دیروز بعد تقریبا سه هفته رفتیم برای پیاده روی در محل جدید

بهار داره تموم میشه ولی هوا حس خنکه و بادی بودنش تو این چند وقت اخیر و البته مشغول بودن با انواع و اقسام کارها مثل ید ، کارهای مسافرت من ، کارهای ریز و درشت خونه، دلیل دیر شدن این اقدام  به گشت و گذار در محل بود.

این محل رو خیلی بیشتر دوست دارم ، فوق العاده زیباتره و همین طور نوتر 

محل قبل محله نسبتا قدیمی بود ولی اینجا یه چیزی که محله رو دوست داشتنی تر کرده خونه های خوشگل تر با معماریهای دلبرشونه 

چندتا بوش  ( معادل دقیق فارسی که مفهوم رو برسونه نمیدونم چی میشه )هم نزدیک خونه هست که یکیش پاتوق کلی مرغ ه  و دیروز بالا ه منبع و منشاء مرغ هایی رو که هر از گاه در حال پرواز یا تو باغچه همسایه ها میبینم ،کشف .

اینقدر محل به چشمم متفاوت بود که اون حس کنجکاوی روزهای اولم به خونه زندگیهای اینجا انگاری برگشته بود و به زور باید جلو خودم رو می گرفتم که زل نزنم خونه مردم 

و اینقدر دور و اطراف و مناظر خوشگل بودن که مدام این اصطلاح اینجایی ها میومد تو ذهنم :

we are blessed to live here