جدیدا مد شده وقتی غذای .  نذری میگیرن دوباره میرن توصف وایمیستن و غذا میگیرن..

منم اولش روم نمیشد اینکارو م ولی بعدا این کارو

همین جایی که همسر و دخملی رفته بودن شله بگیرن پارسال منو همسر رفتیم

یه بار گرفتیم دوباره رفتیم صف وایستادیم

اخه یه صف دورو دراز بود که تمومی نداشت...چون هر ی که غذا میگرفت دوباره میومد تو صف

هیچ هم بد نمیدونه ههه

ولی دخترم خیلی بد میدونه با همسر که رفته دیگه نیومده دوباره بگیره وهمسر ازش شاکی بود...

...................................

شله که گرفتند رفتند خونه ی مامان و یه مقداری الو بهشون دادن....

میخاستن شله هم بدن که مامان خودشون داشتن

داداش بزرگه تو اون اتاق خواب بوده ....یا شایدم خودشو به خواب زده و بلند نشده احوال پرسی کنه

همسر شاکی بود

مامان هم که تذکر نمیده بهشون

حالا دوروز دیگه کاری براشون پیش بیادهمسر نمیزاره من برم خونشون یا دیدنشون

شبی که برا زعفرون رفته بودیم خونه ی مامان ...مامان میگفت ابجی بزرگه..یعنی مامان دوقلوها....با دوقلوها برگشتن اومدن خونشون...نمیری یه سر بزنی....برووووو

دلم اتیش گرفت

هیچی نگفتم

گفتم نه باید بریم خونمون

ولی تو دلم گفتم مامان هنوز دو روز پیش بود که همسر عموش فوت کردو هیچ یه تسلیت نگفت....

حالا روم میشه بهش بگم میخام برم به خواهرم سر بزنم

خیلی هم دوست داشتم برم ولی جواب همسرو میدونستم

میخاستم به مامان بگم ...ولی جواب مامانو هم میدونستم

مامان میگه اوووووووووووووووووووووووهنوزم داری کشش میدی

اخه کشداره....همسر هر کارهم ه به چشم نمیاد

.......................................

درموردفرق گذاشتن میگفتم...

مامانم معتقده فرقی بین بچه هاش نمیزاره

یه ابجی دارم الان30سالشه

7؛8؛سال پیش 20توخورده ای بود

دخترمن اون موقع یه ی نازو گوگولی

یه دفعه با مامانو بابا رفته بودیم الماس شرق

چند تا چیز خوشکل و بچه گانه یدن برا اون س گنده و برا بچه ی من هیچی...انگارنه انگارکه بچه باهاشونه

به اون دختر س گنده میگن بچه و براش عروسک می ن

دخترمنم نامردی نکردو همونجا گفت منم میخام

اوناهم از ید برای ابجی منصرف و برای دخترمن یدن

دلم خنک شد

دخترمن تازه 18تموم شده

موقع زایمان اوج امتحاناتش بود

اصلا تمرکز نداشت....ابجی کوچیکه یادتونه اومده بودکمک و به بقیه ابجیها گفته بود دخملی کمک نمیکنه....خودش تو بیست و چند سالگی مامان براش عروسک یده بود 

...........

مگه قراربوده ز له بیاد

این ز له هم کارداد دست ابجی بزرگه

دخترش اونموقع بارداربودوخیلی میترسیدازز له

نمیزاشت مامانش ازخونه ت بخوره

حتی یه روز که مامانش نبوده شوهرشونزاشته بره سرکار

اسان چندوقته میلرزه همیشه دعا میکنم اگه خاست ز له بیاد یه جایی بیادکه منطقه مس ی نباشه

پ .ن....

همین الان اینستا بودم

فهمیدم ز له تو سه کشور اومده وتوایران هم سراسری بوده و اکثرجاها احساس شده

ساعتشو نمیدونم کی بوده

خدایا به مارحم کن