تاگور می گوید اینکه هر روز بچه ای به دنیا می آید نشان می دهد خدا هنوز از انسان ناامید نشده است. من می خواهم بگویم اینکه همه ی وبلاگ های دنیا به روز شده اند غیر از وبلاگ من، نشان می دهد خدا می خواهد تجدید نظر کند.

آدم های بزرگ زیادی در کوه ها زندگی کرده اند و مرده اند و ی آنها را نشناخت اما من این روزها هر غلطی که می خواهم م با خودم فکر می کنم قرار نیست ی از من بسازند. آن روز که باشگاه بودم کیف پولم را روی میز گذاشتم یاد هایی افتادم که طرف کیف پولش را در آنها گم می کند و قبلش هم دوربین حس روی کیف پول زوم می کند که شما خیال بیهوده نکنید. کیف گم می شود و یکی پیدایش می کند و از این مز ف ها. به هر حال مکثی روی کیف پول و و قد و بالایش را قربان صدقه رفتم. یک دوری زدم، لباس هایم را پوشیدم و کیف پول را برداشتم و سر کار رفتم.

نمی خواستم اگر ی هم از زندگی ام ساخته شود بر اساس یک اتفاق مس ه باشد. از اول هم قصدم این بود که به تنهایی این تیاتر را بازی کنم.

+ این پست عنوان دارد عنوانش عنوان ندارد است.