : آدم های "علی ایحال" طور - ایحال ,دارن
آدم های "علی ایحال" طور
بحران برند ماست

پست ' بحران برند ماست ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست بحران برند ماست ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

بحران برند ماست

سه روزه تعطیلم . عقده کمبود نت رو رفع :)

خودمونیم عجب سیرکی شده آدم نمیدونه بخنده گریه کنه تعجب کنه؟ خیلی شیک دارن به مردم ترس و هیجان کاذب میدن چقد خوب ما رو میشناسن که چه جوری میشه مخمون رو زد.

نامزد تایید شده شورای نگهبان، سه دوره مجلس، رییس مرکز تحقیقات استراتژیک، در شورای عالی امنیت ملی ( و کیست که ندونه معنای چیه؟) میگه : اینا(!) رو میشناسه اینا کارشون و محدود ه به من رای بدین وگرنه بیچارتون میکنن ( همون قضیه بترسید از جهنمی که نه چشمی دیده و نه گوشی توصیفش رو شنیده)

احتمالا خود هم از توی لُپ لُپ پریده بیرون و ما یه جورایی زود قضاوت کردیم ایشون تمام مدت ۳۸ سال هنرور بودن. شورای نگهبان هم برای تایید ایشون الان داره انگشت ندامت میگزه!! مخصوصا اون تعدادی که سوگند خوردن!

البته راجب ریسی راست میگه ولی آ ش رو نمیگه. نمیگه که مگه الانم همون کارا رو نمیکنن؟

جواب معمولا اینه:اگه بیان بدتر میشه عین دهه ۶۰ میشه ( لازم به ذکر دهه ۶۰ ریسی نخست یا ریس جمهور نبوده گزینه در حصر نخست بودن و ریس جمهور وقت هم مخالف قضیه بوده!!)

اما نمیگه مگه دیگه دگر ش خطرناکی هم باقی مونده که بخوان بکشن و شبیه دهه ۶۰ بشه؟ مگه هر وقت احساس خطر کنن براشون فرقی کرده که ۶۷ یا ۷۶ یا ۸۸ هست؟ هر وقت لازم بوده کارشون رو تمیز یا کثیف انجام دادن. و مهمترین سوال اینه که مگه تا الان ریسی یا شبیه اون وقتی می ریس جمهور بودن؟ اصلا کدام رییس جمهور از ها و یا دستگیری های فله ای حمایت کرده یا تونسته جلوی اون رو بگیره؟

به نظر من اگه می خواهید رای بدید دنبال دلایل بهتری بگردید . برخی رای ندادن رو انفعال و تحریم کننده گان رو افرادی میدونن که هیچ دلیل قانع کننده ای ندارن! اما به نظرم اونایی که اصرار شدیدی به رای دادن همه دارن و خیلی مطمین هستن مثل زنی فقیری ( از نظر فکری) هستن که به یکباره بی س رست شده و چون تا حالا هیچ شغلی نداشته فک میکنه باید برای ارتزاق یا تن فروشی کنه یا با یک معتادِ خشن ازدواج کنه! آ سر هم زن گزینه دوم رو انتخاب میکنه ولی چون معتاده پولی نداره مجبور میشه بره خدمتکار بشه هم کلفتی میکنه هم توی خونه کار میکنه هم پول مواد شوهرش رو میده هم هر روز کتک میخوره و از همه مهمتر یک یا چند بچه رو هم بدبخت میکنه! بعد از بیست سال هم ازش بپرسی واقعا راه بهتری نبود؟ میگه : بالا ه باید سایه مرد بالا سر آدم باشه شانس منم این بود!

بعدا نوشت: ۷۸ رو اشتباهی نوشتم ۷۶



برچسب ها : بحران برند ماست - میکنه ,میشه ,جمهور ,ریسی ,نمیگه , ,نخست ,
بحران برند ماست
از فانتزی های من

پست ' از فانتزی های من ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست از فانتزی های من ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

از فانتزی های من

واضحه که هیچ دلم نمی خواد قالی یا ریسی رای بیارن یا حتی به پاستور نزدیک بشن اما توی خیالاتم یه اتفاقاتی رو تصور میکنم که خیلی شیرینن. خیال میکنم رای آورده اما با کمترین میزان مشارکتی که بشه تصورش رو کرد یه جوری که نتونن سرشون بالا بگیرن مثلا حدود ۱۵ میلیون رای. البته که فقط خیاله.

اکثر مردم واقعا طرفدار به معنایِ حامیِ گفتمان این دو حزب نیستن. اغلبِ رای دهندگان اصولگرا به چشم تکلیف شرعی به رای دادن نگاه میکنن و یه جورایی از کتاب دینی مدرسه جدا نشدن یا بر اساس یه سری از اصولی که بهش اعتقاد دارن( درست یا غلط) تصور میکنن بهتر از اصلاحاتند! اسم اینا رو میذارم گروه a . اکثریت رای دهنده گان به اصلاحات هم مجبورند به اصلاحات قناعت کنند حالا یا از ترس طرف مقابل یا بدتر شدن اوضاعشون زمان مدیریت اصولگراها. باز هم اغلب حامی گفتمان به حساب نمیان و چه بسا خیلی وقتا تو دلشون به اینا بخندن اسم اینا رو میذارم گروه b . یه عده زیادی هم هستن که فقط بر اساس وعده ها رای میدن و کاری به حزب و اینا ندارن که پخش میشن بین هر دو تا گروه .

از فانتزی هام اینه که این دوره هر دو گروه نامبرده رای ندن و بذارن فقط حامیان گفتمان اصولگرا و اصلاح طلب (منظور افراد حامی به هر قیمتی هست نه ی که یه طرفداری کوچولو و کل کل هم میکنه ) رای بدن چون اونا رو به هیچ قیمتی نمیشه منصرف کرد. کاملا واضحه که چه ی برنده میشه و نگرانی هم نداره . اما چون همیشه گروه b میترسن مبادا گروه a برن رای بدن بدبختشون کنن میرن پای صندوق . گروه a هم هر بار از ترس اینکه مبادا ببرنشون جهنم و یا با رای آوردن طرف مقابل، شرک و کفر (!) ایران رو فرا بگیره میرن رای میدن! اونایی هم که هر دوره بر اساس وعده ها رای می دن باز میان پای صندوق و بازم سرشون بی کلاه میمونه . اینه که این دور باطل تا ابد ادامه داره و هممون با هم بدبختیم و حتی یه امتیاز هم حاضر نیستن بهمون بدن وقتی هم که قدرت بینشون دست به دست میشه زورمون به خودمون می رسه و پاچه همدیگه رو می گیریم که هاااا دیدی چون شماها شل گرفتین رغیب رای آورد!



برچسب ها : از فانتزی های من - گروه ,اینا ,اساس ,گفتمان ,اساس وعده ,میذارم گروه
از فانتزی های من
هنر نزد ایرانیان است و بس

پست ' هنر نزد ایرانیان است و بس ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست هنر نزد ایرانیان است و بس ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

هنر نزد ایرانیان است و بس

پر بیراه نیست اگه فک کنیم نهایت هنر ت برای رسیدگی به ماجرای مرگ ۴۰ معدنچی، پیدا مقصر در ت قبله تازه به درد رای جمع هم میخوره! قبلی به قبلیا ، قبلیا به قبل تری ها، قبل تری ها به قبل تر تری ها و ....

+توصیه ای که باید به فارس و تسنیم و باقی خز و خیل کرد اینه که عزیز جان زیاد از سنگ هایی که سمت پرت شد ذوق نکنید اگه راست میگین رو با همین حد از حفاظت بفرستید همون جا!

بعدا نوشت: رای دادن به با حامی بودن دو موضوع کاملا جدا از هم هست من با افرادی که بهش رای میدن کاری ندارم( همون طور که با افرادی که به قالیکپی رای میدن کاری ندارم) روی حرفم با حامیان ه. جدا این همه وقاحت رو از کجا میارید؟ دقیقا زمانی به دیدن معدنچیا رفته که میدونه میریزن سرش! بعد هم حامیانش با پررویی هشتگ اعتراض امن درست میکنن انگار ما یادمون رفته رییس ت قبل هم از این نمایش ها بازی کرد! اگه یادتون رفته برید یه بار دیگه آتش زدن ع و هو کشیدنش در پلی تکنیک رو ببینید. فک مردم ن که پایمال شدن حقوق و مرگ عزیزانشون رو با اعتراض مثلا امن فراموش کنن. طرف میگه بیمه آرایشگر براش رد میکنن این عنترا میگن اعتراض امن! طرف میگه دو سال حقوقم رو ندادید این عنترا میگن اعتراض امن! طرف میگه اومدیم حقمون رو بگیریم با باتوم زدنمون این عنترا میگن اعتراض امن! یعنی اعتراض امن فقط جلوی دوربین های تبلیغاتی باید باشه بعد که دوربینا رفتن میشه طرف رو با باتوم زد؟ کلمه امن رو هم به گه کشیدید همه کلمات معنای خودشون رو از دست دادن باید کلمات جدید خلق کنیم. واقعا چه جوری روتون میشه بازم از کلمه پوپولیست برای ت قبل استفاده کنید؟



برچسب ها : هنر نزد ایرانیان است و بس - اعتراض , , ت ,میگن ,میگه ,عنترا ,میگن اعتراض ,عنترا میگن ,کاری ندارم ,میدن کاری
هنر نزد ایرانیان است و بس
مغلطه ی کرامت

پست ' مغلطه ی کرامت ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست مغلطه ی کرامت ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

مغلطه ی کرامت

توی ویدیوی اون معدنچی که داره اعتراض میکنه اشاره ای شد به پلاسکو و مراسمی که برای قربانیان پلاسکو برگزار شد یه دفعه یاد یه متنی افتادم که قبلا خونده بودم ظاهرا از اون مرحله گذر کردیم و به دروغ خنده داری به اسم اعتراض امن رسیدیم. در مجلس مدعی اصلاح طلبی قانونی پیشنهاد میشه که اخلال گران در سخنرانی ها مجازات میشن ولو این اخلال با کف زدن و حتی یک دست نوشته اعتراضی باشه!( واقعا کجای دنیاکه مدعی اعتراض امن باشن این نمونه رو سراغ دارین؟) عده ای ما رو انقدر گیر آوردن که حرف از اعتراض امن میزنن لابد من هم از ترس ام نوشته های وبلاگم رو بعد از چند روز بر میدارم لابد دوستان وبلاگی که در پیام خصوصی به من میگن اسم نیار از ترس زو خان به من هشدار میدن!

"مغلطه ی کرامت"
درباره حادثه معدن آزادشهر
@absurdmindsmedia

مسعود_ریاحی : قطار تبریز، پلاسکو، کولبران، سیل آذربایجان، معدنچیان و ... ، این ها کلماتی هستند که در چند ماه گذشته، در صدر اخبار رسانه ها قرار گرفتند. کلماتی که هر یک فاجعه ای بودند و مدیریت واکنش ها به آنها، به نحوی بود که آن را تبدیل به غم و اندوه کرد تا به خشم. چگونه این فجایع که هرکدام، به تنهایی می توانستند پایه های نهادهای مسئول را بلرزانند و آنها را وادار به پاسخ گویی صریح کنند، تبدیل به یک سوگواری دست جمعی گذرا شدند و نهادهای مسئول، از نقش پاسخگو، به نقش صاحب عزا، جابه جا شدند؟
پاسخ به این پرسش را می توان در تولید مکانیسم های دفاعی جستجو کرد. مکانیسم هایی که توده را برای برخورد با این اضطراب دامن گیر، آماده می کنند و واکنش او را هوشمندانه، به غمِ گذرا تبدیل می کنند. این مکانیسم های دفاعی در اشکال مختلفِ تکریمِ قربانی، و جداسازی او از جامعه، توده و بستگانِ قربانی را، آرام می کنند. گزاره های ی این گفتمان را می سازند، تا نهادِ مسئول به هر شکلی، از پاسخ گویی به چرایی فاجعه و برنامه اش برای جلوگیری از آن، فرار کند. این گزاره ها تلاش می کنند تا قربانیان فاجعه را تبدیل به قهرمان کنند تا پاسخ گوی مرگ آن نباشند. گویی باید خوش آمد گفت به این فاجعه که انسان های محذوف و گمنام را تبدیل به قهرمان می کند و انگار می بایست بستگان قربانی و توده مردم، از نهادهای مسئول متشکر باشند که عزیزان شان را تبدیل به قهرمان می کنند. با این قهرمان سازی و جداسازی قربانی از انسان های دیگر است که فرآیند آرام سازی بستگان و توده امکان می یابد. همچنین هدایت خشم آنها برای تبدیل شدن به غم. خشمی که می تواند در رفتارهای فعالانه ای تبدیل به مطالبات جدی شود. مطالباتی که نهادهای مسئول را وادار به پاسخویی کند.
این گفتمان سازی قدرت، با عموم واکنش های توده در فضای مجازی ترکیب می شود و فاجعه را بیش از پیش، از تبدیل شدنش به یک مطالبه ی جدی، دور می کند. ع های قربانی، به همراه متنی سوگوارانه منتشر می شود و گویی، پیشنهاد می دهد، بجای تبدیل خشم به مطالبه، آن را به یک غم فانتزی، یک غم جماعت پسند، تبدیل کن و آماده شو برای فاجعه ی فانتزی بعدی.

بعدا نوشت: پست ترین کار رای جمع با جنازه معدنچیانه دقیقا شبیه کاری که قالیکپی می خواست با جنازه های پلاسکو انجام بده. ما مردم بدبختی هستیم که حتی اعتراض هم بلد نیستیم حواسمون نیست که تا دیروز بابت اعتراض شلاقمون میزدن چطوره که یکباره در آستانه انتخابات اجازه دادن حرف بزنیم؟ تا بهمون یه راه نفس کشیدن میدن سریع هرچی تو دلمونه میریزیم بیرون! قشنگ تابلوست که اون اعتراض خودجوش و بدون ی بوده وگرنه بهترین نوع اعتراض در چنین مواقعی که احتمال سواستفاده وجود داره سکوت و تی های منقش به طرح "لب های زیپ شده" و لب های منقش به طرح " ضربدر" هست نه داد و فریاد!!



برچسب ها : مغلطه ی کرامت - اعتراض ,می کنند ,توده ,مسئول ,نهادهای ,فاجعه ,نهادهای مسئول ,مکانیسم های دفاعی ,مغلطه ی کرامت
مغلطه ی کرامت
آر یو کیدینگ می؟

پست ' آر یو کیدینگ می؟ ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست آر یو کیدینگ می؟ ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

آر یو کیدینگ می؟

1. : زبان ها رو ب د و دهان ها را دوختند

۲۹ سال پیش در چنین روزی : در حالیکه داره برای زبان های بریده و دهان های دوخته گریه میکنه و به آ. نامه اعتراضی مینویسه یه سطل گرفته دستش و پشت سر رییسی داره زبون هایی که اون میبره رو جمع میکنه میذاره توی یخ که ۲۹ سال بعد نزدیک انتخابات پیوندشون بزنه!!

+ حالا چرا انقدر حرفاشو میکشه؟ زباااااانهاااااااا راااااا بریییییییدند . زده توی ادبیات منبری های دهه ی شصت. ادای کیو میخواد دربیاره؟ کافی؟ ؟

2. زیباکلام: آیا ت میتونه به نه بگه ؟

جهانگیری: بله !

در کمپین تبلیغاتی: معدن متعلق به یک شرکت خصوصی و یک نهاد است باید پاسخگو باشند!

+ یعنی رسما فقط مونده بگه: مردم این عمامه رو روی سر من میبینید؟ این مال من نیست که اینو نهاد های خاص به زور روی سرم گذاشتن!!

خ تا حالا تو عمرم ی اینجوری منو قاطی گله ا فرض نکرده بود شما رو چطور؟ تو با من چه کردی تو با من چه کردی!!

++ انصافا عمامه یعنی موفقیت در اخذ ی عوام فریبی ! مگه نمیگه میخواد اصلاحات ایجاد کنه؟ عزیزم از خودت شروع کن؛ بکش کنار. به نفع جهانگیری بکش کنار چرا ی که بیشتر از تو رای داره باید برای دیده شدنت توی مناظره دوم ت بشه؟ بکش کنار بذار دل ما هم الکی خوش بشه بعد از ۳۸ سال یه کت شلواری ولو با استاندارد های یک ، توانست دو تا رو کنار بزنه.



برچسب ها : آر یو کیدینگ می؟
آر یو کیدینگ می؟
تاسف آوره

پست ' تاسف آوره ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست تاسف آوره ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

تاسف آوره

من عضو چند تا کانال بودم که نویسندهاشون افراد شناخته شده و معروفی توی حوزه فلسفه یا اقتصاد یا هنر یا جامعه شناسی بودن. با اینکه بدون توجه به گرایشات این آدما مطالبشون رو میخوندم و دوست داشتم اما وقتی دیدم خیلی واضح از اشخاص خاصی حمایت میکنن قید کانال و مطالبشون رو زدم. به نظرم شأن این چهار شاخه پرطرفدار بالاتر از اونیه که آدم اینجوری مستقیم به حمایت از شخصیت های آلودشون کنه. یه تحصیلکرده اقتصاد میتونه برنامه های اقتصادی نامزد ها رو نقد کنه یا معایب کارای فرهنگی و اقتصادی ت فعلی و قبلی رو بگه اما تابلو حمایت یا عقده ای نقد حال آدمو بهم میزنه.

یه چیزی به این افراد دلم میخواست بگم: شما ا گرفتی، هزار تا ( یا حتی بالاتر) مخاطب داری ولی هنوز هم وقتی میخوای یو بکوبی از کلمه همپالگی فلانی و بهمانی استفاده می کنی؟ هنوز هم آدما باید بابت رفت و آمد با انی که شما ازشون خوشتون نمیاد جواب بهتون پس بدن؟ الحق که ادبیاتتون با دهه نورانی شصت تفاوتی نداره حتی اگه اون موقع تازه به دنیا اومده باشین! اصلن دهه ۶۰ یه مکتب با ادبیات مخصوص خودشه!!

از مبلغان آقای گاز انبر بیشتر از این هم توقع نمیره

+ اگه گذاشتن بشینیم سر جامون رای ندیم! انقد دیکتاتوریشون رو غلیظ تو چشم آدم میارن که آ ش منم پاشم برم رای یدم.



برچسب ها : تاسف آوره - حمایت ,
تاسف آوره
هنر نزد ایرانیان است و بس

پست ' هنر نزد ایرانیان است و بس ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست هنر نزد ایرانیان است و بس ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

هنر نزد ایرانیان است و بس

پر بیراه نیست اگه فک کنیم نهایت هنر ت برای رسیدگی به ماجرای مرگ ۴۰ معدنچی، پیدا مقصر در ت قبله تازه به درد رای جمع هم میخوره! قبلی به قبلیا ، قبلیا به قبل تری ها، قبل تری ها به قبل تر تری ها و ....

+توصیه ای که باید به فارس و تسنیم و باقی خز و خیل کرد اینه که عزیز جان زیاد از سنگ هایی که سمت پرت شد ذوق نکنید اگه راست میگین رو با همین حد از حفاظت بفرستید همون جا!



برچسب ها : هنر نزد ایرانیان است و بس
هنر نزد ایرانیان است و بس
غریبانه!

پست ' غریبانه! ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست غریبانه! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

غریبانه!

* آدم تو این مملکت چه چیزای عجیب و غریبی میبینه. فیش حقوقی یه بازنشسته رو دیدم که حدود ۲.۵ میگرفت تحصیلاتش زیر دیپلم بود. خب دریافتیش در محدوده خط فقر هست ولی ماجرا وقتی جالب میشه که جای این بازنشسته انی دارن کار میکنن که مثلا لیسانس( در مواردی بالاتر) دارن به خاطر آشنایی با کامپیوتر کارآمد تر و سریع تر و منظم تر کار میکنن یعنی دارن همون کارو انجام میدن حتی شاید در حجم بیشتر و تازه با اضافه کار حدود یک و چهارصد میگیرن!! مس ه ست واقعا یه کار روتین که هیچ ربطی به سابقه کار نداره . خط فقر برای اون بیچاره ها فرق داره؟ اینا هم باید پیر بشن تا بابت "یه کار برابر" دستمزد برابر بگیرن؟

** یه چیز مس ه دیگه ای هم که تازه گیا خیلی زیاد میبینم فروشنده های داروخانه ها هستن. یعنی به دفعات زیاد به داروخانه هایی مراجعه که توی یه محیط کوچیک سه چهار دختر جوان رو استخدام ( یه جور که موقع راه رفتن بهم برخورد میکنن !) بعد این سه چهار نفر اندازه یه نصفه آدم هم کار نمیکنن مثلا دو تا مشتری توی بخش آرایشی بهداشتی نیم ساعت توی صف هستن! بعد آ سر هم یه پیرمرد دخترم دخترم گویان میاد کارت رو راه میندازه!! دقیقا پیرمرد ها!! یعنی توی همه این داروخانه ها وجود سه چهار دختر آرا ویرا کرده و عملا بدرد نخور و یه پیرمرد وجوه مشترکشونه. موضوع اصلا بحث جلب مشتری با چهره نیست ها چون داروخانه که فروشگاه مواد غذایی یا لباس یا شرکت دکوراسیون یا آتلیه عکاسی و ... نیست این چیزا تاثیری داشته باشه اتفاقا شما به سمت داروخانه ای جذب میشی که زودتر کارت رو راه بندازن. موندم ی که اینا رو استخدام میکنه به چه امیدی به این مفت خورها حقوق میده چون اصلا کار نمیکنن. تنها چیزی که به ذهنم رسید اینه که احتمالا آشنا و فامیل و دوست هستن!!



برچسب ها : غریبانه! - داروخانه ,چهار ,پیرمرد ,هستن ,دارن ,یعنی ,چهار دختر
غریبانه!
خانه به دوش

پست ' خانه به دوش ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست خانه به دوش ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

خانه به دوش

در کل زندگیم هیچ وقت مستاجر بودن رو تجربه نکرده بودم تا همین چهار ماه پیش. تجربه جالبیه که خونه مال خودته ولی در واقع نیست، توی اتاقش میخو ولی حس بی خانمان بودن داری! با اینکه خانه ای دارم که نیازی به مستاجر بودن ندارم اما یک استرس زی وستی توی این چهار ماه با من بوده : حس ناامنی و بی خانمان شدن! ترس از بالا رفتن هزینه ها

اوایل تا ساعت سه هم خوابم نمیبرد و این ربطی به تغییر مکان نداشت چون این حس بیشتر از چند روز طول نمیکشه.

+ هفته پیش فهمیدم صاحبخانه دو تا زن داره!! چند بار به عناوین مختلف با خانم صاحبخانه رودر رو شدم یعنی خودش، خودش رو معرفی میکرد بعد هر بار از خودم میپرسیدم چرا این قدر چهره اش عوض شده قبلا یه شکل دیگه نبود!؟ یعنی من این قدر باهوشم:))



برچسب ها : خانه به دوش - مستاجر بودن
خانه به دوش
عجایب شش گانه!

پست ' عجایب شش گانه! ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست عجایب شش گانه! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

عجایب شش گانه!
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


برچسب ها : عجایب شش گانه!
عجایب شش گانه!
از دیگران ۴

پست ' از دیگران ۴ ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست از دیگران ۴ ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

از دیگران ۴

احسان نامه:
چرا باب دیلن نوبل می گیرد؟ چرا شاملو نمی گیرد؟
@ehsanname
شاملو تعداد زیادی کتاب دارد: دفترهای شعر متعدد (۱۸ دفتر) و انواع گزیده ها و مجموعه هایی که از آنها تهیه شده. اما مجموع تیراژ این کتاب ها چقدر است؟ حساب و کتابش ساده است، برای هر کتاب می شود نوبت چاپ را در متوسط تیراژ ضرب کرد و بعد نتایج را با هم جمع کرد. (مثلا «قطعنامه» تابه حال به چاپ هشتم رسیده است، «باغ آینه» به چاپ سیزدهم و «هوای تازه» چاپ ۱۴، همگی با تیراژهایی حدود ۱۶۵۰ نسخه.) حساب و کتابش نباید سخت باشد، اما همینطور ندید می شود با تقریب خوبی حدس زد که سرجمع همه کارهای او یک میلیون نسخه هم نخواهد شد. حالا این عدد (یا حتی آن عدد دقیق را) مقایسه کنید با این خبر که همین هفته قبل، ملت در ژاپن رفته اند صف ایستاده اند برای جدیدترین کتاب هاروکی موراکامی و کتابفروش های ژاپنی از ۱۲ شب تا ۸ صبح ی ره موراکامی می فروخته اند و چاپ اول این اثر تازه از موراکامی با نام «کشتن فرمانده» ۵۰۰هزار نسخه است. فقط این بار هم نیست. دفعات قبلی هم ژاپنی ها همین کار را می د و مثلا «سوکورو تازاکی بی رنگ و سال های زی » ظرف یک هفته، یک میلیون نسخه فروخته بود.

خودتان انصاف بدهید، کمیته نوبل چرا باید به چیزی که خود مردم ایران چنین برخوردی با آن دارند جایزه بدهد؟ اگر یک ژاپنی به نوبل نگرفتن موراکامی اعتراض کند، خیلی منطقی تر و پذیرفتنی تر است تا اینکه ما برای هر کدام از ادیبانمان چنین ادعایی داشته باشیم. می گویند احترام زاده به متولی اش است. قاعدتا اگر می خواهیم ی را در سطح جهانی مطرح کنیم، باید اول خودمان هوایش را داشته باشیم. خودمان روی سرمان بگذاریمش و حلوا حلوایش کنیم. حداقل خودمان برایش یک فرم معرفی به آکادمی نوبل را پر . نه اینکه وقتی آکادمی اطلاعات جوایزش تا سال ۱۹۶۵ را منتشر می کند، معلوم شود جدی ترین گزینه ادبی ایران (جما اده) را یک غیرایرانی (ریچارد نلسون فرای) نامزد این جایزه کرده است.

انگلیسی ها تشکیل کشورشان را به پادشاهی افسانه ای به نام آرتور نسبت می دهند که توانست شمشیر ا کالیبور را از سنگ بیرون بکشد و تحت تعالیم مریلین جادوگر، قبایل کشورش را متحد کند. انگلیسی ها با همین یک دانه افسانه چنان برخوردی کرده اند که فقط ۲۶ ، ۸ سریال، ۱۸ انیمیشن و ۲۲ گیم به صورت مستقیم داستان آرتور را بازتعریف کرده اند و امسال هم ریچی یک دیگر می سازد.
پادشاه دانگ-میونگ، معروف به جومونگ، همان نقش آرتور را در سرزمین کره دارد. جومونگ از ۳۷ تا ۱۹ قبل از میلاد بر شبه جزیره کره حکومت کرد و سرزمینش را از چین مستقل کرد. همین؛ واقعا توی کتاب های تاریخی معتبر بیشتر از همین چند خط نمی شود پیدا کرد. اما کره ای ها برای همین چند خط ۴ ، ۲ گیم و یک سریال ۸۱ قسمتی ساخته اند که تلویزیون خودمان هم پخشش می کند.
اینها را بگذارید کنار رستم، قهرمان ملی و نقش اول داستان های حماسی ایران که می گویند از روی شخصیت تاریخیِ اشکانی، سورنا ساخته شده که در جنگ کارهه در ۳۱ قبل از میلاد امپراتوری روم را ش ت داد. رستم داستان های مختلف و متعدد دارد. معروفترینش داستان نبرد با پسرش سهراب است که چنان بار تراژیکی دارد که چند شاعر انگلیسی هم همین قصه را تبدیل به منظومه هایی کرده اند. حالا آن جملات بالایی را برای داستان رستم و سهراب تکرار کنیم: از رستم و سهراب ۴ ، یک انیمیشن و صفر گیم ساخته شده. از آن ۴ ، یکی را هندی ها ساخته اند، دوتا را روس ها و فقط یکی را خودمان.

می شود همین طور شواهد دیگری از کم کاری ما ایرانی ها نسبت به داشته های فرهنگی خودمان مثال آورد. اما بعد که خوب این جاهای خالی را توی ذهنتان مرور کردید، به این هم فکر کنید که آیا کتاب یدن ربطی به مسئولان این نهاد و آن سازمان دارد؟ یادتان بیاورید که مردم ژاپن می توانستند به جای صف ایستادن، آن هم صف شبانه برای ید یک کتاب، اینترنتی سفارش ید بدهند و بیخودی از کار و زندگی شان نزنند. یادتان بیاورید ژاپنی ها ترجیح می دهند به جای کلیک، با ایستادن توی صف و معطل شدن، به نویسنده کشورشان احترام بگذارند. یادتان بیاورید که یحتمل هیچ نویسنده و شاعری در ایران فروش یک هفته ای موراکامی را ندارد و مجموع تیراژش به یک میلیون نسخه نمی رسد؛ هیچ ادیبی جز حافظ، که آن هم دیوانش را ملت برای سر طاقچه گذاشتن و احیانا فال گرفتن می ند.

از یادداشت احسان رضایی در شماره ١٩١ رو مه «تماشاگران امروز» (شنبه ١۴ اسفند ۹۵)

بازتاب یادداشت «چرا باب دیلن نوبل می گیرد؟ چرا شاملو نمی گیرد؟»

توضیحات جناب آقای محمود صدری، مدیر انتشارات دنیای اقتصاد:

شاملو قربانی اقتصاد تی

به مطلب خوب آقای احسان رضایی می توان این را هم اضافه کرد که احمد شاملو و هنرمندان دیگر ایران، قربانیان اقتصاد تی هستند. شاید نسبت دادن ناکامی ادبی و هنری ما به اقتصاد، قدری عجیب به نظر بیاید که امیدوارم بتوانم در این مجال اندک توضیحش بدهم:
اقتصاد تی همه چیز را ویران می کند. بهره وری را کاهش می دهد، راه خاصه خواری و ی را هموار می کند، خلاقیت و اعتماد به نفس را می کشد، رجاله ها را بر صدر می نشاند و دانایان و شایستگان را کنار می زند. شعبه ای از مفسده اقتصاد تی هم که به هنر و هنرمندان و کتاب و کتابخوانی مربوط می شود، درختان تناوری مانند شاملو را می خشکاند. چطور؟ در ژاپن که آقای رضایی مثال زده اند و مثال خوبی است، وقتی سخن از بازار نشر می شود غالبا درباره چهل و چند ناشر سخن گفته می شود و اتحادیه سراسری ناشران ژاپن کمتر از 470 عضو دارد و تعداد کل ناشران کشور قدری بیش از این است. اما در ایران گفته می شود حدود 11 هزار ناشر ثبت یافته که دست کم 2500 تای آنها چنان فعال است که در نمایشگاه کتاب شرکت می کند و اتحادیه ناشران آن دست کم 1025 عضو دارد.
معنای این ارقام شگفت انگیز در ایران که گفته می شود مردمش چندان کتابخوان نیستند، این است که بر خلاف شکوه ها و ناله های همیشگی، لابد در بازار نشر جذ ت هایی وجود دارد که مدام بر شمار ناشران افزوده می شود و طبعا تیراژها سرشکن می شود. جذ ت نخست، در دهه 1360 شکل گرفت که ت، سهمیه کاغذ و زینک برقرار کرد و انی توانستند فقط از طریق اعلام تیراژهای غیرواقعی، کاغذ و زینک تی هدیه بگیرند و از طریق مابه فاوت «قیمت تی» و «قیمت بازار»، پولدار شوند. جذ ت دوم، طرح های تشویقی ت در زمینه ید کتاب بود که ناشران را به سوی چاپ «کتاب های ت پسند» سوق داد. این دو جذ ت و موارد دیگری مانند یارانه مستقیم و وام های کم بهره، به طور طبیعی، افراد زیادی را به سوی «اخذ پروانه» کشاند. ایران اکنون از نظر تعداد عناوین سالانه کتاب نزدیک به ژاپن و اسپانیا است اما تیراژ کتاب ها چنان پایین است که از نظر سرانه کتاب به ردیف های میانی ج جهانی سقوط می کند. در چنین فضایی کاملا طبیعی است که برای ید کتاب نه صفی تشکیل می شود و نه توجهی برانگیخته می شود. اگر ت پایش را از حوزه نشر بیرون بکشد و همکاران ناشر مدام ت را دعوت به مداخله و «کمک به فرهنگ» نکنند، آنکه ناشر است می ماند و آنکه صنعت نشر را جایی برای ب درآمد آسان می داند می رود و در چنین فضایی کتاب های امثال شاملو، غریبانه و چند صدتایی چاپ نمی شوند و به چشم می آیند. آن موقع اگر هم صف ید کتاب تشکیل نشود دست کم تیراژهای چند هزاری چهل سال پیش اعاده می شود.
به این موضوع تکنیکی ساده، می توان موضوع پیچیده زوال مفهوم «ملت» و خاموشی شوق ملی در برابر آثار ادبی را هم اضافه کرد که موضوع دیگری است.

محمود صدری

+ البته یه نکته به ذهنم رسید مردم برای ید جدیدترین آیفون هم صف کشیده بودن اینجا هم پای احترام مثلا مردم استرالیا به شرکت اپل مطرحه؟؟؟ باید دید اصلا چقدر امکان ید اینترنتی این اثر وجود داشته و مردم خودشون نخواستن استفاده کنن!



برچسب ها : از دیگران ۴ - می شود ,کتاب ,همین ,خودمان ,ژاپن ,موراکامی ,اقتصاد تی ,گفته می شود , ید کتاب ,برای ید ,یادتان بیاورید
از دیگران ۴
هایی که دوست دارم

پست ' هایی که دوست دارم ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست هایی که دوست دارم ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

هایی که دوست دارم

توجه : بخش هایی از این پست اسپویلر است

۱. the worlds با بازی کوپر. داستان خوبی داشت ولی بد ساخته شده بود انقدر کشدار و خسته کننده بود که شب نصفه ولش فرداش بقیشو نگاه ! سه تا داستان که هر کدوم داستانی توی دلشون دارن و شروعش از داستان دوم و سرقت ادبی یه نویسندست اگه بخوام بگم داستان دوم چی بود توی همون جمله خلاصه میشه: سرقت ادبی! هیچ چیز دیگه ای غیر از این نداشت! مضمونش ولی جالب بود راجب این بود که عوارض انتخاب هایی که می کنیم تا آ عمر بهمون جسبیده و بعضی از گند ها با هیچ روشی قابل رفع و رجوع نیستن و و یه سری جملات مثبت شی که میگه خودت رو ببخش و اینا؛ حرفای پای کرسی بیش نیست. بریکینگ بد رو یادتونه؟ یه جا پسر بچه ای رو که شاهد بود کشتن و در واقع جسی خط قرمز خودش رو که بچه ها بودن رد کرد . توی یکی از جلسات گروه درمانی که جسی جوش آورد و ماجرای اون بچه رو در قالب داستان یه سگ تعریف کرد( دقیقا مثل همین ) واکنش همه دیدنی بود از نظر همه غیر قابل بخشش بود جسی رو به درمانگرش گفت تو بچه خودتو کشتی باهاش کنار میای؟ من از اول برای فروختن مواد بهتون اومدم اینجا باهاش کنار میاین؟ و خب میشه گفت تقریبا بیرونش . موضوع اینجاست که اگه خط قرمزهامون رو زیر پا بذاریم واقعا قادریم خودمونو ببخشیم و بعدش راحت زندگی کنیم؟

کیفیت این جالب نبود خصوصا بازی کوپر اگه ی دنبال ی با همچین مضمونی باشه من منچستر کنار دریا رو بهش معرفی میکنم با بازی عالی کیسی افلک. اصلا یه ننه مرده گی خاصی توی چهره برادرای افلک هست که انگ همچین نقش هایه . داستانش هیچ شباهتی به the words نداره اما پیامشمون دقیقا مثل هم هست. پایانش هم خیلی جالب و باور پذیره . در مورد مردی هست که با اشتباه خودش نمیتونه کنار بیاد و زندگی در انزوا رو انتخاب میکنه اغلب در حال باز گرفتگی تو های مردمه انگار که بخواد هر روز به خودش بگه من لایق گوه هستم!

۲. the lives of others. شروع سانسور و بگیر ببند های آلمان شرقی و در انتها سقوط دیوار برلینه اما به هیچ عنوان توی موضوع به این خسته گننده گی ( فک کنم ما ایرانیا به حد کافی به صورت زنده در حال تماشای این هستیم انقد که دیگه نوع سینماییش رو نخوایم ببینیم!) باقی نمیمونه و یه تراژدی این وسط شکل میگیره . شنودِ زندگی یک نویسنده انقدر درگیر عواطف و جزییات زندگی سوژه میشه که اتفاقات کل رو رقم میزنه. جالب ترین بخش چند دقیقه آ ه. جایی که آلمان شرقی سقوط کرده و مردم به پرونده های سابق خودشون دسترسی دارند به اونها اجازه میدن برن پرونده هاشون رو ببینن و حتی نام ان رو هم بدونن و باهاشون رو در رو بشن! بدون اینکه هرج و مرج و نگرانی از جنایات انتقام جویانه وجود داشته باشه!! اصولا این آرزوی منه که ما به همچین سطحی از عقلانیت برسیم اینکه تصمیم بگیریم دیگه تمومش کنیم، از ترس عواقب حرف راست اقدام به پنهان کاری نکنیم عین شیشه شفاف بشیم! انقدر عقل داشته باشم که انتقام رو کنار بذاریم و بفهمیم این دور باطل به جایی نمیرسه. در یک جمله خیلی خوبی بود.

۳. vicky cristina barcelona از وودی آلن نازنین. با بازی فوق العاده پنلوپه کروز که اسکار واقعا حقش بوده. داستان آدم های سرگشته ای که نمیدونن چی میخوان ( تصور کنید به این آدم ها بگن مرز قوانین اجتماعی رو تعین کنن) با هر چی روبرو میشن که کمی هیجان در اونها ایجاد میکنه فک میکنن این اون چیزیه که میخواستن. یه طنز ملیحی توی همه کارهای وودی آلن هست که من عاشقشم این طنز توی رفتار ماری النا و شوهرش به اوج میرسه اگه این و ندیدید حتما تما کنید.

۴. volver باز هم با بازی زیبای پنلوپه کروز. این سومین ی بود که از آلمودوار می دیدم ولی با اون دو تای قبلی که دیده بودم انقدر فاکتورهای مشترک داشت که حس نکنه یه سه گانه هستن! ( با او حرف بزن، پوستی که در آن زندگی می کنم) بی نظیری بود اگه مثل من همچین ی از زیر دستتون در رفته ، رو هوا بقاپیدش.

فاکتور های مشترک این سه تا از نظر من : در هر سه یه جایگاهی داره اما خب تلخ تموم نمیشه همین اتفاق وحشتناک عامل یه اتفاق خوب و معمولا وصال میشه البته هر کدوم به شیوه خودشون( در با او حرف بزن : بنیگنو با خودکشی، در پوستی که در آن زندگی میکنم : وینستنه با تغیر ت اجباری ، در بازگشت : ظاهر شدن و زندگی مخفیانه و وصال مادر و دختر و بخشیده شدن)

یه قتل کاتالیزور وصال میشه( در با او حرف بزن: بنگینو خودشو میکشه، در پوستی که در آن زندگی میکنم: وینستنه رو میکشه، در بازگشت : ریموندا کاپو رو ( در واقع شریک قتل میشه) و مادرش پدرش رو)

بیماری، پزشک یا بیمارستان و در کل ارتباط نزدیک با جسم و بدن بالا ه یه جایی توی این سه تا هست( در با او حرف بزن: دختری که بنگینو دوستش داره، در پوستی که در آن زندگی می کنیم: اینجا کلا با یه آقای جراح و بیمارستان زیر زمینی سر و کار داریم! ، در بازگشت: ریموندا بیمار و ناتوانه )

در هر سه هر ی برای وصال باید کفاره پس بده( در با او حرف بزن: مرگ بنگینو، در پوستی که در آن زندگی میکنم: چند سال زندانی شدن و بعد تحمل و تغیر ت اجباری ، در بازگشت: زندگی پنهانی مادر ریموندا و پذیرش سرنوشت پرستاری مادام العمر از بیماران!)

توی هر سه پنهان کاری رو جلو میبره( در با او حرف بزن: عشق پنهان بنگینو، در پوستی که در آن زندگی میکنم: کارهای مخفیانه ، در بازگشت: کلا همه چی پنهانیه!)

اوووه کلی شباهت دیگه هم هست که اگه دقت کنید معنای جالبی ازش درمیاد کلا مشتاق شدم همه های آلمودوار رو ببینم.



برچسب ها : هایی که دوست دارم - ,زندگی ,میشه ,پوستی ,داستان ,میکنم ,زندگی میکنم ,میکنم وینستنه ,تغیر ت , ت اجباری ,وصال میشه ,تغیر ت اجباری ,زندگی میکنم وینستنه
هایی که دوست دارم
کاسبان انتخابات

پست ' کاسبان انتخابات ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست کاسبان انتخابات ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

کاسبان انتخابات

عین کاسبان تحریم یه عده هم کاسب انتخاباتن. عجیبه واقعا! مخالفان جدی تحریم انتخابات موافقان پر و پا قرص هستن!! چطور اون موقع تحریم جواب داد به ما مردم که رسید تحریم ناکارآمد شد!؟

+ پست های انتخابات رو بعد از یه مدت برمیدارم ارزش آرشیو یا شدن رو نداره.

++ چقد فضای بیان بده آدم فک میکنه یه راست رفته پایگاه بسیج هر وقت اینجا کنم ناخودگاه دستم میره سمت موهام که ببرم زیز روسری:))



برچسب ها : کاسبان انتخابات - تحریم ,انتخابات
کاسبان انتخابات
حال و روز ما

پست ' حال و روز ما ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست حال و روز ما ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

حال و روز ما

فک کنم من هیچ موقع از زندگیم به اندازه زمانهای انتخابات نمی خندم. مردم ما هم که استعداد زیادی توی جوک ساختن دارن دیگه نور علی نور میشه. جوک بسازید و بخندید ولی خواهشا قیافه آدمهایی رو به خودتون نگیرید که شلنگ تخته انداختن های این سیرک مس ه رو باور ! خوب نیست به خدا به خاطر شخصیت خودتون میگم؛ بده که فک کنن یم! اگه فک کنن هنوزم انقد زور دارن که ما رو به انجام کاری که دلمون نمیخواد مجبور میکنن خیلی بهتره از اینه که فک کنن نمیفهمیم.

پیش تر ها تبلیغاتی رو که بیشتر جنبه ضد تبلیغ برای اون نامزد داشت رو میذاشتیم به حساب کند ذهنی تاریخی اون جریان ولی فک کنم دیگه انقد بزرگ شدیم که باورش نکنیم بچه که نیستیم هستیم؟ طرف اومده میگه به رضا پسند رای بدید حکایت اون جوکه بود که سال ۷۶ میگفتن گفته به ی که نور دارد و ناطق هم هست رای بدید مخاطب هم گفته بود به تلوزیون رای میدیم! سال ۷۶ بود الان ۹۶ هست ما بزرگ شدیم اشکالی نداره بخندیم ولی باور ش...

میگه برخی غیرت ندارن نسبت به بی حج خب فک میکنید اون آقا یادش رفته افتخار جناب ر و ح ا ن ی پیشنهاد حجاب اجباری بوده!؟ تبلیغاتی از جنس شادونه رو هم بذارین کنارش از توش چیزی در میاد که منو یاد یه قسمت از پارک جنوبی میندازه:




مدت زمان: 1 دقیقه 4 ثانیه



برچسب ها : حال و روز ما - بزرگ شدیم
حال و روز ما
درباره سرعت گیر های انسانی

پست ' درباره سرعت گیر های انسانی ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست درباره سرعت گیر های انسانی ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

درباره سرعت گیر های انسانی

پست وبلاگی یه خانومی رو میخوندم که راجب "سرعت گیرهای انسانی" بود یعنی این اسمیه که من روش میذارم راجب آدمایی که توانمندیهای همه رو مثل خودشون پایین میبینن اگه از عهده کاری برنیان میخوان با دیدن آدمهای ش ت خورده مثل خودشون آروم بگیرن اول آیه یاس برای همه میخونن اگه روی تو تاثیر نذاره مستقیم به تحقیر شما رو میارن و مقایسه بهترین اثر ممکن رو داره!

نمیدونم شاید یه دلیلش حسادت باشه. یادمه زمان ما بین مقاطع سوم تا پنجم بچه ها رو برای سمپاد غربال می و آزمون ورودی داشت که دعوت نامه به مدارس میدادن و میگفتن بچه های با فلان شرایطو بفرستن برای آزمون( احتمالا خیلیاتون این آزمونو دادین). بعضی از پدر و مادرا حتی برای آمادگی این آزمون بچه رو میفرستادن کلاس خصوصی! یعنی همون قدر که چند سال بعدش تب کنکور و رتبه شدن وجود داشت تب سمپاد هم بیداد میکرد بزرگترین رقبا و برندگان این آزمون هم فرزندان کارمندان آموزش و پرورش بودن!! البته اینا رو اون موقع نمیدونستم بعدها زن م که خودش هم معلم بود با خنده تعریف کرد و گفت عجیب نیست که اکثریت ۷۰ درصدی باهوش های ما ننه باباشون معلمند؟ البته از الان خبر ندارم ولی اون موقع اینجوری بود. وقتی دانشجو شدم با خیلی از این سمپادی ها کنار هم نشستیم! یادمه یه بار هم یکی از اساتید به بچه هایی که پز سمپادی بودن میدادن گفت: عه پس شماها هم توی تیزکوشان درس خوندین؟ البته نمیگم همه سمپادی ها با دوپینگ و ضرب و زور و فشار درس خوندن که از طرف والدین بهشون میومد سمپادی شدن اتفاقا خیلیاشون واقعا بچه های باهوشی بودن و اگه بخواییم پیگیری کنیم آدمهای موفقی هم هستن ولی غالبا همونی بود که گفتم.

انی وی . منم قرار بود آزمون بدم چند ماه قبل از آزمون بهمون خبر داده بودن. یه روز این بین یه امتحان کلاسی ریاضی داشتیم و منم خیلی بچه سر به هوایی بودم حتی شب امتحان هم معمولا درس نمیخوندم- این وضعو تا آ هم حفظ و خیلی ازش ضربه خوردم ولی آ ش هم آدم نشدم- نمره ام شد ۱۸. معلممون موقعی که برگه ها رو میداد برگه رو کوبوند توی صورتم و گفت: من نمیدونم کی گفته تو تیز هوشی؟

یعنی نهایت بی شعوری!

این حرف برای یه بچه ۱۰ ساله خیلی سنگینه اونم توی مقطعی که معلمش براش بت دانشه!! توی این سن وقتی معلم ات با کنایه بهت میگه خنگ باورت میشه که واقعا خنگی. این حرف انقد روی من تاثیر گذاشت که کلا آزمون رو بی خیال شدم! البته بزرگتر که شدم کلا برام بی اهمیت شد ولی اثر حرفش تا کنکور هم روی من بود همش فک می من از پس فلان رشته برنمیام.

درسته که من یه بچه معمولی بودم ولی اینو خودم بعد از آزمون هم میتونستم بفهمم نه اینکه با اون جمله نمره ۱۸ رو توی ذهنم در حد ۸ یا ۹ بیارم پایین( تازه مگه نمره ریاضی ملاک تیزهوشی و کند ذهنیه؟ اگه ۸ میشدم یعنی کند ذهن بودم؟)

کار سرعت گیرهای انسانی معمولا به همینجا هم ختم نمیشه و حتی وقتی نتونن به زندگیتون برینن یه روز وقتی آدم موفقی شدی دنب میگردن و یه روز توی یه جمعی پیدات میکنن و میگن: یادته یه زمانی دماغت آویزون بود خخخخخخ!!!

عین همین رفتار رو با آدمهای پولدار و نجیب و خاکی اطرافم دیدم. مثلا طرف با تلاش خودش پولدار شده توی جمع با خنده و در ظاهر شوخی - ولی کاملا معلومه از حسادت- بهش میگن یادته یه زمانی توی فلان خیابون و توی یه ۴۰ متری زندگی میکردی؟ هههه یادته ماشینت قارقارک بود؟ ههههه

از این آدما فقط باید فرار کرد



برچسب ها : درباره سرعت گیر های انسانی - آزمون ,خیلی ,یعنی ,سمپادی ,یادته ,نمره ,میگن یادته ,گیرهای انسانی ,سرعت گیرهای ,سرعت گیرهای انسانی
درباره سرعت گیر های انسانی
یک نکته از این معنی

پست ' یک نکته از این معنی ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست یک نکته از این معنی ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

یک نکته از این معنی

منم مثل بقیه هم وطنانم خیلی چیزا رو باید بدونم ولی نمیدونم! یه بخشیش به خاطر فقر اطلاعاتی اجباری هست که بهمون تحمیل شده و یه بخشیش هم کاهلی خودمون. مثلا یکیش همین شورای شهر. من فک میکنم اگر واقعا چیزی به اسم منشور حقوق شهروندی قراره وجود داشته باشه اول باید همین جا خودشو نشون بده. من به عنوان شهروند چقدر در جریان اداره امور شهرم هستم؟ اصلا میدونیم یه شهر چه جوری اداره میشه تا اگه حقمون ضایع شد بدونیم از کی جواب بخوایم و به کجا شکایت ببریم؟ اصلا چه جوری باید شکایت کنیم؟ برای اعتراض ما چه راه های قانونی وجود داره؟ بودجه شهرمون چقدره؟ چقد در سال سرمایه خصوصی جذب کجا جش درآمد شهرمون از عوارض و ... چقدر بوده و خلاصه ۹۵ اگه میشه ۹۶ بفهمیم چقد تغییر کردیم محیط زیستمون در چه وضعه؛ بالا ه یه سایتی یه نهادی جایی باید باشه که گزارش سالیانه بده و مخاطبش مردم باشن نه سازمان بازرسی که بعدا هم مثل مورد سلطانی نگن سند محرمانه بیرون داده! شاید هم داریم و من نمیدونم! میبینید ؟ وضعمون تا این اندازه داغونه!!

خب من قبل از اینکه شال و کلاه کنم برم رای بدم اینا رو از خودم می پرسم. مثلا تا جایی که من درک مجلس محل قانون گذاری و اصلاح قانونه و شاید هم مقداری دخ غیر مستقیم- یا شاید مستقیم چون بازم نمیدونم!- در کار اجرایی. ولی شورا مستقیما اداره شهر هست واقعا خبر ندارم چقدر از کار شورا نیاز به دانشی داره که شخص واقف به امور اجرایی شهر باشه ولی همین اندازه که ظاهر قضیه رو میبینم میفهمم بودن با عضو شورای شهر بودن ماهیت متفاوتی دارند درسته که شورا هم فضای داره اما اصلا به غلظت مجلس نباید و نمیتونه باشه! اما در عمل چه اتفاقی افتاده؟ میبینیم صلاحیت برخی افراد تایید شده و شخص در سوابق خودش برای معرفی نوشته مجلس! آیا این یه نوع امتیاز به حساب میاد یا نه برع ؟ یا مثلا صلاحیت چند نفر از این آدما برای شورا تایید شده و اینا در سوابق نوشتن : فعال !! این یکی دیگه خیلی فاجعه ست چون یه عنوان کلی هست که به امضا جمع کن های یه حزب که ۴ سال یه بار جلسه دارن هم میگن فعال مثلا چه بسا ادمین کانال اصلاحات نیوز هم خودشو فعال بدونه! اصلا فعال بودن تا چه اندازه به درد اداره شهر میخوره؟ میدونید چرا اینا رو میگم؟ برای اینکه در ی ال اخیر خیلی راجب اعضای ناکارآمد شورای شهر گفته شده و سابقه ورزشی و خواننده بودن بعضیاشون سوژه جوک و خنده شده اما ب که اسامی یه عده از افراد تایید شده رو میدیدم خندم گرفت تعداد زیادی خبرنگار بین اینها بود! به نظرتون کشتی گیر با خبرنگار فرقی داره؟ خب دلم میخواد برم به اینا بگم عزیز من ما که هالو نیستیم اون جوکا درست بودن ولی منشا اون هر چی بود مردم نبودن و سازنده و انتشار دهنده در سطح وسیع هم به مردم فک نمی کرد!



برچسب ها : یک نکته از این معنی - ,اینا ,شورا ,اداره ,فعال ,اصلا ,فعال ,افراد تایید
یک نکته از این معنی
رای دادن یا رای ندادن مساله این است.

پست ' رای دادن یا رای ندادن مساله این است. ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست رای دادن یا رای ندادن مساله این است. ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

رای دادن یا رای ندادن مساله این است.

راستش من سال های گذشته زیاد کاری نداشتم که ی میره رای میده یا نه چون نظرم این بود که رای دادن حقی است که قانون استفاده یا عدم استفاده از این حق رو به اختیار خود شخص گذاشته و اصلا من کی هستم که بخوام به دیگران دستور بدم و بگم صلاحشون رو میدونم؟ هر چند که اطرافیانم رو دعوت می که کاری که من انجام میدم رو انجام بدن ولی حقیقتا زیاد گیر این موضوع نبودم در حد همون پست وبلاگی بود! ولی امسال قضیه فرق داره و به دلیل اینکه از چند ماه پیش تا الان ما افرادی که قصد رای ندادن داریم رو تحقیر میکنن و بهمون توهین میشه سعی رویه قبلیمو عوض کنم چون ظاهرا جای شاکی و متهم عوض شده به جای اینکه ما از اونا بابت دست گل های که منتخبینشون به آب میدن جواب بخوایم در عوض ما متهم به داغون کشور وبه خطر انداختن اون شدیم!!

اون جمله که میگه: "تحریم انتخابات نتیجه اش میشه " هم واقعا حتی مرغ پخته رو توی دیس به خنده میندازه چون حتی یکبار هم انتخابات تحریم نشده! و فرض کنیم اینا درست میگن تحریم کنندگان میومدن به کی رای میدادن به هاشمی؟ اگه به اون رای میدادن الان اوضاع بهتر بود؟ واقعا گویندگان این جمله خج نمیکشن به خاطر چرتی که تفت میدن؟ لااقل انشای ننوشته رای آورد.

یه جمله دیگه هم هست که انقد تکرار شده دیگه نخ نماست: انتخاب بین بد و بدتره

خب گرچه گویندگان این جمله به وقاحت دسته اول نیستن اما این افراد اگه به جای کلمه خوب و بد از بد و بدتر استفاده میکنن حقیقتا از ناآگاهی نیست از ترس اینه که از فردا دیگه نتونن غر بزنن!

وقتی یه ساختار/ سیستم/ نظام یا هر چی که اسمش رو میذارین شکل نسبتا درستی داره ممکنه به خاطر وجود باگ هایی که توی هر سیستم ساخته شده به وسیله انسان پیدا میشه ، برخی شرایط و اقتصادی، وجود فسادی که یکدفعه مثل دمل سر باز میکنه و تقریبا در همه جای دنیا هست و ... ما به یکباره با شرایطی مواجه بشیم که دیگه انتخابمون بین بد و بدتر باشه اینجا شما میتونی مردم رو به صبر دعوت کنی مثلا به طرفداران سندرز بگی انتخابات رو تحریم نکنن. اما وقتی اون انتخاب بین بد و بدتر بین افرادی ست که برآمده از یک نقص نیستن بلکه اونا خودِ نقص هستن و از سالها پیش این رویه وجود داشته و سالهای بعد هم بی نهایت تا از این گزینه ها وجود داره که نه اینکه خودشون بالا اومده باشن بلکه جلوی روت میذارن (!) و میگن : انتخاب کن خنده داره که از جمله بد و بدتر استفاده کنیم!

همه اینا یه طرف ایرانیای مهاجر هم یه طرف. این چند روز خیلی از افراد رو دیدم که توی ف.ب ، توییتر تلگرام و از این قبیل مینویسین که باید روزنه های امید رو باز نگه داریم و بریم رای بدیم ! درسته که سخته ولی باید تحمل کرد!

یکی دو تا هم نیستن خیلی زیادن.

خب اول بگم که من تمام این افراد رو آنفالو و اگه بمیرم هم حتی یه بار دیگه هم حاضر نیستم مز فاتی رو که به اسم افکار و عقاید مینویسن بخونم باز هم بهم ثابت شد که دو رویی آدمها رو همین موقع ها میشه فهمید . دوم اینکه شما که حرف از امید میزنی خودت چرا مهاجرت کردی؟ اون روزنه امید رو به من نشون بده من برات جرش میدم بشه دریچه امید بعد تو هم بیا اینجا کنارمون با هم میریم توی دریچه امید سختیا رو با هم تحمل کنیم زندگی کنیم!!

واقعا به این دسته آ چه جور ی باید داد که دل آدم خنک بشه!؟ مدنی خوبه؟ پفیوز مدنی چطور؟

پ.ن : یه عده از دوستان هستن که میگن صبر داشته باشید کم کم درست میشه و یه مثال هایی هم میزنن که از فرط تکراری بودن نمینویسم.خطاب به این دوستان خیرخواه و عزیز باید بگم که اون چیزی که شما بهش دل بستید اسمش تغیرات نیست بلکه جبر زمانه! فی المثل اگه شلوار ما از مدل پاچه گشاد در اول انقلاب به بگی در ۳۰ سال بعد تغیر کرد نشانه پیشرفت ما در طراحی نیست بلکه محصول مرور زمانه چون اصلا ما اونو طراحی نکردیم! در واقع اگه میبینید عباس ع ب د ی لنگهاش از دیوار سفارت آویزان نیست برای این نیست که طرز فکرش عوض شده برای اینه که دنیا دیگه تحمل سفارت نوردی ما رو نداره و چوب تو آستینمون میکنه و اینو ع ب د ی چند سال زودتر از دوستان حزب اللهی اش فهمیده فقط همین!

تبصره: مخاطب تندی های این پست و پست های قبلی انی هستن که تحریم کنندگان رو زیر سوال میبرن نه افرادی که صلاح میدانند رای بدهند.



برچسب ها : رای دادن یا رای ندادن مساله این است. - تحریم ,امید ,میشه ,جمله ,کنیم ,استفاده ,نیست بلکه ,دریچه امید ,بدتر استفاده ,تحریم کنندگان
رای دادن یا رای ندادن مساله این است.
بی عنوان

پست ' بی عنوان ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست بی عنوان ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

بی عنوان

بچه مردم واسه کنکور خودشو خفه میکنه که شهید بهشتی قبول بشه که آ ش ش بشه دختر علم الهدی!؟ حتما هم به خاطر شایستگی خودش بوده نه نفوذ شوهر و باباش! البته فقط این هم نیست تقریبا تمام شخصیت های هم خودشون هم همسرانشون رو تا جا داشته و امکانش بوده به زور در معروفترین ها چپوندن. فقط من موندم این خانواده ها که کلی هزینه میکنن تبلیغ کنن زن باید بشینه توی خونه به چه رویی زنهای خودشون شاغلند!؟ یکی نیست به اینا بفهمونه میخوای به شمسی و اره و اوره پز بدی خب یه جای دیگه رو انتخاب کن جای حساسیه.



برچسب ها : بی عنوان
بی عنوان
انه

پست ' انه ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست انه ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

انه

امروز یه نگاه پست های وبلاگم انداختم از خنده ریسه رفتم :) چقد چرت تفت دادم:) داشتم به خودم میگفتم یکی نیست بگه هر کی بخواد از این غازورات بخونه میره توییتر یه دفعه دیسلایکها رو دیدم، فک می فقط خودم رد دادم ولی مثل اینکه تنها نیستم :)

نوشتن باعث میشه حس های منفی که انباشته شده بیرون ریخته بشن ولی وقتی آدم به هر دلیلی نتونه از چیزی که واقعا داره عذابش میده بنویسه ذهن ناخودآگاه برای جبران به استعاره رو میاره.

واقعیتش بعد از حدود یه ماه نت نداشتن اومده بودم راجب هایی که این مدت دیدم و خوشم اومده بنویسم که برای خودم بمونه ولی یه دفعه انرژیم ته کشید!

برای جبران پست های چرت فعلا اینا رو داشته باشید.

liberta

felicita

فایل پایین رو هم بخونید بعضی قسمتهاش خیلی بامزست. میخواستم یه تیکه اش رو بذارم اینجا بعد گفتم بی خیال بابا مملکت هر کی هر کیه یهو دیدی کشکی ما رو هم به جرم توهین به خدا بردن! هیچ ی رو هم نداریم برامون طوفان به پا کنه و هشتگ سیو مریم بسازه :) اینه که اصلش رو میذارم برن خودشو بگیرن اگه دستشون میرسه

د و ز خ ر ف ا ت



برچسب ها : انه - برای جبران
انه
سرعت گیر های انسانی

پست ' سرعت گیر های انسانی ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست سرعت گیر های انسانی ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

سرعت گیر های انسانی

پست وبلاگی یه خانومی رو میخوندم که راجب "سرعت گیرهای انسانی" بود یعنی این اسمیه که من روش میذارم راجب آدمایی که توانمندیهای همه رو مثل خودشون پایین میبینن اگه از عهده کاری برنیان میخوان با دیدن آدمهای ش ت خورده مثل خودشون آروم بگیرن اول آیه یاس برای همه میخونن اگه روی تو تاثیر نذاره مستقیم به تحقیر شما رو میارن و مقایسه بهترین اثر ممکن رو داره!

نمیدونم شاید یه دلیلش حسادت باشه. یادمه زمان ما بین مقاطع سوم تا پنجم بچه ها رو برای سمپاد غربال می و آزمون ورودی داشت که دعوت نامه به مدارس میدادن و میگفتن بچه های با فلان شرایطو بفرستن برای آزمون( احتمالا خیلیاتون این آزمونو دادین). بعضی از پدر و مادرا حتی برای آمادگی این آزمون بچه رو میفرستادن کلاس خصوصی! یعنی همون قدر که چند سال بعدش تب کنکور و رتبه شدن وجود داشت تب سمپاد هم بیداد میکرد بزرگترین رقبا و برندگان این آزمون هم فرزندان کارمندان آموزش و پرورش بودن!! البته اینا رو اون موقع نمیدونستم بعدها زن م که خودش هم معلم بود با خنده تعریف کرد و گفت عجیب نیست که اکثریت ۷۰ درصدی باهوش های ما ننه باباشون معلمند؟ البته از الان خبر ندارم ولی اون موقع اینجوری بود. وقتی دانشجو شدم با خیلی از این سمپادی ها کنار هم نشستیم! یادمه یه بار هم یکی از اساتید به بچه هایی که پز سمپادی بودن میدادن گفت: عه پس شماها هم توی تیزکوشان درس خوندین؟ البته نمیگم همه سمپادی ها با دوپینگ و ضرب و زور و فشار درس خوندن که از طرف والدین بهشون میومد سمپادی شدن اتفاقا خیلیاشون واقعا بچه های باهوشی بودن و اگه بخواییم پیگیری کنیم آدمهای موفقی هم هستن ولی غالبا همونی بود که گفتم.

انی وی . منم قرار بود آزمون بدم چند ماه قبل از آزمون بهمون خبر داده بودن. یه روز این بین یه امتحان کلاسی ریاضی داشتیم و منم خیلی بچه سر به هوایی بودم حتی شب امتحان هم معمولا درس نمیخوندم- این وضعو تا آ هم حفظ و خیلی ازش ضربه خوردم ولی آ ش هم آدم نشدم- نمره ام شد ۱۸. معلممون موقعی که برگه ها رو میداد برگه رو کوبوند توی صورتم و گفت: من نمیدونم کی گفته تو تیز هوشی؟

یعنی نهایت بی شعوری!

این حرف برای یه بچه ۱۰ ساله خیلی سنگینه اونم توی مقطعی که معلم ها براش بت دانش و دانایی هستن!! توی این سن وقتی معلم ات با کنایه بهت میگه خنگ باورت میشه که واقعا خنگی. این حرف انقد روی من تا گذاشت که کلا آزمون رو بی خیال شدم! البته بزرگتر که شدم کلا برام بی اهمیت شد ولی اثر حرفش تا کنکور هم روی من بود همش فک می من از پس فلان رشته برنمیام.



برچسب ها : سرعت گیر های انسانی - آزمون ,سمپادی ,خیلی ,البته ,یعنی ,معلم
سرعت گیر های انسانی
شبهای برره

پست ' شبهای برره ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست شبهای برره ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

شبهای برره

داستان از این قراره که خان بالا برره و خان پایین برره سر موضوع نخود به توافق میرسن و کل کل رو میذارن کنار اما از جایی که ظواهر امر باید حفظ بشه به بیشعوری مثل نظام دوبرره میگن محض سرگرمی میتونی چند تا دیگه نخودوف هم بزنی قبلا که کارت نداشتیم الانم طوری نمیشه بزن دورهم بخندیم دوبرره و دارو دسته اش هم که شعور ندارن نخودوف رو میزنن و برخلاف دفعات قبلی هشتپلکو میشن!

+ فک کنم دو تا پست پایین تر باید اصلاح بشه از اونجایی که اصلاحات وبلاگ ما همیشه در جهت عقب گرد هست لذا باید بگیم ا.ن رو ول کنید ت را م پ رو بچسبید! پس بدوید به سمت صندوق ر ا ی تا جنگ نشه!!



برچسب ها : شبهای برره - برره
شبهای برره
واقعا چرا؟

پست ' واقعا چرا؟ ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست واقعا چرا؟ ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

واقعا چرا؟

عده زیادی از آقایون هستن که هنوز امید دارن چیزی عوض بشه یا مثلا ی که میاد تصمیماتی بگیره که شاید امرار معاش رو براشون راحت تر کنه یا لااقل سخت تر نکنه درسته که سطح توقعاتشون خیلی پایین اومده ولی من به عنوان یه ایرانی بهشون حق میدم اماااااا... روی حرفم با خانوم هاست: خانم گرامی به چه امیدی ر ا ی میدی؟ قانون این کشور ما رو پشکل هم به حساب نمیاره حق تماشای یه مسابقه ورزشی رو هم نداریم برای وج از کشور باید از شوهر و پدرمون هر چند احمق و کوته فکر باشن اجازه بگیریم رسما به خاطر اجرای شریعت مورد نظرشون ما بخش خط خورده و حذف شده جامعه ایم به چه رویی با چه استدلالی میری توی صف می ایستی و ر ا ی میدی؟ بگو بعد از اومدن خ و بعد ا.ن و بعد ر وضعیتت به عنوان یه انسان بهبود پیدا کرد؟ اصلا مگه رییس ج م ه و ر چقد اختیارات داره که بخواد وضع ما رو از یه حیوان دست آموز در قانون به یک انسان ارتقا بده؟ یه نگاه به لیست گل و بلبلی که فرستادید مج.لس بندازید تا الان چه کاری برای بهبود قانون کدوم یکی از اون خانوم هایی که انتخاب کردین جرات دارن راحب موضوع سطح پایینی مثل حضور در ورزشگاه نظر بدن چه برسه به اینکه طرح بدن؟

واقعا فک نمیکنید ما خودمون تو موضوعی وسط انداختیم که ربطی بهمون نداره؟

جواب کامنت خصوصی: ا.ن مخفف رییس ج م ه و ر سابقه نخواستم گوگل افراد رو به خاطر برخی اسامی به اینجا هدایت کنه مخفف نوشتم



برچسب ها : واقعا چرا؟
واقعا چرا؟
پیشنهاد هدیه نوروزی

پست ' پیشنهاد هدیه نوروزی ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست پیشنهاد هدیه نوروزی ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

پیشنهاد هدیه نوروزی

وقتی ی به این دنیا می آید که به عمیق ترین ژرفاهای ممکن شر می غلتد همیشه هیولا خطابش می کنیم، یا ، یا تجسم شر، ولی هیچ وقت در نظر نمی گیریم ممکن است این آدم چیزی فرا زمینی و آن دنیایی با خود داشته باشد. شاید انسان شریری باشد، ولی در نهایت فقط یک انسان است. ولی اگر انسانی خارق العاده در آنسوی گستره فعالیت کند، طرفِ خوبی، مثل یا بودا، بی درنگ او را بالا می بریم، می گوییم خداست و الاهی ست و فرا طبیعی و غیرزمینی. این نشان می دهد ما خود را چطور می بینیم. راحت قبول می کنیم بدترین موجود که بیشترین آسیب ها را می زند انسان است، ولی به هیچ عنوان نمی توانیم بپذیریم بهترین موجود ی که سعی در القای تخیل و خلاقیت و همدلی دارد، می تواند یکی از ما باشد. خیلی نظر خوبی به خودمان نداریم ولی خیلی هم از این پایین بودنمان ناراحت نیستیم.

جز از کل/ استیو تولتز/ پیمان خا ار ، نشر چشمه



برچسب ها : پیشنهاد هدیه نوروزی - انسان
پیشنهاد هدیه نوروزی
لوند و یا تی.گوندی و اسکیزوفرنی؟

پست ' لوند و یا تی.گوندی و اسکیزوفرنی؟ ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست لوند و یا تی.گوندی و اسکیزوفرنی؟ ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

لوند و یا تی.گوندی و اسکیزوفرنی؟

شواهد زیادی وجود دارد که نشان می دهد آلودگی قبلی با تی.گوندی (تو وپلاسموسیس) ممکن است باعث ایجاد اسکیزوفرنی یا روان گسیختگی در افراد شود. ای.فولرتوری، روانشناس مشهور و محقق اسکیزوفرنی در سال ۲۰۰۳ این تئوریها را به اطلاع عموم رساند. واضح است که شیوع تی.گوندی در افراد اسکیزوفرنی بالاتر است هر چند که نمیدانیم کدام علت دیگری است. تی.گوندی ممکن است شروع کننده اسکیزوفرنی باشد اما همچنین امکان دارد افراد مبتلا به اسکیزوفرنی درگیر رفتارهایی شوند که آنها را در معرض تی.گوندی قرار می دهد مثل بهداشت پایین. در واقع این زمینه ای ست که نیاز به کشف جدی دارد- درست یک دهه قبل دانشمندان این ایده را که عفونت ها منجر به زخم معده می شوند رد د در حالیکه امروز این امر یک واقعیت ثابت شده است ( البته ی که این ارتباط را ثابت کرد، بری مارشال، مجبور به قورت دادن باکتری و ایجاد زخم معده در خودش شد تا سایر متخصصان او را جدی بگیرند. بعضی وقت ها عد وجود دارد. مارشال به همراه همکارش جی. روبین وارن برای کشفشان برنده جایزه نوبل در فیزولوژی و پزشکی شدند.) این نظریه که تی.گوندی ممکن است باعث شروع اسکیزوفرنی شود در مطالعات جدید بر روی موش های مبتلا به تو وپلاسموسیس که رفتارشان بعد از استفاده از داروی ضد روانی تغییر کرد، تایید شد. محققان جان هاپکینز الان در حال مشغول آزمایش این مطلب هستند که آیا داروهای ضد تو وپلاسموسیس به بهبود بیماری اسکیزوفرنی کمک می کند یا نه. اگر توری راست بگوید و آلودگی تی.گوندی باعث شروع اسکیزوفرنی شود، مفهوم جدیدی به تصویر کلیشه ای خانم گربه دیوانه اضافه می شود.

با توجه به اثر شدید تی.گوندی روی فعل و انفعالات شیمیایی مغز جونده ها، دانشمندان دنبال شواهدی از اثر انگل ها روی آدم ها هستند. شواهدی وجود دارد که یک سری رفتارهای غیرمحسوس در افراد آلوده در مقایسه با افراد غیر آلوده دیده شده است. البته معلوم نیست که آیا تی.گوندی باعث این رفتارها شده است یا افراد با یک سری گرایشات رفتاری خاص در معرض تی.گوندی قرار می گیرند- اما در هر صورت جالب است.
محققی به نام یارسولاو فلگر از چار در پراگ کشف کرد زنهای آلوده با تی.گوندی پول بیشتری برای لباس ج می کنند و از زنهای دیگر جذاب ترند. فلگر یافته هایش را اینطوری خلاصه کرد: ما کشف کردیم که زنهای آلوده آسان گیر تر و خونگرم ترند و به ظاهرشان بیشتر اهمیت میدهند. هر چند که افراد قابل اعتمادی نیستند و با مردها رابطه بیشتری دارند.
از طرف دیگر فلگر کشف کرد که مردها به ظاهرشان اهمیت نمی دهند، گوشه گیر می شوند و دوست دارند دعوا کنند. آنها بدگمان و حسود می شوند و به قولنین هم احترام نمی گذراند.

چرا به بیماری نیازمندیم / شارون معالم / انتشارات ققنوس

+ تی گوندی انگلی ست که در اکثر حیوانات خونگرم یافت میشه ولی تولید مثلش فقط از طریق گربه ست و از طریق مدفوع گربه هم به همه جا پخش میشه. بعد از ورد به جریان خون ( مثلا از طریق خوردن سبزیجات خوب نشسته) در مغز و ماهیچه ها جا میگیره در اغلب افراد بی خطره اما بیش از نیمی از مردم جهان اونو دارن!!! ۲۰ درصد از یی ها و ۹۰ درصد فرانسوی ها تی گوندی دارند!!!!!

++ فعلا اینو خوب بجوید تا پست بعد مرتبط با همین موضوع به سمع و نظرتان برسه :-)



برچسب ها : لوند و یا تی.گوندی و اسکیزوفرنی؟ - گوندی ,اسکیزوفرنی ,افراد ,آلوده , ,شوند ,وجود دارد ,گوندی باعث ,زنهای آلوده ,شروع اسکیزوفرنی ,باعث شروع
لوند و یا تی.گوندی و اسکیزوفرنی؟
همون پست بدون عنوان منکراتی

پست ' همون پست بدون عنوان منکراتی ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست همون پست بدون عنوان منکراتی ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

همون پست بدون عنوان منکراتی

شواهد زیادی وجود دارد که نشان می دهد آلودگی قبلی با تی.گوندی (تو وپلاسموسیس) ممکن است باعث ایجاد اسکیزوفرنی یا روان گسیختگی در افراد شود. ای.فولرتوری، روانشناس مشهور و محقق اسکیزوفرنی در سال ۲۰۰۳ این تئوریها را به اطلاع عموم رساند. واضح است که شیوع تی.گوندی در افراد اسکیزوفرنی بالاتر است هر چند که نمیدانیم کدام علت دیگری است. تی.گوندی ممکن است شروع کننده اسکیزوفرنی باشد اما همچنین امکان دارد افراد مبتلا به اسکیزوفرنی درگیر رفتارهایی شوند که آنها را در معرض تی.گوندی قرار می دهد مثل بهداشت پایین. در واقع این زمینه ای ست که نیاز به کشف جدی دارد- درست یک دهه قبل دانشمندان این ایده را که عفونت ها منجر به زخم معده می شوند رد د در حالیکه امروز این امر یک واقعیت ثابت شده است ( البته ی که این ارتباط را ثابت کرد، بری مارشال، مجبور به قورت دادن باکتری و ایجاد زخم معده در خودش شد تا سایر متخصصان او را جدی بگیرند. بعضی وقت ها عد وجود دارد. مارشال به همراه همکارش جی. روبین وارن برای کشفشان برنده جایزه نوبل در فیزولوژی و پزشکی شدند.) این نظریه که تی.گوندی ممکن است باعث شروع اسکیزوفرنی شود در مطالعات جدید بر روی موش های مبتلا به تو وپلاسموسیس که رفتارشان بعد از استفاده از داروی ضد روانی تغییر کرد، تایید شد. محققان جان هاپکینز الان در حال مشغول آزمایش این مطلب هستند که آیا داروهای ضد تو وپلاسموسیس به بهبود بیماری اسکیزوفرنی کمک می کند یا نه. اگر توری راست بگوید و آلودگی تی.گوندی باعث شروع اسکیزوفرنی شود، مفهوم جدیدی به تصویر کلیشه ای خانم گربه دیوانه اضافه می شود.

با توجه به اثر شدید تی.گوندی روی فعل و انفعالات شیمیایی مغز جونده ها، دانشمندان دنبال شواهدی از اثر انگل ها روی آدم ها هستند. شواهدی وجود دارد که یک سری رفتارهای غیرمحسوس در افراد آلوده در مقایسه با افراد غیر آلوده دیده شده است. البته معلوم نیست که آیا تی.گوندی باعث این رفتارها شده است یا افراد با یک سری گرایشات رفتاری خاص در معرض تی.گوندی قرار می گیرند- اما در هر صورت جالب است.
محققی به نام یارسولاو فلگر از چار در پراگ کشف کرد زنهای آلوده با تی.گوندی پول بیشتری برای لباس ج می کنند و از زنهای دیگر جذاب ترند. فلگر یافته هایش را اینطوری خلاصه کرد: ما کشف کردیم که زنهای آلوده آسان گیر تر و خونگرم ترند و به ظاهرشان بیشتر اهمیت میدهند. هر چند که افراد قابل اعتمادی نیستند و با مردها رابطه بیشتری دارند.
از طرف دیگر فلگر کشف کرد که مردها به ظاهرشان اهمیت نمی دهند، گوشه گیر می شوند و دوست دارند دعوا کنند. آنها بدگمان و حسود می شوند و به قولنین هم احترام نمی گذراند.

چرا به بیماری نیازمندیم / شارون معالم / انتشارات ققنوس

+ تی گوندی انگلی ست که در اکثر حیوانات خونگرم یافت میشه ولی تولید مثلش فقط از طریق گربه ست و از طریق مدفوع گربه هم به همه جا پخش میشه. بعد از ورد به جریان خون ( مثلا از طریق خوردن سبزیجات خوب نشسته) در مغز و ماهیچه ها جا میگیره در اغلب افراد بی خطره اما بیش از نیمی از مردم جهان اونو دارن!!! ۲۰ درصد از یی ها و ۹۰ درصد فرانسوی ها تی گوندی دارند!!!!!

++ فعلا اینو خوب بجوید تا پست بعد مرتبط با همین موضوع به سمع و نظرتان برسه :-)



برچسب ها : همون پست بدون عنوان منکراتی - گوندی ,اسکیزوفرنی ,افراد ,آلوده , ,شوند ,وجود دارد ,گوندی باعث ,زنهای آلوده ,شروع اسکیزوفرنی ,باعث شروع
همون پست بدون عنوان منکراتی
ادامه پست قبل

پست ' ادامه پست قبل ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست ادامه پست قبل ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

ادامه پست قبل

وقتی مطلبی که تو پست قبل گذاشتم رو میخوندم یه نکته خنده داری به نظرم رسید اینکه نصف مردم دنیا آلوده به اون انگل هستن و این انگل هم روی رفتارها تاثیر میذاره با توجه به اینکه در گذشته های دور بهداشت سطح پایین تری هم داشته و امکان داره تعداد خیلی بیشتری نسبت به زمان حال به این نوع انگل- یا مشابه اون- دچار شده باشن. وقتی جمعیت زیادی یه رفتاری رو از خودشون نشون میدن طبیعیه که عمومیت اون رفتارها باعث بشه یه سری باورهای غلط راجب زن و مرد شکل بگیره. خنده دارتر از اون میدونید چیه؟ برگردید به پست قبل و تاثیر تی گوندی روی مردها رو بخونید. در قدیم- و هنوز هم در جوامع بسته و سنتی- اون علایم انگلی یه جور ویژگی ذاتی مردانه تلقی میشد. مثلا حسودی اسمش غیرت بود! و خشونت رو هم جز ویژگی های مثبت یه مرد میدونستن !! هر ی دعوایی تر بود مرد تر به حساب میومد. گوشه گیری یه خصوصیت مردانه بود و این زنها بودن که زیاد حرف میزدن و رابطه برقرار می اما الان اکثر این رفتارها به هیچ وجهه مثبت نیستن و حتی اگه مردم براش منشا جسمی نشناسن حتما دلیل اونو روحی میدونن ! اما برگردید و تاثیر اون انگل روی مغز زنها رو ببینید و بعد برداشت مردم رو در مورد اون رفتارها بپرسید، اغلب اصلا براشون عجیب نیست! و اونو یه جور توانمندی و ویژگی مثبت در زنها میدونن! فک کنید که شما رو تشویق میکنن رفتاری داشته باشید که فقط از یه مغز انگل زده بر میاد:)

منظورم این نیست که لوند بودن بده یا همه زنهایی که زیاد دور و بر مردا میپلکن و آسون گیر هستن( آسون گیر اغلب به این معناست که براشون مهم میست مرد بهشون برینه!) سالم نیستن یا مریضن یا ... نه میخوام بگم ببینید استاندارها در مورد مردها به مرور زمان جدید تر شده و مناسب زمانی هست که دارن توش زندکی میکنن اما استاندارها در مورد زنها قرنهاست که تغیر که نکرده هیچ هر ی رو هم داره رفتار درست نشون میده ناقص و مرد صفت میدونن! ۸ مارس گذشت ولی انقدر توی این چند سال مطالبی خوندم با این مضمون که مدرنیته ما زنها رو بدبخت کرده و زنهای قدیم چقد خوشبخت بودن چون مجبور نبودن کار کنن(!) که دیگه حالم داره بهم میخوره . انقدر زنها رو دیدم که گیر میدن به خودشون که ما نگیمون نسبت به قدیمی ها کمتر هست خب اینم دلیل ، خیلی از این رفتارها ممکنه( ممکنه) اصلا ربطی به فطرت نداشته باشه بده که مدرنتیه رفتارهای انگلی اعم از جسمی و روحی رو داره از بین میبره؟ - مسلما نقایص خودش رو هم داره-. بذارید تکامل مسیر طبیعی خودش رو طی کنه با دست بردن توی طبیعت و کلنجار رفتن فقط به بار میارید زن امروز باید بتونه توی این عصر زندگی کنه نه طبق استاندارهای ۵۰۰ سال پیش!



برچسب ها : ادامه پست قبل - زنها ,رفتارها ,انگل ,میدونن ,مورد ,ویژگی
ادامه پست قبل
یه ایرانی خوب یه ایرانیه منتظره!

پست ' یه ایرانی خوب یه ایرانیه منتظره! ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست یه ایرانی خوب یه ایرانیه منتظره! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

یه ایرانی خوب یه ایرانیه منتظره!

بدوید از ترس ا.ن رای بدید. سعی کنید حتی الامکان یک آخ و ند معتدل رو انتخاب کنید !

از ملتی که پارادو خنده داری مثل روشنفکری دینی رو اختراع کرده باور آ خو ند معتدل اصلا بعید نیست!!

صندوق ها هیچ وقت خالی نمیمونن نقش ا.ن رو یه زمانی ناطق بازی کرد. ممد سوپاپ اول بود ا.ن هم دومیش. بازدهی این رای ها هم مهم نیست حالا فعلا بگذره!



برچسب ها : یه ایرانی خوب یه ایرانیه منتظره!
یه ایرانی خوب یه ایرانیه منتظره!
شت این دیگه چه اسکاری بود؟

پست ' شت این دیگه چه اسکاری بود؟ ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست شت این دیگه چه اسکاری بود؟ ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

شت این دیگه چه اسکاری بود؟

مهتاب؟؟ واقعا؟ همه فانتزیای ما رو دود رفت هوا. بیچاره لا لا لند :(

تقریبا تمام هایی که تو بخش بهترین و بهترین کارگردانی و بازیگرا نامزد شده بودن رو دیدم ولی مهتاب؟

اسکار بعضی وقتا به ایی میرسه که شاید فکرش رو هم نکنی ولی اکثرشون یه نوآوری دارن ولی مهتاب؟ اگه رگ برابری خواهی متورم شده باعثش شده خب حصارها با همون موضوع مشابه و درخشان تر هم بود ولی خب ظاهرا سیاه پوست خالی از مد افتاده سیاه پوست گرا فعلا تو بورسه! هر چند از نظر مثبت اکثر منتقدا میشد حدس زد احتمالا جایزه رو اون ببره

انصافا بازیای خوبی داشت ولی بهترین نه!

یه بنده خ راست میگفت اگه فرهادی اسکار ببره یه بخشیش رو مدیونه ترامپه چون قضاوت بدون پیشداوری رو غیرممکن کرده.

تمشک به مستندی میرسه که علیه حزب دموکرات ساخته شده بهترین به مهتاب میرسه اونم از فروشنده! یه عمر خودمونو خفه کردیم بگیم سیاست دخ ی نداره ولی ظاهرا تا ۴ سال آینده اسکار زیر سایه ترامپه هر جا پشکل ریخت اسکار میخواد جمعش کنه!!!



برچسب ها : شت این دیگه چه اسکاری بود؟ - ,اسکار ,میرسه ,بهترین ,سیاه پوست
شت این دیگه چه اسکاری بود؟
نقل از دیگران ۴

پست ' نقل از دیگران ۴ ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست نقل از دیگران ۴ ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

نقل از دیگران ۴

احسان نامه:
چرا باب دیلن نوبل می گیرد؟ چرا شاملو نمی گیرد؟
@ehsanname
شاملو تعداد زیادی کتاب دارد: دفترهای شعر متعدد (۱۸ دفتر) و انواع گزیده ها و مجموعه هایی که از آنها تهیه شده. اما مجموع تیراژ این کتاب ها چقدر است؟ حساب و کتابش ساده است، برای هر کتاب می شود نوبت چاپ را در متوسط تیراژ ضرب کرد و بعد نتایج را با هم جمع کرد. (مثلا «قطعنامه» تابه حال به چاپ هشتم رسیده است، «باغ آینه» به چاپ سیزدهم و «هوای تازه» چاپ ۱۴، همگی با تیراژهایی حدود ۱۶۵۰ نسخه.) حساب و کتابش نباید سخت باشد، اما همینطور ندید می شود با تقریب خوبی حدس زد که سرجمع همه کارهای او یک میلیون نسخه هم نخواهد شد. حالا این عدد (یا حتی آن عدد دقیق را) مقایسه کنید با این خبر که همین هفته قبل، ملت در ژاپن رفته اند صف ایستاده اند برای جدیدترین کتاب هاروکی موراکامی و کتابفروش های ژاپنی از ۱۲ شب تا ۸ صبح ی ره موراکامی می فروخته اند و چاپ اول این اثر تازه از موراکامی با نام «کشتن فرمانده» ۵۰۰هزار نسخه است. فقط این بار هم نیست. دفعات قبلی هم ژاپنی ها همین کار را می د و مثلا «سوکورو تازاکی بی رنگ و سال های زی » ظرف یک هفته، یک میلیون نسخه فروخته بود.

خودتان انصاف بدهید، کمیته نوبل چرا باید به چیزی که خود مردم ایران چنین برخوردی با آن دارند جایزه بدهد؟ اگر یک ژاپنی به نوبل نگرفتن موراکامی اعتراض کند، خیلی منطقی تر و پذیرفتنی تر است تا اینکه ما برای هر کدام از ادیبانمان چنین ادعایی داشته باشیم. می گویند احترام زاده به متولی اش است. قاعدتا اگر می خواهیم ی را در سطح جهانی مطرح کنیم، باید اول خودمان هوایش را داشته باشیم. خودمان روی سرمان بگذاریمش و حلوا حلوایش کنیم. حداقل خودمان برایش یک فرم معرفی به آکادمی نوبل را پر . نه اینکه وقتی آکادمی اطلاعات جوایزش تا سال ۱۹۶۵ را منتشر می کند، معلوم شود جدی ترین گزینه ادبی ایران (جما اده) را یک غیرایرانی (ریچارد نلسون فرای) نامزد این جایزه کرده است.

انگلیسی ها تشکیل کشورشان را به پادشاهی افسانه ای به نام آرتور نسبت می دهند که توانست شمشیر ا کالیبور را از سنگ بیرون بکشد و تحت تعالیم مریلین جادوگر، قبایل کشورش را متحد کند. انگلیسی ها با همین یک دانه افسانه چنان برخوردی کرده اند که فقط ۲۶ ، ۸ سریال، ۱۸ انیمیشن و ۲۲ گیم به صورت مستقیم داستان آرتور را بازتعریف کرده اند و امسال هم ریچی یک دیگر می سازد.
پادشاه دانگ-میونگ، معروف به جومونگ، همان نقش آرتور را در سرزمین کره دارد. جومونگ از ۳۷ تا ۱۹ قبل از میلاد بر شبه جزیره کره حکومت کرد و سرزمینش را از چین مستقل کرد. همین؛ واقعا توی کتاب های تاریخی معتبر بیشتر از همین چند خط نمی شود پیدا کرد. اما کره ای ها برای همین چند خط ۴ ، ۲ گیم و یک سریال ۸۱ قسمتی ساخته اند که تلویزیون خودمان هم پخشش می کند.
اینها را بگذارید کنار رستم، قهرمان ملی و نقش اول داستان های حماسی ایران که می گویند از روی شخصیت تاریخیِ اشکانی، سورنا ساخته شده که در جنگ کارهه در ۳۱ قبل از میلاد امپراتوری روم را ش ت داد. رستم داستان های مختلف و متعدد دارد. معروفترینش داستان نبرد با پسرش سهراب است که چنان بار تراژیکی دارد که چند شاعر انگلیسی هم همین قصه را تبدیل به منظومه هایی کرده اند. حالا آن جملات بالایی را برای داستان رستم و سهراب تکرار کنیم: از رستم و سهراب ۴ ، یک انیمیشن و صفر گیم ساخته شده. از آن ۴ ، یکی را هندی ها ساخته اند، دوتا را روس ها و فقط یکی را خودمان.

می شود همین طور شواهد دیگری از کم کاری ما ایرانی ها نسبت به داشته های فرهنگی خودمان مثال آورد. اما بعد که خوب این جاهای خالی را توی ذهنتان مرور کردید، به این هم فکر کنید که آیا کتاب یدن ربطی به مسئولان این نهاد و آن سازمان دارد؟ یادتان بیاورید که مردم ژاپن می توانستند به جای صف ایستادن، آن هم صف شبانه برای ید یک کتاب، اینترنتی سفارش ید بدهند و بیخودی از کار و زندگی شان نزنند. یادتان بیاورید ژاپنی ها ترجیح می دهند به جای کلیک، با ایستادن توی صف و معطل شدن، به نویسنده کشورشان احترام بگذارند. یادتان بیاورید که یحتمل هیچ نویسنده و شاعری در ایران فروش یک هفته ای موراکامی را ندارد و مجموع تیراژش به یک میلیون نسخه نمی رسد؛ هیچ ادیبی جز حافظ، که آن هم دیوانش را ملت برای سر طاقچه گذاشتن و احیانا فال گرفتن می ند.

از یادداشت احسان رضایی در شماره ١٩١ رو مه «تماشاگران امروز» (شنبه ١۴ اسفند ۹۵)

بازتاب یادداشت «چرا باب دیلن نوبل می گیرد؟ چرا شاملو نمی گیرد؟»

توضیحات جناب آقای محمود صدری، مدیر انتشارات دنیای اقتصاد:

شاملو قربانی اقتصاد تی

به مطلب خوب آقای احسان رضایی می توان این را هم اضافه کرد که احمد شاملو و هنرمندان دیگر ایران، قربانیان اقتصاد تی هستند. شاید نسبت دادن ناکامی ادبی و هنری ما به اقتصاد، قدری عجیب به نظر بیاید که امیدوارم بتوانم در این مجال اندک توضیحش بدهم:
اقتصاد تی همه چیز را ویران می کند. بهره وری را کاهش می دهد، راه خاصه خواری و ی را هموار می کند، خلاقیت و اعتماد به نفس را می کشد، رجاله ها را بر صدر می نشاند و دانایان و شایستگان را کنار می زند. شعبه ای از مفسده اقتصاد تی هم که به هنر و هنرمندان و کتاب و کتابخوانی مربوط می شود، درختان تناوری مانند شاملو را می خشکاند. چطور؟ در ژاپن که آقای رضایی مثال زده اند و مثال خوبی است، وقتی سخن از بازار نشر می شود غالبا درباره چهل و چند ناشر سخن گفته می شود و اتحادیه سراسری ناشران ژاپن کمتر از 470 عضو دارد و تعداد کل ناشران کشور قدری بیش از این است. اما در ایران گفته می شود حدود 11 هزار ناشر ثبت یافته که دست کم 2500 تای آنها چنان فعال است که در نمایشگاه کتاب شرکت می کند و اتحادیه ناشران آن دست کم 1025 عضو دارد.
معنای این ارقام شگفت انگیز در ایران که گفته می شود مردمش چندان کتابخوان نیستند، این است که بر خلاف شکوه ها و ناله های همیشگی، لابد در بازار نشر جذ ت هایی وجود دارد که مدام بر شمار ناشران افزوده می شود و طبعا تیراژها سرشکن می شود. جذ ت نخست، در دهه 1360 شکل گرفت که ت، سهمیه کاغذ و زینک برقرار کرد و انی توانستند فقط از طریق اعلام تیراژهای غیرواقعی، کاغذ و زینک تی هدیه بگیرند و از طریق مابه فاوت «قیمت تی» و «قیمت بازار»، پولدار شوند. جذ ت دوم، طرح های تشویقی ت در زمینه ید کتاب بود که ناشران را به سوی چاپ «کتاب های ت پسند» سوق داد. این دو جذ ت و موارد دیگری مانند یارانه مستقیم و وام های کم بهره، به طور طبیعی، افراد زیادی را به سوی «اخذ پروانه» کشاند. ایران اکنون از نظر تعداد عناوین سالانه کتاب نزدیک به ژاپن و اسپانیا است اما تیراژ کتاب ها چنان پایین است که از نظر سرانه کتاب به ردیف های میانی ج جهانی سقوط می کند. در چنین فضایی کاملا طبیعی است که برای ید کتاب نه صفی تشکیل می شود و نه توجهی برانگیخته می شود. اگر ت پایش را از حوزه نشر بیرون بکشد و همکاران ناشر مدام ت را دعوت به مداخله و «کمک به فرهنگ» نکنند، آنکه ناشر است می ماند و آنکه صنعت نشر را جایی برای ب درآمد آسان می داند می رود و در چنین فضایی کتاب های امثال شاملو، غریبانه و چند صدتایی چاپ نمی شوند و به چشم می آیند. آن موقع اگر هم صف ید کتاب تشکیل نشود دست کم تیراژهای چند هزاری چهل سال پیش اعاده می شود.
به این موضوع تکنیکی ساده، می توان موضوع پیچیده زوال مفهوم «ملت» و خاموشی شوق ملی در برابر آثار ادبی را هم اضافه کرد که موضوع دیگری است.

محمود صدری

+ البته یه نکته به ذهنم رسید مردم برای ید جدیدترین آیفون هم صف کشیده بودن اینجا هم پای احترام مثلا مردم استرالیا به شرکت اپل مطرحه؟؟؟ باید دید اصلا چقدر امکان ید اینترنتی این اثر وجود داشته و مردم خودشون نخواستن استفاده کنن!



برچسب ها : نقل از دیگران ۴ - می شود ,کتاب ,همین ,خودمان ,ژاپن ,موراکامی ,اقتصاد تی ,گفته می شود , ید کتاب ,برای ید ,یادتان بیاورید
نقل از دیگران ۴
مثل واتو واتو!

پست ' مثل واتو واتو! ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست مثل واتو واتو! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

مثل واتو واتو!

وقتی جایی تبعیض تی قایٔل بشن حالا خواه این تبعیض یه توهین کلامی مصداق م باشه خواه تضعیع حقوق مالی، شغلی، ارث، رتبه کاری و ترفیع، تحصیلی و... باشه وقتی بخوای حقتو بگیری؛ خواه این احقاق حق با سر و صدا و اعتراض باشه خواه در سکوت پیگیر حقوقت باشی اصولا دو جور واکنش میبنی

اولی مختص قشر مذهبیه که به سرعت حرف از ی ان نبودن عد و مساوات میزنن و میگن برابری هست ولی تساوی نباید باشه! دومی مختص قشری ست که اغلب مذهبی ها رو بابت همین مواضع مس ه میکنن اما عموما نیتشون فقط برداشتن حجاب اجباری و مناظر زیباست نه برابری زن و مرد! چون وقتی پای حقوقی به میون میاد که زن رو از سلطه پذیری نجات میده به سرعت این قشر احساس خطر میکنن. اما حالا من با ایناش کاری ندارم نحوه موضع گیری این جماعته که برام خنده داره چون وقتی یه کم باهاشون حرف بزنی تازه متوجه افکار کپک زدشون میشی: اولین چیزی که میگن ارتباط دادن خوشگلی و زشتی با پیگیری حقوق برابره! یعنی به شما خواهند گفت : اینا که حرف از برابری میزنن برای اینه که زشتن!

دقت مینمویین؟؟ اگه یک قرن هم میخواستیم وقت بذاریم تا با بحث ثابت کنیم دید این افراد به زنها مثل کالاست و ما برای چی دنبال حقوق برابریم به این خوبی نمیتونستیم بگیم که خودشون ثابت . اگه به پست این آدما خوردین بدترین کار اینه که راجب بی ارتباط بودن زیبایی و حقوق برابر حرف بزنید من در مقابل اینا فقط یه موضع میگیرم:

من زشتم دماغ بزرگی دارم صورتم هم پر از کک و مکه تا حالا هیچی مردی منو دوست نداشته من از این بابت خیلی حرص میخورم! از وقتی بزرگ شدم و باید خودم گلیممو از آب بکشم فهمیدم اگه خوشگل نباشی هیچ کار مثبتت دیده نمیشه این درست نیست که بابت چیزی که براش زحمتی نکشیدی و تازه فنا پذیر هم هست دارای حق و حقوقی بشی اینجوری افراد مثل من چی کار باید ن؟ من حق زندگی دارم حق ازدواج و عشق دارم مثل مردای کچل و بدهیکل که ازدواج میکنن و شغل دارن و بابت کاری که میکنن پول میگیرن نه برای دماغ و چشم و لبهای قلوه ای یا لای پاهاشون! مردا اشتباهاتشون به پای مرد بودنشون گذاشته نمیشه.

آقای محترم خوشگل بودن خیلی خوبه باعث میشه روی کول مردا سوار بشی اما خب مردا هم عوضش چیزی میگیرن که میشه معامله پایاپای ما هم نمیخوایم معادله رو بهم بزنیم و از ح پایاپای دربیاریم ما دنبال قوانینی هستیم که بدون کالای هم بشه معامله کرد مثلا به جای لب :هنر! به جای لای پا :مغز! آقای عزیز شما همچنان میتونی با حمالی واسه خانما تصاویری مجانی برای اوقاتی که به خودت ور میری ترتیب بدی میتونی حتی ببریشون تو تخت ما قرار نیست جلوی س.ک.س تو رو بگیریم ما فقط میخوایم واحد پول رو برای معاملات قانونی عوض کنیم شما میتونی بیای پولات رو چنج کنی همیشه برای شما از این زنها پیدا میشه.

خانم محترم من درکت میکنم میفهمم چقدر احساس خطر میکنی اگه ساز و کار دنیا عوض بشه و تو به جای پروتز لبات مجبور بشی مغزت رو به کار بندازی کاری که آبا و اجدادت ن ولی خب دیگه دنیا همینه تا الان دنیا بر اساس الگوی تو جلو رفته از این به بعد قراره با الگوی ما جلو بره متاسفم مجبوری نرخ رو بیاری پایین اصول مشتری مداری همینه!!

+ درباره تیتر: همیشه فک می تعداد این آدما کم شده ولی الان که دقت میکنم میبینم تازه بیشتر هم شدن عین واتو واتو تکثیر هم میشن!



برچسب ها : مثل واتو واتو! - میکنن ,واتو ,کاری ,بابت ,باشه ,خواه ,واتو واتو ,باشه خواه
مثل واتو واتو!
شت این دیگه چه اسکاری بود؟

پست ' شت این دیگه چه اسکاری بود؟ ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست شت این دیگه چه اسکاری بود؟ ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

شت این دیگه چه اسکاری بود؟

مهتاب؟؟ واقعا؟ همه فانتزیای ما رو دود رفت هوا. بیچاره لا لا لند :(

تقریبا تمام هایی که تو بخش بهترین و بهترین کارگردانی و بازیگرا نامزد شده بودن رو دیدم ولی مهتاب؟

اسکار بعضی وقتا به ایی میرسه که شاید فکرش رو هم نکنی ولی اکثرشون یه نوآوری دارن ولی مهتاب؟ اگه رگ برابری خواهی متورم شده باعثش شده خب حصارها با همون موضوع مشابه و درخشان تر هم بود ولی خب ظاهرا سیاه پوست خالی از مد افتاده سیاه پوست گرا فعلا تو بورسه! هر چند از نظر مثبت اکثر منتقدا میشد حدس زد احتمالا جایزه رو اون ببره

انصافا بازیای خوبی داشت ولی بهترین نه!

یه بنده خ راست میگفت اگه فرهادی اسکار ببره یه بخشیش رو مدیونه ترامپه چون قضاوت بدون پیشداوری رو غیرممکن کرده.

تمشک به مستندی میرسه که علیه حزب دموکرات ساخته شده بهترین به مهتاب میرسه اونم از فروشنده! یه عمر خودمونو خفه کردیم بگیم سیاست دخ ی نداره ولی ظاهرا تا ۴ سال آینده اسکار زیر سایه ترامپه هر جا پشکل ریخت اسکار میخواد جمعش کنه!!!



برچسب ها : شت این دیگه چه اسکاری بود؟ - ,اسکار ,میرسه ,بهترین ,سیاه پوست
شت این دیگه چه اسکاری بود؟
نقل از دیگران 3 با اضافات!

پست ' نقل از دیگران 3 با اضافات! ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست نقل از دیگران 3 با اضافات! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

نقل از دیگران 3 با اضافات!

‏سوپاپ اول نظام؛

آقای خاتمی توصیه جدی د تا همه در ٢٢ بهمن شرکت کنند حتی اگر دلخورند! آیا مردم میفهمند عمق رذ را؟ جواب :خیر

‏این آشتی ملی آقای خاتمی شامل بهاییان، ن، اقلیت های مذهبی و قومی، دگر باشان و دگر شان و باقی نمیشود.

‏از محمد خاتمی تا علی مطهری افتادن به ماس که در شرکت کنید، آیا مردم ما میفهمند دیاثت را؟

@tanasoli

+ از بیست سالگی به این طرف به خاطر اینکه نظر و برداشتم با همه اطرافیانم و حتی با اکثریت قاطع مردم خیلی فرق داشت -ضمن اینکه شباهت فکری هم به اپوزیسیون (بخونید پاتریشیا سادات ها ) نداشتم - خودم رو بیشعور میدونستم برای همین همیشه خودمو سانسور می خصوصا در مقابل طرفداران خاتمی ! ( میدونید که مظهر سواد و فرهنگن!!) الان با دیدن انگشت شمار آدمایی شبیه اینا یکم به شعورم امیدوار شدم چون چیزیو که تو بیست سالگی فهمیده بودم بعضیا الان فهمیدن و مطمین شدم تو این مملکت در اکثریت بودن اغلب معنی خوبی نداره!

++ به جای این پستی نوشته بودم که پاک



برچسب ها : نقل از دیگران 3 با اضافات! - خاتمی ,مردم ,بیست سالگی ,آقای خاتمی
نقل از دیگران 3 با اضافات!
از تناقضاتم حل نشده ام می ترسم

پست ' از تناقضاتم حل نشده ام می ترسم ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست از تناقضاتم حل نشده ام می ترسم ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

از تناقضاتم حل نشده ام می ترسم

امسال تا اینجا برای من سال عجیبی بوده سالی که مدام از طرف اطرافیانم شگفت زده شدم فرقی نمیکنه خانواده باشه یا دوست و آشنا و غریبه و البته یه اتفاق خیلی خوب و بزرگ هم برام افتاد شاید به هر ی بگم براش عادی باشه اما برای من برداشتن این قدم، کار خیلی بزرگی بود -گاهی یه کار کوچیکی که میکنی برای آدمای توامند تر از خودت ممکنه خیلی به نظر بزرگ باشه گاهی هم برع . در کل امسال بیش از یک سال بزرگتر شدم. دیگه انتظاری از ی ندارم راحت تر میتونم آدمای غلط زندگیم رو خط بزنم: بدون درد، بدون خونریزی ! راحت تر میتونم آدمای خوب ولی نچسب رو اد کنم- البته شاید این آ ی به خاطر اینه که خودمم مقداری نچسبم! :)

اماااا یه ترس جدید به زندگیم اضافه شده: ترس از افکار خودم، ترس از تناقضاتم

توی این یه سال کاملا یقین پیدا چیزایی که بهشون معتقدیم و یا حتی خودمون رو مجبور میدونیم که رعایتشون کنیم -بدون اینکه خواسته قلبیمون باشه- و حتی به خاطرشون غرغر هم میکنیم در واقع دقیقا خواسته قلبمونه! میگیم که: مجبوریم، میگیم که: قلبا قبول نداریم ولی چون خدا گفته و من دلیلش رو نمیدونم پس نظری نمیدم (!) میگیم: جامعه مجبورمون میکنه میگیم به خاطر شغله به خاطر بچمونه به خاطر ننه باباس ولی داریم خودمونو گول میزینم ما دقیقا کاریو میکنیم که قلبمون میگه، اگه نتیجه اش شرم آوره به خاطر اینه که قلبمون کار شرم آوری ازمون خواسته بهتره مسولیتش رو قبول کنیم و فرافکنی نکنیم! قبول ن ش فقط به شرم آور بودن اعمالمون دامن میزنه باعث میشه هیچ وقت دنبال اصلاح نباشیم.

کاملا ایمان دارم یه روزی تناقضاتمون دامن ما رو میگیره مجبورمون میکنه تکلیفمون رو با خودمون معلوم کنیم اون روز روزیه که دیگه برای اصلاح دیر شده روزیه که آبرومون پیش خودمون میره چون دستمون واسه خودمون رو میشه معلوم میشه چه گندی بودیم و تمام مدت لاپوشونی میکردیم و حرفامون شارت و شوورت الکی بوده. اگه موضع خودمون رو در مقابل یه موردی به وضوح تعیین نمی کنیم شاید برای اینه که میخوایم بهانه ای باشه تا یه روزی راه غلط رو انتخاب کنیم!

+ کاملا مربوط به پست بعدی میشه



برچسب ها : از تناقضاتم حل نشده ام می ترسم - کنیم ,باشه ,خودمون ,خاطر ,میگیم ,میشه ,مجبورمون میکنه ,خاطر اینه ,میتونم آدمای
از تناقضاتم حل نشده ام می ترسم
در انتظار تاریکی در انتظار روشنایی

پست ' در انتظار تاریکی در انتظار روشنایی ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست در انتظار تاریکی در انتظار روشنایی ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

در انتظار تاریکی در انتظار روشنایی

منتظرم ببینم این همه آتشنشان به اندازه جنازه یه پیرمرد معلوم الحال براشون ارزش داره و براش عزای عمومی اعلام میکنن؟ البته بابت بی ارزش قلمداد شدن پیشاپیش باید درکشون کرد اینا هم عوامند ولی اون جزعی از خواص بود!

منظورم عزای عمومی لفظی نیست اینکه تعطیل عمومی اعلام کنن! فوج فوج مردم رو بیارن برای مراسم ترحیم و اجازه بدن شعار بدیم؟ شعار هایی که مناسب با مراسم ترحیم افرادیست که در اثر مدیریت ها و بی تدبیری ۳۸ساله فوت شدن

+ البته ممکنه این کارو هم ن اگه بشه توش یه نونی از انتخابات درآورد؛ ما عوام نهایتا همینیم: فتیر انتخابات

++داشتم ویدیوی عزاداری فایزه و حرفاش به فیروز آبادی رو نگاه می رسید به اون قسمت که می گفت "بابای من دلش میخواست همه مردم خوب زندگی کنن" خ ترکیدم از خنده موندم دختره نذاشت دو دقیقه متاثر بشیم چه جوری خودش خندش نگرفت؟ راست میگن دروغگو کم حافظه ست یادش رفته بود اصولا یه عده زیر چرخای توسعه باید له بشن!! البته اون توسعه هیچ وقت به خارج از خانواده ایشون و فرزندان انقلاب گسترش پیدا نکرد.



برچسب ها : در انتظار تاریکی در انتظار روشنایی - البته ,عمومی ,مراسم ترحیم ,عمومی اعلام ,عزای عمومی
در انتظار تاریکی در انتظار روشنایی
نقل از دیگران 2

پست ' نقل از دیگران 2 ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست نقل از دیگران 2 ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

نقل از دیگران 2

• اکبر جباری •:
مردم گناهی ندارند
♣️♣️
پدیده تماشاگری و بدتر از آن، سلفی گرفتن در رخدادهای تلخی که بیش از هرچیزی حس امداد و ایثار ما ایرانیان را میطلبد، امروزه بدل به موضوع قابل تأملی شده است که نه با وعظ و خطابه درمان میشود، و نه توهین و تحقیر مردم، چاره کار آن است. مردم گناهی ندارند.
مردم را از دنیای «سنت» راندند و در ورود به دنیای تجدد، کوشیدند همان اخلاقیات جهان سنت را به خلق الله حقنه کنند. اتومبیل و خیابان و جاده آوردند و در کنارش فتوا دادند که «تخلف از قوانین راهنمایی و رانندگی حرام است»!
مشکل دقیقاً همینجاست.
در جهان پیشا تجدد، اخلاقیات، مبنای متافیزیکی داشت و چون هنوز خدا زنده بود و متافیزیک نیز عروس دانش ها بود، حرام و حلال و واجب و مباح نیز، هم معنا داشت و هم کاربرد. اصلا چون معنا داشت، به کار میرفت و مردم با وعظ و خطابهٔ واعظان، به اخلاقیات پایبند بودند.
اما در زمانه ای که از در و دیوارِ اقتصاد و سیاست و فرهنگ و ...«مرگ خدا» و فقدان او در تجلیست، و دیگر متافیزیک، آن شوکت و اقتدار را ندارد، اخلاقیات مبتنی بر آن نیز نه معنا دارد و نه کاربرد. صبح تا شام، همه در حال وعظ و خطابه و دعوت به اخلاق هستند. از و گرفته تا شومن های تلویزیون و سلبریتی های سینما، همگی در حال وعظ و اخلاق گویی هستند و با اینهمه شاهد سقوط اخلاقیات بیشتری در جامعه هستیم. سلفی گرفتن در بین آوارهای یک برج، بیش از هرچیزی، ذلیل شدن متافیزیک را نشان میدهد.
ما را با انواع و اقسام محصولات تجدد آشنا د از پارلمان و انتخابات و بورکراسی گرفته تا پورشه و اپل و آیفون و...اما آن مبنایی که می بایست اخلاقیات این جهان تجدد را تولید کند، نه تنها ارائه نشد، بل به شکل مذبوحانه ای آنرا لعن و نفی و انکار د.
آن مبناچیزی نبود جز «تفکر» و «عقلانیت».

مردم ما برای زندگی در جهان تجدد تربیت نشده اند. زندگی در چنین دنیایی، آداب و قواعد خودش را دارد. تعجب نکنیم چرا در فلان کشور غربی، وقتی برجی فرو میریزد، مردم نه موبایل دست میگیرند و نه تماشا میکنند. هر ی میداند در چنین شرایطی چه باید انجام دهد. او بالغ بر سیصد سال است که برای زندگی در چنین جهانی تربیت شده. این تربیت چیزی نیست، جز رشد عقلانیت.
در جهان مدرن، به مردم نمیگویند: «تخلف از قوانین رانندگی، حرام است» یا خارجه اش، در سازمان ملل برای اثبات اینکه دنبال بمب اتمی نیستیم، نمیگوید: «سلاح هسته ای، حرام است»، چراکه مفهوم حرام دیگر نه معنا دارد و نه کاربردی . بلکه «فرد» را با منافع خودش بطور انضمامی درگیر میکنند. «تخلف از قوانین رانندگی، اسباب محرومیت از فلان «حقوق» و پرداخت فلان جریمه خواهد بود. در جهان مدرن، شهروند در کنار «حقوقی» که دارد و قادر به استیفای آنها نیز است، «تکالیفی» نیز دارد. بین حقوق و تکالیفش یک رابطه مستقیم است.
به ازای انجام تکالیف، حقوق کاملا روشن و ملموسی دریافت میکند.
اما در جامعه ای که فقط مصرف محصولات تجدد، باب شده، و هنوز بر طبل عناد با عقل و عقلانیت کوبیده میشود، و صرفاً «تکلیف» وجود دارد بی هیچ «حق» ملموس و قابل استیفا، طبیعی است که نه تربیتی محقق شود و نه اخلاقی شکل بگیرد.

+ به جز افراد تماشاگر که تعدادشون کم هم نبوده یه عده زیادی از افرادی که در اون محل جمع شدن از اقوام افرادی بودن که احتمال میدادن ی از نزدیکانشون در اون ساختمون حضور داره که با توجه به تجربه ای که از نحوه مدیریت حوادث داریم استرس و حضور در مکانی که هیچ کاری ازمون بر نمیاد قابل درکه! به نظر من مهربون بودن با این مردم ( تماشگرا!)شاید بهتر جواب بده .



برچسب ها : نقل از دیگران 2 - مردم ,جهان ,حرام ,اخلاقیات ,معنا ,فلان ,برای زندگی ,جهان مدرن، ,قوانین رانندگی، ,جهان تجدد ,معنا دارد
نقل از دیگران 2
مثل واتو واتو!

پست ' مثل واتو واتو! ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست مثل واتو واتو! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

مثل واتو واتو!

وقتی جایی تبعیض تی قایٔل بشن حالا خواه این تبعیض یه توهین کلامی مصداق م باشه خواه تضعیع حقوق مالی، شغلی، ارث، رتبه کاری و ترفیع، تحصیلی و... باشه وقتی بخوای حقتو بگیری؛ خواه این احقاق حق با سر و صدا و اعتراض باشه خواه در سکوت پیگیر حقوقت باشی اصولا دو جور واکنش میبنی

اولی مختص قشر مذهبیه که به سرعت حرف از ی ان نبودن عد و مساوات میزنن و میگن برابری هست ولی تساوی نباید باشه! دومی مختص قشری ست که اغلب مذهبی ها رو بابت همین مواضع مس ه میکنن اما عموما نیتشون فقط برداشتن حجاب اجباری و مناظر زیباست نه برابری زن و مرد! چون وقتی پای حقوقی به میون میاد که زن رو از سلطه پذیری نجات میده به سرعت این قشر احساس خطر میکنن. اما حالا من با ایناش کاری ندارم نحوه موضع گیری این جماعته که برام خنده داره چون وقتی یه کم باهاشون حرف بزنی تازه متوجه افکار کپک زدشون میشی: اولین چیزی که میگن ارتباط دادن خوشگلی و زشتی با پیگیری حقوق برابره! یعنی به شما خواهند گفت : اینا که حرف از برابری میزنن برای اینه که زشتن!

دقت مینمویین؟؟ اگه یک قرن هم میخواستیم وقت بذاریم تا با بحث ثابت کنیم دید این افراد به زنها مثل کالاست و ما برای چی دنبال حقوق برابریم به این خوبی نمیتونستیم بگیم که خودشون ثابت . اگه به پست این آدما خوردین بدترین کار اینه که راجب بی ارتباط بودن زیبایی و حقوق برابر حرف بزنید من در مقابل اینا فقط یه موضع میگیرم:

من زشتم دماغ بزرگی دارم صورتم هم پر از کک و مکه تا حالا هیچی مردی منو دوست نداشته من از این بابت خیلی حرص میخورم! از وقتی بزرگ شدم و باید خودم گلیممو از آب بکشم فهمیدم اگه خوشگل نباشی هیچ کار مثبتت دیده نمیشه این درست نیست که بابت چیزی که براش زحمتی نکشیدی و تازه فنا پذیر هم هست دارای حق و حقوقی بشی اینجوری افراد مثل من چی کار باید ن؟ من حق زندگی دارم حق ازدواج و عشق دارم مثل مردای کچل و بدهیکل که ازدواج میکنن و شغل دارن و بابت کاری که میکنن پول میگیرن نه برای دماغ و چشم و لبهای قلوه ای یا لای پاهاشون! مردا اشتباهاتشون به پای مرد بودنشون گذاشته نمیشه.

آقای محترم خوشگل بودن خیلی خوبه باعث میشه روی کول مردا سوار بشی اما خب مردا هم عوضش چیزی میگیرن که میشه معامله پایاپای ما هم نمیخوایم معادله رو بهم بزنیم و از ح پایاپای دربیاریم ما دنبال قوانینی هستیم که بدون کالای هم بشه معامله کرد مثلا به جای لب :هنر! به جای لای پا :مغز! آقای عزیز شما همچنان میتونی با حمالی واسه خانما تصاویری مجانی برای اوقاتی که به خودت ور میری ترتیب بدی میتونی حتی ببریشون تو تخت ما قرار نیست جلوی س.ک.س تو رو بگیریم ما فقط میخوایم واحد پول رو برای معاملات قانونی عوض کنیم شما میتونی بیای پولات رو چنچ کنی همیشه برای شما از این زنها پیدا میشه.

خانم محترم من درکت میکنم میفهمم چقدر احساس خطر میکنی اگه ساز و کار دنیا عوض بشه و تو به جای پروتز لبات مجبور بشی مغزت رو به کار بندازی کاری که آبا و اجدادت ن ولی خب دیگه دنیا همینه تا الان دنیا بر اساس الگوی تو جلو رفته از این به بعد قراره با الگوی ما جلو بره متاسفم مجبوری نرخ رو بیاری پایین اصول مشتری مداری همینه!!

+ درباره تیتر: همیشه فک می تعداد این آدما کم شده ولی الان که دقت میکنم میبینم تازه بیشتر هم شدن عین واتو واتو تکثیر هم میشن!



برچسب ها : مثل واتو واتو! - میکنن ,واتو ,کاری ,بابت ,باشه ,خواه ,واتو واتو ,باشه خواه
مثل واتو واتو!
در انتظار تاریکی در انتظار روشنایی

پست ' در انتظار تاریکی در انتظار روشنایی ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست در انتظار تاریکی در انتظار روشنایی ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

در انتظار تاریکی در انتظار روشنایی

منتظرم ببینم این همه آتشنشان به اندازه جنازه یه پیرمرد معلوم الحال براشون ارزش داره و براش عزای عمومی اعلام میکنن؟ البته بابت بی ارزش قلمداد شدن پیشاپیش باید درکشون کرد اینا هم عوامند ولی اون جزعی از خواص بود!

منظورم عزای عمومی لفظی نیست اینکه تعطیل عمومی اعلام کنن! فوج فوج مردم رو بیارن برای مراسم ترحیم و اجازه بدن شعار بدیم؟ شعار هایی که مناسب با مراسم ترحیم افرادیست که در اثر مدیریت ها و بیتدبیری ۳۸ساله فوت شدن

+ البته ممکنه این کارو هم ن اگه بشه توش یه نونی از انتخابات درآورد؛ ما عوام نهایتا همینیم: فتیر انتخابات

++داشتم ویدیوی عزاداری فایزه و حرفاش به فیروز آبادی رو نگاه می رسید به اون قسمت که می گفت "بابای من دلش میخواست همه مردم خوب زندگی کنن" خ ترکیدم از خنده موندم دختره نذاشت دو دقیقه متاثر بشیم چه جوری خودش خندش نگرفت؟ راست میگن دروغگو کم حافظه ست یادش رفته بود اصولا یه عده زیر چرخای توسعه باید له بشن!! البته اون توسعه هیچ وقت به خارج از خانواده ایشون و فرزندان انقلاب گسترش پیدا نکرد.



برچسب ها : در انتظار تاریکی در انتظار روشنایی - البته ,عمومی ,مراسم ترحیم ,عمومی اعلام ,عزای عمومی
در انتظار تاریکی در انتظار روشنایی
سرم به تنم زیادی کرده

پست ' سرم به تنم زیادی کرده ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست سرم به تنم زیادی کرده ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

سرم به تنم زیادی کرده

آیَت الله تناسلى:
‏با شعار رفع حصر وارد انتخابات شدن و هیچ اقدامی ن و 3سال بعد نزدیک انتخابات منشور شهروندی صادر یعنی روی بودن مردم شرط بستن

@tanasoli

دقت کنید این مردم اون مردم دهاتی و س س خور و بی سواد و دنبال یارانه نیستن ها! مردمی که تو صف سبد کالا دعوا و به رای میدن چون اولین دغدشون نون شب و یارانه ست و به خاطر بی اطلاعیشون صد جور حرف و از قشر الیت میخورن نیستن ها!! آخه اونا که دغدغه اولشون رفع حصر و منشور شهروندی نیست . در واقع اینا همون قشر با شعور و فهمیم ( اغلب دانشجو تازه سر از تخم درآورده) بازیگرای حق حساب بگیر و نخبه ها(!) هستن که ادعای سواد و فهمشون گوش فلک رو که چه عرض کنم فلک رو هم کرده. از سال ۹۰ تا الان منتظرم ببینم کِِی بودنشون به خودشون ثابت میشه.

عیب نداره باز حجه ال لیست میده اینا هم بدو بدو رای میدن بالا ه یه صادقی و مطهری هستن مثل پنگول و نرگس مردمو دور صندوق جمع کنن!



برچسب ها : سرم به تنم زیادی کرده - مردم ,منشور شهروندی
سرم به تنم زیادی کرده
موارد کاربرد ا ام به جای اجبار

پست ' موارد کاربرد ا ام به جای اجبار ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست موارد کاربرد ا ام به جای اجبار ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

موارد کاربرد ا ام به جای اجبار

*دختره از اقواممون تو یه اداره تی کار میکنه. میگه بودجه ندارن گفتن باید یه مبلغی از مراجعین بابت فلان امر بگیرید یه عده از کارمندان هم همین کارو مردم زنگ زدن وزارت خونه اعتراض وزارت خونه هم زنگ زده به رییس اداره که به چه حقی مردمو اجبار (!) کردید پول بدن؛ رییس هم جلسه گذاشته گفته از مردم این مبلغو بخواهید ولی نگید اجباره! بعد اینم گفته خب آقای رییس اگه نگیم اجباره معمولا استقبالی نمیشه ی مرض نداره پول بده که. اونم گفته نه نگید که اختیاریه بگید ا امیه!! یعنی ا امیه ولی اجباری نیست:))

*طرف میگه توی یه گروهی عضو بودم که برخی اعضا خبرنگار و دیپلمات بودن. اگه ت بودی و حرفی نمیزدی کاری باهات نداشتن ولی اگه بابت چرندیاتشون ازشون سوال میکردی میگفتن خودت رو معرفی کن!! میگه یه سوال پرسیدم بهم گفتن اسم و مشخصات کامل رو در پرفایل بذار و اینجا هم شغل و شهرت رو بگو یالا!! طرف هم گفته مگه من فقط اینجا عضوم که با اسم واقعیم بیام بعد اگه دروغ بگم مگه تو میفهمی؟؟ و اگه میفهمی پس چرا از من میپرسی برو از همون منبع آگاهت بپرس! جواب داده: به هر حال این قانونه گروهه .اینم گفته شما که خیلی واسه نگرانی هنوز نمیفهمی داری به خاطر یه سوال منو مجبور میکنی به کاری که متداول و طبیعی نیست و منو تو فضای مجازی نقض میکنی؟ طرف جواب داده: اجباری نیست ا امیه:)) [منم بهش گفتم لال بودی؟ خب میگفتی شورای نگهبان هم بخشی از قانونه دلش میخواد رد صلاحیتتون کنه به هر حال قانونه چرا داری خودتو جر میدی؟؟؟]



برچسب ها : موارد کاربرد ا ام به جای اجبار - گفته ,قانونه ,سوال ,ا امیه ,میگه ,رییس ,جواب داده ,اجباری نیست ,وزارت خونه
موارد کاربرد ا ام به جای اجبار
یه مشت اس هول دارن کار فرهنگی میکنن!

پست ' یه مشت اس هول دارن کار فرهنگی میکنن! ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست یه مشت اس هول دارن کار فرهنگی میکنن! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

یه مشت اس هول دارن کار فرهنگی میکنن!

اگه شرکت های تولید لوازم آرایش میلیاردها دلار درآمد ب کنن، در راه تولید محصولاتشون حیوان آزاری کنن، توی محیط زیست برینن، محصولاتشون رو روی پوست مردم جهان سوم آزمایش کنن و به بار بیارن ؛ تقریبا در تمام دنیا از ج ا طرفدار حجاب گرفته تا اون ی آزاد همه باعث و بانی این اتفاق رو بی اطلاعی ن و میل بی پایانشون برای زیبا شدن میدونن فقط طرز بیانشون فرق داره بعضی ها مثل ج ا به روش های خشنوت آمیز دست میزنن گشت ارشاد میزارن و حجاب رو تبلیغ میکنن اون طرف دنیا هم چند شنبه های بدون آرایش رو تبلیغ میکنن حرف همشون هم اینه: ای زن ای سمبل حماقت! دست از این کار بردار!!

اما اگه کمپانی های تولید و محصولات پ.و.ر.ن درآمدشون از مرز ده ها بیلیون دلار بگذره در حالیکه در این راه صد ها زن و دختر از کشورهای فقیر رو به بردگی بگیرن تحقیرشون کنن، رفتارهایی رو ترویج کنن که عامل و انتقال بیماری باشه، شان انسان رو زیر سوال ببرن و مروج رفتارهای چندش آوری باشن که خیلی از زنها تنها برای از دست ندادن همسرانشون مجبور به انجامش بشن از ج ا گرفته تا ی آزاد هیچ کدوم نه تنها باهاش مخالفت نمیکنن بلکه هر ی باهاش مخالفت کنه رو عقده ای و آنرمال نشون میدن که نمیخواد مردم چند دقیقه حال کنن!! ی هم مردا رو به خاطر این کارشون سمبل حماقت نمیدونه!!

ج ا که و ه هایی میذاره برای تبلیغ تقلید از زنهای توی این ها بین ن مذهبی توی جلسات( نمونش توی وحید آنلاین هست ) با این عنوان که: بدوید که از مد روز کارای عقب نمونید!! و اون سر دنیا هم تا جایی که من میدونم آ هفته های بدون پلی بوی و پنت هاوس نذاشتن!!

با این حساب ما باور کنیم که وقتی علیه آرایش تبلیغ میشه صرفا یه رقابت تجاری یا طبق معمول تحقیر زنها نیست؟



برچسب ها : یه مشت اس هول دارن کار فرهنگی میکنن! - تبلیغ ,میکنن ,کنن، ,آرایش ,تولید ,باهاش مخالفت ,سمبل حماقت ,تبلیغ میکنن , ی آزاد
یه مشت اس هول دارن کار فرهنگی میکنن!
مثل اینکه این میخواد پرواز کنه بیاید پرهاشو بِکنیم!

پست ' مثل اینکه این میخواد پرواز کنه بیاید پرهاشو بِکنیم! ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست مثل اینکه این میخواد پرواز کنه بیاید پرهاشو بِکنیم! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

مثل اینکه این میخواد پرواز کنه بیاید پرهاشو بِکنیم!

یه مطلبی در یکی از کانال های با موضوع جامعه شناسی گذاشته شد( در ادامه مطلب میذارم چون اصل مطلب رو در ابتدا مینویسم) و بعد مخاطبین نسبت به اون واکنش های جالبی نشون دادن متوجه شدم مثل اینکه من تنها نیستم.

در واقع در شرایط فعلی بازنشر مطالب تلگرام در وبلاگ به نوعی ظلم به وبلاگه اما دلم نیومد اینو که حرف دل خودمم هست اینجا نذارم شما هم اگه تجربه مشابهی دارید تعریف کنید و بگید به نظرتون دلیلش چی بوده منم نظرمو تو پست بعد میگم. از بین این ۳۰ تا بازدید لطفا لااقل۴ تا تون نظرتون رو بگید!

:

** در ارتباط با مطلب آ تون که تو کانال جامعه شناسی گذاشتید که کتابخانه نداریم ولی تا دل تون بخواهد رستوران و پاساژ . میخواستم بگم فرهنگ کتابخوانی ام نداریم و کتاب خواندنمان بعضی ها را!!!!! ناراحت میکند من مدرک ارشد رفاه اجتماعی دارم کارشناسی ام را هم در علامه طباطبایی خوانده ام الان هم در یکی از ادارات تی شهرستان مشغول به کار هستم با این که اوایل دی ماه است و ما تحقق صد درصدی برنامه های پیش بینی شده برای اداره را از طرف وزارتخانه داریم که اگرتا عید هم پیگیر کارها نباشیم تحقق 120 درصدی اه را خواهیم داشت ریس اداره دست من کارمند کتاب دید با این که بعد از انجام کارهای اداری و فقط برای رفع خستگی بود اقدامی جهت عدم وسوسه شدن برای صحبت با تلفن یا چک دنیای مجازی( اقدامی متداول در بین همکاران ) دیدن همانا و برخوردی وحشتناک همان !!!!
با این که یک هفته است از ان ماجرا میگذرد هنوز باورم نشده بر خورد صورت گرفته را.!!!!!! از فردای آن روز تعویض اتاق من در دستور کار ریاست و حراست محترم قرار گرفت. که من خانم می بایست نقل مکان کنم به اتاق یک همکار آقا که ایشان حواسشان به من باشد که من دیگر کتاب نخوانم
فردا که شنبه است وارد راند چندم دعوا خواهیم شد برای تعویض اتاق چرا باید به خاطر کاری که معذرت خواهی کنم من که مطمئنم کارم(کتاب خواندن) اشتباه نبوده و بر اساس مستندات میتوانم ثابت کنم که کارهایم را به طور تمام کمال انجام دادم
مرادی (دریافتی از مخاطبان)

** مطلب اخیرتون در مورد مخالفت با کتاب باعث شد این را برایتان بنویسم:

در پادگان که هستیم، زیاد کاری به کار ما سربازان فوق لیسانس ندارند. بیشتر اوقات بیکار. یکی از سربازان فوق لیسانس که پیش من است اغلب اوقات با گوشی اش مشغول است. بقیه هم معمولا با هم صحبت می کنند و هر روز یک سوژه ای برای سرگرمی دست و پا میکنند. من تصمیم گرفتم از این فرصت بیکاری استفاده کنم و چند تا کتاب که درس و تحصیل نمی گذاشت مطالعه کنم را، بخوانم. در روز های اول، فرمانده ام هر وقت می دید مشغول مطالعه ام، سریع یک کار برایم پیدا می کرد. ولی من سریع کارها را انجام می دادم و باز برگشتم سراغ مطالعه. در واقع کارهایی که فرمانده ام برایم می تراشید، آنقدر بیهوده و بی دلیل بود که سریع می توانستم انجامشان دهم. از طرفی تنها چیزی که در این روزهای پوچ سربازی می توانست حالم را خوب کند، مطالعه بود. بنابراین سریع کارهایم را انجام میدادم و می رفتم سراغ کتاب.
آنقدر مقاومت تا فرمانده ام به زبان آمد و دیگر به جای واکنش غیر مستقیم اش که که کارتراشی بیهوده بود، صراحتا گفت که شما همه اش مشغول کتاب خوانی هستید. گفتم من کارهایم را انجام می دهم، سریع هم انجام می دهم. اما کم کم متوجه شدم که دیگر این مطالعه من می تواند فرمانده ام را رو در روی من قرار دهد. دیدم دیگر فایده ندارد انجام این همه کار های بیهوده. مثلا یک سری پرونده را سه بار از نو چیدم. بیخیال کتاب خواندن شدم. این در حالی بود که ی به افسر کناری ام که با گوشی اش بازی می کرد کاری نداشت.
حتی این روزها که مدام میروم با سربازهای دیگر مشغول گپ و گفت می شوم، دیگر از گیر دادن ها و کارتراشی های فرمانده ام خبری نیست.

**با سلام. در مورد مطلب کتابخوانی شما که سربازی در پادگان در مورد مانع تراشی برای مطالعه نوشته بودن خواستم اضافه کنم بنده هم ده دوازده سال است در اداره تی مشغول هستم و دقیقا تجربه مشابه ایشان داشتم یعنی رییس های من حاضرند ما بیکار به مانیتور زل بزنیم یا با هم حرف بزنیم ولی همین که مطالعه کنیم احساس خطر می کنند. اصلا ما ایرانی ها عادت داریم به قطار در حال حرکت سنگ بزنیم ولی با به قطار از کار افتاده و خوایده در ایستگاه کار نداریم

**حیفم آمد در ادامه تجربه های منع کتابخوانی این را ننویسم که

اَسَفناک ترین ح ش وقتیست که کتابدار یک کتابخانه هستی و همه به ح ان غبطه می خورند که چقدر خوشبختید که امکان مطالعه برایتان تا این اندازه فراهم است....
غافل از اینکه برخی مقامات بالا، کتابخواندن کتابدار را در محیط کاریش، "فساد کاری" می نامند!!!

ادامه مطلب


برچسب ها : مثل اینکه این میخواد پرواز کنه بیاید پرهاشو بِکنیم! - کتاب ,مطالعه ,انجام ,مطلب ,مشغول ,سریع ,کتاب خواندن ,تعویض اتاق ,ادامه مطلب ,جامعه شناسی
مثل اینکه این میخواد پرواز کنه بیاید پرهاشو بِکنیم!
هیتلر خدا بیامرز

پست ' هیتلر خدا بیامرز ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست هیتلر خدا بیامرز ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

هیتلر خدا بیامرز

بچاره آ ف! چقدر پشتش حرف و حدیث ساختیم.

میگه این کارتن خوابا رو عقیم کنید اینا دارن همینطوری زاد و ولد میکنن به جمعیت بدبختا اضافه میشه!

جواب این هنربند عزیز رو فقط میشه یه جور داد: اولا شما آمار و ارقام معتبر بیار که چند درصد از این کارتن خوابا از پدر و مادر کارتن خواب به دنیا اومدن دوما آمار و ارقام معتبر بده های چند هزار میلیاردی چند تا آدم رو کارتن خواب کرده گرا که ماشالله اصلا بچه بدبخت تولید نمیکنن اصولا بچه مردم بدبخت کن تحویل اجتماع میدن ثالثا از اون های چند هزار میلیاردی اخیرا یه هشت هزار تا ( الانم میگن ۱۲ هزار تا!!) کشف شده که یه سرش به همکارای این هنربند عزیز برمیگرده و دوستان گرامی این آقا از قِبل تحت فشار گذاشتن مردم و در شرف کارتن خواب شون میلیاردی پول به جیب زدن بهتر نیست مثلا عوامل شهرزاد رو که از این منتفع شدن عقیم کنیم؟ اینجوری بهتره چون نسل ا کنده میشه و اینطوری عوامل افزایش دهنده کارتن خو از بین میرن مشکل ریشه ای حل میشه! نه؟ زورت به اونا هم میرسه مردک؟

# بزرگمهر حسین پور



برچسب ها : هیتلر خدا بیامرز - کارتن , ,میشه ,هزار ,میلیاردی ,خواب ,کارتن خواب ,هزار میلیاردی ,ارقام معتبر ,هنربند عزیز ,کارتن خوابا
هیتلر خدا بیامرز
ماجراهای فولاد زره!

پست ' ماجراهای فولاد زره! ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست ماجراهای فولاد زره! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

ماجراهای فولاد زره!
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


برچسب ها : ماجراهای فولاد زره!
ماجراهای فولاد زره!
با کتاب سوز ها چه کنیم؟

پست ' با کتاب سوز ها چه کنیم؟ ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست با کتاب سوز ها چه کنیم؟ ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

با کتاب سوز ها چه کنیم؟

واقعیت اول اینه که تو فرهنگ ما کتاب خوندن رو مربوط به آدم های بی کار میدونن این بی کار ها به دو دسته تقسیم میشن: اگه پولدار باشی و کتاب بخونی اسمت میشه فرهیخته اگه بی پول باشی و کتاب بخونی بهت میگن علاف!

واقعیت دوم اینه که مردم ما به خاطر اینکه سخت پیشرفت میکنن و اغلب هم راه های پیشرفتشون معقولانه و شبیه بقیه کشورا نیست( راه های محیر العقول، پارتی، دودوزه بازی و زیرآب زنی، ی ، چاپلوسی و ...) یه حس حسادتی نسبت به افرادی دارن که از راه های بشر دوستانه پیشرفت میکنن! مثلا وقتی تو محل کارت تو تایم آزاد کتاب دستتون باشه کافیه حس کنن داری برای تحصیلات تکمیلی درس میخونی یا داری زبان دوم یا سوم یاد میگیری به سرعت انواع و اقسام زیرآب زنیا شروع میشه . الان هم که تب تحصیلات تکمیلی مثل گذشته نیست ازت میپرسن درس میخونی؟ اگه بگی نه کتاب غیر درسیه میگن چیشششش یعنی چه علافیه!!! و از اون لحظه به بعد تیکه انداختن ها و مس ه ها به بهانه شوخی شروع میشه اونا روی شما اسم میذارن و با اون اسم صداتون میکنن در صورت واکنش نشون دادن شما یک بی جنبه اید که با دو تا کتاب خوندن حس با فرهنگ تر بودن پیدا کردید!! ( یک نمونه که واسه خودم پیش اومد: با اینکه من خیلی کم در جمع نظر میدم و تا اجباری پیش نیاد حرف نمیزنم گاهی که مجبور شدم چیزی بگم به واسطه اینکه دو دفعه کتاب دست من دیده بودن بهم میگفتن جغد دانا!! جوری که وسواس پیدا کرده بودم نکنه من در حرفهام ح ف فروشی دارم !)

نهایتا من به یک نتیجه معقولانه رسیدم اینکه من مجبور نیستم خودمو با آدمهای احمق وفق بدم اما میتونم کاری کنم کمتر بهم آسیب بزنن راه حلش هم کتاب الکترونیکه!

اگر کتاب دوست هستید حتی اگه ماهی فقط یک کتاب میخونید این گزینه خیلی خوبه کافیه یه تبلت کوچیک هفت اینچی ب ید سایزش از گوشی فقط یکم بزرگتره و به راحتی تو جیب پ و هم جا میشه. مزیت این روش اینه که شما میتونید کتاب بخونید در حالیکه دیگران فکر میکنن تو تلگرام یا اینستاگرام هستید دشمنی ها به حداقل میرسه و شما هم به چیزی که میخواستید رسیدید و هم پول کمتری دادی اگر از اون دسته هستید که کتاب الکترونیک براتون سخته من به شما مژده میدم کافیه یک ماه تحملش کنید ( با این شرط که کتابهای جذ رو در این یک ماه انتخاب کنید) بعد دیگه کتاب کاغذی براتون غیر قابل تحمل میشه اینو تجربه یک سال و نیمه من بهم ثابت کرده اگر هم در محل کارتون یک کامپیوتر شخصی دارید میتونید شبیه ساز برنامه های اندروید رو روش نصب کنید و اپلیکیشن کتاب خوان رو با همون ایمیلی که روی گوشیتون دارید روی اون هم نصب کنید به این ترتیب میتونید به راحتی با حضور دیگران بین برنامه ها حرکت کنید. مزیت دیگرش اینه که پول کمتری میدید به طور مثال یک کتاب جز از کل ۴۵ تومن قیمت داره شما با این پول میتونید به طور متوسط ۵ کتاب ب ید!( مشروط بر اینکه درست ید از این فروشگاه ها رو یاد بگیرید)

در یه فرصت دیگه تجربه بیش از ی اله خودم رو مینویسم و میگم چه جوری به بهترین نحو کتاب ب ید و کدوم اپلیکیشن ها بهترن.



برچسب ها : با کتاب سوز ها چه کنیم؟ - کتاب ,اینکه ,میشه ,میتونید ,میکنن ,اینه ,شروع میشه ,کتاب ب ید ,تحصیلات تکمیلی ,پیشرفت میکنن ,کتاب بخونی
با کتاب سوز ها چه کنیم؟
اندر احوالات کارگزاران تثبیت نظام

پست ' اندر احوالات کارگزاران تثبیت نظام ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست اندر احوالات کارگزاران تثبیت نظام ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

اندر احوالات کارگزاران تثبیت نظام
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


برچسب ها : اندر احوالات کارگزاران تثبیت نظام
اندر احوالات کارگزاران تثبیت نظام
انقلاب و خیابونشو این صوبتا

پست ' انقلاب و خیابونشو این صوبتا ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست انقلاب و خیابونشو این صوبتا ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

انقلاب و خیابونشو این صوبتا

اولین حسی که در مواجهه با خیابان انقلاب دارید چیه؟ اولین چیزی که من میبینم چرکی و کثیفیه بعضی وقتا دلم میخواد تو ظلمات شب با یه فرچه و مقداری شوینده برم این خیابون بسابم!

+ رفتم از خودپرداز پول بگیرم دیدم واسه رفسنجانی تسلیت زده!! خندم گرفت تو دلم گفتم تو همین خیابان دارن پایان نامه میفروشن اینه که برای یه کشور بعد ۳۸سال قمپوز در تسلیت داره و باید عزای عمومی براش اعلام کنن نه مردن یه پیرمرد که جز گه زدن به اقتصاد و وحشی جلوه دادن ایران در زمان ریاستش کاری برای مملکت نکرده و از دهان مبارکش پشت تریبون عمومی کلماتی مثل سگ و خوک خطاب کشورهای دیگه و لکه حیض خوندن هر چی که باهاش مخالفه بیرون اومده.

++ امروز حجم افراد متاثر و متالم شگفت زدم کرد واقعا هر مردمی لیاقت اون چیزی رو دارن که گرفتارشن.



برچسب ها : انقلاب و خیابونشو این صوبتا
انقلاب و خیابونشو این صوبتا
نقل از دیگران

پست ' نقل از دیگران ' به صورت خودکار از وبلاگ تداعی آزاد دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست نقل از دیگران ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

نقل از دیگران

اکبر جباری •:
حضور در تشییع جنازه ای که در است و سونای منزلش به رحمت خدا رفته، همانقدر اص دارد که در نهم یک ماه زمستانی به خیال دفاع از عاشورا به خیابان بیایی.
ما مدتهاست که به کنش هایی اینچنین نا اصیل و بی ارزش خو کرده ایم. کنش هایی که به واقع واکنشی است به روزمرگی بی روح و سرشار از پوچی به امید یافتن راهی به رهایی. غافل از آنکه، همه چیز بازی است. خواه بازی «تشییع»، خواه بازی «نهم دی ماه».
ما مدتهاست مُهره های بازی بزرگانیم و باز میپنداریم، بازیگر میدان ایم. اص از ما و زندگی ما هجرت کرده و حتی مرگ (که اصیلترین امکان وجودی ما میتوانست باشد) نیز بدل به بی اص ترین رخداد حیاتمان شده است.
نشان به این نشان که:
ما کی و کجا برای گورخو ، یا کارتون خو ، به خیابانها ریخته ایم و شعار داده ایم؟!
یا کی به خاطر «ستار بهشتی» ها تظاهرات کرده ایم؟!
یا کی به واسطه تعطیلی کارخانه ها و بی کاری کارگران شعار داده ایم؟!
تمام خیابان آمدنها و ها و شعار دادن های ما صرفاً نمایشی مضحک از بازی قدرت است. بازی که ما فقط هزینه هایش را میدهیم تا بهره اش را بزرگان ببرند.
شرم بر ما و بر بی اص ی های ما...

+ البته ایشون اشتباهی نوشتن است منزل اون است اساسا مال ی دیگه بوده ظاهرا یادشون رفته یاران صدیق آن پیر سفر کرده تا چه اندازه حلال خور بودن، منزل و است ؟؟؟ وا ا!

++ تیتر رو از تیتر زدنهای وبلاگ زندگی شیرین وام گرفتم

+++ مخاطب خاص داره:

جدی میگم نمیدونم چرا از دست من (با این همه پز روشنفکری) ناراحت شدین!
ایا به تصورتون از من و مطالبم بر میگرده ؟
جواب: به قول یکی از بلاگرا روشنفکر هفت جدته! من کجا ادعای روشنفکری ؟ آیا این به تصورت از من و مطالبم برمیگرده؟ یا اینکه فک کردی روشنفکرا بز هستن اجازه میدن از اسم وبلاگشون برای کنایه زدن و توهین استفاده کنی؟


برچسب ها : نقل از دیگران - بازی ,کرده ,ایم؟ ,شعار ,اص ,است ,داده ایم؟ ,شعار داده ,خواه بازی
نقل از دیگران
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به وبلاگ 24 میباشد. همچنین تمامی اطلاعات، خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و وبلاگ 24 هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد .
جهت حذف وبلاگهای با محتوای نا مناسب شما میتوانید بر روی گزینه "درخواست حذف" در همان صفحه وبلاگ کلیک نمائید.
All rights reserved. © WEBLOG24 2016