محل خونه جدید یه جوریه که اون یه ذره صداهای متداول این مرز و بوم رو هم تقریبا نداره ( البته به جز صدای چمن زن )

اول این که این محل، محلِ گربه هاس

همین همسایه های دور و بر ما تقریبا همشون گربه دارن اینه که صدای گاه و بی گاه سگ حذف شده ، البته این صدا هیچ وقت آزاردهنده نبوده ولی من فعلا دارم فقط ارزی می کنم. 

بعد اینکه خونه تو یه بن بسته و تو ردیف دوم خونه ها ازسمت کوچه و این یعنی اولا ماشین متفرقه و عبوری وجود نداره ، دوما صدای ماشین های محل هم به گوش ما نمیرسه

همسایه ها اغلب کیوی و آفریقایی ( آفریقای جنوبی ) هستن و این یعنی اینکه ساعت ده تا ده و نیم شب همه خوابن  ( من و این همه خوشبختی محاله  )

همسایه های بالا هم که یه خانم و آقا هستن که از ما بی صداترند حتی ! و انگاری بعد وعده شام که همانا ساعت شش و هفت عصره جمع می کنن میرن تو اتاق تلویزیونشون که دیگه اون قسمت هیچ اشتراکی با پایین نداره 

و منِ عاشق سکوت ، دارم از این حجم سکوت لذت می برم تا زمانی که یه از خدا بی خبری بساط چمن زنیش رو آتیش کنه.

خلاصه منم و صدای پرنده ها و گاهی صدای   باد و بارون و به ندرت صدای بازی بچه های همسایه ( نمی دونم بقیه مواقع کجان ؟ )


*پی نوشت یه کم بی ربط :تو این سه سال مجموعا تعداد بوقهایی که شنیدم به اندازه انگشتهای دست نشده هنوز