وبلاگ 24


قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:)

گمشده

پست ' گمشده ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست گمشده ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

گمشده

بعضی وقتا مث الان از خدا میخوام نیمه گمشدم رو برسونه زودتر.. واقعا مشتاقم ببینم کیه!!



برچسب ها : گمشده
گمشده
خونه اول!

پست ' خونه اول! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست خونه اول! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

خونه اول!
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


برچسب ها : خونه اول!
خونه اول!
عقب گرد

پست ' عقب گرد ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست عقب گرد ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

عقب گرد

متاسفانه من ب رفتار قبل برگشتم و همین مساله باعث دعوا شد:/

مجددا یه تجدید رفتار باید کنم




برچسب ها : عقب گرد
عقب گرد
مغرور خان!

پست ' مغرور خان! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست مغرور خان! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

مغرور خان!

خب من خودم دوس ندارم از ش ت ها و ضعف هام چیزی ب هادسون بگم:) امشب فهمیدم اونم چقد دوس نداره این چیزا رو ب من بگه! چون هفته پیش یه اتفاقی افتاده بود و لام تا کام در موردش با من صحبت نکرده بود..بعد این هفته خیلی اتفاقی من اون جریانو از تو حرفای یه نفر دیگه فهمیدم:/ یعنی طرف اسم هادسونو که اورد هنگ ..گفتم نههه..هادسون نمیتونه باشه. اگه بود بهم میگف موضوعو..ولی امشب که بهش گفتم گفت اره هفته پیش اون جریان برام پیش اومد!! خب من اول شاکی شدم که چرا نیومده بهم موضوعو بگه..ولی بعد یادم افتاد که من حتی دوس نداشتم نمره هامم بهش بگم..مخصوصا نمره های کم رو پس یکم بهش حق دادم...

از اونور گفت نمیخوام از بدبختی هام برات بگم...و عملا همه بدبختی های این روزاشو که هی داره بیشتر هم میشه میریزه تو خودش و هیچیییی ب من نمیگه..نه شکایتی...نه غری..هیچی..جوری که من به این نتیجع رسیده بودم این بشر از هیچی ناراحت و غمگین نمیشه ولی فهمیدم که نه اونطوریا هم نیس... ناراحت میشه ولی اصلا نشون نمیده..طفلی بچم امشب دلم سوخت براش..کاش لا اقل میتونستم کمکی کنم...کاش کاری از دستم برمیومد.. ولی فقط میتونم براش دعا کنم...کاش همه چی درست شه..

اگه میشد دوس داشتم براش اجیل مشکل گشا درست کنم...ولی امکانش نیس..براش نذر میکنم پس..امیدوارم که موثر واقع شه



برچسب ها : مغرور خان! - براش ,هفته ,فهمیدم ,امشب
مغرور خان!
nobody

پست ' nobody ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست nobody ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

nobody

فک نکنم ی پیدا بشه که بتونه من و احساساتمو درک کنه! لا اقل تا این لحظه که ی یافت نشده..

...از سری دلش تگی و اشک ریختن!!



برچسب ها : nobody
nobody
when u can't resist it...

پست ' when u can't resist it... ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست when u can't resist it... ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

when u can't resist it...

قرار بود با هم کار کنیم و درس بخونیم....فارغ از احساس و عشق

ولی..

به هم گفتیم: دوست دارم!!





برچسب ها : when u can't resist it...
when u can't resist it...
نزدیکای پاییز

پست ' نزدیکای پاییز ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست نزدیکای پاییز ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

نزدیکای پاییز

پس از روزهای شلوغ کاری درسی احساسی بالا ه قسمت شد اینجا هم یه دو کلمه ای بنویسم..این هفته درس هام سبکه..البته باید از فرصت استفاده کنم و پروژه های پایان ترمو حاضر کنم ولی ب هر حال دوست دارم این هفته ریل باشم و خوش بگذرونم:)

حجم اخبار ناگفته این مدت هم چون زیاده حس گفتنش رو ندارم..و یه جورایی دیگه اهمیتشو از دست داده..پس بیخیالش میشیم

این روزها تنها اهنگی که منو ب وجد میاره و بارها و بارها گوش دادم اهنگ جدید سینا شعبانخانیه. خیلی با حس و حالم جوره...شما هم گوش بدین ضرر نداره



برچسب ها : نزدیکای پاییز
نزدیکای پاییز
the moment of truth

پست ' the moment of truth ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست the moment of truth ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

the moment of truth

فردا میخوام یه صحبت جدی با هادسون داشته باشم... حس میکنم همه چی تو رابطه ما قاطی پاتی شده... میخوام همه چی برام روشن شه که بدونم واقعا چی داره بینمون میگذره... وقتی مشخص شه هر ی هم میتونه ب همون نسبت از طرف انتظار داشته باشه فقط و جای هیچ گله ای نخواهد بود... البته که خود آدم میدونه چند چنده با طرف ولی اینکه از زبون خود اون آدم بشنوی خیلی بهتره!



برچسب ها : the moment of truth
the moment of truth
زوایای پنهان!

پست ' زوایای پنهان! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست زوایای پنهان! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

زوایای پنهان!
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


برچسب ها : زوایای پنهان!
زوایای پنهان!
جنگ و صلح

پست ' جنگ و صلح ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست جنگ و صلح ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

جنگ و صلح

نگم براتون از دلخوری های ب و امشب!!! بعد برا اولین بار هادسون قهر کرد رفت!!! بعد برا اولین بار من رفتم منت کشیییی...کلی هندی بازی!! اس دادم..تک زدم که پاشو بیا قهر نکن...اخه سر یه موضوعاتی ما دعوا میکنیم که اصن ارزش نداره! البته اون موقع که دعوا میکنیم به فکرمون نمیرسه که ارزش نداره و بعدا متوجه میشیم:/ خلاصه که وقتی دیدم قهر کرد و خیلی شاکی شد و نسبت ب چیزهایی شکایت کرد که بی سابقه بود واقعا حس این دفعه نوبت منه برش گردونم...بعد جالبه که من نسبت ب یه سری مسایل حساسم و حساس بودم...بعد هادسون اصن تو اون فازا نبود...ولی اخیرا انگار اون حساسیت هامو بهش منتقل گاهی وقتا که میبینم میاد عین من دقیقا از همون چیز شکایت میکنه هم خندم میگیره هم متعجب میشم...یه زمانی هی منع من میکرد که وای تو چقد حساسی و فلان..حالا دقیقا خودش شده عین من بعد من امشب یکی از رفتارهای قدیمیشو رو خودش پیاده و به حدی شاکی شد که قهر کرد ول کرد رفت! البته واکنشش طبیعی بود چون منم سر همین رفتار یه دور باهاش قهر کرده بودم...خلاصه دیگه منتش رو با کمال میل کشیدیم و آشتی کرد...خودمم از ب از غصه له بودم میخواستم قضیه بحث و دعوامون تموم شه...که شکر خدا شد..فقط یکم از اینکه به خاطر من سر یه نفر داد زده و دعوا کرده ناراحتم انشاالله که اون طرف زیاد ناراحت نشده باشه!!!



برچسب ها : جنگ و صلح - دعوا ,ارزش نداره ,دعوا میکنیم
جنگ و صلح
بی جنبه بازی

پست ' بی جنبه بازی ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست بی جنبه بازی ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

بی جنبه بازی
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


برچسب ها : بی جنبه بازی
بی جنبه بازی
مشکل آشپزی!

پست ' مشکل آشپزی! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست مشکل آشپزی! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

مشکل آشپزی!
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


برچسب ها : مشکل آشپزی!
مشکل آشپزی!
بحران جهانی

پست ' بحران جهانی ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست بحران جهانی ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

بحران جهانی
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


برچسب ها : بحران جهانی
بحران جهانی
ی ان نباشد حال و روزت غم مخور

پست ' ی ان نباشد حال و روزت غم مخور ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست ی ان نباشد حال و روزت غم مخور ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

ی ان نباشد حال و روزت غم مخور
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


برچسب ها : ی ان نباشد حال و روزت غم مخور
ی ان نباشد حال و روزت غم مخور
چه کنیم حالا!

پست ' چه کنیم حالا! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست چه کنیم حالا! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

چه کنیم حالا!

قول داده بودیم تغییر کنیم:/

هر دومون زدیم زیر قولامون:/

چون تغییر سخته..حتی دارم فک میکنم امکان پذیر نیست دیگه..

وقتی میبینم نمیتونیم تغییر کنیم..نا امید میشم

نمیدونم کلا نا امید شم یا باز امیدوار باشم:/




برچسب ها : چه کنیم حالا! - کنیم ,تغییر ,تغییر کنیم
چه کنیم حالا!
live in the moment

پست ' live in the moment ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست live in the moment ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

live in the moment
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


برچسب ها : live in the moment
live in the moment
پول و پول وپول

پست ' پول و پول وپول ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست پول و پول وپول ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

پول و پول وپول

تمام دیروز تو تختم بودم به خاطر خستگی روحی!!! سخته خستگی روحی رو توضیح بدم ولی جوریه که انگیزه هیچ کاری نداری:/

دیروز یه پست خیلی بلند از اتفاقاتش نوشتمو گریه ..بعد که نوشتنم تموم شد صفحه رو بستم و نوشته رو پست ن . پست غمگینی بود! ترجیح دادم ب زباله دان تاریخ بفرستمش:)

دلم برای هادسون تنگ شده:/ و اصلا دوس ندارم دلم براش تنگ شه:/ یک غرور مس ه ای هم دارم که حتی وقتی دارم از دلتنگی زمینو گاز میگیرم نمیرم پیام بدم بهش و بعد تا خود صبح به خودم میپیچم از غمو دلتنگی:/ اونم صدبار گفته خودتو اذیت نکن خو بیا بگو بهم..منم هی گفتم باشه و هی نرفتم:/ بعضی وقتا از دست خودم هم خسته میشم

البته شاید هم مجددا بدگویی ها و نصیحت های مکرر مادر گرامی باعث شده بود انقد مقاومت کنم:/ ولی خب احتمالا در طی روزهای اینده حالم بهتر میشه و کمتر غر میشنوم و بهتر میتونم ارتباط برقرار کنم

دارم به این نتیجه میرسم که اگه هادسون پولدار بود انقد مامانم پشت سرش حرف که نمیزد هیچ،تعریف هم میکرد ازش/ امان از بی پولی! ب همش داشتم به مسایل فلسفی چون پول مهمتر است یا عشق فکر می ... به نتیجه ای نرسیدم..چون به دوتا خواستگار پولدار جواب رد دادم..و الان به یه ادم بی پول علاقه مندم:/ که با جدیت تمام همه سعی دارن علاقمو خدشه دار کنن:/ البته که پدر و مادر ادم صلاح ادمو میخوان..ولی بودن با ادم پولداری که هیچ علاقه ای بهش نداری، به نظرم بدترین عذاب ممکن هست از اون طرف دیدم که مشکلات مالی گاهی میتونن روی عشق ادما تاثیر منفی بذارن و اونو کمرنگ کنن..خلاصه که تنها کاری که از دستم برمیاد اینه که از خدا بخوام هادسون پولدار شه:/



برچسب ها : پول و پول وپول - پولدار ,هادسون ,هادسون پولدار ,خستگی روحی
پول و پول وپول
live in the moment

پست ' live in the moment ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست live in the moment ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

live in the moment

مکالمه منو مادر در حین اینکه دارم با هادسون چت میکنم:/

_ چه خبر از هادسون؟

+ هیچی تازه از بیرون اومده رفته بوده فلان جا!

_ آها احتمالا با دختری چیزی رفته اونجا در نبود تو!

+

_ دیگه چه خبر ازش؟

+ فعلا داره با تلفن حرف میزنه!

_ این وقت شب حتما داره با یه دختر حرف میزنه!

.................................. ...........................

یعنی هلاک خوش بینی مادر نسبت به هادسونم:/

یه ذره دیگه مامانم ادامه میداد حتما کاری میکرد همین امشب کلا رابطمون قطع بشه!

البته مادر تقصیر نداره..این روزا آدم وفادار و تک پر خیلی نایابه..خودم قصه ها و ماجراهایی رو میشنوم که اصلا باورم نمیشه و باعث میشه بترسم و به همه بدبین باشم...ولی سوظن داشتن ب همه هم جالب نییس..بهتره یه ح بین ن رو ادم در پیش بگیره..نه بدبینی مطلق و نه خوش بینی کامل..به هر حال یه حدی از اعتماد لازمه تا ادم بتونه روابط اجتماعی برقرار کنه .ولی به هر حال از ته دلم از خدا میخوام که اگه هادسون هیچی هم نداشته باشه لا اقل ادم وفاداری باشه و انسانیت داشته باشه و همزمان هم با چند نفر نباشه!!!

امشب یه سری حرفا بینمون رد و بدل شد..نمیخوام ج بگیرم.. چون باعث میشه هی به آینده فکر کنمو همه چی اب شه. پس.لیو این د مومنت اپریل! جاست این د مومنت!



برچسب ها : live in the moment - باشه ,مادر ,باعث میشه
live in the moment
ارامش گونه

پست ' ارامش گونه ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست ارامش گونه ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

ارامش گونه

این روزا خیلی اروم میگذره..همه چی رو رواله و من هم خیلی اروم و با طمانینه درس میخونم و استراحت هم میکنم به اندازه کافی...

این ارامش حتی بین منو هادسون هم هست...هادسون بعد از اون دعوا خیلی بهتر شده..بزنم ب تخته که چشم نخوره...خودمم بهتر شدم و زیاد ایراد نمیگیرم ازش...اینه که روابط حسنه هست..

ب البته باز داشتم میرفتم تو مود پاچه گیری (!) ولی بعد یادم افتاد یکی از قول هایی که داده بودم این بود که حساسیتمو کم کنم:) چنتا نفس عمیق کشیدمو و در نتیجه دعوایی ایجاد نشد و جالب اینکه وقتی هادسون هم پیام داد و من خوب برخورد خودش معذرت خواست و دلجویی هم کرد!! واقعا رفتار مهربانانه چه معجزه ها که نمیکنه...

مامانم از هادسون خوشش نمیاد و حرف منفی پشت سرش زیاد میزنه...و میتونم اعتراف کنم بعضی دعواهامون تحت تاثیر حرفای منفی مامانم بوده:/ ولی دیگه ترجیح میدم به حرفای ی گوش نکنم که ارامشم بهم نخوره...ارامش هادسونم بهم نزنم!

حتی ب که مامان گفت رابطه شما سرانجامی نداره لبخند زدم فقط:)

و تو دلم گفتم مهم نیس ته این رابطه چی میشه..من ترس از دست دادن ادما رو ندارم دیگه..حتی بارها هم فک اگه هادسون بره چه احساسی دارم و دیدم دیگه خبری از اون ترس قدیمی نیس..کمی ناراحتی هست مسلما ولی قابل تحمل خواهد بود..منو هادسون فارغ از مسایل احساسی توی کار و درس میتونیم با هم ب جاهای خوبی برسیم..پس چه بهتر که به این فیلد هم توجه کنیم و منتظر نباشیم حالا حتما با هم مزدوج شیم!! مزدوج شدن کلا قضیه پیچیده ایه که من ترجیح میدم فعلا بهش فک نکنم چون مخم سوت میکشه و اصلا هم امادگی تشکیل زندگی ندارم فعلا.برا همین.همون روابط کاری همراه با کمی دوست داشتن برام لذت بخش تره و خوشبختانه هادسونم همین نظر رو داره و از این بابت راضیم ازش



برچسب ها : ارامش گونه - هادسون ,ارامش ,خیلی ,ترجیح میدم ,خیلی اروم
ارامش گونه
سختی های پرخوری!

پست ' سختی های پرخوری! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست سختی های پرخوری! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

سختی های پرخوری!

خب در راستای چاق شدن من ناهار کلی خوردم...شام هم خوردم..در حال حاضر از معده درد خوابم نمیره:/ یعنی معدهه یه ذره همکاری نمیکنه با ادم:/ میخواستم بهش فشار وارد کنم کش بیاد ولی خب فعلا این منم که افتادم یه گوشه و تسلیم شدم..معده جان..من شرمندم..از فردا همون روال کم خوری رو در پیش میگیرم..غمت نباشه



برچسب ها : سختی های پرخوری!
سختی های پرخوری!
مکتشف بزرگ!

پست ' مکتشف بزرگ! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست مکتشف بزرگ! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

مکتشف بزرگ!

فقط اومدم سریع یکی از کشف های امروزمو بگمو برم ادامه درس

خب راستش من بستنی یخی اصلا دوس ندارم! بعد الان یه بستنی یخی کشف که انقد بهم حال داد که نظرم بالکل راجع ب بستنی یخی عوض شد اسم این عزیز دل بستنی یخی دراکولایی هست اسمشم باحاله حتی بعد مزش هم ترکیبی از بستنی یخی زرشکو بستنی یخی نوشابه ایه..که هم ترشه هم شیرینه و خیلی ب دل میشینه...تازه بعدشم که میخورید کل لبو دهنو زبونتون عین دراکولاها بنفش تیره میشه رو جلد بستنیه ع دراکولا داره عینا میشید شبیه همون خلاصه که میخوام برم تهران بگردم ببینم کجا گیرم میاد یه ده بیستایی بگیرم..چون های نزدیک خونمون که تا حالا همچین چیزی نیاوردن..اینه که باید برم عشقمو پیدا کنم

خلاصه که انقد هیجان دارم که تونستم بستنی یخی مورد علاقمو پیدا کنم

یه اتفاق خوب دیگه امروزم خوردن ساندویچ سوسیس مدل قدیمی بود..از اونا که لای کاغذ میپیچن...وای..اصن نابود شدم..

حالا یه اتفاق دیگه هم خودم میخوام شب راه بندازم..ایشالا که اوکی شه



برچسب ها : مکتشف بزرگ! - بستنی
مکتشف بزرگ!
نکات + دعوا !

پست ' نکات + دعوا ! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست نکات + دعوا ! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

نکات + دعوا !

به جرات میتونم بگم هندل یک رابطه سخت ترین کار روی این کره خاکیه!! لا اقل برای من که اینطوره!! یعنی حفظ تعادله هست که خیلی دشواره..عین الاکلنگ میمونه...باید همیشه حد وسطو بتونی نگه داری تا همه چی رو ب راه باشه...یه ذره کمو زیاد شه دردسر میشه....من تلاشمو میکنم ولی وقتایی که تعادل بهم میخوره ناراحت و عصبانی میشم و دوست دارم بازی رو ناتموم ول کنمو برم.. اما هادسون میگه درستش میکنیم و امید میده که درست میشه...من وقتی شرایط سخت میشه فک میکنم ته دنیاست ولی اون میگه چیزی نیس که یه لبخند بزنی حل میشه...و منو تشویق میکنه ب خودسازی به ارامش به اینکه میتونیم ازاول شروع کنیم...دیگه بعد این همه دعوا میدونه چطور باید ارومم کنه..میذاره دادو بیداد کنمو خالی شم...و عجیب که وقتی مسلسل وار حرفامو میزنم بعدش اروم میشمو دیگه اون عصبانیته فروکش میکنه و اماده میشم که باز ی فرصت دیگه به هم بدیم...فقط یه عادت بدی که دارم اینه که مثلا تو اوج دعوا هادسون یهو یه چی میگه من میترکم از خنده.. وای اصن ی وضی میشه..هی میگم نکن من الان تو مود دعوام هی نمیذاره دعوا رسمی برگزار شه...سری قبل که داشتم گریه هم می اقا یه چیزی گفت اصن وسط گریه قاه قاه میخندیدم...نمیدونستم چیکار کنم..گریه کنم بخندم...خلاصه که این دعواهای ما از اون مدلاس که میگن زنو شوهر دعوا کنن ابلهان باور کنن...شاید باور نکنید ولی بخش عظیمی از ابعاد شخصیتی هر دومون تو همین دعواها خودشو نشون میده ...ابعادی که در ح عادی امکان نداره بروز پیدا کنه و این در نوع خودش جالبه..خیلی از حرف های نگفته، دلخوری های قدیمی، چیزایی که شاید در ح عادی نتونی بهش بگی رو اون موقع راحت میتونی بگی..هادسون ب من گفت یه سری چیزا هست که اصن جرات نمیکنم بهت بگم چون میترسم ناراحت شی قهر کنی و اینا..ولی من که دیگه گرم دعوا بوذم گفتم بگوو و اونم گفت و منطقی هم بود حرفاش و ناراحت هم نشدم...یعنی درسته اعصاب خوردی داره این دعواها ولی یه چیزای نهفته خوبی هم درونش هست که بعد دعوا ادم بهش پی میبره..





برچسب ها : نکات + دعوا ! - دعوا ,میشه ,میگه ,هادسون ,ناراحت ,ح عادی
نکات + دعوا !
دعوای n ام!

پست ' دعوای n ام! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست دعوای n ام! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

دعوای n ام!
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


برچسب ها : دعوای n ام!
دعوای n ام!
ابهام همیشگی!

پست ' ابهام همیشگی! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست ابهام همیشگی! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

ابهام همیشگی!

برام قابل درک نیس که به یکی بگی دوست دارم و عاشقتم بعد یه روز کامل ازش خبر نگیری!!

برای شما قابل درکه ایا؟



برچسب ها : ابهام همیشگی!
ابهام همیشگی!
عذاب وجدان!

پست ' عذاب وجدان! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست عذاب وجدان! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

عذاب وجدان!

اقا ما اومدیم یه چرت بزنیم، با اجازتون همش کابوس میدیدم امتحان دارم و هیجی نخوندم! یعنی روز امتحان بود و من تازه فهمیده بودم امتحان دارم:/.. خلاصه که با یه حال بد و تپش قلب بیدار شدم...یه روز خواستیم درس نخونیماااا....:/



برچسب ها : عذاب وجدان! - امتحان ,امتحان دارم
عذاب وجدان!
اخبار مخلوط!

پست ' اخبار مخلوط! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست اخبار مخلوط! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

اخبار مخلوط!
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


برچسب ها : اخبار مخلوط!
اخبار مخلوط!
بخور و بخواب:)

پست ' بخور و بخواب:) ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست بخور و بخواب:) ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

بخور و بخواب:)

اقا من اومدم پست غیر رمزی بنویسم..بعد که شروع ب نوشتن سفره دلم وا شد دیگه یهو حرفامو ریختم بیرون به صورت در هم بر هم و نشد که رمزی نکنم

جاتون خالی دیروز کلا درس خوندم و امروز کلا درس نخوندم و عوضش همش چیز میزای خوشمزه خوردم...ببینم یه دو کیلو میتونم چاق شم یا نه

الانم که تا ه خوردم میخوام برم بخوابم که همش تبدیل ب چربی شه

هادسونم امروز یه ع جدید داد که دیدم اوه چقد چاق شده بعدهی بهش میگم رژیم بگیر لاغر شی اونم میگه بخور چاق شی!! هیچکدوممونم تو این زمینه موفق نبودیمو نیستیم...ولی امیدوارم جفتمون یه حرکتی بزنی در این زمینه



برچسب ها : بخور و بخواب:)
بخور و بخواب:)
شفاف سازی

پست ' شفاف سازی ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست شفاف سازی ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

شفاف سازی

خب چون بعضی از دوستان درمورد پست های رمزی پرسیده بودن گفتم یه شفاف سازی کنم این پست ها دل نوشته های خودمه و رمزش رو متاسفانه فقط برای خودم نگه میدارم :)

مطالب خاصی هم نیستن ب اون صورت...همون تکرار غرغرهای قبلی هست اکثرا بعضی از مطالب هم چون با جزییات گفتم رمزیش که شخصی بمونه. خلاصه که این از جریان پست های رمزی...



برچسب ها : شفاف سازی - شفاف سازی
شفاف سازی
طلسم باطل شده!

پست ' طلسم باطل شده! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست طلسم باطل شده! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

طلسم باطل شده!
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


برچسب ها : طلسم باطل شده!
طلسم باطل شده!
قصه زندگی

پست ' قصه زندگی ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست قصه زندگی ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

قصه زندگی
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


برچسب ها : قصه زندگی
قصه زندگی
صلح مجدد!

پست ' صلح مجدد! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست صلح مجدد! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

صلح مجدد!
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


برچسب ها : صلح مجدد!
صلح مجدد!
نا امیدانه!

پست ' نا امیدانه! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست نا امیدانه! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

نا امیدانه!
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


برچسب ها : نا امیدانه!
نا امیدانه!
از سری مشکلات همیشگی!

پست ' از سری مشکلات همیشگی! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست از سری مشکلات همیشگی! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

از سری مشکلات همیشگی!

یعنی ضد حال زدنه رسما

کلی ذوق دیدار داشتم...لحظه ا ضدحال زد..شیطونه میگه برم بگم نمیام خودت تشریف ببر

قرار بود فردا بریم ید و یه سری کتابو لباس و اینجور چیزا ب یم!! سه سری میخواستیم بریم، نشد....الانم که اوکی شد اینجوریه که حال من گرفته شده و میخوام نرم:/

حالا یکم صبر میکنم شاید تا شب ناراحتیم کمتر شه..و ذوق و اشتیاقم بیشتر...اگه نشد رفتن نداره...و به جای اینکه برم پیش اون میرم پیش فسقلی..اون کوچولو با دیدن ادم چنان جیغی میزنه که معنی ذوقو هیجانو میفهمی واقعا





برچسب ها : از سری مشکلات همیشگی!
از سری مشکلات همیشگی!
کشف حقایق زندگی!

پست ' کشف حقایق زندگی! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست کشف حقایق زندگی! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

کشف حقایق زندگی!

وقتی ب بزرگ شدن خودم فک میکنم به نظرم تنها نکته مثبتش اینه که هر سال که بزرگ تر میشم دیگه از یه سری چیزا ناراحت نمیشم..یعنی هر وقت هم میخوام ناراحت شم پنج سال دیگه رو تصور میکنم که نسبت ب اون مساله چه حسی دارم و میببنم هیچ حسی اون موقع نخواهم داشت..پس تصمیم میگیرم الان هم بابتش غصه نخورم و حسی نداشته باشم!

این نوع تفکر حقیقتا خیلی به من کمک کرده..چون من ادمی بودم که برای اینده خیلی غصه میخوردم..اینده ای که نیومده!! اما حالا تو بدترین شرایط هم میگم اصن معلوم نیس من تا یه ساعت دیگه زنده باشم یا نه پس غصه خوردن چیه اصن

خلاصه که همین دیدگاه کمک میکنه کمتر خودمو عذاب بدمو به خودم استرس وارد کنم...پیشنهاد میکنم شما هم از همین روش بیخیال شدن غصه ها و نگرانی ها استفاده کنید


پ.ن دقیقا چهار روزه که دارم استراحت میکنم و فکر کنم کافی باشه دیگه هر چند که لذت استراحت وصف ناپذیره..انشاالله از امروز بشینم پای درس که دم امتحان مطالب جمع نشه...هنوز دو عدد امتحان مونده و باید پر قدرت ادامه داد بلکه اینا رو سرافرازانه پاس کنیم و مث امتحان قبلی نشه



برچسب ها : کشف حقایق زندگی! - میکنم ,امتحان
کشف حقایق زندگی!
استراحت طوری

پست ' استراحت طوری ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست استراحت طوری ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

استراحت طوری

به جبران بی خو های چند روز گذشته جاتون خالی ده ساعت یه پشت خو دم امروز! بقیه روز هم باز در رختخواب بودم..الانم همچنان در رختخواب در حال ادامه استراحتم!! بستنی یخی هم دارم میخورم..خیلی هم خوش میگذره که بیکارمو دارم استراحت میکنم...امتحان بعدی 20 روز دیگس..ولی خب اونم سخته و تا حالا نخوندم..از فردا سعی میکنم کم کم شروع کنم..

در راستای امتحان افتضاح دیروز، یکی از دوستان و دیده.. هم کلی دادوهوار کرده سر اون بدبخت که این چه وضع امتحان دادنه یعنی یه جورایی گفته همتون افتادین و نیازی به تصحیح ورقه ها نیست

جا داره خدمت ایشون عرض کنم خب ! اگه از همون 130 تا سوالی که داده بودی میدادی ما 20 میشدیم! وقتی میری کلا از یه جا دیگه سوال طرح میکنی چه انتظاری داری اخه!! والا مردم چه توقعاتی دارن

من اگه بیفتم، اولین افتادن زندگیمه! ولی ناراحت نمیشم چون همه تلاشمو کرده بودم...ترجیح هم میدم کلا این درسو برم با یه دیگه بگذرونم چون خیلی سر این درس و ش استرس کشیدمو دیگه توان تکرارشو ندارم:/



برچسب ها : استراحت طوری - ,امتحان
استراحت طوری
حاجت روایی فوری!

پست ' حاجت روایی فوری! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست حاجت روایی فوری! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

حاجت روایی فوری!
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


برچسب ها : حاجت روایی فوری!
حاجت روایی فوری!
تلخ و شیرین امروز

پست ' تلخ و شیرین امروز ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست تلخ و شیرین امروز ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

تلخ و شیرین امروز

امتحانو دادم..افتضاح..فقط امیدم ب اینه که نمره قبولی بیارم

هادسون رو دیدم..خوشتیپ خان!! موقع نوشتن سوال اول دیدمش و کل تایمی که داشتم سوالو جواب میدادم فقط داشتم بهش فک می !! و حواسم نبود چی مینویسم...ایشالا که درست نوشته باشم..برگمم زود دادم که ب وصال یار برسم زودتر..اصن عامل نمره کم من همین ایشونه!!یه مقدار صحبت کردیم باهمو بیشتر صحبت ها هم غیبت اساتید بود! هر دو هم ب نخو ده بودیم و ی خط در میون در حال خمیازه بودیم

در حال حاضر انقد خوابم میاد که خوابم نمیبره. ایضا انقد خوابم میاد که حال ندارم برم ناهار بخورم و در نهایت انقد گشنمه که بازم حال ندارم برم ناهار بخورم..تلفیق بی خو و گشنگی چیز جالبی نیست:/




برچسب ها : تلخ و شیرین امروز - خوابم ,انقد ,ناهار بخورم ,خوابم میاد ,انقد خوابم
تلخ و شیرین امروز
در مسیر..

پست ' در مسیر.. ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست در مسیر.. ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

در مسیر..

هم اکنون در حال عزیمت ب سمت جلسه امتحان!

میزان خواب شب گذشته: یک ساعت!

احساس درونی فعلی: هیجانات مبهم!

قابلیت دوره جزوه در مسیر: عمرااا..جزوه میببنم جیغ میزنم:/

تقاضای عاجزانه: دعا جهت قبولی با نمره قابل قبول و آبرو دار:))



برچسب ها : در مسیر..
در مسیر..
در انتظاردوشنبه!

پست ' در انتظاردوشنبه! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست در انتظاردوشنبه! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

در انتظاردوشنبه!

الان مشخصه که هنوز یه دور نخوندم یا نیاز هست که اعتراف کنم؟ کلا نمیدونم چرا استرس ندارم و خیلی ملایم و تفریحی درس میخونم...ولی از این مدل درس خوندن بیشتر لذت میبرم..چون با ارامش میخونمو استراحت لازم هم بینش انجام میدم:) البته نا گفته نماند که شب زنده داری زیاد دارم چون طول روز با سرعت کم میخونم....

صبح دوشنبه امتحانه..و من فقط ب لحظه فارغ شدن از این امتحان فک میکنم..در حد یه بار ده کیلویی احساس میکنم رو دوشمه و اون روز امیدوارم این بار از دوشم برداشته شه!!

از دانشجوهای ترم پیش که امار میگرفتیم فهمیدیم اکثرا این درس رو افتادن..یعنی در حد دو سه نفر فقط قبول شذن:/ اینه که باید علاوه بر زدن ب چنتا نذر و نیاز هم متوسل بشم که به سلامت ازاین درس خلاص شم:/

با توجه ب حضور هادسون در اون روز یه قسمت مغزم هم ب این قضیه میپردازه که چی بپوشم؟ چی بگم بهش؟ اصن بهش سلام کنم یا کلا محل نذارم؟ بعد اگه جلو دوستام م کنه به دوستام چی بگم؟ خلاصه که نصف مغزم درگیر مطالب درسیه نصفش هم درگیر مطالب شخصی!

دو هفته هم هست که دعوا نکردیم با هم رکورد زدیم یعنی..علتش هم اینه که وقت نداریم با هم حرف بزنیم زیاد در حد سلام خوبی زنده ای خ ظ

خلاصه که همین دیگه...زنگ تفریحمم تموم شد..برم پای درس




برچسب ها : در انتظاردوشنبه! - درگیر مطالب
در انتظاردوشنبه!
یاد گذشته

پست ' یاد گذشته ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست یاد گذشته ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

یاد گذشته

وبلاگ یکی از بچه ها رومیخونم و یاد خودم و روزای سختم میفتم..روزایی که انقد غصه خوردمو لاغر شدم که هنوزم که هنوزه نتونستم بعد شیش ماه اون وزن های از دست رفته رو برگردونم..که حتی هادسون وقتی ع ای قبلم رو دید گفت چیشد که انقد لاغر شدی و من چنتا دروغ گفتم...البته دروغ نگفتم..به همه میگم از فشار زندگیه و همه فک میکنن من چه فشاری میتونم پشت سر گذاشته باشم؟ مامانم هم فک میکنه از قصد رژیم گرفتم که لاغر شم..دیگه نمیدونه من اتوماتیک غذا از گلوم پایین نمیرفت:/

خب سپنامبر هیچ وقت فراموش نمیشه...یعنی فک نکنم ی تا حالا عشق اولشو فراموش کرده باشه!! چون اصولا عشق اول خیلی هیجان انگیز و پر تب و تابه و جذ ت زیادی داره..گاهی حتی دلم برای اون هیجان روزای اول تنگ میشه..ولی خب دیگه اون برهه از زمان رو باید مث یه ع یادگاری بذارم گوشه ذهنم..نه هنوز دوسش داشته باشم و نه ازش متنفر باشم...که دقیقا هم الان در همین وضعیتم..

نمیدونم روزی میرسه که ادمی رو اندازه سپتامبر دوس داشته باشم یا نه؟ یه ذره فک کنم محال باشه ولی ایرادی نداره..دوست داشتن های ملایم رو الان دیگه بیشتر میپسندم تا اون عشق های آتشین..




برچسب ها : یاد گذشته - لاغر ,داشته باشم
یاد گذشته
انبوه کار!

پست ' انبوه کار! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست انبوه کار! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

انبوه کار!

یک عدد اپریل هستم با دست درد ناشی از پاکنویس حجم انبوهی جزوه!! واقعا نادم و پشیمونم که جزوه هامو از اول سال ننوشتم و الان چند روز ب امتحان باید بشینم به جزوه نویسی بلکه بتونم مطالبو بخونم:/ قول میدم قول میدم ترم بعد جزوه هامو مرتب بنویسم دیگه پنج تا فصل مونده..هشتا رو نوشتم..از اون طرف هنوز خوندن این 13 فصل مونده..اصن یه وضعی..دیگه از فردا باید خوندن هم شروع کنم انشاالله:/ یعنی این امتحانو قبول شم باید سجده شکر ب جا بیارم..بس که حجیمه:/ هم فرمودن سوال تحلیلی میدم حفظ نکنید:/ ولی ما همه ب این نتیجه رسیدیم که فرصت تحلیلی خوندن نیس و باید حفظ کنیم

این وسط حالا موسیقی ما هم گیر داده که ماه دیگه میخوام بفرستمتون فلان جا اجرا کنید..و انتظار هم داره تو امتحانا من هی بشینم ساز بزنم:/

همچنین این وسط روز امتحان هادسون هم میخواد تشریف بیاره ..اینم خودش یه استرس مضاعفه برام یعنی فقط دارم دعا میکنم نبینمش...یا بعد امتحان ببینمش یا اصن نمیدونم کلا وقت نشه ببینیم همو..من واقعا در مود امتحانم الان..تو جو ملاقات نیستم

خب دیگه غر زدن بسه..برم سر کارام...ایشالا همه چی ب خیر میگذره



برچسب ها : انبوه کار! - جزوه ,خوندن ,امتحان ,میدم ,جزوه هامو
انبوه کار!
changing method

پست ' changing method ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست changing method ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

changing method

آهنگ خارجی فرستاده...جمله اولش اینه:

میدونی چه حسی ب ادم دست میده وقتی عاشق ی باشی که عجله داره تو رو از زندگیش پرت کنه بیرون!

بعد میگه این منظورش تویی

بعد دیدم راست میگه ا ین تلاشم برای پرت ش همین امروز صبح بود یکم ناراحت شدم..دلمم سوخت براش..فک کنم همونقدری که تا الان من از دستش ناراحت شدم اونم حرص خورده!! دوست دارم یکم مهربون تر باشم کلا...یعنی تا الان که قهر و دعوا نتیجه بخش نبوده حالا با متد مهربانی پیش بریم ببینیم چی میشه:/

پ.ن بعد اتفاقای امروز میترسم دیگه سوار مترو شم برم




برچسب ها : changing method
changing method
فصل بعد زندگی

پست ' فصل بعد زندگی ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست فصل بعد زندگی ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

فصل بعد زندگی
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


برچسب ها : فصل بعد زندگی
فصل بعد زندگی
درس عبرت ایندگان!

پست ' درس عبرت ایندگان! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست درس عبرت ایندگان! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

درس عبرت ایندگان!

بخشی از مکالمات منو هادسون:

من: تو چرا به من توجه نمیکنی؟

اون: چون تو ب من توجه نمیکنی.

من: چرا رفتارت با من اینجوریه؟

اون: چون تو هم با من مهربون نیستی

من: چرا زنگ نمیزنی؟

اون: تا حالا یه بار هم ب من زنگ نزدی!

و الی ا ....


اپریل و هادسون هستیم دو ساله از تهران!

پ.ن مثل اپریل و هادسون نباشید



برچسب ها : درس عبرت ایندگان! - هادسون
درس عبرت ایندگان!
wait for what you deserve

پست ' wait for what you deserve ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست wait for what you deserve ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

wait for what you deserve
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


برچسب ها : wait for what you deserve
wait for what you deserve
مزاحم زیگیل!

پست ' مزاحم زیگیل! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست مزاحم زیگیل! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

مزاحم زیگیل!

یه مزاحم دارم که اسکار با پشتکارترین مزاحم رو میتونم دو دستی بهش بدم:)

تمامی خط هاش رو از پارسال بلاک ...بعد خواهرشو فرستاد برام برای امر خیر و خواهرش ازم خواست از بلاک درارمش..اونم بلاک ..امروز بعد چندماه با خط خواهرزادش اومده...یعنی درو میبندم از پنجره میاد اوایل عصبانی میشدم از دستش الان دیگه فقط میخندم...دلمم براش میسوزه انقد کوبوندمش ولی از رو نمیره فقطم قصد ازدواج داره هااا...هی میگرده تو گروه هایی که جفتمون عضویم منو پیدا میکنه میگه من میخوام بیام خواستگاری! صدبارم بهش گفتم من قیافه شما رو.نمیپسنذم میگه اخلاق مهمه اعتماد ب نفسش خ خیلی بالاس که هنوز انقد ادامه میده و سعی داره دل منو ب دست بیاره...باید یکم رو اعتماد ب نفسم کار کنم واقعا... خلاصه که کلی امروز خندیدم از دستش و شاد شدم..الانم دارم میرم بلاکش کنم...ببینم دوباره با خط کدوم فامیلشون میاد



برچسب ها : مزاحم زیگیل! - بلاک ,مزاحم ,بلاک
مزاحم زیگیل!
به خانه برمیگردیم

پست ' به خانه برمیگردیم ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست به خانه برمیگردیم ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

به خانه برمیگردیم

پس از 12 ساعت جاده پیمایی، ب منزل رسیدیم...کمی احساس له شدگی مینماییم:) ولی درس عبرت شد که دیگه این مسیر رو با ماشین نریم:/



برچسب ها : به خانه برمیگردیم
به خانه برمیگردیم
جلوگیری از انفجار!

پست ' جلوگیری از انفجار! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست جلوگیری از انفجار! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

جلوگیری از انفجار!

چه بگویم که بسیار مطلب برای گفتن هست ولی همش همون تکراریای قبل هست برای همین ترجیحا سکوت اختیار میکنم و ارجاع میدم شما رو ب کلیه پست های حاوی مطالب مربوط ب دعواهای منو هادسون:/

البته که الان دوران صلحه ولی دعوا شد در حد ریال مادرید!!! اتفاقا یه پست هم نوشتم ولی جایی که هستم اینترنت خوب خط نداد و ا ثبت نشد اون پست...

این روزا یه چیزایی فهمیدم که دیگه تصمیم گرفتم زیاد ب پروپای هادسون نپیچم و بذارم زندگیشو کنه و خودمم یکم فاصله بگیرم ازش..چیز بدی نفهمیدما..فک نکنید حالا مساله خاصی بود ولی به هر حال نیاز بود که یه سری چیزا رو راجع ب خانوادش بفهمم که فهمیدم:))

و حالا از این ب بعد دعواها کمتر میشه ب احتمال زیاد..


پ.ن این دعواها درسته خیلی ازار دهندس و هر دفعه دو سه لیتر به خاطر گریه آب بدنم کم میشه ولی یه جورایی جنبه مثبت هم داره برا من..جنبه مثبتش اینه که من وقتی از چیزی یا ی ناراحت میشم همون لحظه بروز نمیدم..هی میربزم تو خودم..خودخوری میکنم..بعد یهو..بومب..انفجار...ولی هادسون داره سعی میکنه وادارم کنه تو لحظه حرفمو بزنم که ناراحتیام جمع نشه..هنوز برام سخته...ولی پیشرفت هایی حاصل شده...و دیگه از کوچکترین چیزی ناراحت شم سریع بهش میگم...نمیذارم تو دلم بمونه..بدبخت دیگه کم اورده..میبینه من همش ازش ناراحتم ولی به هر حال.اینم جنبه مثبت دعوا ه دیگه




برچسب ها : جلوگیری از انفجار! - جنبه ,هادسون ,جنبه مثبت
جلوگیری از انفجار!
هوس های شکمویانه

پست ' هوس های شکمویانه ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست هوس های شکمویانه ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

هوس های شکمویانه

دلم میخواست برای سحری پیتزا داشتیم:/ یعنی یه جور عجیبی دلم براش تنگه



برچسب ها : هوس های شکمویانه
هوس های شکمویانه
بار چندم شد؟

پست ' بار چندم شد؟ ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست بار چندم شد؟ ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

بار چندم شد؟

میدونم خیلی دیگه این قضیه تکراری شده که بیام بگم از دست هادسون و کاراش ناراحتم ولی متاسفانه بازم اتفاقات دیروز و امروز باعث شد ناراحت شم..البته که نشستم کلی پشت سرش با مادر فسقلی حرف زدم و درد دل و مادر فسقلی هم گفت مطمئن باش این تو رو دوست نداره وگرنه این رفتار رو نشون نمیداد ولی نمیدونم چرا هر وقت با خودش رو در رو میکنم میگه نه این چه حرفیه میزنی و به فلان دلیل من اون کارو ...خب میدونم الان زندگی شخصیش بهم خورده و شاید یکمم بی اعصاب باشه ولی بازم ب نظرم اگه واقعا واقعا واقعا منو دوست داشت حاضر بود برام وقت بذاره! بعضی وقتا میگم شاید من پرتوقعم..شاید من باید یکم کوتاه بیام و درکش کنم ولی از اون طرف یاد خود قدیمم میفتم...یادم میاد برای ی که دوست داشتم چه کارا که نمی ...البته خب شخصیتا مختلفه...شاید درست هم نباشه که بشینم خودمو با هادسون مقایسه کنم:/ ولی در نهایت ب این نتیجه رسیدم که هادسون هیچ وقت نمیتونه از پس انتظارات من بربیاد! توانشو نداره..برا همین یه ذره دست از سرش برمیدارم یه مدت..

حالا حسی بهم میگه که امروز رفته یه جایی ..اگه بفهمم اونجا رفته که فک میکنم صد در صد بلاک خواهد شد فقط منتظرم ببینم کجا رفته یعنی...یه آشی براش پختم بیا و ببین...


پ.ن تو این حین نقشه ریزی برای کوبوندن هادسون با مشقت تمام داشتم درس میخوندم که خبر رسید کلاسا تشکیل نمیشه..اشک شوق. خدایا شکرت..اصلا تمرکز درس نداشتم..برم به نقشه ریزیم برسم



برچسب ها : بار چندم شد؟ - شاید ,هادسون ,واقعا ,دوست ,واقعا واقعا ,مادر فسقلی
بار چندم شد؟
ادامه قرارهای کنسلی

پست ' ادامه قرارهای کنسلی ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست ادامه قرارهای کنسلی ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

ادامه قرارهای کنسلی
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


برچسب ها : ادامه قرارهای کنسلی
ادامه قرارهای کنسلی
خوشگل درسخون!

پست ' خوشگل درسخون! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست خوشگل درسخون! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

خوشگل درسخون!

خدا شاهده من دیگه امروز برنامه داشتم درس بخونم:/ ولی هادسون صب اس داده که بریم فلان جا...منم که شبیه کپک بودم..پاشدم رفتم و کلی خوشگلاسیون...بعد دوباره اس داده برنامه کلا کنسل شد حیف اون همه زحمت البته روحیه خودمم عوض شد انقد با حوصله برا خودم وقت گذاشنم و خوشگلاسیون ...خیلی وقت بود از خودم غافل بودم حالا با قیافه ای شیک و مجلسی میشینیم درس میخونیم..هیچم مهم نیس فقط یکم از مود درس فاصله گرفتم امروز که فک کنم یکم طول بکشه برم تو حس درس..حالا سعی خودمو میکنم



برچسب ها : خوشگل درسخون!
خوشگل درسخون!
همون همیشگی:/

پست ' همون همیشگی:/ ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست همون همیشگی:/ ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

همون همیشگی:/
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


برچسب ها : همون همیشگی:/
همون همیشگی:/
درد دلانه

پست ' درد دلانه ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست درد دلانه ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

درد دلانه
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


برچسب ها : درد دلانه
درد دلانه
ا ین تلاش ها

پست ' ا ین تلاش ها ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست ا ین تلاش ها ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

ا ین تلاش ها

خب ما اون برنامه ای که دوستان گذاشتن رو رفتیم و هادسونم فهمید و ناراحت شد و غر زد به جونمو اینا..برا همین تصمیم دارم بیرون رفتنامو بهش نگم چون میگه چرا با من نرفتی؟

بعد درسامم نصفه نیمه خوندم..امروزم یه کلاسو پیچوندم ولی چهارتا کلاس دیگه رو رفتم و به صورت جنازه الان در خدمتتون هستم:/

امتحانات بسیار نزدیکن و حجم مطالب بسیار فراوان..از فردا باید بشینم نمونه سوالا و جوابای یکی از درسا رو مرتب کنم..نزدیک به 20 تا سرفصل پر و پیمون هست و حدودا 14 تا کتاب محترم ب عنوان منابع امتحانی معرفی کرده اینه که باید بشینم از این ور اونور مطالبو درارم و خلاصه نویسی کنم..میدونم چشام درمیاد و کلی وقتمو میگیره ولی چاره ای نیس..لا اقل شب امتحان بین 14 تا کتاب حیرون و.سرگردون نمیشم...

خلاصه که تنها اخبار این روزا از نوع درسی امتحانیه... شما در چه وضعی ب سر میبرید؟



برچسب ها : ا ین تلاش ها - باید بشینم
ا ین تلاش ها
روند درس پیچوندن!

پست ' روند درس پیچوندن! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست روند درس پیچوندن! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

روند درس پیچوندن!

تا بدین لحظه که درس نخوندم:/چون بعدحرفای صبح هادسون تازه یکم ذهنم اروم شد و خوابم رفت سه ساعتی...شب قبل از بس ذهنم مچاله بود زیاد خوب نخو ده بودم..بعدم که فسقلی اومد خونمون و همچنان هم هست و در حال ژانگولربازی و جیغ جیغ

منتهی خداروشکر یکی از کلاسای سنگین کنسل شده وبرای همین یکم استرس درس نخوندنم کم شد..عصری هم بچه ها برنامه بیرون گذاشتن که احتمالا میرم..چون از نظر روحی به همچین تفریحی نیاز دارم..ایشالا درس هم بعد تجدید قوا و تجدید روحیه میخونم:) اگه خدا قسمت کنه.

پ.ن دوست عزیزی که پیام خصوصی دادی ممنون از نظر و راهنماییت و موافق هستم باهات



برچسب ها : روند درس پیچوندن!
روند درس پیچوندن!
چرا واقعا؟

پست ' چرا واقعا؟ ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست چرا واقعا؟ ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

چرا واقعا؟

خب لازم ب ذکره که هادسون همین کله صبحی بعد از خوندن طومار خ ظی من، از موضع خود عقب نشینی کرده...معذرت خواسته و دیگه اعلام برائت کرد که بخواد منو تغییر بده یعنی بخداااا من نمیدونم چرا فقط باید جدی جدی ب مرز انفجار برسم و بزنم زیر همه چی تا اون یکم کوتاه بیاد!! بعد تازه ب من میگه سر هر چیزی چرا خ ظی میکنی؟ چرا فکر دل من نیستی؟خو لامصب تو انعطاف نشون بده که من مجبور نشم برم سراغ گزینه آ خودمم دلم این وسط له میشه هر دفعه..خ ظی آسون نیس...من هنوزم وقتی یاد جوجه ای که داشتمو مرد میفتم بغضم میگیره...دیگه مشخصه از دست دادن ادمی که بهش علاقه دارم اذیتم میکنه و ناراحت میشم بابتش:/

حالا اون پیامشو نگه میدارم. هر بار دیدم باز رفت تو اون فاز، ارجاش میدم به پیام خودش که یادش بیاد گفته منو همینجوری دوس داره و نیازی ب تغییر من نمیبینه!!

والا منم.میتونم مجبورش کنم تغییر کنه! میتونم از فرق سرش تا نوک پاش ازش ایراد بگیرم و بگم خودتو درست کن ولی هیچ وقت چیزی بهش نگفتم و هر چی بوده رو قبول بدون اینکه امیدی هم ب بهبودش داشته باشم. پس اونم باید همین رویه رو در پیش بگیره:/ خلاصه که این قطع و وصلی رابطه ما همچنان ادامه داره..به من بود 120 باری کات شده بود. ولی اون هی میاد منت کشی منم که حساس(!) میگم حالا ی فرصت دیگه میدم..در مورد مسایل دیگه ای که میخواستم کات کنم بابتش و ازش قول گرفتم که دیگه انجام نده بهبود زیادی حاصل شده..این یه مورد اخیر هم درست شه دیگه سجده شکر ب جا میارم

خب حالا که زود بیدار شدم امروز لا اقل بشینم یکم درس بخونم که کلی از درسهام ب خاطر این اقای محترم مونده باید دید شب که میاد حرفای صبحش یادش بوده یا نه!



برچسب ها : چرا واقعا؟ - حالا ,تغییر ,خ ظی
چرا واقعا؟
کات احتمالی!

پست ' کات احتمالی! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست کات احتمالی! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

کات احتمالی!

بلهههه..بعد از اینکه شب بخیر گفتیم بنده نشستم یه ساعت و نیم آبغوره گرفتم...یعنی گریه ای ا...همه ناراحتی های این مدتم رو ریختم بیرون..در همون حین که زار میزدم رفتم شروع پیام دادن ب هادسونو گفتم هیچ راهی وجود نداره برای ادامه دادن و ماها کلا از پایه با هم فرق داریم..هر چی که به قسمت خ ظی میرسیدم گریه هامم بیشتر میشد ولی دیگه پیام خ ظی هم نوشتمو بلاک!! البته که هادسون خواب بود و فردا اینا رو میخونه ولی خب قضیه تموم شدست..تو عمرم انقد با یه نفر دعوا نکرده بودم یعنی...ولی دیگه نهایتش چندروز گریه است و دلتنگی و بعدم که رهایی کامل..پروسه اش رو کامل بلدم دیگه..فقط باید صبر پیشه کنم:/

امشب بهش گفتم هادسون من ب دردت نمیخورم برو دنبال یکی دیگه!! گفت اگه دوست نداشتم حتما میرفتم:/

معنی دوس داشتنم فهمیدیم:/ تازه دوستم داشت اینجوری بود..همش حرف باید حرف خودش باشه..موندم اگه دوستم نداشت چجوری میشد:/

من دوست داشتنو تو احترام دو طرف ب تفاوت ها میبینم...هیچ شبیه ما نیس صد در صد..ولی باید به تفاوت هاش احترام بذاریم و ازش نخوایم شبیه چیزی بشه که ما مد نظرمونه! هادسون کلا همش دنبال تغییر منه! خیلی هم امیدوارانه بهم تحمیل میکنه که تغییر کنم تا افکارمو رفتارم شبیه اون بشه..اصن درک نمیکنه من تو یه خانواده دیگه بزرگ شدم..حتی دو نفر خواهر برادرم که زیر یه سقف بزرگ میشن مث هم نیستن چه برسه به ما...خلاصه که دلم پره از این قضایا..ولی ب هر حال تجربه ای شد و به این نکته پی بردم دوست داشتن دو طرفه هم کافی نیست..تو بعضی موارد عشق هم نمیتونه راه گشا باشه..بیشتر درک و شعور طرف مقابل میتونه مهم باشه تا میزان دوست داشتنش:/



برچسب ها : کات احتمالی! - دوست ,شبیه ,باشه ,هادسون
کات احتمالی!
تمومی هم نداره!

پست ' تمومی هم نداره! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست تمومی هم نداره! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

تمومی هم نداره!

خیر سرم قرار بود اون مسایل مربوط ب هادسون رو بذارم برا بعد امتحانا...حالا هر شب اون مسایل سر باز میکنن و بحث ها شروع میشه...نمونش امشب...هر دفعه هم بی نتیجه!! خدا صبر بده بهم فقط!!



برچسب ها : تمومی هم نداره!
تمومی هم نداره!
کنسلینگ!

پست ' کنسلینگ! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست کنسلینگ! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

کنسلینگ!

ای بابا..ما قرار بود خ ظی کنیم نمیدونم چرا یهو فضا رمانتیک شد آشتی شدیم

به نظرم الان که در شرف امتحانات هستیم فعلا بیخیال قضیه شم اصن..بخدا این دو روز تمرکزم در حد صفر بود..درسهامم.مونده! ایشالا بعدا که دغدغه درس نداشتم یه خاکی بر سر میکنم:/ فعلا که برگشتیم سر خونه اول!!





برچسب ها : کنسلینگ!
کنسلینگ!
ظالم طوری!

پست ' ظالم طوری! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست ظالم طوری! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

ظالم طوری!

متنفرم از اینکه با آدما سرد برخورد کنم ولی بعضی وقتا مجبوری و راه دیگه ای نداری!!

ب خودمو بسته بودم ب تخت که ب هادسون اس ندم یعنی لامصب از بس هر شب اس دادیم به هم عین این معتادا شرطی شدم..ده به بعد یا منتظرشم یا خودم دستم میره سمت گوشی...ساعت شد 11 نیم اینا...دیگه گفتم بهتره بخوابم که باز وسوسه نشم اس بدم که اوشون خودش پیام داد...منم همچین سرد و بی میل جواب میدادم که کاملا متوجه شد و گفت چرا اینجوری شدی؟ منم گفتم به خاطر همون مسایل..و میخوام سرد باشم چون برا جفتمون بهتره ..بعدم گفتم باید برم...اونم قاط زد و خیلی بهش برخورد و گفت باشه برو ب کارات برس و ول کرد رفت

منم خودم اینور ناراحت بودم..اونم اونور ناراحت...خلاصه که بد وضعی بود..ولی خب استارت خوبی شد برای خ ظی..یه هفته بتونم ب وسوسه اس دادن غلبه کنم میتونیم جدا شیم و اونم کم کم راضی میشه ب ج وقتی محل ندم بهش:/چون یه ذره مهربون شم برمیگرده برا همین خیلی باید ظالم باشم این یه هفته که البته سخته...مخصوصا وقتی یاد خنده هاش و صداش میفتم...خنده اش قشنگ بود..یه لهجه خاصی هم داشت موقع حرف زدن که خیلی بامزش میکرد...و این دوتا مشخصه ازش تو ذهنم مونده کاملا...بعضی وقتا آه میکشمو میگم کاش تفاهم داشتیم یکم..حالا که جفتمون به هم علاقه داشتیم کاش یکم به هم شبیه تر بودیم و همو درک میکردیم..اونوقت چقد همه چی قشنگ میشد..چی بگم...حتما قسمت نبوده دیگه که داره همه چی تموم میشه:/



برچسب ها : ظالم طوری! - خیلی ,اونم ,گفتم ,بعضی وقتا
ظالم طوری!
رفتنی برگشتنی:)

پست ' رفتنی برگشتنی:) ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست رفتنی برگشتنی:) ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

رفتنی برگشتنی:)
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


برچسب ها : رفتنی برگشتنی:)
رفتنی برگشتنی:)
تست عشق!

پست ' تست عشق! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست تست عشق! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

تست عشق!

دیروز سعی با هادسون خ ظی کنم:/ آسون نیست خب برای خودمم..ولی هرچی داریم پیش میریم میبینم عدم تفاهم ها داره بیشتر میشه...و اینکه اون هم حاضر ب درک من نیس و ب من برچسب لجبازی میزنه..فک میکنه بهانه میگیرم یا دارم لحبازی میکنم..تازه خیلی امیدوارانه مطمعنه که زمان بگذره همه چی درست میشه و من تغییر خواهم کرد و همون دیدگاهی رو ب مسایل پیدا میکنم که اون داره! منم که عمرا خودمو تغییر بدم:/ بهش هم که میگم باور کن من تغییر نمیکنم باز حرف خودشو میزنه!!

خلاصه که ظهر یه نمه خ ظی اینا راه انداختم شب اومده انگار ن انگار باز پیام.میده...میگه من همچین.چیزی یادم نمیاد خ ظی کرده باشم بخدا اصن همین چهارماه هم با همین سیریش بازیاش باعث شد من دست از بلاک ش بردارم ولی فک کنم پروسه سختی برای خ ظی باهاش داشته باشم چون حرف تو کله اش نمیره


حالا مجدد امشب یه تلاشی میکنم ببینم با عقلو منطق دلیل بیارم راضی میشه یا نه!!

الانم رفته بودم شو چک می یکم جاسوس بازیو این حرفا...خیلی بده همه و فراموش و دیگه آپ نمیکنن چون کلی میشه از توش اطلاعات ب دست اورد منم چیز زیادی دستگیرم نشد متاسفانه و یه جورایی دوس دارم از یه جایی امارشو درارم..اخه حرفا و رفتاراش با هم مطابقت نداره و همینه که من گاهی بهش مشکوک میشم دعا میکنم مث سپتامبر که یهو شخصیت اصلیش رو شدبرام اینم هر چی که هست زودی دستش رو شه برام و همه علامت سوالام برطرف شه..

البته باید اعتراف کنم که اگه اون از موضع خودش کوتاه بیاد و تسلیم بشه حالا یا ب خاطر من یا هر چی، بسی خوشحال میشم و شاید من هم.کوتاه بیام..در واقع الان من دارم به طور غیر مستقیم هم ازمایشش میکنم ببینم من براش مهمم یا اون مساله ای که خیلی روش تاکید داره...و تصمیم نهاییش خیلی چیزا رو مشخص میکنه!



برچسب ها : تست عشق! - میکنم ,خیلی ,خ ظی ,میشه ,تغییر ,میکنم ببینم
تست عشق!
هفته گذشته چه گذشت!

پست ' هفته گذشته چه گذشت! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست هفته گذشته چه گذشت! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

هفته گذشته چه گذشت!

باورتون نمیشه چه هفته پرفشاری رو پشت سر گذاشتم..خودمم باورم نمیشه که بالا ه تموم شد و الان زندم:/ این هفته پر بود از کشمکش با هادسون و استرس های فراوان بابت درس و مشق و پروژه های ناتمام...یعنی فشار به حدی بود که هر شب تا چهارصب باید بیدار میموندم و کارا و پروژه ها رو سروسامون میدادم...ا هفته که موقع تحویل کارا بود احساس می رمقی نمونده برام..دیروز خیلی ضعف داشتم نای درس خوندن نداشتم..دوس داشتم برم زیر سرم..ولی حتی وقت اینکارم نداشتم...و خودمو مجبور تا دو شب درس بخونم..مجددا کشمکش های با هادسون در بین این آشفته بازار رو هم خدمتتون متذکر میشم:// خلاصه که نتیجه این تلاش های یک هفته ای قابل قبول بود..تونستم همه چیو انجام بدم و در کنارش یه مقدار وزن ناقابل هم از دست بدم که جالب نیس این قسمت اصلا..و الان بیشتر مشتاق اینم که وزن اضافه کنم ولی از استرس و فشار هی برع عمل میکنه بدنم..امروز هم که رفتم سرکلاس بچه ها گفتن چقد تو یه هفته لاغر شدی البته که اونا اضافه وزن دارن و ازم رمز لاغری خواستن و شاید حتی ب من غبطه بخورن ولی ب هر حال دوس داشتم کمی از ذخایر چربیشون رو ب من ترنسفر می

مشکلاتم با هادسون بدمیره رو مخ....نمیدونم چرا واقعا چرا باید ایجوری باشه...دوس داشتم یه جور دیگه بود..ولی افسوس و صد افسوس که ادما با روز اولشون خیلی فرق دارن..یعنی خیلی...برای همین با وجود علاقه ای که بینمون به وجود اومده ب فکر خ ظی هستم...هادسون یه سری ویژگی های دخترکش داره که رو هوا میبرنش ولی یه سری ویژگی ها هم داره که بازم خیلی دخترا باهاش مشکلی ندارن ولی من خیلی مشکل دارم با اون ویژگی ها..جوری که همیشه مردد میشم و باعث میشه ویژگی های خوب دیگش خیلی کمرنگ شه.... از اون طرف میگم اگه منو واقعا دوس داشته باشه دست از اون اخلاقاش برمیداره و از طرف دیگه از یه ادمی که دیگه شخصیتش و باورهاش شکل گرفته نمیشه انتظار تغییر زیادی داشت...و همچنین متفاوت بودن ما در مورد مسایل ارزشی و اعتقادی هم هرازگاهی باعث بحث میشه و جفتمون از درک همدیگه عاجز هستیم...بنابراین یه جورایی فقط اگه هر دومون مصالحه کنیم و یه جورایی توافق کنیم که کمی کوتاه بیایم شاید بشه ادامه داد ولی بعید میدونم همچین چیزی امکان پذیر باشه



برچسب ها : هفته گذشته چه گذشت! - هفته ,خیلی ,ویژگی ,هادسون ,داشتم ,نمیشه
هفته گذشته چه گذشت!
forgiveness

پست ' forgiveness ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست forgiveness ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

forgiveness
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


برچسب ها : forgiveness
forgiveness
در حال تصمیم کبری!

پست ' در حال تصمیم کبری! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست در حال تصمیم کبری! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

در حال تصمیم کبری!

درد دل با دوست خیلی خوبه!

مخصوصا وقتی بشینی از غمو غصه هات براش بگی...

مخصوصا که بشینی پشت سر اوشون هی حرف بزنی.. و یه ساعت راجع ب تک تک کاراش و حرفای ناراحت کنندش بگی...

ا سرم ب این نتیحه برسی که اصن اوشون هیچ ویژگی مثبتی نداره و سوال پیش بیاد که من تا الان به چه امیدی ادامه دادم واقعا؟

حتما باید قضیه رو بیشتر بررسی کنم...



برچسب ها : در حال تصمیم کبری!
در حال تصمیم کبری!
ریشه ی !

پست ' ریشه ی ! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست ریشه ی ! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

ریشه ی !

خب ما مجدد قهر کردیم یعنی عدم تفاهم ب حدیه که هفته ای یه بار میقهریم ایندفعه میخوام طولانی بقهرماااا..هر دفعه زود آشتی یادگرفته چطوری سریع سرم شیره بمالیه ولی یه سری حرکات بدجنسانه و شرورانه الان دارم در سرم میپرورونم که بعدا تلافی کنم

از یه طرف هم میگم این دفعه جدی صحبت کنیم اصن برای همیشه از هم خ ظی کنیم! والا ما که طی هفته قهریم کلا..یه دو روز بعدش فقط خوبیم بعد دوباره ازاول....پس میشه اون دو روز هم فاکتور گرفتو کلا قهرگونه بمونیم!! حالا ببینیم چی میشه دیگه...یکم ناراحتم که چرا انقد باید اصطکاک داشته باشبم با هم...نمیدونم ب خاطر مشغله های زیاد هر دومونه. یا چی..مشغله ها مدام برنامه هامونو بهم میریزن و این منو ناراحت میکنه..مثلا برنامه ای که از یکماه قبل چیده بودیم ب خاطر ایشون در لحظه ا بهم خورد...و من بابتش واقعا ناراحت شدمو ذوقم ب شدت کور شد!! حالا زیان مالیش مهم نیس برام ولی انتظار داشتم لا اقل ب خاطر منم که شده یه جوری نصفه و نیمه هم که شده خودشو برسونه ولی گفت نمیتونم...ولی من فک میکنم اگه واقعا میخواست میتونس یه کاری کنه بالا ه! چمیدونم...نمیدونم مشکل از ما هست یا از گرفتاری های زندگی..یا هر دو...به هر حال هر چی که هست باعث میشه اکثر اوقات دلخورو ناراحت و شاکی باشیم متاشفانه!



برچسب ها : ریشه ی ! - ناراحت ,خاطر ,میشه
ریشه ی !
مسکن خواب!

پست ' مسکن خواب! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست مسکن خواب! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

مسکن خواب!

امروز رو میتونستم برم سینما یا دور دور یا بالا ه جایی ولی انقد بی حوصلم که میخوام بخوابم بعدم بشینم درس بخونم:/




برچسب ها : مسکن خواب!
مسکن خواب!
پیچش عظیم!

پست ' پیچش عظیم! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست پیچش عظیم! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

پیچش عظیم!

شاید باورتون نشه ولی فردا میخوام سه تا کلاسو بپیچونم و نرم و به جاش برم نهنگ عنبر 2 رو ببینم بخدا انقد خوشحالم که اومده رو ....تنها یه که دارم با ذوق میرم میبینمش..اتفاقا دو هفته پیش هم داشتم یکشو میدیدم برا بار دهم و ا شم نشستم گریه طبق معمول یعنی هر دفعه ببینم این و میشینم ا ش گریه میکنم:/ ولی امیدوارم نسخه دومش گریمو درنیاره وای زودتر پرزنت کوفتیمو بدم فردا و جیم بزنم برم سینما...به شدت ب تفریح نیاز دارم..ب مسافرت..ب کمی قربان صدقه..کمی عشق...کمی فضای متفاوت که توش خبری از کتاب و تحقیق نباشه...

پ.ن هادسون خیلی سرش شلوغه این روزا..امروز که اصن یه طوری بود! انگار حوصله منم نداشت..گفت شاید حتی هم بره سر کار..والا من ب جاش خسته شدم انقد همش سرکاره!! تازه اصن غر نمیزنه..من بیشتر اون از سرکار رفتنش غر میزنمخلاصه که.منم گذاشتم بره استراحت کنه چون انگار ب زور جواب میداد...حالا شاید قسمت شد حضوری ببینمش ته توی قضیه رو درارم که واقعا چشه:/



برچسب ها : پیچش عظیم! - شاید
پیچش عظیم!
در انتظار

پست ' در انتظار ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست در انتظار ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

در انتظار

و اپریلی که هنوز منتظر جمعست و دوس داره زودتر از شر پرزنت کذایی خلاص شه و به خاطر همین ارایه سه تا کلاس رو قرار بپیچونه!!



برچسب ها : در انتظار
در انتظار
بیخیال طور!

پست ' بیخیال طور! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست بیخیال طور! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

بیخیال طور!

مورد داریم که اپریل خانوم کلی درس داره ولی الان نشسته داره اهنگ گوش میده برا خودش..اصنم توجه نداره که باید یک مبحث عظیمی رو پسون فردا تدریس کنه تو کلاس و ایضا پرسش های کلاسی فراوان و تکالیف انگلیسی فراوان هم موجود می باشد!

ولی قول میدم بعد این اهنگه دست از رویا بافی بردارم برم سر بدبختیام

یه ع دونفره داریم..جفتمون توش زشتیم:/کادر بندی هم نداره اصلا..چون من فقط زودتر میخواستم ع و بگیرمو برم اونور وایسم! انگار مثلا طرف جذام داره همچنین یه سری مسایل بغرنج دیگه هم بود که قابل ذکر نیس! بعد سر این ع ه چه دعواها و قهرها که صورت نگرفت!!که خداروشکر بخیر گذشت.. خلاصه که چندبار اومدم پاکش کنم ولی گقتم بذا باشه..یادمون باشه چه روزایی داشتیم:/ الان هم داشتم ب ع ه نگاه می یاد دعوای مربوط بهش افتادم...

چند روزه شکر خدا دعوا نکردیم:/ هر کی هم مشغول کار و درس خودشه و خب مشغله زیاده وقت برا دعوا نمیمونه! البته بخوام قهر کنم یا انتقاد کنم خیلی میتونم بهانه و ایراد پیدا کنم ولی خودم شخصا کشش ندارم دیگه اونم فک کنم تمایلی ب منت کشی نداشنه باشه دیگه..در عوض سعی میکنم میزان درک خود را بیفزایم و انتظارات خود را تقلیل دهم:/


پ.ن اهنگه تموم ولی خوابم میاد...و خواب بر هر چیزی پیروز است :)




برچسب ها : بیخیال طور! - باشه
بیخیال طور!
اعتماد ب نفستو بده من پیلیز!

پست ' اعتماد ب نفستو بده من پیلیز! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست اعتماد ب نفستو بده من پیلیز! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

اعتماد ب نفستو بده من پیلیز!

توی رشته ما، یه آقای ی هست که اکثر کتاب های تخصصی ما رو ترجمه کرده! یعنی بسیار بسیار اسم ایشون عام و خاصه و کتاب تخصصی نیس که ترجمه نکرده باشه..بعد ما امروز نشستیم یکی از کتاب های ترجمه ایشونو مطالعه کردیم که این هفته مطالبشو پرزنت بدم برا بچه ها..منتهی هر چی خوندم دیدم چقد بی سروته هست جملات...بعد یکم متعجب شدم که این همه شهرت کجا و این وضع ترجمه کجا...خلاصه رفتم اصل اون کتاب انگلیسی رو پیدا نشستم ب خوندن..یعنی اونجا بود که به عمق ترجمه افتضاح ایشون پی بردم خ این چحوری انقد اعتماد ب نفس داشته با این وضع ترجمه اومده این همه کتاب ترحمه کرده..والا من ترجمم از این بهتره تازه خودمو قبول ندارم میگم نه من هنوز باید بیشتر کار کنم..بعد ایشون واسه خودش کل بازارتخصصی رو مال خودش کرده اونم با چه ترجمه های هچل هفتی!! یعنی واقعا الان که متن اصلی رو با ترجمش مقایسه میکنم شوکه شدم یه جورایی..تازه برداشته قسمت های کتاب هم درهم برهم کرده یه آشی شده بیا و ببین امروز فک کنم شغل ایندمو پیدا ..یه دور دیگه باید بشینم کتابای ایشونو ترجمه کنم بلکه خدمتی هم به رشتم کرده باشم...والا بخدا...




برچسب ها : اعتماد ب نفستو بده من پیلیز! - ترجمه ,کتاب ,کرده ,ایشون ,یعنی ,پیدا
اعتماد ب نفستو بده من پیلیز!
گیتار دختر نازم:)

پست ' گیتار دختر نازم:) ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست گیتار دختر نازم:) ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

گیتار دختر نازم:)

ساز جانم رو تحویل گرفتم...ص داره م ررر...میتونم ب زودی باهاش کنسرت بدم مثلا فقط ی مشکلی که داره اینه که سازندش انقد گفت اینجاش حساسه اونجاش حساسه که هر لحظه میترسم بشکنه! گفت حتی ناخنت هم نخوره به صفحه روش..حتی آرنجتو تکیه نده اون قسمت...و کلا خیلی بچم حساسه برا همین میخوام یه اسم دخترونه هم براش انتخاب کنم که دیگه با ناز و نوازش ازش مراقبت کنم..

ساز قبلیم خیلی پوست کلفت بود..فسقلی با کل هیکل میفتاد روش..چندبارم کلا خود سازم افتاده بود زمین..تو مسافرت ها هم میچپوندیمش صندوق عقب ماشین..چیز میز هم میذاشتیم روش تازه..ولی اخ نگفته بود..البته خب چون ساز مبتدی بود اونجوری میسازنش که مقاوم باشه..چون میدونن مبتدیا کلا ناشی ان و زیاد ممکنه بلا سر ساز بیارن..

خلاصه که باید این ناز خانومو بذارم رو تخم چشام ازش مراقبت کنم:)

دوست دارم زودتر هفته دیگه شه:)) امیدوارم همه چی خوب پیش بره





برچسب ها : گیتار دختر نازم:) - حساسه
گیتار دختر نازم:)
چقدر خوب

پست ' چقدر خوب ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست چقدر خوب ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

چقدر خوب

+کلا قهر و به خاطر نازکشیدنای بعدش دوس دارم..البته نه اینکه من ناز بکشما...صرفا اوشون اقدام کنه متاسفانه خیلی بدم میاد اول پیشقدم شم برای اشتی ولی خب گاهی هم این کار رو ..دیگه ببین چه فشاری بهم اومده ...

+ چقدر مکالمات صوتی میتونه با مکالمات چتیدنی متفاوت باشه!

+ چقد امروز درس چپوندم تو مغزم...

+ چقد فردا قرار پر مشغله باشه....

+ چقد خوب که بعد دو سه شب گریه و ناراحتی حالم بهتره:)

+ چقد هیجان انگیز که ساز جدید اماده شده و چیزی تا تحویل گرفتنش نمونده..

+ چقد خوب که امروز کلاس موسیقی نرفتم و خونه بودم که مکالمات تلفنی داشته باشیم بعد قرن هااااا...

+چقد خوبه که ادم ا شب بشینه " چقدر خوب های" طی روزشو بنویسه..احساس خوشبختی ب ادم دست میده اصن

چقدر خوب شما چیه؟




برچسب ها : چقدر خوب - چقدر ,مکالمات
چقدر خوب
بلاک از نعمات الهی است!

پست ' بلاک از نعمات الهی است! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست بلاک از نعمات الهی است! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

بلاک از نعمات الهی است!

مهم ترین اتفاق امروز: بلاک بعضیا!



برچسب ها : بلاک از نعمات الهی است!
بلاک از نعمات الهی است!
ا نشد که بشه!!

پست ' ا نشد که بشه!! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست ا نشد که بشه!! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

ا نشد که بشه!!
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


برچسب ها : ا نشد که بشه!!
ا نشد که بشه!!
treat them the way they treat u

پست ' treat them the way they treat u ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست treat them the way they treat u ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

treat them the way they treat u

نمیدونم چرا عادت دارم بیش از حدی که آدما لیاقت دارن بهشون بها بدم...این پست رو میذارم که یادم بمونه و دست از این کار بردارم انشاالله...



برچسب ها : treat them the way they treat u
treat them the way they treat u
خودکشی در راه علم!

پست ' خودکشی در راه علم! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست خودکشی در راه علم! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

خودکشی در راه علم!

بن کتاب یدم..وقت نمیکنم برم بگیرم..احساس میکنم مثلا پاشم برم خیلی از درس خوندن عقب میفتم...اخه همچنان حجم عظیمی درس نخونده دارم و هر لحظه داریم به روز امتحان نزدیکتر میشیم:/ امروز دوستم اس داده دوس دارم بمیرم:/ علتش هم صرفا حجم استرس و فشار درسیه! کلا از اول ترم هممون دوس داریم یا خودمون سقط شیم یا ا..یعنی تنها راه نجاتمون همین دو گزینس! حالا من این اوا یاد گرفتم که به بدبختیام اهمیت ندم..یعنی میشینم به بدترین اتفاق ممکن فک میکنم..بعد باز فک میکنم مثلا ده سال دیگه هم این اتفاق برام مهمه یا بهش میخندم اون موقع؟ بعد باز از خودم میپرسم سلامتیم مهمتره یا استرس شدید گرفتن و خودخوری! جواب همه این سوالا میشه که تا جایی که میتونم میخونم باقیش هم که نشد فدای سرم...یعنی هیجی هم که یادنگیرم همین مدیریت بحرانی که الان دارم انجام میدم خ ش بهترین درسیه که دارم یاد میگیرمش...

دوس دارم تا سه و چهار صب بیدار بمونم بلکه یکم تکلیفارو انجام بدم و جلو بیفتم..برا همین که خودمو ترغیب کنم یه شکلات مارس خوشگل گذاشنم جلو که ساعت دو نصفه شب به بعد بخورمش..ببین این مارس کوچولو چقد انگیزه میده



برچسب ها : خودکشی در راه علم! - همین ,یعنی ,میکنم ,میکنم مثلا
خودکشی در راه علم!
مثلا ها

پست ' مثلا ها ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست مثلا ها ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

مثلا ها

مثلا دوست داشتم الان کیش بودم...

و هیچ فشار کاری و درسی نداشتم و برای خودم میرفتم تفریح...

امسال عید اصلا عیدی نبود که تفریح و خوش گذرونی کنم و هنوز حسرت یه مسافرت باحال تو دلم مونده...احتمالا دو سه ماه دیگه باید ۸ حسرتش بمونم...


مثلا یک اتفاق خیلی هیجان انگیز مثبت بیفته...

این روزا زیاد چیزی منو ب وجد نمیاره...سعی میکنم الکی جو بدم ولی فایده نداره!!


مثلا کاش دوتا مون پاشن برن سفر خارجه و من ریختشان را نبینم به مدت یکماه یا بیشتر( توجه کنید که نگفتم پاشون بشکنه یا بلایی سرشون بیاد تازه ارزوی خیر هم براشون دانشجو انقدر خیرخواه)


مثلا کاش خواب فلانی راجع ب منو هادسون تعبیر نمیشد که امشب شد خودمم که خواب نمیبینم بقیه جبران میکنن:/


مثلا کاش هادسون ادم رمانتیک تری بود!!!! خیلی خیلی خیلی بیشتر از چیزی که هست:/ و اگه اینطور بود مسلما علاقه بیشتری بهش پیدا می و ایضا اشتیاق بیشتری برای دیدنش...حساب تو این 100 روزی که گذشته، فقط دوبار اون هم به ضرب و زور هم رو دیدیم! تقصیر کیه این عدم اشتیاق و انگیزه؟ هر دو نفر!! البته از دید اون حتما تقصیر منه بیشتر! ولی خب اونم باید یه انگیزه ای در من ایجاد کنه بالا ه


و مثلا ا اینکه کاش الان تابستون بود و فقط میخو دم جلو کولر و کیف می و اهنگ میگوشیدمو بستنی میخوردم...بهههه اصن تصورشم لذت بخشه...منتظر همچین روزیم:)






برچسب ها : مثلا ها - مثلا ,خیلی ,خیلی خیلی
مثلا ها
نیو لایف استایل!

پست ' نیو لایف استایل! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست نیو لایف استایل! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

نیو لایف استایل!

باورم نمیشه نزدیک ده ساعت امروز درس خوندم:)))

باورم نمیشه که هر روز باید همینقدر درس بخونم:)

به مدت دو هفته:)


پ.ن الان تازه باید بشینم مشق بنویسم:)) تا پاسی از شب:)) به به..عاشق این لایف استایلم اصن...همه شبیه کتابن الان:) حتی دلمم برا هادسون نتنگیده...یه همچنین ادم فروشیما همیشه بین درس خوندن و اون، درس خوندنو انتخاب



برچسب ها : نیو لایف استایل! - باورم نمیشه
نیو لایف استایل!
تولدبازی مثلا!

پست ' تولدبازی مثلا! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست تولدبازی مثلا! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

تولدبازی مثلا!

روز تولدمو چطور دارم میگذرونم؟

هیچی! اینگونه که صبح با پیام هادسون از خواب بیدار شدم..پیام تبریک تولد نه هااا...چون دقت دیدم باز یادش نیس منم چیزی نگفتم دیگه...محتوای پیام اظهار شرمندگی از بابت فرصت نداشتن به خاطر مهمون های کذاییش و اینکه در آینده جبران خواهد کرد انشالا.. و این ها بود...به هر حال هفته بعد مثلا بخواد تولدمو تبریک بگه یا هر چی جبران کننده امروز نیس!! و بعضی مناسب ها و روزها هست که همون موقع باید حضورتو نشون بدی...بگذریم...من که زبونم مو دراورد از بس ب همه اداب معا یاد دادم

اقدام بعدی روز تولدم..چمبره زدن پای لپ تاپ و درست پاو وینت ارایه هفته بعدم بود..سه ساعتی طول کشید..

اقدام بعدیم عدم رفتن به دور دور بود! چون باید برم جلوی ده پونزده نفر اموخته های موسیقیمو به نمایش بذارم:/

منتهی اموخته هام زیاد جالب نیس و کلی دچار استرس هستم الان و ذره ای ب اینکه تا ساعاتی دیگر متولد میشم فکر نمیکنم...

اقدام آتی روز تولدم ترجمه ده ها صفحه انگلیسی است که تا پاسی از شب ادامه پیدا میکنه و به این ترتیب روز تولدم هم ب پایان میرسه...خیلی هم مفرح و هیجان انگیز



برچسب ها : تولدبازی مثلا! - تولدم ,اقدام ,پیام
تولدبازی مثلا!
new beginning

پست ' new beginning ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست new beginning ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

new beginning
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


برچسب ها : new beginning
new beginning
زخم هایی که سر باز می کنند

پست ' زخم هایی که سر باز می کنند ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست زخم هایی که سر باز می کنند ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

زخم هایی که سر باز می کنند

شاید باورتون نشه اولین ی که امسال زودتر از همه تولدم رو تبریک گفت کی بود...این ادم، آدمیه که سه سال ارزو داشتم بهم تبریک بگه...و هیچ وقت نگفت..ادمی که با وجود اینکه جلو چشمش بودم ولی هیچ وقت براش مهم نبود تولدم کی هس...

بله این ادم سپتامبر بود...و امسال که همه چی بین ما تموم شده اومد و بهم تبریک گفت...تا چند لحظه واقعا هنگ ...چون این روزا من یک درصد هم بهش فکر نمیکنم..نه ب خودش و نه خاطراتش و نه حرفاش..و به هیچ عنوان هم فکر نمی که اصلا بعد از اینکه گفتم ی تو زندگیم هست بیاد و تولدمو تبریک بگه...اصن باورم نمیشه که تولدم رو یادش بود....میدونید همیشه چیزایی که ارزوشو دارید وقتی اتفاق میفتن که خیلی دیر شده..مثل الان...

یه چیزیو بگم؟ من بیشترین تله پاتی رو با سپتامبر داشتم...از دورترین نقطه که بهش فکر می اس میداد...بدون اینکه بهم بگه، وقتی ع جدید میذاشت من حس می ...اصن یه حس های ماورایی عجیب غریبی بود که هنوزم وقتی به بعضی هاش فک میکنم میگم چجوری بود که انقد دقیق میتونستیم از هم باخبر شیم...حالا اینا رو گفتم که بگم چند لحظه پیش یه دفعه یادش افتادم..نمیدونم چرا...رفتم تو لیست کانتکت ها..انلاین بود..همیشه شب زنده داره...یه نگاهی بهش ..به قیافش که دیگه برام جذ تی نداشت..یکم مکث ..یاد قدیم افتادم..آهی کشیدم و صفح رو بستم...و چند ثانیه بعد پیام داد...



برچسب ها : زخم هایی که سر باز می کنند - تبریک ,اینکه ,تولدم
زخم هایی که سر باز می کنند
ادامه ماجرا

پست ' ادامه ماجرا ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست ادامه ماجرا ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

ادامه ماجرا

منو سپتامبر چنتا کلمه کلیدی داشتیم... کلمه ها رو گفت..من واقعیتش یادم رفته بود کلمه ها رو ولی جالب بود که یادش بود!!

از رابطم با هادسون پرسید؟ گفتم خوبه..گفت پس ظاهرا ادامه داره!!! فک کنم هر روز میشینه دعا میکنه بین ما بهم بخوره باور کن دعواهای ما از چشم شور ایشونه...خلاصه که حال و احوالی کرد و رفت!

ولی من...پر شدم از غصه...همه خاطرات و زخمایی که چال کرده بودم عین اتشفشان اومد بالا...عین بارون بهار دارم گریه میکنم و حالم خوب نیس...و همون سوال تکراری رو از خدا میپرسم که چرا نشد؟

هر سال شب تولدم به خاطر تبریک نگفتنش گریه می ...امسال به خاطر تبریک گفتنش دارم گریه میکنم...



برچسب ها : ادامه ماجرا - کلمه ,خاطر تبریک ,گریه میکنم ,دارم گریه
ادامه ماجرا
عبرت گرفته!

پست ' عبرت گرفته! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست عبرت گرفته! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

عبرت گرفته!

نشستم آرشیو قضایای مربوط ب سپتامبر رو خوندم تا یادم بیاد چه روزای سختی رو گذروندم و هیچ وقت ارزو نکنم که برگرده ب زندگیم...حالم بهتره:))) نشونش هم اینکه گشنمه و دلم غذا میخواد ولی باید بخوابم تا صب:/ به امید صبحانه ای تپل و خوشمزه:)



برچسب ها : عبرت گرفته!
عبرت گرفته!
عشق های جاودانه!

پست ' عشق های جاودانه! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست عشق های جاودانه! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

عشق های جاودانه!

روزهای سخت، با یه اسنیکرز و پیتزای پپرونی قابل تحمل میشن! باز جای شکرش باقیه این دو عزیز دل همیشه یار ادم میمونن هیچ بحثی هم باهات نمیکنن..فقط حس خوب میدن و بس



برچسب ها : عشق های جاودانه!
عشق های جاودانه!
راستگو و شجاع باش!

پست ' راستگو و شجاع باش! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست راستگو و شجاع باش! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

راستگو و شجاع باش!

با اینکه به خودش و همه عالم و ادم گفتم احساسی بهش ندارم ولی...

امروز که دلم تنگ شد براش فهمیدم دروغ میگفتم:/




برچسب ها : راستگو و شجاع باش!
راستگو و شجاع باش!
از نعمات جدید!

پست ' از نعمات جدید! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست از نعمات جدید! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

از نعمات جدید!

اولین باره که از داشتن حجم وسیعی درس و پروژه خدا رو شاکرم:/ چون باعث میشه به اتفاقات ب فک نکنم:/



برچسب ها : از نعمات جدید!
از نعمات جدید!
ابهام اساسی!

پست ' ابهام اساسی! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست ابهام اساسی! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

ابهام اساسی!

امشب شب به غایت مز فی بود..یه مشت چرت و پرت تحویل هم دادیم فقط:/ هیچکدوم حاضر نشدیم اعتراف کنیم که نسبت به طرف مقابل حسی داریم...حتی خود من زدم زیر همه چی!! اون هم از احساسش دفاع نکرد...حتی وقتی من زدم زیر همه چی منتظر بودم ببینم اون چی میگه که چیزی نگفت!جفتمون انگار با هم تعارف داریم...نمیتونیم صاف و پوست کنده حرف بزنیم. همش تو لفافه!! ا ش هم با دلخوری شب بخیر گفتیم .منم نشستم زار زدم و طبق معمول غرغر ب خدا که این چه وضعشه و فلان! خدا هم احتمالا گفته تقصیر خودته...:( :/ واقعا در حال حاضر نمیدونم چی میشه؟ چند چندم...نمیدونم ادامه بدم ندم؟ یه وضع بلاتکلیفیه بدیه اصن!

برم یکم تمرکز کنم ببینم چرا انقد دوتا ادم بالغ باید با هم کشمکش داشته باشن:/



برچسب ها : ابهام اساسی!
ابهام اساسی!
take it slow

پست ' take it slow ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست take it slow ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

take it slow

ها فقط روز استراحت مطلقه...به خودم استراحت میدم که طول هفته بتر م مثلا! انشالا که بتر م..

روابط با هادسون تیره و تاره و اختلاف نظرهامون باعث کدورت شده هیچکاریش هم نمیشه کرد! چون به نظر هر کدوممون جفتمون داریم درست میگیم ولی خب طرف مقابل نمیتونه درک کنه!

قرار بود یه ملاقات باز داشته باشیم که سر همین کدورت ها دیگه جفتمون بیخیال شدیم...رفت تا یه دو هفته دیگه! البته اگه بای فوراور نشیم تا اون موقع

دوست داشتم درس نداشتم و پامیشدم میرفتم مسافرتی جایی...هوا خیلیییی خوبه...یعنی خیلیییییا...و میطلبه ادم همش بره بیرون تو این هوا..ولی خب فرصتش نیس فعلا

بالا ه ساز جدیدمم یدم ولی هنوز تحویل نگرفتمش..ایشالا این هفته به وصالش برسم هنوز حتی نمیدونم چه شکلیه..چه رنگیه..فقط سفارشش دادم که بسازن برام...برای همین چون هیچی نمیدونم ازش هیجان انگیزه

خب برم از ا ین ساعات استراحت مطلقم استفاده کنم..فردا روز شلوغیه



برچسب ها : take it slow - هفته
take it slow
پیچیدگیهای زندگی!

پست ' پیچیدگیهای زندگی! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست پیچیدگیهای زندگی! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

پیچیدگیهای زندگی!
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


برچسب ها : پیچیدگیهای زندگی!
پیچیدگیهای زندگی!
آرزوی دیرینه!

پست ' آرزوی دیرینه! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست آرزوی دیرینه! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

آرزوی دیرینه!

امروز از هادسون تاریخ تولدمو پرسیدم...یادش نبود آرزو ب دل موندم یه بار تاریخ تولدمو که ب ی میگم یادش بمونه!!!

من خودم شخصا اگه ی یه بار تاریخ تولدشو بگه، فقط یه بار، محاله دیگه یادم بره!!! یه فولدر تو ذهنم باز میشه به نام اون فرد و تاریخ تولدش...

جوری که مثلا شیش ماه بعد که به طرف تبریک میگم طرف خودش یادش نمیاد کی تاریخ تولدشو به من گفته بود!!!

الانم میدونستم هادسون محاله یادش باشه ولی گفتم حالا بذا یه امتحانی کنم که خب کاملا مردود شد..منم ته دل ناراحت شدم و باهاش سرسنگین شدم..اونم هی معذرت خواست..ولی معذرت چه ب درد من میخوره..لا اقل برو یه جا بنویس که دیگه یادت نره خلاصه که فک نمی ناراحت شم سر این قضیه! ولی شدم:/



برچسب ها : آرزوی دیرینه! - تاریخ ,یادش ,تاریخ تولدشو ,تاریخ تولدمو
آرزوی دیرینه!
تجربیات بیشتر

پست ' تجربیات بیشتر ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست تجربیات بیشتر ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

تجربیات بیشتر

دوست داشتم آدما همونی میموندن که از اول بودن..من جذب شخصیت اولیه آدما میشم..شخصیت موقر و با صلابت و محترم آدم ها...بعد وقتی صمیمی میشن و از اون ح فاصله میگیرن، برام میشکنن و نابود میشن:/

و اتفاقا نمیدونم چرا ادم های دارای شخصبت موقر و متشخص، لایه های زیرین خیلی سطحی دارن!! شاید چون کلا سطحی بودن، برای حفظ ظاهر سعی میکنن اولین لایه شخصیتی خودشون رو خیلی خوب جلوه بدن!!

به هر حال هنوز از پیچیدگی های این موجود دو پا در شگفتم:/



برچسب ها : تجربیات بیشتر
تجربیات بیشتر
درگیری فکری!

پست ' درگیری فکری! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست درگیری فکری! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

درگیری فکری!
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


برچسب ها : درگیری فکری!
درگیری فکری!
مولتی فانکشنال!

پست ' مولتی فانکشنال! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست مولتی فانکشنال! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

مولتی فانکشنال!

یکی از توانایی های بالقوه ام هم اینه که تو اوج درس و سرچ و تایپ و ترجمه ، یادم به یه خاطره قدیمی میفته و همینجور که دارم تایپ میکنم ترجممو، گریه هم میکنم هم زمان:/ تصویر اون خاطره هم تو ذهنم پلی میشه:/ موندم این همه کار رو چطور همزمان میتونم انجام بدم....



برچسب ها : مولتی فانکشنال!
مولتی فانکشنال!
خواهشا دوباره نه!

پست ' خواهشا دوباره نه! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست خواهشا دوباره نه! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

خواهشا دوباره نه!
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


برچسب ها : خواهشا دوباره نه!
خواهشا دوباره نه!
ماراتن درسی!

پست ' ماراتن درسی! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست ماراتن درسی! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

ماراتن درسی!

در نهایت ناباوری پاشدم رفتم و خوب هم شد که رفتم!!

چون تکالیفو دروس رو یه جوری دور همی با بچه ها انجام دادیم...ولی پشت هم بودن کلاسا اون هم از هشت صب تا شیش عصر واقعا ادمو داغون میکنه..حتی وقت نشد ناهار بخوریم و فقط با چندتا بیسکوییت خودمو س ا نگه داشتم:/ ولی همیشه یکی از لذت های بزرگ زندگیم وقتی که ا ین کلاس تموم شده..شبیه آزاد شده ها از زندانم تمام طول مسیر موزیکای مورد علاقمو میذارمو فقط به این فک میکنم که یه روز سخت دیگه هم تموم شد..

از هفته های اینده جلسات پرسش و پاسخ و پرزنت ها ب طور جدی شروع میشه و خیلی خیلی خیلی بیشتر باید درس بخونم...درس بخونم..درس بخونم و کم بخوابم ب که دو ساعت خو دم ولی اگه بتونم خوابمو از هشت نه ساعت ب چهارساعت برسونم واقعا به نف

تو فکر ساز جدیدم..یعنی یه سالی هست تو فکرش بودم ولی پولش جور نبود..حالا الان یه مبلغی جور شده و میخوام تا ج نشده ساز جدید بگیرم چون ساز فعلی کشش نداره دیگه و باعث میشه دست درد بگیره حالا ببینم بالا ه طلسم ساز جدید ش ته میشه یا نه!


در مورد هادسون هم قضایا زیاده که به دلیل کمبود خواب بیخیالش میشم شب همگی بخیر




برچسب ها : ماراتن درسی! - بخونم ,خیلی ,میشه ,خیلی خیلی
ماراتن درسی!
پیچیده نباش!

پست ' پیچیده نباش! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست پیچیده نباش! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

پیچیده نباش!

تولدم داره نزدیک میشه...خوشحالم امسال منتظر و چشم ب راه ی نیستم که بهم تبریک خاص بگه! چون سال های پیش سر بی توجهی های سپتامبر همیشه روز تولدم بدترین روز زندگیم بود...ولی امسال دیگه خوش و مم برای خودم از هادسون هم انتظار ندارم تبریک بگه..آ ایمرتر از این حرفاس...برا همین منتظر تبریکش نیستم ولی اگه تبریک نگه مسلما فرداش باهاش برخورد میکنم یعنی یه سری نقشه های پلید تو ذهنم براش دارم که جنبه امتحان هم داره .مبخوام ببینم رد میشه یا قبول... که احتمال رد شدنش بالاس به هر حال این روز ها جفتمون دست از لحبازی برداشتیم و مهربونیم..یعنی فهمیدم همش زیر سر خودم بود که هی دعوا میشد..اگه من لطیف برخورد کنم اونم روحیه جنگندش فعال نمیشه!! و لطیف گونه رفتار میکنه..یه جورایی منع کننده رفتار خودمه فعلا فک کنم هنوز با روحیات و اخلاقش آشنا نیستم به اون صورت و زمان میبره!!

ولی یه اخلاق ازش کشفیدم که یکم رو مخمه!! حالا نمیدونم درست کشف یا نه..شایدم من بد برداشت ...کلا انسان ها موجودات پیچیده ای هستن و همیشه چند لایه وجودی دارن که هر چقدم سعی کنی نمیتونی کشف کنی..ولی من سخت در تلاشم

البته بهتره تلاش هام در زمینه درسی باشه فعلا!!! بیشتر ب نف !!




برچسب ها : پیچیده نباش! - تبریک ,نیستم
پیچیده نباش!
ماراتن درسی!

پست ' ماراتن درسی! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست ماراتن درسی! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

ماراتن درسی!

در نهایت ناباوری پاشدم رفتم و خوب هم شد که رفتم!!

چون تکالیفو دروس رو یه جوری دور همی با بچه ها انجام دادیم...ولی پشت هم بودن کلاسا اون هم از هشت صب تا شیش عصر واقعا ادمو داغون میکنه..حتی وقت نشد ناهار بخوریم و فقط با چندتا بیسکوییت خودمو س ا نگه داشتم:/ ولی همیشه یکی از لذت های بزرگ زندگیم وقتی که ا ین کلاس تموم شده..شبیه آزاد شده ها از زندانم تمام طول مسیر موزیکای مورد علاقمو میذارمو فقط به این فک میکنم که یه روز سخت دیگه هم تموم شد..

از هفته های اینده جلسات پرسش و پاسخ و پرزنت ها ب طور جدی شروع میشه و خیلی خیلی خیلی بیشتر باید درس بخونم...درس بخونم..درس بخونم و کم بخوابم ب که دو ساعت خو دم ولی اگه بتونم خوابمو از هشت نه ساعت ب چهارساعت برسونم واقعا به نف

تو فکر ساز جدیدم..یعنی یه سالی هست تو فکرش بودم ولی پولش جور نبود..حالا الان یه مبلغی جور شده و میخوام تا ج نشده ساز جدید بگیرم چون ساز فعلی کشش نداره دیگه و باعث میشه دست درد بگیره..حالا ببینم بالا ه طلسم ساز جدید ش ته میشه یا نه!


در مورد هادسون هم قضایا زیاده که به دلیل کمبود خواب بیخیالش میشم شب همگی بخیر




برچسب ها : ماراتن درسی! - بخونم ,خیلی ,میشه ,خیلی خیلی
ماراتن درسی!
رفتن یا نرفتن!

پست ' رفتن یا نرفتن! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست رفتن یا نرفتن! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

رفتن یا نرفتن!

با توجه به عدم تکمیل تکالیف و عدم وقت کافی برای خواندن دروس ی قصد دارم و بپیچونم:/ و بشینم به جاش خونه درس بخونم و سرچ هامو انجام بدم:/ یعنی حاضرم بمونم خونه ولی با عدم امادگی نرم کلاس!! البته هفته قبل هم میخواستم نرم..دوستم نذاشت..این دفعه بهش نمیگم وگرنه باز نمیذاره میگه پاشو بیا..البته دوستم ب مراتب وضعش بغرنج تر از منه و تکالیف بیشتری انجام نداده ولی من نمیدونم با چه رویی میخواد بره یونی به هر حال وسوسه پیچوندن در وجودم خیلییی زیاده...تا پنج صبح فردا وقت دارم تصمیم قطعیمو بگیرم:/



برچسب ها : رفتن یا نرفتن!
رفتن یا نرفتن!
تغییر نام!

پست ' تغییر نام! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست تغییر نام! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

تغییر نام!
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


برچسب ها : تغییر نام!
تغییر نام!
اطلاعات تکمیلی!

پست ' اطلاعات تکمیلی! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست اطلاعات تکمیلی! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

اطلاعات تکمیلی!

پیرو پست قبل، زین پس آقای حاشیه را هادسون بنامیم



برچسب ها : اطلاعات تکمیلی!
اطلاعات تکمیلی!
درد عشقی کشیده ام...

پست ' درد عشقی کشیده ام... ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست درد عشقی کشیده ام... ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

درد عشقی کشیده ام...

لازمه بگم ب فقط سه ساعت خو دم و از ساعت هشت صب تا هشتو نیم شب بودم؟ بعلهههه میدونم لازم به توضیح این فلاکت ها و مصیبت ها نیست ولی باید بگم که یادم بمونه در راه علم چه سختی ها که نکشیدم:)

تازه در کنار این بدبختی هادرد شدید در پاها، زخم پا، ورم انگشتان پا، لنگ لنگان راه رفتن هم اضافه کنید که همگی ناشی از پوشیدن کفش پاشنه بلند و پیاده روی طولانی دیروز بود! میشه گفت دیروز جزو تلخ ترین روزهای زندگیم در رابطه با کفش پاشنه بلند بود و همون دیروز قدر کفش های اسپورت و سلامت قلب دومو این صوبتا رو فهمیدم:)

ولی امروز روز خوبی بود..از منظر تحصیلی و علمی..اتفاقات هم زیاد بود ولی خیلییی زیاد له و داغان هستم..ایشالا بعدا اگه شد تعریف میکنم..



برچسب ها : درد عشقی کشیده ام... - دیروز ,پاشنه بلند
درد عشقی کشیده ام...
تسویه حساب!

پست ' تسویه حساب! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست تسویه حساب! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

تسویه حساب!

یه زمانی چقد دلم براش تنگ میشد...چقد اصرار می ع جدید بذاره! حالا هر هفته ع جدید میذاره..سپتامبر رو میگم...بعد جریانات پارسال من دیگه پیامی ندادم بهش..اون هر از گاهی پیام میداد..ع امو لایک میکرد..از میپرسید..حالو احوال و منم عین یه ادم عادی فقط جوابشو میدادم...گذشت تا روز عید..تبریک نگفتم..عصرش اومد تبریک گفت..منم تبریک گفتم..گفت فک کنم این روزا تو زندگیت خبراییه..گفتم اره! ( خبری نبود البته، چون درسته اقای حاشیه در رفت و امد بود ولی من حسی بهش نداشتم و ندارم ولی یه جورایی برای اینکه حرصش دربیاد گفتم آره خبریه)... اونم خیلی کنجکاو گونه شروع کرد مسلسل وار سوال پرسیدن که کیه؟ چیه؟ از کجا باهاش اشنا شدی و فلان؟ ( ادم انقد فضول) منم نامردی ن چنتتا از ویژگی های خیلی برجسته اقای حاشبه رو کوبوندم تو سرش ویژگی هایی که سپتامبر نداره...بعد باز سوالای جزیی تر کرد و منم گفتم شرمنده دیگه جواب نمیدم اونم زورش گرفت حس ..گفت باشه منم دو روز دیگه میرم با یکی و اگه بیای ازم بپرسی بهت نمیگم ( واقعا چقد بچه اس! تازه فک میکنه بازم بهش پیام میدم؟ همین الانم سه ماهه پیام ندادم بش..چه برسه که با یکی هم باشه..دیگه مرد اون اپریلی که عاشقت بود) منم گفتم مشکلی نیست..من که پیام نخواهم دادو برام مهم نیس..شمارتم پاک میکنم و بلاک خلاصه حس سوخت و رسما دیگه رفت پی زندگیش..




برچسب ها : تسویه حساب! - گفتم ,پیام ,تبریک
تسویه حساب!
تغییر رویه

پست ' تغییر رویه ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست تغییر رویه ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

تغییر رویه
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


برچسب ها : تغییر رویه
تغییر رویه
بی عنوان!

پست ' بی عنوان! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست بی عنوان! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

بی عنوان!
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


برچسب ها : بی عنوان!
بی عنوان!
no erflies

پست ' no erflies ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست no erflies ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

no erflies

خب اینم از قرار امروز...

سه ساعت فک زدیم.. ولی همچنان حسی بهش ندارم!!

وقتی میبینمش قلبم تند تند نمیزنه..هیج هیجانی نیس..انگار که مثلا یه دوست معمولیم رو دیدم:/ این ح رو دوس ندارم..

دوست دارم طرف مقابل رو جوری دوست داشته باشم که از هیجان دیدنش خوابم نره..تو دلم ذوق باشه...ولی خب هیچ خبری نیس...

دو هفته پیش روز عید بهش گفتم که من حس دوست داشتن ندارم..فقط در حد همون خوش امدن اولیه است..امروز حتی همونم حس ن ..اصن به جای اینکه الان حالم خوب باشه، حالم بده..نمیدونم چرا...حالا اینا رو ول کن..کی میخواد پنج صب پاشه بره :/




برچسب ها : no erflies - دوست ,ندارم
no erflies
درد عشقی کشیده ام...

پست ' درد عشقی کشیده ام... ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست درد عشقی کشیده ام... ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

درد عشقی کشیده ام...

لازمه بگم ب فقط سه ساعت خو دم و از ساعت هشت صب تا هشتو نیم شب بودم؟ بعلهههه میدونم لازم به توضیح این فلاکت ها و مصیبت ها نیست ولی باید بگم که یادم بمونه در راه علم چه سختی ها که نکشیدم:)

تازه در کنار این بدبختی هادرد شدید در پاها، زخم پا، ورم انگشتان پا، لنگ لنگان راه رفتن هم اضافه کنید که همگی ناشی از پوشیدن کفش پاشنه بلند و پیاده روی طولانی دیروز بود! میشه گفت دیروز جزو تلخ ترین روزهای زندگیم در رابطه با کفش پاشنه بلند بود و همون دیروز قدر کفش های اسپورت و سلام قلب دومو این صوبتا رو فهمیدم:)

ولی امروز روز خوبی بود..از منظر تحصیلی و علمی..اتفاقات هم زیاد بود ولی خیلییی زیاد له و داغان هستم..ایشالا بعدا اگه شد تعریف میکنم..



برچسب ها : درد عشقی کشیده ام... - دیروز ,پاشنه بلند
درد عشقی کشیده ام...
no erflies

پست ' no erflies ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست no erflies ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

no erflies

خب اینم از قرار امروز...

سه ساعت فک زدیم.. ولی همچنان حسی بهش ندارم!!

وقتی میبینمش قلبم تند تند نمیزنه..هیج هیجانی نیس..انگار که مثلا یه دوست معمولیم رو دیدم:/ این ح رو دوس ندارم..

دوست دارم طرف مقابل رو جوری دوست داشته باشم که از هیجان دیدنش خوابم نره..تو دلم ذوق باشه...ولی خب هیچ خبری نیس...

دو هفته پیش روز عید گفتم که من حس دوست داشتن ندارم..فقط در حد همون خوش امدن اولیه است..امروز حتی همونم حس ن ..اصن به جای اینکه الان حالم خوب باشه، حالم بده..نمیدونم چرا...حالا اینا رو ول کن..کی میخواد پنج صب پاشه بره :/




برچسب ها : no erflies - دوست ,ندارم
no erflies
از الطاف الهی!

پست ' از الطاف الهی! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست از الطاف الهی! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

از الطاف الهی!

امروز کنسل شد...خدا رو چه دیدین...شاید فردا هم کنسل شد..



برچسب ها : از الطاف الهی!
از الطاف الهی!
مشکلات پیش رو!

پست ' مشکلات پیش رو! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست مشکلات پیش رو! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

مشکلات پیش رو!
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


برچسب ها : مشکلات پیش رو!
مشکلات پیش رو!
درد دل شبانگاهی

پست ' درد دل شبانگاهی ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست درد دل شبانگاهی ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

درد دل شبانگاهی

اصولا آدم لجبازی هستم فک کنم:/

ولی فقط در یک صورت لجباز نیستم...

که بی نهایت طرف مقابل برام مهم باشه و دوسش داشته باشم..

اینکه الان همش در حال لجبازی و جنگ قدرت با آقای حاشیه هستم نشونه خوبی نیست!

و مهمترین نکتش اینه که دوسش ندارم:/ چون اگه دوسش داشتم خود ب خود حس لجبازیم نابود میشد .حالا نابود که نشده هیچ بدترم شده..اونم جالبه که کوتاه نمیاد! از من بدتره! اینم نشونه خوبی نیست! اینم یعنی اونم در اون حد ب من علاقه نداره که حاضر نیس یکم از موضع خودش کوتاه بیاد....با آدمای شبیه خودم هیچ وقت رابطه خوبی نداشتم..هر کی رفتارش بیشتر شبیهم باشه بیشتر جنگ و دعوام.میشه باهاش..الان مشکل ما هم اینه که در زمینه لحبازی کاملا مثل همیم..همش در حال گروکشی هستیم..عین این بچه های دو ساله...حالا من اصن بچه..ولی اون چرا؟ تازه اوایل خوب بود..الان دقیقا همون رفتارهای منو یاد گرفته روم پیاده میکنه! دیگه انتظار نداشتم انقد ازم الگو برداری کنه....

واقعا هر چی انگیزه داشتم برای دیدنش امروز از بین رفت..تو.فکر کنسل قرار فردام...احتمالا اونم همین حال منو داره. همدیگه رو بلد نیستیم...فقط ضد حال میزنیم به هم...




برچسب ها : درد دل شبانگاهی - اونم ,خوبی ,الان ,دوسش ,خوبی نیست ,نشونه خوبی
درد دل شبانگاهی
نبرد منجر به آشتی!

پست ' نبرد منجر به آشتی! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست نبرد منجر به آشتی! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

نبرد منجر به آشتی!
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


برچسب ها : نبرد منجر به آشتی!
نبرد منجر به آشتی!
نبرد پیش رو!

پست ' نبرد پیش رو! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست نبرد پیش رو! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

نبرد پیش رو!

تو این مدت اتفاقات زیادی افتاده ولی افسوس که حتی حوصله تعریف ش هم ندارم...از نظر روحی و جسمی خسته هستم:/ یه دعوا با اقای حاشیه تو راه دارم احتمالا که این یه ذره انرژبمم نگه میدارم برای این نبرد...



برچسب ها : نبرد پیش رو!
نبرد پیش رو!
دوست داشتن یا نداشتن!

پست ' دوست داشتن یا نداشتن! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست دوست داشتن یا نداشتن! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

دوست داشتن یا نداشتن!
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


برچسب ها : دوست داشتن یا نداشتن!
دوست داشتن یا نداشتن!
مخلوط!

پست ' مخلوط! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست مخلوط! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

مخلوط!

نصف دعواهای ما ب خاطر اب بودن گوشی اوشون هست:/

بخدا ب انقد حرص خوردمااااا...بعد فهمیدم گوشیش مشکلات داره:/ ایشالا بره یه گوشی جدید ب ه انقد سوتفاهم پیش نیاد:/

دوست داشتم الان سفر نبودیم و سر خونه زندگی خودمون بودیم و با ارامش مشقا و درس هامو انجام میدادم...ولی در حال کوزتینگ و مهمون داری هستیم و خبری از درس و مشق نیس:/


پ.ن بعضی وقتا احساس میکنم در رابطه با آقای حاشیه، یا من خیلی بچه و احساسی هستم یا اون خیلی بالغ و منطقیه..یعنی من تقی ب توقی بخوره میزنم زیر همه چی و میتونم بزنم با خاک ی انش کنم ولی اون نه ناراحت میشه نه دعوا میکنه نه کاری از روی احساس..!بعضی وقتا این سوال برام پیش میاد که این اصن از چیزی ناراحت هم میشه؟ این ح چندان بد هم نیس چون باعث میشه خشم و ناراحتی منم فروکش کنه ولی بعضی وقتا این زیادی عاقل بودن و کنترل احساساتش خسته کننده و بسیاااار بورینگ میشه:/ اینکه من برای همه چی ذوق دارم و اون نداره یا اگه داره اصلا بروز نمیده.. یعنی اصلنااا...خلاصه که موجود عجیبیه



برچسب ها : مخلوط! - میشه ,وقتا ,بعضی ,بعضی وقتا
مخلوط!
دلتنگی های ا سال

پست ' دلتنگی های ا سال ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست دلتنگی های ا سال ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

دلتنگی های ا سال

شب آ سال داره اینجوری میگذره که پدر سرماخورده و گرفته خو ده..مادر هم بسیار بدن درد داشت و خو د..خواهر در شهر دیگری است...آقای حاشیه جواب پی ام نمیده چون اونم شهر دیگری است و من هم شهر دیگری هستم و در حالیکه احساس غم مبهمی دارم به دیوار اتاق هتل زل زدم و فک میکنم سال آینده چجور سالی میتونه باشه؟ امیدوارم مثل 95 پر حادثه نباشه..95 سال اتفاقای غیر منتظره بود..حالا مرگو میرهای فراوان رو که فاکتور بگیریم تو زندگی شخصی خودمم افت و خیز خیلی بود...حقایق باورن ی که توسال 95 فهمیدم و زندگیم از این رو ب اون رو شد...ادمای مختلف..ادمای دروغگو...ادمای به ظاهر مظلوم فریبکار...همشون خودشونو تو سال 95 نشون دادن...:/ با یه جمع بندی کلی اتفاقات بد 95 از اتفاقات خوبش بیشتر بود ب مراتب...و امیدوارم این روند تو سال 96 برع شه و بشه سال خوشی و شادی و سلامتی برای همه:))

پ.ن در حال حاضر دلم دوتا گوش میخواد که بشینم و براش حرف بزنم اما انقد همه گرفتارن که هیشکی در دسترس نیس..:( برم آهنگ گوش بدم بهتر باشه فک کنم

عید همگی هم پیش پیش مبارک:)



برچسب ها : دلتنگی های ا سال - ادمای
دلتنگی های ا سال
چهارشنبه سوری تکراری!

پست ' چهارشنبه سوری تکراری! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست چهارشنبه سوری تکراری! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

چهارشنبه سوری تکراری!

یادم نمیاد تو عمرم شب چهارشنبه سوری بیرون رفته باشم:/ از بس هر سال عین جنگ جهانی بوده و امسال هم دست کمی از سال های پیش نداره و داریم از بوی دود و صداهای نابه هنجار در منزل بهره میبریم...دیگه اصن چه نیازیه بریم بیرون؟

اینه که میشینم اهنگ گوش میدم و به آینده فک میکنم...

فرزاد باز آهنگ جدید داد امشب...هی با این آهنگاش مود ما رو هم عاشقونه میکنه..منم که تاثیر پذیر... حس عاشقی کاذب بهم دست میده ولی آهنگش قشنگه...تیتراژ یه سریال جدید هست گویا به اسم عاشقانه...سریالش هم به نظر بد نمیاد ولی اینکه هی بخوام برم پول دی وی دی بدم برا هر قسمت یکم رو نرومه برا همین فک نکنم سریالو ب م..همین آهنگش برام کافیه...





برچسب ها : چهارشنبه سوری تکراری! - چهارشنبه سوری
چهارشنبه سوری تکراری!
منتظر دست سرنوشت!

پست ' منتظر دست سرنوشت! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست منتظر دست سرنوشت! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

منتظر دست سرنوشت!
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


برچسب ها : منتظر دست سرنوشت!
منتظر دست سرنوشت!
لبخند از نیم رخ!

پست ' لبخند از نیم رخ! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست لبخند از نیم رخ! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

لبخند از نیم رخ!
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


برچسب ها : لبخند از نیم رخ!
لبخند از نیم رخ!
انسان های فانی!

پست ' انسان های فانی! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست انسان های فانی! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

انسان های فانی!
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


برچسب ها : انسان های فانی!
انسان های فانی!
خبیث اپریل!

پست ' خبیث اپریل! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست خبیث اپریل! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

خبیث اپریل!
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


برچسب ها : خبیث اپریل!
خبیث اپریل!
کجاشو دیدی حالا..

پست ' کجاشو دیدی حالا.. ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست کجاشو دیدی حالا.. ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

کجاشو دیدی حالا..

به هر حال وضعیت میتونه همیشه از چیزی که هست، بغرنج تر هم بشه..مثلا تکلیفای فردات که با خون دل انجام دادی تو لپتاپ باشه و لپ تاپت به طرز غیرقابل باوری هنگیده باشه و بالا نیاد!!

الهی العفو.. فقط فردا به خیر بگذره..



برچسب ها : کجاشو دیدی حالا..
کجاشو دیدی حالا..
خب بحرف!

پست ' خب بحرف! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست خب بحرف! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

خب بحرف!

همین مونده با این حجم خستگی منت ایشونم بکشم...جوابم که نمیده آدم بفهمه ناراحت شد؟ رفت جایی؟ گرفت خو د؟ چی شد خب:/

بعد اون روز میگه من ناراحت شم رک میگم!! خیلی واقعا رک میگه!! منم که اصلا در حال حدس زدن نیستم:/



برچسب ها : خب بحرف!
خب بحرف!
جان کندن های آ سالی!

پست ' جان کندن های آ سالی! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست جان کندن های آ سالی! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

جان کندن های آ سالی!

یعنی دو هفته تعطیل بودم ولی بازم آدم نشدم و درس هامو گذاشتم برای روزای آ :/ هر چقدم میخونم تموم نمیشه که..ایش!!

البته قضایای اول هفته و ملاقات مربوطه در عدم درس خوندن کاملا موثر بودن! ولی به هر حال بیاید ب هم قول بدیم که دیگه دقیقه نودی نباشیم!!

البته من یه سندروم فرار از درس هم دارم و دقیقا روزایی که باید خیلی درس بخونم هی میرم سراغ کارای دیگه که درس نخونم

به هر حال فردا دیگع باید خودمو تو اتاق زندانی کنم که فقط درس بخونم


پ.ن امیدوارم این هفته آ ین جلسه باشه و هفته دیگه بچه ها لوس بازی درنیارن و پاشن برن



برچسب ها : جان کندن های آ سالی! - هفته
جان کندن های آ سالی!
فردا روز مهمیه!

پست ' فردا روز مهمیه! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست فردا روز مهمیه! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

فردا روز مهمیه!
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


برچسب ها : فردا روز مهمیه!
فردا روز مهمیه!
وقتی آقای حاشیه رویت می شود!

پست ' وقتی آقای حاشیه رویت می شود! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست وقتی آقای حاشیه رویت می شود! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

وقتی آقای حاشیه رویت می شود!
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


برچسب ها : وقتی آقای حاشیه رویت می شود!
وقتی آقای حاشیه رویت می شود!
گول ظاهر بدمزه!

پست ' گول ظاهر بدمزه! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست گول ظاهر بدمزه! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

گول ظاهر بدمزه!

وحشتناکمون یه تکلیف داده که اصن بلد نیستم انجامش بدم:/ نمیدونم اون روز اصن برم سر کلاسش یا نه..میترسم پرتم کنه بیرون حالا منتظرم ببینم بقیه بچه ها مینویسن یا نه ولی واقعا نگرانم...و تمام مدت سر اون کلاس تحت فشارم..:/

به شدت دوست دارم این ماه تموم شه و عید شه! حالا جالبه خبری هم نیستا ولی حوصله این روزای کش دار ا سال رو ندارم...

بعد از دیدن آقای حاشیه فک می یا خیلی بدم میاد ازش یا خیلی خوشم میاد..ولی هیچکدوم نشد و خیلی خنثی شدم فقط قبلا که ندیده بودمش شاید بیشتر خوشم میومد ازش ولی الان نمیدونم چیشدم:/ البته دلایل زیاده و شاید چون نمیتونم خودمو کنارش فرض کنم اینجوری شدم...و بودو نبودش زیاد فرقی برام نمیکنه! همچنین نظر اون رو هم در مورد خودم نمیدونم و فک کنم شاید اون هم خنثی شده کمی!! صبر میکنم ببینم چی پیش میاد...


پ.ن هیچ وقت گول ظاهر مظلوم آدما رو نخورید! من شخصا دو بار گول خوردم..مث من نباشید





برچسب ها : گول ظاهر بدمزه! - شاید ,میاد ,خیلی ,نمیدونم
گول ظاهر بدمزه!
دروغگو دشمن خداست!

پست ' دروغگو دشمن خداست! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست دروغگو دشمن خداست! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

دروغگو دشمن خداست!

یا من بدبینم و فک میکنم همش داره دروغ میگه یا واقعا داره دروغ میگه!! به هر حال در هر دو ح آدم حس خوبی نداره



برچسب ها : دروغگو دشمن خداست! - دروغ میگه ,داره دروغ
دروغگو دشمن خداست!
در جست و جوی شام

پست ' در جست و جوی شام ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست در جست و جوی شام ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

در جست و جوی شام

یک عدد سردردیه گرسنه هستم که از بعدازظهر که سردرد گرفتم گفتم شام بخورم خوب میشم..بعد شام نداشتیم..بعد مادر اینا از بیرون آش یدن..بعد کشک روی آش بوی میداد..سبزیای آش هم یه طعمی داشت که دوست نداشتم..بعد نخوردم آشو..بعد رفتم سر یخچال دنبال غذاهای روزهای گذشته..بعد یه آلبالو پلو پیدا ..بعد گرمش ..بعد که خوردم دیدم اینم دوست ندارم..بعد چاره ای نداشتم جز خوردن آتو ... رفتم یه دونه ساقه طلایی خوردم جای شام..و الان هنوز یه سردردیه گرسنه هستم


پ.ن بعضیا خیلی منت کشیدن بابت حرف چند روز پیششون..معذرت خواهی هم ..منم بخشیدم ایشونو...انشاالله تکرار نشه دیگه..



برچسب ها : در جست و جوی شام - گرسنه هستم ,سردردیه گرسنه
در جست و جوی شام
dark side

پست ' dark side ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست dark side ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

dark side

ب به طرز عجیبی با آقای حاشیه دعوام شد...در حالی که همه چیز داشت ب صورت گل و بلبل پیش میرفت و خیلی هم هر دو راضی و سند بودیم، دم ا حرفی زد که واقعاناراحت شدم و ازش اصلا انتظار نداشتم..خیلی سعی کرد بگه منظوری نداشته ولی ی بی منظور اون حرفو نمیزنه اصولا!! انقد ناراحت بودم که همون موقع که مارس هم پیام داد با اونم دعوا که دست از سرم برداره..اونم یه چنتا برچسب سنگدل و بی احساس بهم زد و رفت!! اینم از تکلیف این دوتا...

پ.ن نسبت ب مارس عذاب وجدان دارم..دوست نداشتم اینجوری و با دعوا ازش بخوام بره که دلخوری پیش بیاد..قرار بود منطقی براش توضیح بدم چه مشکلاتی هست که نمیشه ادامه بدیم ولی خب یه دفعه رفتم سر اصل مطلبو اینحوری شد...در مورد اقای حاشیه هم که دیگه تا یه مدت جوابشو نمیدم بلکه ادب شه!! البته کلا دیگه از چشمم افتاد و به لیست سیاه افزوده شد و شیش روز دیگه هم قرار بود هم رو ببینیم که الان دیگه کاملا این قضیه منتفیه!!

خلاصه که خوشبختانه ذات آدما زود خودشو نشون میده...یعنی هر چقد هم طرف روپوشونی کنه ا ش با یه جمله کاملا اون نیمه تاریکش مشخص میشه..این اوا اتفاقا همیشه دعا میکنم در مورد آدم های زندگیم که هر ی ده شیشه ای چیزی داره زود دستش برام رو شه و خوشبختانه هم شد...خدایا شکرت..



برچسب ها : dark side
dark side
not at the right time

پست ' not at the right time ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست not at the right time ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

not at the right time

میشینم دونه دونه به مارس میگم ما تفاهم نداریم..از متفاوت بودن فرهنگ و اینا بگیر تا ا ! میگه اینا مشکلات کوچیکین! کاملا هم قابل حله! منم عرض خیر! ادم بره زیر یه سقف همین مشکلات کوچیک کلی دردسرساز میشه!!حالا مجبورم باز بشینم یه لیست دیگه از مشکلات احتمالی رو درارم که یعنی خیلی اصن عدم تفاهمیم!

یه سوتی بدی هم دادم که شمارم لو رفت و اونم سریع سیو کرد البته من دست ب بلاکم خوبه اصولا!! فک کنم اگه با توضیحاتم توجیه نشد مجبور شم از گزینه ریپورت اند بلاک بهره ببرم:)

میدونید یکی از مهم ترین چیزها تو زندگی اینه که در زمان و مکان مناسب قرار داشته باشین در غیراینصورت سخت میشه اوضاع..حکایته مارسه..همیشه در زمان اشتباه و بدترین مواقع میاد تو زندگیم...دفعه اول که تو اوج کشمکش های احساسی فراموشی سپتامبر اومد و من شبا میشستم برا سپتامبر گریه می اینم اس میداد میرفت رو مخم....الانم در شرایطی که من فعلا در حال بررسی آقای حاشیه هستم و فعلا دارم اون رو آنالیز میکنم باز اومده وهمچنان عین قبل سخت در تلاشه!! و خب وجود یه شخص ثالث دیگه در حال حاضر ذهنمو درگیرتر میکنه و نه میتونم رو آقای حاشیه درست تمرکز کنم و تصمیم بگیرم نه تکلیف مارس رو روشن کنم...یعنی گاهی واقعا فک میکنم اگه مارس در زمان درستی تو زندگیم میومد واقعا ادم خوبیه ..واقعا یه سری ویژگی های اخلاقی خوبی داره که نه تو سپتامبر بود نه تو اقای حاشیه هست..شور و شوق زندگی داره..انرژی مثبت خیلی زیادی داره..امید به آینده داره.انگیزه داره...این ویژگی هاش خوبن..و اون دلایل عدم تفاهمم که الان دارم براش میارم الکیه فقط محض اینکه امیدوار نشه و دل نبنده! خلاصه که نمیدونم قرار چی بشه ولی در شرایط بغرنجی هستم!!



برچسب ها : not at the right time - حاشیه ,واقعا ,سپتامبر ,زمان ,مشکلات ,مارس ,آقای حاشیه
not at the right time
وقتی هر کی میره برمیگرده یه روز

پست ' وقتی هر کی میره برمیگرده یه روز ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست وقتی هر کی میره برمیگرده یه روز ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

وقتی هر کی میره برمیگرده یه روز

قصه زندگی، قصه پیچیده ایه..مخصوصا وقتی عشق، از نوع مثلث عشقی باشه...مارس برگشته دوباره! پر قدرت تر از قبل!!

خدارو چه دیدین..مثلا یهو سپتامبر هم برمیگرده..یه چهار ضلعی عشقی تشکیل میدیم...

پ.ن از فردا میخوام تمرکزم رو درس باشه هااا...اصنم ذهنم درگیر برگشت مارس و اصرارهای اقای حاشیه نیس..اصلا!




برچسب ها : وقتی هر کی میره برمیگرده یه روز
وقتی هر کی میره برمیگرده یه روز
بو عید میاد

پست ' بو عید میاد ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست بو عید میاد ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

بو عید میاد

خب امروز هم که اول هفته هست و من کلی مثلا برنامه درس خوندن داشتم که توفیق حاصل نشد..و به جای اون همه درس، پاشدم رفتم فسقلیو از صب اوردم خونمون که مامانش بتونه خونه ت ی کنه!! فسقلی هم که ماشالا از سرو کول ما همش در حال کوه نوردیه...قشنگ ناخوداگاه کل بدن ادمو مشت و مال میده..اصنم توجه نمیکنه مثلا تو یک انسانی و ممکنه دردت بیاد..عین لودر از روت رد میشه اینه که الان با یه ح کوفتگی خاصی خو دم زیر پتو..و سعی دارم.یه ذره تمدد اعصاب کنم اخه یه ساعت دیگه از خواب بیدار میشه دوباره میره تو مخمون!!

راستی هوااا چقد خوب شده..من عاشق این هوای مطبوع این روزهام...به به:)



برچسب ها : بو عید میاد
بو عید میاد
بیکاری لذت بخش:)

پست ' بیکاری لذت بخش:) ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست بیکاری لذت بخش:) ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

بیکاری لذت بخش:)

بعد از چند روز کم خو ، امروز دیگه نزدیک ده ساعت خو دم:)الان از خواب زیاد احساس خستگی میکنم:/ و توی یه مود خاصی هستم که دوست دارم با خودم خلوت کنم و ی دوروبرم نباشه..

قصد دارم امروز هییییچ کاری نکنم..فقط اهنگ گوش بدم، ببینم، هله هوله بخورم ، لم بدم، به آقای حاشیه فک کنم و حرفایی که قرار بهش بزنم...و اینکه بالا ه از سرم بازش کنم یا باز صبر کنم ببینم چی میشه...گاهی اوقات رفتارهای سپتامبرگونه ازش سر میزنه که واقعا ازش نا امید میشم گاهی هم خب ادم خوبیه!! ولی تا ا امسال باید تکلیفو روشن کنم..

یه اهنگ برام فرستاده کلی شادو عاشقانس...دارم گوش میدم..ولی اگه فک.کرده با این اهنگ فرستادنا مخ منو میزنه سخت در اشتباهه



برچسب ها : بیکاری لذت بخش:) - اهنگ
بیکاری لذت بخش:)
عنوان نداره خب

پست ' عنوان نداره خب ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست عنوان نداره خب ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

عنوان نداره خب

نشستم لانتوریو دیدم..خیلی تلخ بود .اصن روزم اب شد:/ خوشحالم نرفتم سینما این و..عوضش دیروز رفتیم خوب بد جلف..کلی خندیدیم موضوعش چرت بودا..ولی برای تفریح و سرگرمی خوب بود



برچسب ها : عنوان نداره خب
عنوان نداره خب
اختلاف نظر!

پست ' اختلاف نظر! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست اختلاف نظر! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

اختلاف نظر!

امشب یه سری حرفا رد و بدل شد بینمون...یعنی یه سری نقطه نظرات در واقع! که خب اصلا تفاهم نداشتیم...یعنی به خاطر تفاوت های فرهنگی یه حدس هایی میزدم ولی خب به تدریج مسایل خودشو نشون میده..البته شاید هم مثلا در اینده نظرش عوض شه ولی اصن حوصله ندارم بخوام عوضش کنم و دیدگاهشو در مورد بعضی چیزا به چالش بکشم...یه ذره ح های مردسالارانه و دیدگاه سنتی داره در مورد بعضی چیزا که نمیتونم کنار بیام باهاش..برای همین اقای حاشیه هم باید تو همون حاشیه بمونه...

اتفاقا قرار تلفنیمونم کنسل شد...اصن خواست خدا بوددارم به کنسل دیدار حضوری هفته بعد هم فکر میکنم..هر چند که میدونم اقای حاشیه خیلی میره رو مخم که کنسل نکنم..نمیدونم..حالا ببینم چی میشه..



برچسب ها : اختلاف نظر! - کنسل ,حاشیه ,اقای حاشیه ,بعضی چیزا ,مورد بعضی
اختلاف نظر!
روزهای پرفشار ا سال

پست ' روزهای پرفشار ا سال ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست روزهای پرفشار ا سال ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

روزهای پرفشار ا سال

یه قسمتی از تکالیف حجیمم رو انجام دادم و الان یکم احساس آرامش میکنم..دیروز به حدی ناراحت و تحت فشار بودم که اگه امکان داشت انصراف میدادمو خودمو خلاص می ..در این حد یعنی!!البته خب بازم مونده حالا تا تموم شه ولی از بس از صب پاش بودم که دیگه یه ح انزجار دارم نسبت بهش..برا همین امشبو بیخیال میشم و زودتر میخوابم که فردا بقیشو انجام بدم..

کمی کدورت پیش اومد با آقای حاشیه..فک کنم ناراحت شد:/ خب دوست داره که برام خاص باشه..مث بقیه آدما بهش نگاه نکنم..حساب جدا براش وا کنم..بیشتر اهمیت بدم بهش و از این جور چیزااا...ولی من خیلیییی محتاط دارم جلو میرم..با قدم های مورچه ای..فک کنم دو هفته دیگه بتونم از نزدیک ببینمش..البته بازم قطعی نیس..فعلا تا اون موقع وضعیت رو به همین منوال نگه میدارم..بعد اگه واقعا دیگه دیدم فرد مناسب و معقولیه بیشتر تحویلش میگیرم...

میدونید رفتاراش با من، مث رفتارای خودم با سپتامبره..بعضی وقتا درکش میکنم...دلمم میسوزه براش خب! ولی چی بگم..ادم نمیدونه کی راست میگه کی دروغ میگه!! حالا من که همه ابراز علاقه هام به سپتامبر از ته قلبم بود و دروغین نبود ولی در مورد ایشون هنوز نظری نمیتونم بدم:/ زمان باید بگذره که همه چیز مشخص بشه..



برچسب ها : روزهای پرفشار ا سال
روزهای پرفشار ا سال
شلوغ پلوغی این روزا

پست ' شلوغ پلوغی این روزا ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست شلوغ پلوغی این روزا ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

شلوغ پلوغی این روزا

سرتیتر خبرها:

ب فقط سه ساعت خو دم...ولی هنوز درس و تکلیفام تموم نشده

امشب هم بیشتر سه ساعت فک نکنم وقت بشه بخوابم:/

صبح هم علی الطلوع رفتم مصاحبه..احتمال استخدامم یک درصده ولی رفتم به هر حال!! از خدا خواستم اگه شغل خوبیه استخدام شم اگه نه که اصراری ندارم..خیلی وقته در هیچ زمینه ای اصرار نمی کنم دیگه:/

رفتم لانتوری یدم...الان وسوسه شدم لم بدم و پفک بخورمو ببینم..ولی عذاب وجدان نهیب میزنه که شما درس داری خانم محترم!

فردا برای اولین بار میخوام صدای اقای حاشیه رو بشنوم..استرس دارم...نمیدونم چرا احساس میکنم که لهجه داره..یعنی باید داشته باشه! شایدم نداشته باشه...حالا فردا معلوم میشه..

بعضی وقتا دوس دارم بگم به اقای حاشیه که بیا نه صدای همو بشنویم نه همو ببینیم...چون الان هر کدوم یه تصوراتی داریم از هم که ممکنه بعد اب شه..ولی بعدش با خودم میگم خب ا ش که چی؟ از اون طرف هم حس کنجکاوی داره خفم میکنه..پس باید با حقایق روبرو شد!!




برچسب ها : شلوغ پلوغی این روزا - اقای حاشیه
شلوغ پلوغی این روزا
چه قدر خوشبختم چقدرررر

پست ' چه قدر خوشبختم چقدرررر ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست چه قدر خوشبختم چقدرررر ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

چه قدر خوشبختم چقدرررر

زیر انبوهی از ترجمه...درس..سرچ..مطلب...مصاحبه و مشکلات دیگر دست و پنجه نرم میکنم:/



برچسب ها : چه قدر خوشبختم چقدرررر
چه قدر خوشبختم چقدرررر
مهربان شوم کمی..

پست ' مهربان شوم کمی.. ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست مهربان شوم کمی.. ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

مهربان شوم کمی..
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


برچسب ها : مهربان شوم کمی..
مهربان شوم کمی..
خواب حلال مشکلات!

پست ' خواب حلال مشکلات! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست خواب حلال مشکلات! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

خواب حلال مشکلات!

بعد از پست قبلی رفتم سر رو گذاشتم رو بالشت و به مدت سه ساعت کامل خو دم در این حد خسته بودمااا...ولی خوب شد..حس میکنم از مود ترس و استرس اومدم بیرون و الان قادر به جابه جایی کوه ها هستم:))

یه اتفاق جالبی امروز تو افتاد...امروز یه چندساعتی بیکار بودیمو هی با دوستم از این راهرو به اون راهرو پرسه میزدیم..انتهای راهرو یه اقایی وایساده بود داشت با ی حرف میزد..نگاش دیدم وای چه شبیه آقای حاشیه اس..بعد طرف دید من زوم شدم روش..اونم هی نگا میکرد..من نگاه..اون نگاه..بعد که اون نگا میکرد میگفتم نکنه خودشه؟ اخه یه چندبار گفته شاید بیام . .منم هر سری امادم که ببینمش.خلاصه که فقط فقط قدشون فرق داشت...قد اقای حاشیه خیلی بلنده...خیلی زیاد یعنیو قد این اقا معمولی بود وگرنه قیافشون مو نمیزدااا...


پ.ن اصولا ی به من پیام بده در ری از ثانیه جواب میدم..برا همین اگه مثلا زمان پاسخگوییم از سه دیقه بگذره میگن حتما نیست..خوابه مثلا..اگه از سه ساعت بگذره و جواب ندم هم مطمعن میشن حتما بلایی سرم اومده اندر مزایای سرعت در پاسخگویی






برچسب ها : خواب حلال مشکلات! - راهرو
خواب حلال مشکلات!
هیچی نیس..ترسیدی!

پست ' هیچی نیس..ترسیدی! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست هیچی نیس..ترسیدی! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

هیچی نیس..ترسیدی!

تا الان فک می فقط یکی از اساتید ترسناکه ولی مشخص شد که نفر دومی هم هست و الان شدن دوتا ترسناک...از فکر پروژه ها و تکالیف سنگینی که امروز برای هفته بعد دادن تیک عصبی گرفتم و یکی از عضلات صورتم از همون سر کلاس شروع به پرش کرد تا الان که اومدم خونه..الان هم هربار یادم میفته به تکالیفم یهو چنتا پرش میزنه البته شایدم زیادی ترسبدم و از پسش بربیام..به هر حال نهایت نهایت تلاشمو میکنم و امیدوارم بتونم به ترسم غلبه کنمو خودمو انقد زود نبازم:/ امشب رو فقط ریل میکنم.. ب فقط چهارساعت خو دم...ولی از فردا خیلی خیلی خیلی زیاد کار و تحقیق و مطالعه دارمممم...و ایضا تمرین موسیقی هم این وسط نادیده نگیرید...

دارم به این نتیجه میرسم که خوب شد نرفتم سر کار..یعنی واقعا همون صلاحم به نرفتن بود..وگرنه اگه میرفتم کی میخواس تکالیفو انجام بده؟ و اون موقع دیگه حتما از شدت ناراحتی سر بیابوندمیذاشتم:/

پ.ن تنها ی که شاید کمی درکم کنه الان مستر حاشیه است که فعلا هم در دسترس نیس...البته که نمیخوام نشون بدم ترسیدم یا ب عبارتی گرخیدم ولی باید یکم غر بزنم و اونم درک کنه و بگه از پسش برمیای! یعنی به خاطر حفظ ابروم جلو اونم شده باید هر کاری از دستم برمیاد انجام بدم...هوووف..فعلا فقط ارامش و تمدد اعصاب میخوام:/





برچسب ها : هیچی نیس..ترسیدی! - الان ,خیلی ,خیلی خیلی
هیچی نیس..ترسیدی!
آلو ترش برای نبودنت!

پست ' آلو ترش برای نبودنت! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست آلو ترش برای نبودنت! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

آلو ترش برای نبودنت!

ساعت یه رب به دوازده شب

دارم آلو ترش میخورم...یعنی جوری ترشه که تمام مری و معده وجزایر لانگرهانسم از ترشیش میسوزه...

فردا پنج صب باید پاشم...

شیش هم حرکت ب سوی مرکز علم اموزی ..

امیدوارم برف نیاد...چون بوت مناسب ندارم و حس تو زحمت میفتم

جای بعضیایی که رفتن سفر هم خالیه و خالی بودنش چقد محسوسه!!

ولی اصن قصد ندارم به روی خودم بیارم که نبودشو حس ..چه معنی داره اصن

دیگه همین دیگه..ایشالا که فردا هم کلاسا تشکیل نشه زودی برگردم

برم سراغ ادامه آلو ترشا





برچسب ها : آلو ترش برای نبودنت!
آلو ترش برای نبودنت!
تنها در خانه!

پست ' تنها در خانه! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست تنها در خانه! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

تنها در خانه!

میگن مادر همه بیماری ها پرخوریه!!

ولی من میگم مادر همه بیماری ها تنهاییه!!



برچسب ها : تنها در خانه!
تنها در خانه!
اعتراف کن نیمه گمشدمی دیگه...

پست ' اعتراف کن نیمه گمشدمی دیگه... ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست اعتراف کن نیمه گمشدمی دیگه... ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

اعتراف کن نیمه گمشدمی دیگه...
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


برچسب ها : اعتراف کن نیمه گمشدمی دیگه...
اعتراف کن نیمه گمشدمی دیگه...
ترس مفید!

پست ' ترس مفید! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست ترس مفید! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

ترس مفید!

ترس از هم چیز خوبیه هاااا...باعث میشه تو اوج خواب راحت تو هوای سرد و زیر پتوی گرم، خودتو از تخت ی و مجبور کنی درس بخونی:/ بعد همه هم چ ون گرد شه که داری درس میخونی؟ تازه اول ترمه که...و تو هم بگی: اخه از مون میترسم:/



برچسب ها : ترس مفید!
ترس مفید!
نه مث که واقعا...

پست ' نه مث که واقعا... ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست نه مث که واقعا... ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

نه مث که واقعا...
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


برچسب ها : نه مث که واقعا...
نه مث که واقعا...
تموم لحظه های بی تو ناتمومه

پست ' تموم لحظه های بی تو ناتمومه ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست تموم لحظه های بی تو ناتمومه ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

تموم لحظه های بی تو ناتمومه

اینکه تو رو از دست بدم کابوس من بود

اغوش اروم تو اقیانوس من بود

تو تا همیشه توی قلبم موندگاری

واسه پشیمونی همیشه وقت داری


پ.ن اهنگ جدید فرزاد فرزین/ اقیانوس/ بسی قشنگ/ بسی اشک درار

http://nex1 .ir/post/38615/




برچسب ها : تموم لحظه های بی تو ناتمومه
تموم لحظه های بی تو ناتمومه
سپتامبر نامبر توو

پست ' سپتامبر نامبر توو ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست سپتامبر نامبر توو ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

سپتامبر نامبر توو

نمیدونم خوشحال باشم یا ناراحت که بعضی رفتارهای اقای حاشیه دقیقا مث سپتامبره بعضی وقتا میرم ع شو نگا میکنم مطمعن شم خودش نیس:/ حتی بعضی حرفاش عین اونه!! این در حالیه که نه ماه تولدشون شبیه همه، نه سال تولد و نه چیز دیگه ای..موندم تو این همه شباهت فعلا..شایدم منم که از ادمای این مدلی خوشم میاد و ناخوداگاه جذبشون میکنم..باید بررسی بشه



برچسب ها : سپتامبر نامبر توو - بعضی
سپتامبر نامبر توو
دگردیسی های احساسی

پست ' دگردیسی های احساسی ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست دگردیسی های احساسی ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

دگردیسی های احساسی

و از عجایب خلقت اینکه صدای تلگرامم اومد و من تو دلم گفتم حتما همون اقای حاشیه ساز هست...بعد دیدم عههه سپتامبره..بعد ناراحت شدم:/ یعنی دلم میخواست اقای حاشیه ساز باشه و حتی شاید منتظر اون بودم..و نه سپتامبر...در این لحظه بود که فهمیدم سپتامبر الان دیگه مث یه ادم عادی و رفیق روزهای قدیمه و نه چیزی بیشتر..دیگه خبری از شکلک های ذوق مرگی نبود..یعنی هر وقت به ی حسی ندارم اصلا نمیتونم استیکر گل و قلب و اینا بدم..و دیدم که واقعا هیج علاقه ای به اون استیکرا ندارم..باورم نمیشه یه زمانی چقد دوسش داشتم الان دیگه حتی ب نظرم قیافش هم چقد معمولی و حتی خزه واقعا فقط همون عشق باعث شده بود فک کنم جذابه...به هر حال فک نمی بعد سپتامبر از ی خوشم بیاد...اصن فک نمی بتونم فراموشش کنم...ولی راحت تر از چیزی بود که فکرشو می ..خدا رو شاکرم که منو از دستش نجات داد وگرنه معلوم نبود چندسال دیگه میخواستم این عشق یه طرفه مس ه رو ادامه بدم

خلاصه که امشب یه چیز دیگه هم مشخص شد..اونم اینکه اقای حاشیه ساز داره روم تاثیر میذاره تقریبا یه ماهی هست که همه هم و غمشو گذاشته که بتونه رو من تاثیر بذاره..فک کنم داره به موفقیت هایی هم در این زمینه میرسه:/ ناگفته نماند که من خیلییییی ازش بذم میومد ولی ادم از اینده خبر نداره..یه روزی میاد که عشقتو فراموش میکنی و عاشق ی میشی که ازش متنفر بودی...همین قدر عجیب..همین قدر غیر منتظره...



برچسب ها : دگردیسی های احساسی - سپتامبر ,حاشیه ,اقای ,اقای حاشیه ,الان دیگه
دگردیسی های احساسی
روزهای جدید

پست ' روزهای جدید ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست روزهای جدید ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

روزهای جدید

مدت ها بود لذت پیچوندن کلاس و نیومدن رو نچشیده بودم امروز که فرصتش پیش اومد واقعا کلی حال البته فک نکنم دیگه ازاین موقعیت ها پیش بیاد دیگه ولی یه تجدیدخاطره ای بود:)

یه خانم داریم که میبینمش دوس دارم جاش باشم..چون دقیقا همون درسی رو تدریس میکنه که من علاقه دارم..قد و هیکلشم مث خودمه..باهاش احساس میکنم:) هر چند فقط یه بار دیدمش:)

یه دیگه داریم..همچین خشن طور..هر کی پنج دیقه بعد خودش میومد رو مینداخت بیرون! خیلی هم شیک و جدی و منطقی! از اون اساتیدیه که خودتو تو دلش جا کنی خوشبختی و در غیراینصورت امیدی ب زنده بودنت نییست:)

درس ها هم که نگم براتون... ب تا یک شب بیدار بودم و میدرسیدم که خب مربوطه تشریف نیاورد امروز حالا درسو که فدای سرم میخونم ...با غم پرزنت هاچه کنم؟ نقطه اوج بدبختیمونم پرزنت به زبان انگلیسیه که فک کنم همه تو دلشون دو دستی بر سر کوفتند هر چند در ظاهرخیلی ملیح لبخند میزدند!

تصمیم دارم به حول و قوه الهی و کمک چهارده معصوم و ان اولوالعزم(!)حواشی زندگیمو کم کنم و متمرکز درس بخونم...یه حاشیه تو زندگیمه الان که نمیدونم چیکارش کنم.. به خاطر یه سری منافع مشترک نمیخوام که قیدشو بزنم و بلاکش کنم...سر سوزن احساسی هم شاید بینممون باشه..که باز مطمعن نیستم...ولی متاسفانه این حاشیه عزیز بعضی وقتا به قدری ذهنمو درگیر میکنه که فقط باید بگیرم بخوابم بلکه آف شه مغزم:/ حالا ولی بهانه درس بهانه کاملا مناسب و معقولیه که نذارم بیش از حد درگیرم کنه..



برچسب ها : روزهای جدید
روزهای جدید
truth or lie

پست ' truth or lie ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست truth or lie ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

truth or lie

در حال حاضر فقط دوس دارم یه دستگاه دروغ سنج داشتم و میذاشتم جلوش بلکه بفهمم راس میگه یا دروغ؟ یه سری چیزا با هم تناقض داره تو حرفاش..یه سری رفتارهاش هم با چیزی که ادعا میکنه تناقض داره!! .امیدوارم دلیل قابل قبولی داشته باشه...

خب یه مقدار بدبین شدم به همه آدما...مخصوصا آدمایی که ظاهر بره مانند دارن! چون متاسفانه دیدم که فقط ظاهرشون همچین آرومو بی آزاره...برا همین در مورد ایشون هم دارم اینجور قضاوت میکنم که گرگی در لباس بره است! حالا زمان مشخص میکنه همه چیو...ولی یه مقدار ممکنه زمانش طولانی شه...کاش زود مشخص شه همه چی.....حوصله صبر ندارم



برچسب ها : truth or lie - تناقض داره
truth or lie
عطرهای خبیث!

پست ' عطرهای خبیث! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست عطرهای خبیث! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

عطرهای خبیث!

یادم نیس ا ین باری که با سپتامبر حرف زدم کی بود...منی که تک تک روزای حرف نزدنشو میشمردم و تو ذهنم داشتم...ولی الان تو اینستا یکیو دیدم که رفته بود همونحا که سپتامبر ع گرفته بود:) این شد که یادم افتاد بهش...البته یه ساعت پیش هم که داشتم کیف فردا رو میچیدم همون عطر دوران خوش عاشقی رو زدم داخل و روی کیفم..بوش که بلند شد بردتم به گذشته هاااا....چقد دلم برای اون روزا تنگ شد یهو...کی فکرشو میکرد از اون همه ماجرا یه روز فقط یه بوی عطر بمونه و یه آه..



برچسب ها : عطرهای خبیث!
عطرهای خبیث!
پوچی!

پست ' پوچی! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست پوچی! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

پوچی!

چقد همه چی تکراریه..همه حرفا..همه کلمه ها...اکثرش هم دروغه..وعده و وعیدهای دروغ..



برچسب ها : پوچی!
پوچی!
رفتنی، رفتنی است

پست ' رفتنی، رفتنی است ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست رفتنی، رفتنی است ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

رفتنی، رفتنی است

بالا ه بعد از یه هفته پر استرس امروز آرامش دارم..چون دیگه تصمیم نهاییمو گرفتم و حاضر نیستم آرامش زندگی و سلامتیمو به خاطر یه آدم از دست بدم. حالا هر چقدم اون آدم خوب باشه:/ تا وقتی به شرایط من احترام نذاره و منو درک نکنه کوچکتربن ارزشی برام نداره:/حالا هر چقدم عاشقم باشه مثلا...بخوره تو سرش اون عشق

امروز بعد عمری بالا ه کتاب های درسی رو گشودم! یعنی قرار بود از شنبه بگشایم که همون کش مکش ها و استرس ها و بگومگوها تمرکزمو به حدی بهم ریخته بود که نه درس خوندم نه ساز زدم و نه چیز دیگر:/

الان ولی از درس خوندن دارم لذت میبرم...از این هفته هم که دوباره درس و ...

دارم فک میکنم به این سالی که گذشت..عین دریای طوفانی بود..هر ماهش هم طوفانش فرق داشت..ولی نکته اش اینه که من دیگه از از دست دادن ها نمیترسم...این چیزی بود که همه عمرم ازش میترسیدم..ولی الان نه دیگه...میذارم ادم ها از دست برن...هیچ تلاشی برای نگه داشتنشون نمیکنم...میخوام ببینم کی خودش میمونه:)




برچسب ها : رفتنی، رفتنی است
رفتنی، رفتنی است
حس نو

پست ' حس نو ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست حس نو ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

حس نو
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


برچسب ها : حس نو
حس نو
غافلگیری!

پست ' غافلگیری! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست غافلگیری! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

غافلگیری!

نباید بذارم احساساتم درگیر شن...نباید نباید نباید..مرسی اه

نمیدونم پروانه ای که تو دلم بال بال زد به خاطر شام نخوردن و گشنگی بود یا چیز دیگه ای:/


پ.ن یه اعتراف کنم؟ شیش سال پیش همچین ادمیو ارزو ..با همین قیافه...الان یهو وسط خواب و بیداری صحنه دعا م اومد جلو چشام..انگار خدا بخواد بگه ببین خودت چطور ازم میخواستیش؟ الان بعد شیش سال خب سلیقم عوض شده!! ولی جای خوشحالیه که ارزوم هم براورده شده به نوعی...یکم دیر براورده شده فقط:(




برچسب ها : غافلگیری! - نباید ,نباید نباید
غافلگیری!
just mind ur own business

پست ' just mind ur own business ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست just mind ur own business ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

just mind ur own business

لطفا به من نگویید عاشق فلانی نشو. چون پس از گفتن همین جمله، من به طور مع عمل کرده و کاملا عاشقش میشوم:/






برچسب ها : just mind ur own business
just mind ur own business
be patient for love

پست ' be patient for love ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست be patient for love ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

be patient for love
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


برچسب ها : be patient for love
be patient for love
is it love??

پست ' is it love?? ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست is it love?? ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

is it love??

i feel erflies in my stomach

maybe too early but i think i'm falling for you





برچسب ها : is it love??
is it love??
اولین های هیجان انگیز...

پست ' اولین های هیجان انگیز... ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست اولین های هیجان انگیز... ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

اولین های هیجان انگیز...

یه سری اتفاقات داره میفته که دست سرنوشت خیلی توش دخیل بوده...بعد از یک سال و مخالفت ها و گاردگیری های پی در پی من، محل ندادن ها، بلاک ها، بی توجهی ها که البته به خاطر عشق زیاد به سپتامبر بود و اجازه نمیدادم احدالناسی بهم نزدیک شه حالا که دیگه همه چی آروم شده و قلب منم خلوت، یه جورایی همه چی داره خودش عین پازل با هم آروم آروم مچ میشه...نمیدونم...بعضی وقتا مثه اینکه بدم نیس خودتو بسپاری به سرنوشت تا ببینی برات چی میاره...کیا رو ازت میگیره و در عوض چه ادم های جدیدی رو میذاره سر راهت...

منتظرم ببینم ا این قضیه چی میشه که بعدا از اول تعریف کنم که چطور دوتا ادم ممکنه خیلی اتفاقی سر راه هم قرار بگیرن...

کلمات کلیدی: استرس شنیدن صدای یه نفر برای اولین بار...استرس اولین ملاقات...

پ.ن کاش صداش خوب باشه...خیلییییی خوب...و امیدوارم وقتی میبینمش برای اولین بار مهرش بره تو دلم...همه به نظر راضی میان..فقط من و اون موندیم که اوکی بشیم..یعنی ممکنه؟

پ.ن هر چی فک میکنم بعد از سلام و احوال پرسی چی باید بگم چیزی به ذهنم نمیرسه:/ خدا خودش بخیر کنه...:/



برچسب ها : اولین های هیجان انگیز... - اولین ,آروم ,برای اولین
اولین های هیجان انگیز...
متروسواری:)

پست ' متروسواری:) ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست متروسواری:) ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

متروسواری:)

بنده تا به حال توفیق نداشتم تنهایی با مترو برم اینور و اونور...سه چهار باری هم که رفتم با دوستان خبره ام رفتم که عین کف دست خط های مترو رو میشناختن...حالا فردا برای یه امر خیری( نه اون امر خیر البته)، باید برم یه جای دور! و خب بهترین مسیر با متروعه..حالا دوست خبره ام یه سری رهنمودهایی در مورد خط هایی که باید عوض کنم بهم داده...ولی یه نمور همچین استرس دارم که از یه جای دیگه سر در نیارم:/ ولی به هر حال این مسیر رو باید خوب یاد بگیرم..حالا حالا ها باهاش کار دارم...

پ.ن فرد مذکور در پست قبل ( که هنوز نامی براش انتخاب ن ) اتفاقا چندبار پیشنهاد داد باهام بیاد که تنها نباشم مثلا...منم گفتم نه دوستم هست! حالا نه دوستم هست نه میشه به فرد مذکور گفت پاشو بیا خلاصه برم ببینم زیر زمین ملت چطور تردد میکنن..ایشالا که بدون کمپوت شدگی هم برم و برگردم:/



برچسب ها : متروسواری:) - حالا
متروسواری:)
گوناگون سخن!

پست ' گوناگون سخن! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست گوناگون سخن! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

گوناگون سخن!
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


برچسب ها : گوناگون سخن!
گوناگون سخن!
روی دیگر زندگی

پست ' روی دیگر زندگی ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست روی دیگر زندگی ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

روی دیگر زندگی

بوی بهبود ز اوضاع جهان میشنوم...

احتمال داره یه مصاحبه کاری پیش بیاد...احساس استرس میکنم...چون انقد امید نداشتم که بیخیال کار شده بودم. و کتابامم جمع کرده بودم گذاشته بودم اون گوشه...از فردا بشینم کتابامو درارم یه مروری کنم..دو ماه پیش نشستم کلی ا ل خوندم دعوت به مصاحبه نشدم حالا که یادم رفته مصاحبه پیش اومد.نمیخوام آبروی معرفم بره...به خاطر اون بدبخت هم که شده باید خوب ظاهر شم و عمل خوب باشه...ولی اگه استخدام شم چقد خوب میشه..یه حداقل حقوق لا اقل گیرم بیاد.اصن یه قرون پول ندارم..هر دفعه هم موسیقیم گیر میده چرا سازتو عوض نمیکنی...نمیدونه ا سال ادم جیباش تار عنکبوت میبنده به حدی بی پولم که برای تولد فسقلی چیزی ن یدم و یه جورایی پیچوندمش دیگه...حالا اگه استخدام شم،عوضش با اولین حقوقم براش یه چیز خوب می م

روزای شلوغی در پیشه...ولی روزای اینده روزای متفاوتی ان...حالا همه چی فعلا صد در صد مشخص نیس..مشخص که شد توضیحات تکمیلی رو به سمع و نظرتون میرسونم...:)



برچسب ها : روی دیگر زندگی - روزای ,حالا ,مصاحبه
روی دیگر زندگی
اهنگ کودکی!

پست ' اهنگ کودکی! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست اهنگ کودکی! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

اهنگ کودکی!

اون قطعه موسیقیم بودا که هیچ جوره نمیتونستم بزنمش...الان بعد دو هفته تلاش،شبانه روزی راحت دارم میزنمش فقط خیلی اوایل اعصاب خورد کن بود...چون باید سریع انگشت ها رو عوض میکردی...ولی سخت ترین کارا با تمرین زیاد ممکن میشه...هیچی سخت نیس واقعا..فقط زمان و تمرین میخواد...

خلاصه امروز یه ساعت داشتم همین قطعه رو واسه خودم میزدم و حال می ...فک کنم اهنگ کارتون نل باشه...اهنگ یه کارتونه..اینو مطمعنم اسم قطعه هم greensleeves هست اگه خواستید گوش بدید:)



برچسب ها : اهنگ کودکی! - اهنگ ,قطعه
اهنگ کودکی!
آش نخورده و دهن سوخته!

پست ' آش نخورده و دهن سوخته! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست آش نخورده و دهن سوخته! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

آش نخورده و دهن سوخته!

باز امروز به دوستم میگم چه خبر؟

میگه حواست باشه امروز با تو بیرون بودما ( کاش واقعا منم میبرد بیرون)

تازه وقتی هم داشته کفش های پاشنه بلندشو میچپونده تو کیفش مامانش دیده گفته به مامانش اینا رو دارم برا اپریل میبرم الان فک کنم مامان دوستم هر چی ه داره به من میده!! اول به خاطر اینکه همش با من بیرونه!! بعدم که کفشای دوستمم خواستم قرض بگیرم

خدایا من چکاره بیدم اخه؟ خودت صبر عنایت فرما به من:/

مگه من دستم به اون بی افش نرسه:/




برچسب ها : آش نخورده و دهن سوخته!
آش نخورده و دهن سوخته!
هیجان انگیزجات!

پست ' هیجان انگیزجات! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست هیجان انگیزجات! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

هیجان انگیزجات!

همین چند ساعت پیش داشتم میگفتم دلم هیجان میخواد...

بعلهههههه...هیجانات تشریف اوردن....

سپتامبر خان اس دادن...یه ساعت از در و دیوار حرف زدیم..طبق معمول...از عجایب روزگار خودش تند تند خبراشو میگف...بدون اینکه بپرسم...منم که انقد این مدت درگیر مارس وleo و اینا بودم...کلا سپتامبر ازذهنم محو شده بود...حسی هم خب ندارم..الانم که حرف زدیم انگار مثلا دارم با یه ادم عادی حرف میزنم...دیگه اس بده نده....بره بیاد عین خیالمم نیس...منی که گ عشق و محبتش رو می و طبق طبق عشق میدادم بهش فهمیدم اون بیرون، هزار نفر هستن که میتونن عاشقم باشن و منم عاشقشون بشم...الکی چسبیدم به یه ادم علاف که منم علاف کرده..چقد خودمو خوارو ذلیل جلوش واقعا...بخدا یادم به مارس میفته....چقدددددر عشق میریخت به پام...120 برابر سپتامبر...میگم اون کجا و سپتامبر کجا..حالا درسته که مارس هم به خاطر یه سری مسایل رد ولی یه تجربه شد که واقعا منتظر ی بمونم که همه جوره منو بخواد...شدیذ و محکم منو بخواد...به هرحال که اصن یه لحظه هم فکر رمانتیک راجع ب سپتامبر نمیکنم و بالکل رفته از همه سلولام...


اتفاق هیجان انگیر دوم...بعد ازخ ظی از سپتامبر دیدم یکی پیام میده...بعلهههه...ایشون ی نیس جز یکی از همکارای سپتامبر سال گذشته من ایشونو تو یه همایش دیدم و بعد یه دو بار برای کارای مربوط به همون همایش من به ایشون پیام دادم که چیشد چی نشد که گفت خبر ندارم و تموم..شاید هشت ماه پیش بود این جریان...بعد چند وقت پیش متوجه شدم که گویا ایشونم همون جایی کار میکنه که سپتامبر کار میکنه و همکارن یه جورایی:/ لا مصب شرکتشونم خوبه و من خودم از خدامه یه روز برم اونجا کار کنم...البته شایدم صدای دهل از دور خوش است باشه...نمیدونم...خلاصه که بعد هشت ماه امشب پیام داده که شرکتمون یه همایش داره ماه اینده و شما از طرف من دعوتید فک کن حالا من برم..اینم باشه...سپتامبر هم باشه..خیلی قشنگ میشه ماجرا نمیدونم اگه برم اونجا از بین این دوتا، کیو انتخاب میکنم ولی مطمعنا همکار سپتامبر ارجحیت داره چون اون دعوتم کرده!! خلاصه که به بهانه این دعوت شروع ب صحبت کرد و وسط ماجرا فهمیدم که یار شفیق مم هست ایشون...یعنی با م همسایه هستن...این م هم خب مث پدر میمونه برا من و هم منو خیلی خوب میشناسه هم همکار سپتامبر رو...و خیلی هم تعریف همکار سپتامبر رو همون پارسالا میداد که بچه با جربزه ای هستو فلان...و واقعا هم بود و خودش یه تنه همایشو میچرخوند..

الانم سفره دلشو وا کرد و از زیراب زنیا گفت و اینکه چقدر همه منتظر ش ت خوردنش بودن و گفت بقیه ماجرا رو هم تو همایش بعدی برام میگه ( حالا من در فکر پیچوندن همایشه هستم)...خلاصه که آمارمو دراورد کامل و رفت!!

هیجان سوم هم یکی از هم ی هام و هم رشته ای هام از ب رو مخمه که آشنا بشیم...امشبم فرم رزومه شرکتشونو اورده فرستاده برام که بیا پر کن بیای شرکت ما...منم کار لازمم...ولی خب دیدم فرم رزومه اطلاعات شخصی زیاذ میخواد گفتم پر نمیکنم..ترجیح میدم رزومه رو مستقیم بفرستم برا شرکت..و اون اصرار داشت که بدم به خودش منم زیر بار نرفتم...اونم ناراحت شد انگار...چمیدونم...:/


فک کنم برا امشب اتفاقات هیجان انگیز کافی بود

پ.ن همکار سپتامبر ماشین مدل بالایی داره...در عجبم که با اینکه هم سنه سپتامبره و شغلشم خب در همون حیطه هست چطور اون ماشینو تونسته ب ه؟ کاش به جای همایش منو دعوت میکرد به شرکتشون که شاغل شم اونجا...سپتامبر هم چندماه دیگه بیشتر اونجا نیس که..منو بگیرن بجاش



برچسب ها : هیجان انگیزجات! - سپتامبر ,هیجان ,همایش ,همکار ,اونجا ,باشه ,همکار سپتامبر
هیجان انگیزجات!
not available

پست ' not available ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست not available ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

not available

در شرایطی ام که دلم فقط میخواد این مغزم ت شه یه ذره به ارامش برسم:/

همچنین دلم یه اتفاق خیلی خوب و گنده میخواد...

دلم لازانیا هم میخواد...

فعلا چیزایی که دلم میخواد هیچکدوم موجود نیستن:/



برچسب ها : not available - میخواد
not available
آتشفشان طور!

پست ' آتشفشان طور! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست آتشفشان طور! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

آتشفشان طور!

اگه خواستین شخصیت یه آدمو بشناسید، عصبانیش کنید ببینید تو عصبانیت چی بهتون میگه...اون ادم خود واقعیشه:/

پ.ن عصبانیت leo در نوع خودش دیدنی بود:/ خوشحالم که صرفا در مرحله شناخت بودم و نه بیشتر:/



برچسب ها : آتشفشان طور!
آتشفشان طور!
بیرون و درون در آن واحد:)

پست ' بیرون و درون در آن واحد:) ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست بیرون و درون در آن واحد:) ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

بیرون و درون در آن واحد:)

امروز من کلا خونه بودم...به دوستم اس دادم که دو روز دیگه بریم بیرون؟

میگه من به مامانم گفتم امروز باهات بیرون بودم!

:/

ببینید چطور از ادم استفاده ابزاری میکنن:/ امروز بیرون بودم و خودم خبر نداشتم



برچسب ها : بیرون و درون در آن واحد:) - بیرون ,بیرون بودم
بیرون و درون در آن واحد:)
love is life

پست ' love is life ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست love is life ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

love is life

وقتی از نظرمنطقی همه چی خوبه ولی سر سوزن حسی نیس، اونوقت تکلیف چیه؟

دارم به این نتیجه میرسم که برای من عشق در نگاه اول خیلییییی مهمه:/ تنها چیزی که منو وادار به ادامه یه رابطه میکنه و باعث میشه حس تعهد پیدا کنم عشق است و بس...



برچسب ها : love is life
love is life
امان از عشق امان از طلاق

پست ' امان از عشق امان از طلاق ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست امان از عشق امان از طلاق ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

امان از عشق امان از طلاق

هنوز یادمه گریه میکرد و میگفت من عاشقش شدم..میخوام با همین ازدواج کنم...

هنوز یادمه همون موقع جلوش حافظ رو باز ..برای ازدواجش...بد اومد...دوباره باز ...بازم بد اومد...گفتم ببین همش داره بد میاد...بیخیالش شو...بدبخت میشی...

گفت تو چی میفهمی اخه...

ازدواج ...بدبختیاش شروع شد...اون عشق پرشور رنگ باخت...خبری ازش نبود...در حد یه شمع بی جون شده بود که تو تاریکی سوسو میزد...

حالا بعد از پنج سال، میگه طلاق میخوام...



برچسب ها : امان از عشق امان از طلاق - هنوز یادمه
امان از عشق امان از طلاق
بی تفاوت طور!

پست ' بی تفاوت طور! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست بی تفاوت طور! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

بی تفاوت طور!

کلمات کلیدی: leo, قرار ملاقات، مخالفت، ناراحتی، بحث، ن یتی، صبر، آتش بس

پ.ن معمولا زمانی به آدما علاقه مند میشم که از روز اول جرقه ای تو قلبم در مورد اون ادم زده بشه..کاملا جرقه رو احساس میکنم..ولی امان از وقتی که بخوام بی جرقه و با عقل و منطق جلو برم..کار سخت میشه..دست و دلم به کار نمیره. .مث الان...که منتظر اون جرقه ام..ولی هنوز خبری نیس که نیس..همین کارو سخت کرده..جوری که با اینکه قرار شد leo رو بشناسم ولی چون جرقه ای و اشتیاقی تو قلبم نیس، انچنان هم شاید میل و رغبتی ندارم...هیجانی ندارم که بدونم چی دوس داره چی دوس نداره..نظرش چیه..یه جور ح خنثی مانند دارم و اون هم بلاتکلیف طور منتظر جرقه منه:/ ناراحت هم میشه حتی ولی میگه باشه عجله نمیکنیم..صبر میکنیم...

یه ماه به خودم وقت میدم..اگه جرقه عزیز زده شد که هیچ اگه نه باید تکلیف قطعی رو مشخص کرد...

leo پسر خوبیه...صبوره..مودبه.. باهام راه میاد..تحت فشار قرارم نمیده..تمام روز حواسش بهم هست...یه جورایی که انگار تمام روز همراهمه..مدام تو تلگرام پیگیرمه..از خود صبح تا خود شب.همه این مدت اون اول پیام داده و من فقط یک بار پیش قدم شدم..اونم دیگه خج کشیدم دیدم همش اون شروع کنندس...اهل زبون بازی های افراطی و محبت های الکی و توخالی نیست..قیاقه خیلی مهربون و آرومی داره..قدو هیکل خوب و ورزشکاری..زندگی سالمی داره و اهل سیگار، قلیون، مشروب و رفیق بازی نیس...کلا با دید بدبینانه نمره هفتاد از صد رو میتونم تا همین الان بهش بدم...منتهی نمیدونم چرا تا الان اون جرقه کلیدی زده نشده..البته دوتا نکته منفی در موردش هست که شاید اون ها بی تاثیر نباشع در عدم علاقه من...ولی تصمیم گرفتم زود قضاوت نکنم فعلا و بعدا ببینم این دو نکته تا چه حد اساسی میتونه باشه..

به هر حال همچنان وضعیت این رابطه نامشخص است!



برچسب ها : بی تفاوت طور! - جرقه ,الان
بی تفاوت طور!
برنامه نهایی

پست ' برنامه نهایی ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست برنامه نهایی ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

برنامه نهایی

leo بیچاره میگه ببخشید که من انقد عجولم....حالا تازه من همش میگفتم این چقد ماسته...اسلوموشنه یه جورایی معذرت خواهی کرد مثلا که چرا عجله کرده برای اینکه بریم بیرون با هم... منم گفتم نه شما خوووبی...عجول تر شما هم هست...تو دلم به مارس فک که عجول ترین ادمی بود که دیدم ودوس داشت همین فردا من زنش شم:/

خلاصه قرار بر این شد دوهفته صبر کنیم..اگرجرقه ای زده شد که خب ادامه میدیم اگر نه هم که با کمال احترام خداحافظی مینماییم:)



برچسب ها : برنامه نهایی
برنامه نهایی
خواب ظهرگاهی!

پست ' خواب ظهرگاهی! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست خواب ظهرگاهی! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

خواب ظهرگاهی!

برگشتیم خونه...این چند روز که نبودیم ، خونه قندیل بسته ولی بازم یه آرامش و گرمای خاصی داره...بسی خسته هستم و از شنبه یه عااااالمه فعالیت و کار دارم که اصن فکرشونم به آدم استرس میده..ترجیحا الان میخوام بهشون فک نکنم و بگیرم بخوابم



برچسب ها : خواب ظهرگاهی!
خواب ظهرگاهی!
هر چیزی بره، بهترش میاد:)

پست ' هر چیزی بره، بهترش میاد:) ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست هر چیزی بره، بهترش میاد:) ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

هر چیزی بره، بهترش میاد:)

امروز صبح از محل کار قبلیم زنگ زدن بیا تسویه کن!! این در حالیه که قبلش تا دو ماه پیش میگفتن پس کی میای سر کار؟ ما منتظریم...گویا دیگه منتظر نیستن:/ البته منم از درد مجبوری راضی شده بودم برگردم ولی خوب که فکر میکنم یه جورایی از اونجا فرار کرده بودم....پس همون بهتر که برنگردم دیگه..

جالبیش اینه که همین ب یه نفر بهم گفت موسسه شون داره نیرو میگیره حتی نیروهای صفر کیلومتری مثل من..و منم خب رفتم تو سایتشون و فرم استخدام پر ..

تقارن زمانی این دو اتفاق رو به فال نیک میگیرم...ایشالا با کنده شدن از موسسه قبلی، پیشنهادات بهتری بهم رو میارن:) توکل بر خدا:)

پ.ن یه قطعه معروفی رو محترم لطف دادن که بنده بنوازم...دو صفحه کامل هستن ایشون بعد فرمودن یه نگاه کن ببین سوال نداری؟ منم یه نگاه دیدم چیز خاصی نداره..گفتم نه آسونه م لبخند زد و گفت اسونه؟( یعنی بدبختی، چی چیو آسونه).. منم مجدد تاکید که آره چیزی نیس که خلاصه اومدم خونه، جاتون خالی، همون خط اول صفحه اول هم نتونستم بزنم...یعنی از زدن که تونستم ولی خب هیچ اهنگ و ملودی عملا از اون همه نت بیرون نیومد حالا دارم متوجه لبخند ی میشم... تازه قشنگی ماجرا اینجاست که بنده بابد این قطعه رو در کلاس اجرای صحنه، به صورت کاملا جدی برم جلوی بچه های اموزشگاه اجرا کنم الهی العفو...ولی من از پسش برمیااام...یسسسس



برچسب ها : هر چیزی بره، بهترش میاد:)
هر چیزی بره، بهترش میاد:)
چقد عنوان بذارم..ایش:/

پست ' چقد عنوان بذارم..ایش:/ ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست چقد عنوان بذارم..ایش:/ ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

چقد عنوان بذارم..ایش:/

خب خب البوم محمد علیزاده هم منتشر شد...اهنگاش بد میشینه به دلم....یعنی بدااااا...صبح هم رفتم از بیب تیونز و الان دارم گوش میدم...بسی دارم لذت میبرم...و بسی هم احساساتم اوج گرفته...جوری که الانه برم به سپتامبر پیام عاشقانه بدم فعلا دارم سعی میکنم اهنگ شاداشو گوش بدم که زیاد تو حس نرم:/..فقط تعداد ترک های البوم به نظرم کمه هشت تاست همش..دوس داشتم بیشتر بود! یعنی زیر ده تا راضی نیستم اصن

پ.ن در زمینه قطعه اجرایی دو هفته دیگه،پیشرفت هایی حاصل امروز..بعد یه ساعت سر و کله زدن بالا ه داره شبیه اهنگ میشه



برچسب ها : چقد عنوان بذارم..ایش:/
چقد عنوان بذارم..ایش:/
گاهی بخند

پست ' گاهی بخند ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست گاهی بخند ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

گاهی بخند

دوست دارم..مگه نمیدونی تو واسه من هنوزم همونی

دنیای من بی تو تعطیله

نمیدونی همش دارم یواشکی میبینمت

یه وقت نترسی اینجوری که کی میبینمت

یه جوری عاشقت شدم که خیلی غیرعادیه

همین که میخندی برام از سرمم زیادیه


پ.ن اهنگ بازم بخند_ محمد علیزاده



برچسب ها : گاهی بخند
گاهی بخند
leo

پست ' leo ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست leo ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

leo

شهرستان آبا و اجدادی هستیم..برای مراسم ختم یکی از اقوام...

البته مراسم اصلی دیروز بود و امروز رو داریم ریل میکنیم و کمی هم گردش کنیم که فردا برگردیم...

کلاس موسیقی این هفته رو هم کنسل و تمریناتم هم که متوقف شده کاملا..چون گیتارم خونمونه از حالا فکر اینم هفته دیگه چه خاکی بر سر کنم سر اجرای صحنه شاید دلش بسوزه و اجازه بده من بشینم یه گوشه فقط نگاه کنم و رو صحنه نرم

یک سری قضایایی پیش اومده که من تو مراسم ختم همش داشتم بهش فک می :/بعد از اون قضایای مارس، دوستم بهم گفت خیلی ی(!) که داری همچنان فرصت های زندگیتو به خاطر سپتامبر رد میکنی...واقعا هم از حس و علاقم یه ته مونده ای فقط باقی مونده و دیگه از اون شور و حال اولیه خبری نیس...بنابراین فرصت خوبیه که به قول فرانسویا صفحه زندگیمو ورق بزنم و برم صفحات جدیدتر...پس از بلاکیدن عده کثیری(!) از افراد متقاضی آشنایی و صحبت های دوستم مبنی بر اینکه انقدر نباش و لا اقل کمی آشنایی بد نیست و شاید اصن اون آدم، نیمه گمشده واقعیت باشه، و از اول که قرار نیس عاشق طرف باشیو فلان تصمیم گرفتم دست از بلاک بردارم و به یکی از آن متقاضیان جواب + دهم..صرفا برای اینکه ببینیم تا چه حد تقاهم داریم..اسمش leo هست!( اسم واقعیش نه هااا...اینحا leo صداش میزنیم)..از روز اول به او گفتم من مشکل اعتماد دارم...من یک عدد زخم خورده و دل ش ته ام که نمیتوانم دیگر به ی اعتماد کنم..او هم درباره از دست دادن عشقش گفت و اینکه او هم تجربه مشابهی داشته است و فعلا نباید در موردش قضاوت کنم و باید بشناسمش...خوشبختانه از آن دست پسرهایی نیست که از روز اول قربان صدقه برود و هی بگوید عشقم و عزیزم...و مطمعنا اگر همچین کلماتی از دهانش خارج میشد قطعا بلاک بود و من هم متذکر شدم که عجله ای برای رمانتیک شدن رابطه ندارم و با سرعت آهسته و مطمعنه رابطه خود را ادامه دهیم...و او هم خیلی خوب رفتار میکند و احساسات خود را کاملا کنترل شده و خفیف بروز می دهد..در کل موجود بی آزار و مودبیست ولی خب تجربه نشون داده بعد از مدتی شخصیت واقعی افراد خودشو نشون میده...و من هم کاملا با دیده تردید و بدبینی دارم به رفتارهای leo نگاه میکنم و منتظرم دست از پا خطا کنه به هر حال دکمه بلاک که همیشه سر جاش هست و هر وقت مشکلی پیش بیاد میتونم ازش استفاده کنم ولی فعلا صبر میکنم ببینم چی پیش میاد..خدارو چه دیدید.. شاید هم واقعا ادم خوبی باشه




برچسب ها : leo - بلاک ,اینکه ,شاید ,کاملا ,مراسم
leo
thankful

پست ' thankful ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست thankful ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

thankful

الان یه متنی رو داشتم میخوندم راجع به شکرگزاری و اینکه چطور شکرگزاری نعمت ادم رو دو چندان میکنه.. نوشته بود فرض کنید شما به دو نفر هدیه میدید...نفر اول واقعا خوشحال میشه و تشکر میکنه و نفر دوم شروع میکنه غرزدنو ایراد گرفتن از کم بودن هدیه...مسلما دفعه بعد شما تمایلی ندارید به نفر دوم چیزی بدید و صد در صد میرید سراغ نفر اول که قدردان شما بوده...من این ح رو در واقعیت تجربه ..برای یه نفر هدیه گرفتیم و طرف تشکرکه نکرد هیچچچ با تمام وقاحت غر هم زد..نمیتونم حس اون زمانو توصیف کنم که چقد ادم ناراحت میشه و دلش میشکنه...و توبه کردیم هیچ وقت براش هدیه ای ن یم دیگه...حالا در مورد شکرگزاری ازخدا هم دقیقا همین قضیه صدق میکنه...و همینه که شکر نعمت، نعمتت افزون کند...:))

یکی از ارزوهای دیرینه خودم اینه که هر روز بشینم یه لیست بنویسم از چیزایی که دارم و تشکر کنم بابتشون...ولی فقط دو روز انجام میدم بعد درگیر کارای دیگه میشم و وقت نمیکنم امیدوارم این دفعه دیگه لا اقل یه هفته این کارو ادامه بدم چون خیلی روحیه میده به ادم:)



برچسب ها : thankful - هدیه ,میکنه ,شکرگزاری
thankful
از نو ذهنتو بساز...

پست ' از نو ذهنتو بساز... ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست از نو ذهنتو بساز... ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

از نو ذهنتو بساز...

زین پس به جای عبارات نامانوسی چون" اگه نشد چی؟"، " اگه نتونم"، " اگه اب کاری کنم"، " اگه ش ت بخورم"، " اگه ولم کنه"، " اگه از دستش بدم" و جملاتی از این دست از جملات زیر استفاده نمایید:

اگه شد چی؟

اگه بتونم؟

اگه همه چی درست پیش بره؟

اگه موفق شم؟

اگه همیشه وفادار بمونه؟

اگه تا ا بمونه


استفاده بفرمایید

پ.ن متاسفانه نمیدونم چجوریه همیشه اول اون منفیا میاد تو ذهن ادم..خیلی باید رو خودم کار کنم..خیلیاااا...



برچسب ها : از نو ذهنتو بساز...
از نو ذهنتو بساز...
موج مثبت!

پست ' موج مثبت! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست موج مثبت! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

موج مثبت!

امروز روز آشتی با خدا بود و دست برداشتن از غر زدن های همیشگی...میخوام اعتماد کنم که روزهای خوب تو راهن حتی اگه الان همه چی برخلاف میلم باشه...مطمعنم مطمعنم مطعنم اون روزی که منتظرشم میاد...اگه بسپارم همه چیو دست خدا و دلم رو و خودم رو اروم نگه دارم و روی موج مثبت:)

میخوام تمرکز کنم رو چیزایی که میخوام...

میخوام دوباره کتاب صوتی کنم و شبا گوش بدم..

میخوام دونه دونه نعمت های زندگیم رو بشمارم تا ببینم که چقدر چیز هست که براشون خوشحال باشم

میخوام به حرف فالگیر دهن کجی کنم و بگم مطمعن باش ا قصه یه جور دیگه میشه همونطور که حرفای دیگش هم نصفه و نیمه درومد...

میخوام پر قدرت درس ها رو دوره کنم...دو هفته مونده تا شروع فصل جدیدی از زندگی...

و

میخوام خوش حال ترین باشم...حتی ا هفته هاااا...


پ.ن دارم میفهمم حس های درونی من چقدددددر قدرت دارن و رو بقیه و خودم و رابطشون با من اثر میذارن...میخوام به حس های درونیم اعتماد کنم:)




برچسب ها : موج مثبت! - میخوام
موج مثبت!
mars

پست ' mars ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست mars ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

mars

خب بیاید شما رو با یه شخصیت جدیدی به نام "مارس" آشنا کنم...نمیدونم واقعا از کجا پیداش شد ولی به قول دوستم انگار از وسط آسمون افتاد وسط زندگی من...اونم چه افتادنی!! که دیگه فک کنم حالا حالاها همین وسط زندگیم باشه...

ادم بدی به نظر نمیاد...البته که باید به خودم متذکر شم سپتامبر هم بعد سه سال شناختم...پس حالا حالاها مونده تا مارس رو هم بشناسم...مارس شبیه اوایل خودمه.. حس و حالشو میفهمم..چون خودمم تجربه و خیلی جالبه که جوابایی که بهش میدم عین جواباییه که سپتامبر به من میداد حالا میفهمم چرا در برابر ابراز علاقه های من اونجوری جواب میداد چون خودما عینا همون حرفا رو دارم میزنم... خلاصه که این روزا از عصر به بعد تا پاسی از شب این مارس در تلگرام در جوار ماست و باید بفرستمش بره!! یعنی هر چی سپتامبر سر یه رب فاش تموم میشد میرفت این کاملا برع ه...به کمتر دو ساعت راضی نیس این دفعه هم نمیخوام بی گدار به آب بزنم و باز سریع دل ببندم...ولی سنگدل بازی دراوردن خ ش سخته به هر حال دارم همه سعیمو میکنم که احساساتمو کنترل کنم...فقط دعا میکنم اگه اینم قرار ول کنه بره هر چه سریع تر بره..یا اگه ادم خوبی نیس بازم هر چه سریعتر معلوم شه...باز حوصله ندارم برای اینم غصه بخورم!!



برچسب ها : mars - مارس ,سپتامبر ,حالا ,حالا حالاها
mars
امان از درد دلتنگی

پست ' امان از درد دلتنگی ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست امان از درد دلتنگی ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

امان از درد دلتنگی

امروز نشستم کلی برای سپتامبر گریه دلم براش تنگه...مارس رو میبینم یاد اون میفتم همش...قیافه هاشون شبیه نیس ولی به هر حال یادش میفتم...

خب هنوز ظاهرا از دلم نرفته...برا همینم هست که نمیتونم فعلا یو دوست داشته باشم...

امشب نشستم با مارس اتمام حجت میکنم..میگم من تا چهارسال دیگه هییییچ قصدی ندارم...میگه منتظر میمونم...میگم من واقعا حسی ندارم و بود و نبود شما برام فرقی نداره...و تازه عذاب وجدان میگیرم شما نشستی پای من میگه نهههه من خودم میخوام...خودم دوست دارم که باشم چه حسی داشته باشی چه نه!! خلاصه هر چی گفتم یه چیزی گفت...فک کنم دیگه باید بهش بگم من هنوز یه موجودی تو دلم هست که دوسش دارم و تا وقتی از دلم نره وضع من همینه...پس شما هم خودتو علاف نکن برو پی زندگیت!! میدونم گوش نمیده ولی بفهمه یکیو دوست دارم مسلما ناراحت میشه خیلی و اونوقت دیگه فک کنم ترجیح بده بره...



برچسب ها : امان از درد دلتنگی - دوست ,دوست دارم
امان از درد دلتنگی
دیگه عاشق نداریم؟ نبود؟

پست ' دیگه عاشق نداریم؟ نبود؟ ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست دیگه عاشق نداریم؟ نبود؟ ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

دیگه عاشق نداریم؟ نبود؟

خب بالا ه بعد کلی مقدمه چینی به مارس که من نمیخوامت و جان مادرت برو دنبال زندگیت در نهایت گفتم من دیگه ای هنوز تو قلبمه و فعلا نمیتونم ی رو دوست داشته باشم...بعد دیگه از بس فک کنم ناراحت شد جوابمو نداد که من گفتم یهو چش شد؟ پیام دادم و اومد و خ ظی کرد...امیدوارم زیاد دلش نش ته باشه و مجددا یکی خیلیییی بهتر از من گیرش بیاد..

پ.ن خدایا خواهشا تا این سپتامبر کامل از دل من نرفته بیرون، نه خواستگار بفرست، نه عاشق نه هیشکی...همه این هفته اخیر همش درگیر این بودم چجوری به اینو اون جواب منفی بدم که ناراحت نشن..اون از گیتار..اینم از این...حال خودمم این وسط اب میشه همش...کاش این سه ماه ا سال ریخت هیشکیو نبینم و هیش م عاشقم نشه...



برچسب ها : دیگه عاشق نداریم؟ نبود؟
دیگه عاشق نداریم؟ نبود؟
اونقدرا ترسناک نبود

پست ' اونقدرا ترسناک نبود ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست اونقدرا ترسناک نبود ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

اونقدرا ترسناک نبود

امروز کلاس داشتم...خیلی استرس داشتم از روبرو شدن با ..حتی خواستم جا بزنم و زنگ بزنم کلاس این هفته رو کنسل کنم ولی گفتم ا ش که چی!! عزممو جزم و رفتم...یه ذره احساس عصبانیت و خشم ازش بهم ساطع شد!! البته ت یب شخصیت از ویژگی های بارز ایشان استبعدم کلیییی تکلیف داد برا جلسه بعد..احساس داره دق دلیشو سرم خالی میکنه و خیلی جدی گفت باید اینارو انجام بدی اگه میخوای پیشرفت کنی..منم عین این گرخیده ها گفتم چشم چشم:/

خب دیگه خیالم راحته قضیه در ارامش تموم شد و از هفته دیگه همه چی کاملا عادی میشه



برچسب ها : اونقدرا ترسناک نبود
اونقدرا ترسناک نبود
مشکل یکی دوتا نیست!

پست ' مشکل یکی دوتا نیست! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست مشکل یکی دوتا نیست! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

مشکل یکی دوتا نیست!

به این نتیجه رسیدم که دوست های دخترم حتی بهترینشون هم به درد نمیخورن! یعنی فقط در غم ها دوستشونم...یا در مواقع گرفتاری!واقعا انتظار بیشتری از دوست مثلا ده ساله ام دارم...ولی خب کلا یه جورایی هر چی میشه فقط یه تاسف میخورم و سعی میکنم خودم رو ناراحت نکنم..ا ا ش همه، یعنی دقیقا همه، تنها میذارن ادمو...حالا شما بیا دستتو تا ارنج تو عسل در حلق این ها...عمرا اگه اثری دلشته باشه؛/ ا ش خودت میمونی و خدا..

چی بگم...نه از دوست های دختر شانس اوردم و نه !!

پ.ن چقد بده که همه ادما این روزا همدیگه رو مس ه و تحقیر میکنن..چه تو فضای مجازی چه حتی واقعی...یه جورایی انگار ادب و نزاکت داره منقرض میشه...



برچسب ها : مشکل یکی دوتا نیست! - دوست
مشکل یکی دوتا نیست!
این روزا چه خبره؟

پست ' این روزا چه خبره؟ ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست این روزا چه خبره؟ ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

این روزا چه خبره؟

_اهنگ "منظومه احساس" بابک جهانبخشم قشنگه هااا...تازه دیروز گوش دادم..تو تا ی که بودم..کلی بهم چسبید..و البته کمی هم بغض چاشنیش بود..ولی خوب بود..خوب با احساسم مچ میشه...

_ زندگی با دور ملایم در گذره...هفته پیش هفته پراسترس و پرفشاری بود..این هفته رو دارم به خودم استراحت میدم..

_ هر چند زیر تمرینات موسیقی دارم جون میدم و دست چپم بعدش له میشه کاملا

_ الان دارم میفهمم چرا همه میخوان دوست معمولیت باشن! بسی ادم ارامش داره..هر روزم نخواستی خداحافظ شما

_ از عجایب خلقت سپتامبر خیلی کمرنگ شده...باورش سخته..ولی منتظر محو شدنشم دلم زندگی جدید و دوست داشتن جدید میخواد! ادمای جدید...به زودی قرار فصل جدیدی از زندگیم شروع شه... یکم نگرانم البته ولی میدونم بد نیس و حس از گذشته امو جریاناتش فاصله میگیرم...جوری که یادم نخواهد اومد کی به کی بود..کی دل ش ت..کی چی گفت..

_خدا رو شاکرم برای همه چیز..خدایا ممنونتم:)



برچسب ها : این روزا چه خبره؟ - جدید ,هفته
این روزا چه خبره؟
عشق واقعی

پست ' عشق واقعی ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست عشق واقعی ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

عشق واقعی

وقتی ناهار پیتزای مورد علاقتو خورده باشی و تازه برای شام هم اضافه مونده باشه دیگه غم و غصه معنایی نداره:))



برچسب ها : عشق واقعی
عشق واقعی
شبیه ماه پر رازی...

پست ' شبیه ماه پر رازی... ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست شبیه ماه پر رازی... ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

شبیه ماه پر رازی...

چی تو.چشمات داری که منو اینجوری میگیره

همینکه تو رو میبینم زمان از دست من میره


پ.ن روز تعطیله و روز خاطره بازی و غرق شدن تو رویا...



برچسب ها : شبیه ماه پر رازی...
شبیه ماه پر رازی...
ا هفته ها رو چه کنم..

پست ' ا هفته ها رو چه کنم.. ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست ا هفته ها رو چه کنم.. ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

ا هفته ها رو چه کنم..

طی هفته خوبم

ام امان از ا هفته ها...خیلی سخت میگذره...



برچسب ها : ا هفته ها رو چه کنم.. - هفته
ا هفته ها رو چه کنم..
ازدواج اجباری!!

پست ' ازدواج اجباری!! ' به صورت خودکار از وبلاگ قصه های یک اپریل به زندگی برگشته:) دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست ازدواج اجباری!! ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

ازدواج اجباری!!

خب یه مدتیه که تو فامیل ما ایی که با غریبه ازدواج با مشکلات عدیده ای در زندگیشون مواجه شدن! از همین رو، مادر محترم انگشت اشاره خود را به سوی ما نشانه گرفت و با لحنی تهدید آمیز فرمودن: تو یکی دیگه با فامیل ازدواج میکنیااااا...عمرا اگه تو رو به غریبه بدم در ادامه حتی نام همسر ایندم هم گفتند آن هم بدین صورت: تو رو میدم به فلانی..پسر فلان خانواده... با منم بحث نکن

بنده هم عرض ولی من دوسش ندارم...فرمودن حرف نباشه

پ.ن اون پسره بدبخت اصن هنوز خواستگاری منم نیومده و امیدوارم خودش عاشق یکی باشه و کلا اینورا پیداش نشه که بدبخت میشم:/



برچسب ها : ازدواج اجباری!! - ازدواج
ازدواج اجباری!!
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به وبلاگ 24 میباشد. همچنین تمامی اطلاعات، خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و وبلاگ 24 هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد .
جهت حذف وبلاگهای با محتوای نا مناسب شما میتوانید بر روی گزینه "درخواست حذف" در همان صفحه وبلاگ کلیک نمائید.
All rights reserved. © WEBLOG24 2016