وبلاگ 24


نشریه قرآنی سراج منیر

پوستر سبک زندگی (کاملترین دستورالعمل)

پست ' پوستر سبک زندگی (کاملترین دستورالعمل) ' به صورت خودکار از وبلاگ نشریه قرآنی سراج منیر دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست پوستر سبک زندگی (کاملترین دستورالعمل) ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

پوستر سبک زندگی (کاملترین دستورالعمل)

بسم الله الرحمن الرحیم

اسراء / 88 : «قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَىٰ أَن یَأْتُوا بِمِثْلِ هَـٰذَا الْقُرْآنِ لَا یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ کَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِیرًا»

بگو: «اگر انس و جن گرد هم آیند تا مانند این قرآن را بیاورند، مانند آن را نخواهند آورد، هر چند برخى از آنها پشتیبان برخى [دیگر] باشند.



برچسب ها : پوستر سبک زندگی (کاملترین دستورالعمل)
پوستر سبک زندگی (کاملترین دستورالعمل)
فراموش نشدنی

پست ' فراموش نشدنی ' به صورت خودکار از وبلاگ نشریه قرآنی سراج منیر دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست فراموش نشدنی ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

فراموش نشدنی

هیچ چیز نمی تواند مظلومیت ی منا و سبوعیت جانیان سعودی را از یادها محو کند، حتی آرامش حج امسال.

اسراء / 33 : «وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّـهُ إِلَّا بِالْحَقِّ ۗ وَمَن قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَانًا فَلَا یُسْرِف فِّی الْقَتْلِ ۖ إِنَّهُ کَانَ مَنصُورًا»

و نفسى را که خداوند حرام کرده است جز به حق مکشید، و هر مظلوم کشته شود، به س رست وى قدرتى داده ایم، پس [او] نباید در قتل زیاده روى کند، زیرا او [از طرف شرع ] یارى شده است.

مطالعه در باره ی منا



برچسب ها : فراموش نشدنی
فراموش نشدنی
حاضران به غایبان برسانند

پست ' حاضران به غایبان برسانند ' به صورت خودکار از وبلاگ نشریه قرآنی سراج منیر دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست حاضران به غایبان برسانند ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

حاضران به غایبان برسانند

صادق علیه السلام:

عن الصادق علیه السلام قال: هو عید الله الاکبر،و ما بعث الله نبیا الا و تعید فی هذا الیوم و عرف حرمته و اسمه فی السماء یوم العهد المعهود و فی الارض یوم المیثاق الماخوذ و الجمع المشهود. وسائل الشیعه، 5: 224، ح 1.

جعفر صادق ( علیه السلام ) میفرمایند : روز غدیر خم بزرگترین عید خداست، خدا ی مبعوث نکرده، مگر اینکه این روز را عید گرفته و عظمت آن را شناخته و نام این روز در آسمان، روز عهد و پیمان و در زمین، روز پیمان محکم و حضور همگانی است.



برچسب ها : حاضران به غایبان برسانند - علیه السلام ,صادق علیه
حاضران به غایبان برسانند
کاظم علیه السلام و قرآن (باز نشر)

پست ' کاظم علیه السلام و قرآن (باز نشر) ' به صورت خودکار از وبلاگ نشریه قرآنی سراج منیر دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست کاظم علیه السلام و قرآن (باز نشر) ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

کاظم علیه السلام و قرآن (باز نشر)

با کاظم (علیه السلام) در سایه سار قرآن

بمناسبت ولادت با سعادت کاظم (علیه السلام) برخی از فرمایشات آن حضرت در باره قرآن را برای شما عزیزان می نویسم با آرزوی دعای خیر.

با کاظم (علیه السلام) در سایه قرآن

بمناسبت ولادت با سعادت کاظم (علیه السلام) برخی از فرمایشات آن حضرت در باره قرآن را برای شما عزیزان می نویسم با آرزوی دعای خیر.

۱- صداى زیبا و حزن‏ آور
عالم بزرگوار شیخ مفید (ره) مى‏نویسد:” آن حضرت دانشمندترین مردم زمانه اش بود و بیش از همه حافظ کتاب الهى و خوش‏ صداترین آنان در قرائت قرآن بود. هنگام قرائت، آهسته و حزن‏ آور میخواند و میگریست و شنوندگان هم گریه می د، اهل مدینه او را « زین المجتهدین‏» مینامیدند.” (۱)
در روایتى دیگر آمده است: ( و کانت قرائته ح )؛ قرائت آن ‏حضرت حزن‏ آور بود. (۲)
کاظم علیه السلام به ابرهه ى فرمود:« با کتاب خودت چقدر آشنایى؟ پاسخ ‏داد: به متن و تاویل آن آگاهم. هشام میگوید: حضرت کاظم (علیه السلام) شروع کرد به قرائت ‏انجیل، آنگاه ابرهه گفت:« حضرت این ‏چنین میخواند و جز او هیچ ى چنین‏ نخوانده است و از پنجاه سال پیش تا کنون در جستجوى چنین شخصیتى بودم.‏» و دراین هنگام، ابرهه توسط مسلمان شد. (۳)

۲- ترتیل
ترتیل یعنى حروف کاملاً ادا شود و بیان و وقوف رعایت گردد. حضرت کاظم (علیه السلام) میفرماید: از اکرم (صلی الله علیه و آله ) درباره معناى « وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتیلا.»( مزمل/ ۴ ( پرسیدند، در پاسخ فرمود: ” بینه تبیانا ولا تنثره نثرالرهل ولا تهذه هذا الشعر، قفوا عند عجائبه و حرکوا به القلوب ولا ی هم احدکم آ السوره. (۴) ؛ قرآن را واضح و کاملا روشن ‏بیان کن و حروفش را مانند رمل و شن‏هایى که باد یکباره مى‏پاشد بر روى هم نریز و آن را مانند شعرخوانى پشت ‏سر هم و با شتاب مخوان، وقتی به شگفتی هاى قرآن رسیدی؛ ‏بایستید و دلها را با آن تکان دهید و همت و نظر شما رسیدن به آ سوره ‏نباشد.(۵)

۳- ارج نهادن به حاملان قرآن
آن حضرت در حدیثى از جد بزرگوارش نقل مى‏فرماید: خداى تعالى بخشنده است و جود و بخشش را دوست دارد و کارهاى عالى را دوست مى‏دارد و از کارهاى پست نا سند است. بزرگداشت ‏سه گروه از احترام به جلال الهى است:
الف- ریش سفید مسلمان.

ب- عادل.

ج- آن ى که حامل و تسلیم قرآن کریم است، ‏به گونه‏اى که نه اهل غُلو است و نه از بار تکالیفش شانه خالى مى‏کند. (۶)

۴- اهداى ثواب قرائت ‏به معصومین (علیهم السلام)
على بن ‏مغیره به کاظم (علیه السلام) مى‏گوید: پدرم از جد شما پرسید آیا رواست ‏شبى یک ختم قرآن بخوانم؟
جد شما فرمود: هر شب. دوباره پرسید: آیا در ماه رمضان هم؟ جدّ شما فرمود: در ماه رمضان نیز.

و برنامه پدرم این بود که در ماه رمضان چهل بار قرآن را ختم مى‏کرد؛ و من نیز بیشتر از پدرم قرآن مى‏خوانم و گاهى کمتر از پدرم، کم و زیا بستگى دارد ‏به اندازه فرصت و فراغت و یا کار و سرگرمى و نشاط و بیماریم و هنگام عید فطر، قرآن هایى که را که خوانده ام، یک ختمش را براى رسول اکرم (صلی الله علیه و آله ) یکى براى‏ على (علیه السلام) یکى براى فاطمه (سلام الله علیها) و همچنین براى هر کدام از ان هدیه می کنم. و از هنگامى که خدا این بینش و حال را به من‏ عنایت کرده است و در سلک پیروان شما قرار گرفته‏ام، ثواب یک ختم را نیز به شما هدیه می کنم. آیا براى خودم نیز پاداشى هست؟ حضرت فرمود: پاداش تو آن است که در قیامت ‏با آنها هستى، گفتم الله‏اکبر، آیا چنین اجرى دارم؟ حضرت سه بار فرمود: بله. (۷)
شیعه و قرائت قرآن
حضرت کاظم (علیه السلام) به مردى فرمود: آیا دوست دارى در دنیا بمانى؟ پاسخ داد: بله. پرسید: براى چه؟ گفت: به خاطر قرائت قل هو الله احد، آنگاه حضرت سکوت کرد و پس از زمانى فرمود: اى حفص! هر از دوستان و شیعیان ما بمیرد و قرآن را خوب نداند، در عالم برزخ آموزش داده مى‏شود تا خدا به واسطه آن درجه و مقامش ‏را بالا ببرد زیرا درجات بهشت‏ به قدر آیه‏هاى قرآن کریم است. به قارى گفته ‏مى‏شود: بخوان و بالا برو پس او مى‏خواند و بالا می رود.
حفص گوید: در عمرم ى را که بیشتر از کاظم (علیه السلام) خدا ترس و به رحمت ‏حق ‏امیدوار باشد ندیدم و قرآن خواندنش همراه با حزن بود و گویا هنگام قرائت ‏به شخصى‏ خطاب مى‏کند. (۸)
پرهیز از بحث هاى بى‏ فایده
همچنان که امروزه، پرداختن به طرح و حل بسیارى از معماهاى قرآنى، وقت‏ گیر، کم ‏فایده و مایه غفلت از اه اصلى قرآن کریم است، در گذشته نیز مباحثى‏ چون مخلوق بودن یا قدیم بودن قرآن، به صورت مشکلى جنجالى درآمده بود و مایه درگیرى و خونریزى‏ ها و اتلاف وقت و… مى‏شد. هنگامى که به کاظم (علیه السلام) گفته شد که مردم در باره بعضی مسائل قرآن اختلاف دارند تا آنجا که برخى ‏قرآن را مخلوق و بعضى غیر مخلوق مى‏دانند، فرمود: من آنچه را آنان مى‏گویند، نمى‏گویم ولى مى‏گویم:« انه کلام الله‏» قرآن سخن خداست. (۹)
این روش و منش ‏باید سرمشق امروز و همیشه ما باشد، که از مباحث نظرى بى ‏فایده و مشکل‏آفرین ‏بپر م.

عنایت ‏به تفسیر قرآن
سزاوار است که قارى به معنى و تفسیر هم توجه نماید، در فرمایشات کاظم (علیه السلام) مواردى از تفسیر آیات بیان شده است، مثلا « توبه نصوح‏» در آیه‏« یا ایها الذین آمنوا توبوا الى الله توبة نصوحا» ( تحریم/‏۷۷) را چنین تفسیرمى‏فرماید:” بنده به درگاه خدا توبه مى‏کند و دیگر برنمى‏گردد و توبه نمى‏شکند و به راستى که محبوب ترین بندگان خدا در پیشگاه حق، فریب خوردگان ‏توبه ‏کننده‏اند.” (۱۰)

تفسیر واژه‏ هاى مشکل

در تفسیر«الَّذینَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُون‏» (ماعون/۵) سهو در را تضییع‏ مى‏داند. (۱۱) و یا در تفسیر «الله الصمد» (توحید/ ۲) مى‏فرماید:« الصمد الذى ‏لا جوف له‏» (۱۲)؛ صمد ى است که تو خالى نیست؛ بدیهى است که اجسام همه ‏تو خالى و داراى هسته مرکزى و پروتون هستند، و طبق این تفسیر صمد یعنى غیرمادى و غیر جسم.

بیان مصداق و مورد آیه
شان نزول و یا روشن‏ترین مصداق هاى برخى آیات، در سخنان بیان شده ‏است؛ مثل مصداق «ماء معین‏» که منظور از آن غیبت زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. در این آیه از انسان سؤال شده:« قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُکُمْ غَوْراً فَمَنْ یَأْتیکُمْ بِماءٍ مَعین.‏» (ملک/۳۰)؛ بگو: به من خبر دهید، اگر آب شما فرو رود، چه ى آب روان برایتان خواهد آورد؟
و در توضیح « فجار» در آیه« کَلاَّ إِنَّ کِتابَ الفُجَّارِ لَفی‏ سِجِّین.‏»(مطففین/ 7) مى‏فرماید: ” بد کاران و فاجران انى هستند که در حق ائمه (علیهم السلام) نافرمانى و برآنان قلدرى د. (۱۳) گفتنى است که بیشترین تفسیرهاى آن بزرگوار در شرح‏ آیه‏هایى است که در اثبات ت و ى و یا بیزارى و مذمت منحرفان از ت ‏نازل شده است.

در معرفى مهم ‏ترین مصداق منافقان، انى را نشان مى‏دهد که به ولایت ‏حضرت‏ على(علیه السلام) ایمان نمى‏آوردند، قرآن کریم مى‏فرماید:« هنگامى که منافقان نزد تو آیند مى‏گویند: ما شهادت مى‏دهیم که یقیناً تو رسول خدایى‏. خداوند مى‏داند که تو رسول او هستى، ولى خداوند شهادت مى‏دهد که منافقان دروغگو هستند…» (منافقون/۱۳)

این به خاطرآن است که نخست ایمان آوردند سپس کافر شدند. از این‏ رو بر دل هاى آنان مُهر نهاده شده و حقیقت را درک نمى‏کنند. (علیه السلام) مى‏فرماید: منظور منافقانى هستند که ‏نخست به رس (صلی الله علیه و آله ) ایمان آوردند و سپس به ولایت ‏حضرت على(علیه السلام) وصى آن‏ حضرت کفر ورزیدند.

ثواب تلاوت
در سخنان کاظم (علیه السلام) ثواب و آثار تلاوت بسیارى ‏از آیه‏ ها و سوره‏ ها بیان شده که نمونه‏ هایى را مرور مى‏کنیم:
۱- هر گاه از چیزى ترسیدى صد آیه از هر جاى قرآن که خواستى، بخوان، آنگاه ‏سه بار بگو: اللهم اکشف عنى البلاء. (۱۴)
۲- نسیم رحمت الهى در هر روز هزار بار مى‏ وزد، و به هر بنده‏اى هر چه از خدا بخواهد مى‏ دهد پس هر که بعد از عصر صد بار سوره قدر را بخواند، خداوند آن هزار رحمت و همانند آن را به او مى‏ بخشد. (۱۵)


پى ‏نوشت‏ها:


۱- ارشاد مفید، ص ۲۳۵/ بحارالانوار، ج ۴۸، ص ۱۰۲٫
۲- کافى، ج ۲، ص‏۶۰۶، به نقل از مسند ال الکاظم (علیه السلام) ج ۲، ص ۱۱٫
۳- بحارالانوار، ج ۴۸، ص ۱۰۴٫
۴- بحارالانوار، ج‏۷۶، ص‏۶۳/ مسند ال الکاظم(علیه السلام) ج ۲، ص ۴۴٫
۵- مسند ال الکاظم(علیه السلام) ،ص ۴۴، نقل از بحارالانوار، ج ۹۲، ص ۲۱۵٫
۶- بحارالانوار، ج ۹۲، ص ۱۸۴٫
۷- کافى، ج ۲، ص ۴۱۸/ مسند ال الکاظم (علیه السلام)، ج ۲، ص ۹۸٫
۸- همان، ص‏۶۰۶٫
۹- توحید صدوق، ص ۲۲۴/ مسند ال الکاظم(علیه السلام) ، ج ۲، ص‏۷٫
۱۰- تفسیر نورالثقلین، ج ۵، ص ۳۷۴/ مسند ال الکاظم (علیه السلام) ج ۲، ص ۴۲، با اندکى تفاوت.
۱۱- مسند ال الکاظم (علیه السلام) ، ج ۲، ص‏۴۷٫
۱۲- مسند ال الکاظم (علیه السلام) ج ۲، ص ۴۸٫
۱۳- مناقب ابن شهرآشوب، ج ۲، ص ۳۵۲، نقل از مسند ال الکاظم(علیه السلام) ج ۲، ص‏۴۶٫
۱۴- مناقب ابن شهرآشوب، ج ۱، ص‏۵۵۹، نقل از مسند ال الکاظم (علیه السلام) ص ۴۱٫
۱۵- ثواب الاعمال، ص‏۱۵۷، نقل از مسند ال الکاظم(علیه السلام) ج ۲، ص ۱۱

منبع : تبیان مبلغین



برچسب ها : کاظم علیه السلام و قرآن (باز نشر) - علیه ,السلام ,قرآن , ,حضرت ,ال ,علیه السلام ,مسند ال ,کاظم علیه ,ال الکاظم , کاظم ,مسند ال الکاظم ,مسند ال الکاظم
کاظم علیه السلام و قرآن (باز نشر)
مسِئولان اثبات کنند (نترسند)

پست ' مسِئولان اثبات کنند (نترسند) ' به صورت خودکار از وبلاگ نشریه قرآنی سراج منیر دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست مسِئولان اثبات کنند (نترسند) ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

مسِئولان اثبات کنند (نترسند)

بسم الله الرحمن الرحیم

آل عمران / 175 : «إِنَّمَا ذَٰلِکُمُ الشَّیْطَانُ یُخَوِّفُ أَوْلِیَاءَهُ فَلَا تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ»

در واقع، این است که دوستانش را مى ترساند؛ پس اگر مؤمنید از ( و دوستانش) مترسید و از (عاقبت مخالفت با دستورات) من بترسید.



برچسب ها : مسِئولان اثبات کنند (نترسند)
مسِئولان اثبات کنند (نترسند)
فاتحه صلح نوبل خوانده شد

پست ' فاتحه صلح نوبل خوانده شد ' به صورت خودکار از وبلاگ نشریه قرآنی سراج منیر دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست فاتحه صلح نوبل خوانده شد ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

فاتحه صلح نوبل خوانده شد


دریافت
مدت زمان: 2 دقیقه 28 ثانیه

صبح 1396/06/22 در ابتدای جلسه ی درس خارج فقه با اشاره به حوادث فاجعه آمیز میانمار، از سکوت و بی عملی مجامع جهانی و مدعیان در قبال این فجایع به شدت انتقاد د و فرمودند: «جلوی چشم کشورهای ی، تهای ی، جلوی چشم یک و نیم میلیارد مسلمان، جلوی چشم مجامع جهانیِ مدّعی و تهای ریاکار دروغگوی مدّعی ، یک ت بی رحمی که در رأسش هم یک زنی است که جایزه ی [صلح] نوبل گرفته است این زن بی رحم، یک جمعِ مردم بی پناه را میکشند، آتش میزنند، خانه هایشان را ویران میکنند، بیرونشان میکنند... حالا ممکن است یک چند نفر متعصّب مذهبی هم در این قضیّه تأثیر دارند لکن یک ت دارد این کار را میکند؛ مسئله است. در رأس آن ت هم یک زنی است که جایزه ی [صلح] نوبل گرفته. فاتحه ی جایزه ی [صلح] نوبل و نوبل را اینها خواندند با این کار. [دادنِ] جایزه ی صلح نوبل به یک انسانِ به این بی رحمی! زن و این همه بی رحم! انسان واقعاً حیرت میکند از این وضعی که بشریّت در دنیا به آن دچار است.»




برچسب ها : فاتحه صلح نوبل خوانده شد - نوبل ,جایزه ی , ت ,نوبل گرفته
فاتحه صلح نوبل خوانده شد
نامه های حسین علیه السلام - 1

پست ' نامه های حسین علیه السلام - 1 ' به صورت خودکار از وبلاگ نشریه قرآنی سراج منیر دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست نامه های حسین علیه السلام - 1 ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

نامه های حسین علیه السلام - 1

از گنجینه های ماندگار و قابل بهره، نوشته ها و نامه هایی است که از ان معصوم علیهم السلام تحت عنوان توقیعات، کتب، وصیتنامه ها و... برای شیعیان به یادگار مانده است. این نامه ها در کتب مختلف روایی و تاریخی پراکنده است و کمتر به صورت مجموعه ای گرد آوری شده است. بخشی از نامه های مؤمنان علیه السلام در نهج البلاغه گرد آوری شده است و برخی از نویسندگان نیز در رابطه با دیگر ان اقدام به این کار نموده اند.

جا دارد در ایام محرم، مبلّغان گرامی از نامه های به یادگار مانده از حسین علیه السلام بهره ببرند. در اینجا قصد داریم به بخش مهمی از نامه های حسین علیه السلام اشاره نمائیم.

با ذکر این نکته که نامه های آن حضرت گاه اخلاقی است؛ مانند نامه اوّل، و گاه .

نامه های نیز یک بخش مربوط به تأیید صلح حسن مجتبی علیه السلام و تن دادن شیعیان به این مسئله می شود؛ مانند نامه دوّم (نامه به جعده) و بخش دیگر مربوط به معاویه و افشاگری علیه او و فرزندش یزید، و افشا نمودن جنایت او؛ مانند نامه های سوّم و چهارم و...

قسمت دیگر نامه های آن حضرت مربوط به وصیتها و اه قیام اوست؛ مانند نامه ششم، (نامه به محمد حنفیه) و نامه به عبدالله جعفر و بخش دیگر نیز برای زمینه سازی قیام کربلا و دعوت مردم برای ملحق شدن به آن است؛ مانند نامه نهم (نامه به بنی هاشم)، نامه های مختلف به مردم کوفه و بصره، و نامه به حبیب بن مظاهر و... .

ترتیب انتخ در بیان نامه ها ترتیب تاریخی است، یعنی هر کدام مربوط به دوران صلح حسن علیه السلام و خلافت غاصبانه معاویه می شود، در بخش ابت ، و آنچه مربوط به قیام کربلا می شود، به ترتیب تاریخ نگارش، در قسمت بعدی آمده است.

1. نامه به حسن مجتبی علیه السلام

حسن مجتبی علیه السلام به برادرش حسین علیه السلام فرمود: «چرا این قدر به شعرا زیاد صله و پاداش می دهی؟»

حسین علیه السلام در جواب برادرش نوشت: «اَنْتَ اَعْلَمُ مِنّی بِاَنَّ خَیْرَ الْمالِ ما وَقی الْعِرْضَ؛ تو بهتر از من می دانی که بهترین مال، مالی است که آبروی انسان را حفظ کند.»

از این نامه می توان استفاده کرد که در مواردی لازم است انسان برای حفظ آبروی خود به انی کمک مالی نماید، مثلاً اگر فردی به ناحق علیه انسان ادّعای مالی می کند و انسان شروری باشد که ممکن است باعث آبرو بری انسان شود، می تواند برای جلب رضایت او، به وی کمک مالی نماید، و یا شعرا و نویسندگانی که ممکن است زمینه آبرو ریزی انسان را فراهم نمایند، می توان با کمکهای مالی آنها را از این عمل منصرف نمود.

2. نامه به جعده

جعده به نمایندگی از شیعیان نامه ای به این صورت برای حسین علیه السلام نوشت: «شیعیان شما در اینجا (کوفه) دلهایشان به شما روشن و به شما امید بسته اند، و ی را شما نمی دانند و رأی و تصمیم برادرت مجتبی علیه السلام را در جنگ با معاویه دانستند و شما را هم به ملاطفت و نرمی با دوستان و شدّت و تندی با دشمنان می شناسند. پس اگر می خواهی این حکومت را به دست گیری (و علیه معاویه قیام کنی) به سوی ما بیا که ما تا پای جان با تو هستیم.»

حسین علیه السلام در جواب نوشت: «امّا اَخی فَاِنّی اَرْجُو اَنْ یَکُوْنَ اللّه ُ قَدْ وَفَّقَهُ وَ سَدَّدَهُ وَ اَمّا اَنَا فَلَیْسَ رَاْیی الْیَوْمَ ذاکَ فَاَلْصِقُوا رَحِمَکُمُ اللّه بِالْاَرضِ وَ اَکْمِنُوا فی الْبُیُوتِ وَ احْتَرِسُوا مِنَ الظَّنَّةِ مادامَ مُعاوِیَةُ حَیّاً فَاِنْ یَحْدَثِ اللّه ُ بِهِ حَدَثاً وَاَنا حَیٌّ کَتَبْتُ اِلَیْکُمْ بِرأیی وَالسَّلام ؛ اما برادرم! پس به راستی که امیدوارم خداوند او را موفق و محکم بدارد، و اما من، امروز چنین نظری ندارم. خدا شما را مورد رحمت قرار دهد، به زمین بچسبید و در خانه هایتان بنشینید و از کاری که موجب تهمت علیه شما است بپر د، مادامی که معاویه زنده است. پس اگر خداوند نسبت به معاویه حادثه ای ایجاد کرد (و مرگ او فرا رسید) و من زنده بودم، نظر خودم را به شما می نویسم. والسلام.»

پیامهای نامه

1. تأیید صلح حسن علیه السلام ؛ لذا تا ده سال حسین علیه السلام علیه معاویه حرکتی انجام نداد.

2. توصیه شیعیان به پنهان کاری و پرهیز از تظاهر و کارهای علنی.

3. اعلام ضمنی مرگ معاویه قبل از شهادت حسین علیه السلام .

4. اعلام غیر مستقیم قیام توسط آن حضرت در آینده.

3. نامه به معاویه

حضرت سید ال ء نامه های متعددی به معاویه نوشته که اهم آنها منع می شود:

یک. مصادره اموال

کاروانی از یمن، اموال و زینت آلات و عطریات را به دمشق حمل می کرد. حسین علیه السلام اموال را ضبط نمود و به معاویه نوشت:

«مِنَ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیّ اِلی مُعاوِیَةَ بْنَ اَبی سُفیانَ اَمّا بَعْدُ فَاِنَّ عِیْراً مَرَّتْ بِنا مِنَ الْیَمَنِ تَحْمِلُ مالاً وَ حُلَلاً وَ عَنْبَراً اِلَیْکَ لِتُوَدِّعَها خَزائِنَ دَمِشْق وَ تَعُلَّ بِها النَّهَلَ بِبَنی اَبیکَ وَ اِنّی اِحْتَجْتُ اِلَیْها فَاَخَذْتُ، وَالسلام؛ از حسین فرزند علی علیه السلام به معاویه پسر سفیان. اما بعد، کاروانی از یمن بر ما مرور می کرد که حامل مال و مشک و بوی خوش به سوی تو بود که تو آنها را در خزائن دمشق ذخیره نمایی تا تشنگان اولاد پدرت را [مکرر[ سیراب کنی. من به آن اموال نیاز داشتم؛ از اینرو آنها را گرفتم [و مصادره نمودم].»

پیامهای نامه

1. با این عمل حسین علیه السلام ثابت کرد که حکومت معاویه غصبی است و مشروعیت ندارد.

2. هر چند حضرت صلح برادر را با معاویه نقض نکرد، ولی مشروعیت او را هم تأیید نکرد.

3. این نامه از تاراج بیت المال توسط معاویه و تقسیم آن بین خویشاوندان خبر می دهد.

4. معصوم اگر به ظاهر هم از حکومت کنار باشد، بیت المال و اختیارات آن حق شرعی اوست؛ نه غاصبان.

5. به معاویه فهماند که سکوت من به خاطر احترام به صلح برادر است نه ترس از معاویه و اطرافیان او.

دو. ازدواج با کنیز

همچنان که حسین علیه السلام رفتار معاویه را زیر نظر داشت، معاویه نیز در مدینه جاسوسهایی داشت که مأمور اطلاع رسانی بودند، از جمله گزارش دادند که حسین بن علی علیهماالسلام کنیز خویش را آزاد کرده و سپس با او ازدواج نموده است؛ عملی که در آن عصر چندان مورد پسند نبوده است.

معاویه به استناد گزارش فوق، نامه ای به حضرت به این صورت نوشت: «به من خبر رسیده که با کنیزی ازدواج نموده ای و ن قریش که هم کفو و در شأن تو بوده اند را رها کرده ای [با اینکه] ازدواج با آنان موجب مجد و سرافرازی و نجابت و آبروی فرزندان می شود. با این عمل نه مصلحت خود را در نظر گرفته ای و نه فرزندانت را.»

حضرت در جواب نوشت: «قَدْ رَفَعَ اللّه ُ بِالْاِسْلام اَلْخَسِیْسَةَ وَ وَضَعَ عَنّا بِهِ النَقیصَةَ فَلا لُؤْمَ عَلی اِمْری ءٍ مُسْلِمٍ اِلّا فی اَمْرٍ مَأثِمٍ وَ اِنَّمَا الْلَّوْمُ لُوْمَ الجاهِلیَّةِ؛ خداوند با [ظهور] [این نوع] پستی و حقارتها را برداشت و بوسیله ما آن نقیصه [و آفت اجتماعی] برداشته شد، [و این را بدان] سرزنش مسلمان روا نیست مگر در معصیت [خداوند]، و همانا [آنچه سزاوار ملامت است[ اعمال جاهلیت است که ملامت دارد.»

پیامها

معاویه خواست حسین علیه السلام را ملامت کند؛ ولی بر ع باعث ملامت خودش شد.

2. ارزشها باید بر محور دستورات و رفتار اهلبیت علیهم السلام سنجیده شود نه رسوم غیر منطقی.

3. آنچه ملامت دارد نافرمانی خدا است که معاویه گرفتار آن است و همین طور پایبندی به رسوم جاهلی ملامت دارد.

4. حضرت به معاویه فهماند که از معیارهای ارزشی بی خبر است.

سه. هشدار

معاویه، نامه ای به «عمرو بن سعید» که حاکم مدینه بود نوشت و از او خواست؛ از حسین بن علی علیهماالسلام ، ابن عباس، عبداللّه بن جعفر، و عبداللّه بن زبیر، برای ولایت عهدی یزید بیعت بگیرد. حسین علیه السلام حاضر به بیعت نشد. از اینرو معاویه نامه ای برای او به این شرح نوشت:

«امّا بعد اخباری از شما به من رسیده که خیال نمی آنها را از روی میل و رغبت انجام داده باشی، و سزاوارترین مردم در میان انی که بیعت کرده و در موقعیت و عظمت و شرافت خدا دادی شما باشد، باید به بیعت وفادار بماند. از خدا بترس و مردم را به فتنه نینداز و به خودت و دینت و امّت [ صلی الله علیه و آله ] دقت کن و انی که یقین به آ ت ندارند، شما را سبک نکنند.»

یا للعجب انسان در مقام حرف زدن چقدر می تواند زیبا حرف بزند و واقعیات را وارونه کند. معاویه با آن آلودگیهای خویش حسین علیه السلام را به تقوی دعوت می کند!!

حسین علیه السلام در یک نامه هشدار دهنده جواب دندان شکنی به معاویه داد که متن آن را مرور می کنیم: «اَمّا بَعْدٌ فَقَدْ بَلَغَنی کِتابُکَ تَذْکُرُ اَنَّهُ قَدْ بَلَغَکَ عَنّی اُمُورٌ اَنْتَ لی عَنْها راغِبً وَ اَنا بِغَیْرِها عِنْدَکَ جَدْیرٌ، فَاِنَّ الْحَسَناتِ لا یَهْدی لَها، وَ لا یُسَدِّدُ اِلَیها اِلّا اللّه ؛ اما بعد، نامه تو به من رسید، یاد آور شدی که اموری از من به تو رسیده که تو از من انتظار نداشتی، و من به غیر آنها در نزد تو سزاوار بودم، همانا هدایت به نیکیها و بسته شدن [درهای[ آن جز با خدای بلند مرتبه نیست.»

«وَ اَمّا ما ذَکَرْتَ اَنَّهَ رُقِیَ اِلَیْکَ عَنّی فَاِنَّما رَقاهُ الْمَلّاقُون، المَشّاؤُنَ بِالنَّمیمِ وَ ما اُرْیدُ لَکَ حَرْباً وَ لا عَلَیْکَ خِلافاً، وَ اَیْمُ اللّه ِ اِنّی لَخائِفٌ لِلّهِ فی ذلِکَ، وَ ما اَظُنُّ اللّه َ راضیا بِتَرْکِ ذلِکَ، وَ لا عاذِراً بِدُونِ الْاِعْذارِ فِیْهِ اِلَیْکَ وَ فی اُولئِکَ الْقاسِطینَ المُلْحِدیْنَ حِزْبَ الظّلَمَةِ وَ اَوْلِیاءِ الشَیاطین؛ اما آنچه را یادآور شدی که اخباری از من به تو رسیده، این کلمات بافته های افراد چاپلوس و سخن چین است. من با تو اراده جنگ و مخالفت ندارم (به احترام صلح برادرم)، سوگند به خدا که در ترک آن بیمناکم و خداوند را به ترک آن راضی نمی دانم و در ترک آن در نزد تو و این گمراهان و ملحدان و لشکر ظلم و دوستان عذری ندارم.»

«اَلَسْتَ قاتِلَ حِجْرٍ وَ اَصْحابِهِ الْعابِدْینَ اَلْمُخْبِتینَ، اَلَّذینَ کانُوا یَسْتَفْظِعُونَ الْبِدَعَ وَ یَأمُرُونَ بِالْمَعْروُفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ فَقَتَلْتَهُمْ ظُلْماً وَعُدْواناً مِنْ بَعْدِ ما اَعْطَیْتَهُمُ الْمَواثیقَ الْغَلیظَةَ، وَ الْعُهُوْدَ الْمُؤَکَّدَةِ جُرْأةً عَلی اللّه ِ وَ اسْتِخْفافاً بِعَهْدِهِ؟!؛ آیا تو قاتل حجر [بن عدی] و یارانش نیستی که عابد و متواضع بودند؛ انی که بدعتها را ناروا می شمردند و امر به معروف و نهی از منکر می د، پس آنها را از روی ظلم و دشمنی کشتی بعد از آنکه امان و عهد محکم داده بودی، [با این عمل] بر خدا جرأت کردی و عهد او را سبک شمردی.»

«اَوَ لَسْتَ بِقاتِلِ عَمْروبن الحَمِقِ الَّذی اَخْلَقَتْ وَاَبَلَتْ وَجْهَهُ الْعِبادَةُ فَقَتَلْتَهُ مِنْ بَعْدِ ما اَعْطَیْتَهُ مِنَ الْعُهُودِ ما لَوْ فَهِمَتْهُ الْعُصِمُ نَزَلَتْ مِنْ شَعَفِ الْجِبالِ؟!؛ آیا تو قاتل «عمروبن حمق» نیستی؟ آن انسانی که در اثر عبادت بدنش لاغر شده و صورتش زرد و نحیف شده بود. پس او را کشتی بعد از عهد و پیمانهای محکم، به نحوی که اگر آهوان می فهمیدند، از بالای کوهها پایین می آمدند.»

«اَوَ لَسْتَ الْمُدَّعی زِیادَ بْنَ سُمَیَّةَ اَلْمَوْلُودِ عَلی فِراشِ عُبَیْدِ ثَقیفٍ فَزَعَمْتَ اَنّه ابْنُ اَبیکَ. وَقَد قالَ رَسُولُ اللّه ِ صلی الله علیه و آله اَلْوَلَدُ لِلْفِراشِ وَ لِلْعاهِرِ اَلْحَجَرُ فَتَرَکْتَ سُنَّةَ رَسُولِ اللّه ِ تَعَمُّداً وَتَبِعْتَ هَواکَ بِغیَرِ هُدیً مِنَ اللّه ِ، ثُمَّ سَلَّطْتَهُ عَلَی العِراقَیْنِ یَقْطَعُ اَیْدی الْمُسْلِمینَ وَ اَرْجُلَهُمْ وَ یَسْمَلُ اَعْیُنَهُمْ وَ یَصَلِّبُهُمْ عَلی جُزُوْعِ النَّخلِ، کَاَنَّکَ لَسْتَ مِنْ هذِهِ الاُْمَّةِ وَ لَیْسُوا مِنْکَ؛ آیا تو همان نیستی که زیاد بن سُمَیّه را که در بستر برده ای از بنی ثقیف متولد شده بود، [برادر خو و] پسر پدرت [ابوسفیان] شمردی؟ و حال آنکه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: فرزند برای صاحب بستر است و برای کار سنگ است؟ پس سنّت رسول خدا صلی الله علیه و آله را عمداً ترک گفتی و هوای نفست را بدون هدایت الهی پیروی کردی، سپس زیاد را بر عراقین (کوفه و بصره) مسلّط کردی تا دست و پای مسلمانان را قطع کند، و چشمهایشان را با آهن گداخته ن نا نماید، و بدنهای ایشان را بر شاخه های درخت ما آویزان کند. انگار تو از این امت نیستی و آنها از تو نیستند.»

«اَوَ لَسْتَ قاتِلَ الْحَضْرَمِیِّ الَّذی کَتَبَ اِلَیْکَ فیهِ زیادُ اَنَّه عَلی دیْنِ علّیٍ صلواتُ اللّه ِ عَلَیْهِ فَکَتَبْتَ اِلَیْهِ اَنِ اقْتُلْ کُلَّ مَنْ کانَ عَلی دیْنِ عَلَیٍّ فَقَتَلَهُمْ وَ مَثَّلَ بِهِمْ بِاَمْرِکَ وَ دینُ عَلِیٍّ علیه السلام وَ اللّه ِ هُوَ دینُ [ابْنِ عَمِّه] الَّذی کانَ یَضْرِبُ عَلَیْهِ اَباکَ وَ یَضْرِبُکَ وَ بِهِ جَلَسْتَ مَجْلِسَکَ الَّذی جَلَسْتَ وَ لَوْ لا ذلِکَ لَکانَ شَرَفُکَ وَ شَرَفُ اَبیکَ الرِّحْلَتَیْنِ (رِحْلَةَ الشِّتاءِ وَ الصَّفِ)؛ آیا تو قاتل حضرمی نیستی ؛ ی که ابن زیاد درباره او با تو مکاتبه کرد که وی بر دین علی علیه السلام است و تو به او نوشتی هر بر دین علی است، او را به قتل برسان و او [نیز] همگان را به امر تو کشت و مُثْلِه نمود و حال آن که به خدا سوگند دین علی [دین پسر عمویش پیغمبر صلی الله علیه و آله ] و همان دینی است که تو و پدرت را به دستور آن دستخوش شمشیر می ساخت و به بهانه همان دین [غاصبانه] بر مسند خلافت نشسته ای و گرنه شرف تو و پدرت دو کوچ [در تابستان و زمستان] بود.

«وَ قُلْتَ فیما قُلْتَ: لا تَرِدُ هذِهِ الْاُمَّةَ فی فِتْنَةٍ وَ اِنّی لا اَعْلَمُ لَها فِتْنَةً اَعْظَمُ مِن اِمارَتِکَ عَلَیْها؛ در نامه ات گفته ای که این امّت را در فتنه نینداز، به راستی فتنه ای بالاتر از این نمی بینم که تو بر این مردم هستی.»

«وَ قُلْتَ فیما قُلْتَ اُنْظُرْ لِنَفْسِکَ وَ لِدینِکَ وَ لِاُمَّةِ مُحَمَّدٍ وَ اِنّی وَ اللّه ما اَعْرِفُ اَفْضَلَ مِنْ جِهادِکَ فَاِنْ اَفْعَلْ فَاِنَّهُ قُرْبَةٌ اِلی رَبّی وَ اِنْ لَمْ اَفْعَلْهُ فَاَسْتَغْفِرُ اللّه لِدینی وَ اَسْأَلُهُ َّوْفیقَ لِما یُحِبُّ وَ یَرْضی؛ و گفته ای در آنچه گفته ای که به [مصلحت] خود و دین و امّت محمد صلی الله علیه و آله نظر کن. به خدا سوگند! من چیزی را بهتر از جهاد با تو نمی شناسم، پس اگر این کار را انجام بدهم، موجب تقرب به درگاه الهی است و اگر ترک کنم، از خدا به خاطر دینم استغفار می کنم واز خداوند توفیق برای [انجام[ آنچه محبوب و مرضّی اوست می طلبم.»

«وَ قُلْتَ فیما قُلْتَ مَتی تَکِدُنی اَکِدُکَ، فَکِدْنی یا مُعاوِیَةُ فیما بَدالَکَ. فَلَعَمْری قَدیماً یُکادُ الصّالِحُونَ وَ اِنّی لَاَرْجُو اَنْ لا تَضُرَّ اِلّا نَفْسَکْ وَ لاتَمْحَقَ اِلّا عَمَلَکَ، فَکِدْنی ما بَدالَکَ وَ اتَّقِ اللّه َ یا مُعاوِیَة! وَ اعْلَمْ اَنَّ للّه ِِ کِتابا لا یُغادِرُ صَغیرَةً وَ لا کَبیرَةً اِلّا اَحْصاها؛ و گفتی در آنچه گفتی که هر وقت من حیله کنم تو هم حیله می کنی، پس ای معاویه هر چه می توانی حیله کن، به جان خودم سوگند! از گذشته صالحان مورد حیله تو بودند، و من امیدوارم که جز به خودت ضرر نرسانی و جز عمل خود را نابود نسازی. پس حیله کن هر چه می توانی.

ای معاویه! از خدا بترس و بدان که خداوند را نامه ای است که [تمام اعمال] از کوچک و بزرگ در آن ضبط است.»

«وَ اعْلَمْ اَنَّ اللّه َ لَیْسَ بِناسٍ لَکَ قَتْلَکَ بِالظَنَّةِ وَ اَخْذَکَ بِ ُّهْمَةِ وَ اِمارَتَکَ صبیّاً یَشْرَبُ الشَرابَ وَ یَلْعَبُ بِالْکِلابِ ما اَراکَ اِلّا وَقَدْ اَبْقَیْتَ نَفْسَکَ وَ هَلَکْتَ دینَکَ وَ اَضَعْتَ الرَّعِیّةَ وَ السلام ؛ بدان که خداوند تو را فراموش نمی کند که [اولیاء الله را] با صرف گمان کشتی، و با تهمت آنها را دستگیر نمودی و کودکت [یزید] را قرار دادی که می نوشد و با سگها بازی می کند. می بینم تو را که خود را حفظ کرده و دینت را نابود ساخته ای و رعیت را از بین برده ای. والسلام.»

پیامهای صریح

1. جنایات وحشتناک معاویه را برملا و گوشزد می کند و راز آن را بیان می دارد.

2. وجود معاویه را بدترین فتنه در امّت پیغمبر می داند.

3. جهاد با او را برترین عمل دانسته و ترک آن را از روی ناچاری می داند.

4. فتنه انتخاب یزید، و اوصاف زشت او راگوشزد می کند.

5. گوشزد می کند که تمامی این جنایات باعث از بین رفتن دین می شود.

6. کارهای معاویه باعث نابودی و تحقیر مردم شده است.

چهار. افشای چهره زشت یزید

حسین علیه السلام در افشاگری علیه یزید نامه مستقلی به معاویه نوشت و در آنجا فرمود:«ثُمَّ وَلَّیتَ اِبْنَکَ وَ هُوَ غُلامٌ یَشْرَبُ الشَّرابَ وَ یَلْهُو بِالْکِلابِ فَخُنْتَ امانَتَکَ وَ اَخْرَبْتَ رَعیَّتَکَ وَ لَمْ تُؤَدِّ نَصیحَةَ رَبِّکَ، فَکَیْفَ تُوَلّی عَلی اُمَّةِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله مَنْ یَشْرَبُ الْمُسْکِرَ وَ شارِبُ الْمُسْکِرِ مِنَ الْفاسِقینَ وَ شارِبُ الْمُسْکِرِ مِنَ الْاَشرارِ وَ لَیْسَ شاربُ الْمُسْکِرِ بِاَمینٍ عَلی دِرهَمٍ فَکَیْفَ عَلَی الْاُمَّةِ؟! فَمِنْ قَلیلٍ تَرِدُ عَلی عَمَلِکَ حینَ تُطْوی صَحائِفُ الْاِستِغْفارِ؛ [ای معاویه!] پس پسرت را حاکم قرار دادی در حالی که او نوجوانی است که می نوشد، و با سگها بازی می کند، پس به امانت الهی (خلافت) خیانت کردی، و مردم را نابود نمودی، و پند پروردگارت را نپذیرفتی. چگونه ی امّت محمد صلی الله علیه و آله را به ی می سپاری که [ ] مست کننده می نوشد؟ و حال آنکه خوار از فاسقان است و شارب مسکر از شروران است. و خوار بر یک درهم نمی تواند امین باشد تا چه رسد که امین امت باشد؟ [معاویه!] به زودی بر اعمال خود وارد [قیامت] می شوی که دیگر دفترهای استغفار بسته شده است.»

خلاصه نامه

1. افشاگری علیه یزید، و بیان اوصاف و اخلاق زشت او.

2. والی باید امین امت باشد، و یزید امین نیست.

3. معاویه با انتخاب یزید، هم به خدا خیانت کرد و هم صلحنامه حسن علیه السلام را تخلف نمود و هم مردم را بی چاره کرد.

4. ستمگران دیر یا زود به سزای اعمال خویش می رسند.

4. پاسخ به نامه یزید

یزید نامه ای به همراه اشعاری برای «عبداللّه بن عباس» و یا «عمروبن سعید» حاکم مدینه فرستاد تا آن را در مراسم حج بخواند. برخی اشعار او از این قرار است.

یا قَوْمَنا لا تَثُبُّوا الْحَرْبَ اِذْ سَکَنَتْتَمَسَّکُوا بِحبالِ الْخَیْرِ وَاعْتَصِمُوا

قَدْ غَرَّتِ الْحَرْبُ مَنْ قَدْ کانَ قَبْلَکُمْمِنَ الْقُرُونِ وَ قَدْ بادَتْ بِهِ الاُْمَمُ

فَانْصَفُوا قَوْمَکُمْ لا تَهْلِکُوا بَذَخفَرُبَّ ذی بَذَخٍ ذَلَّتْ بِهِ الْقَدَمُ

«ای قوم ما! آتش جنگ را که خاموش است شعله ور نسازید، و به ریسمان خیر چنگ بزنید. جنگ اقوام گذشته را مغرور کرد و امتها را به نابودی کشاند.

درباره قوم خویش انصاف به ج دهید [و نیکی کنید] تا از روی تکبر هلاک نشوید، که چه بسیار صاحبان تکبر که قدمهایشان لغزید.»

یزید که با روحیه مردم مدینه و حسین علیه السلام آشنا بود خواست از در مصالحه و نرمی آنها را وادار به تسلیم نماید تا علیه او قیام نکنند. مردم مدینه وقتی اشعار یزید را دیدند، آن را خدمت حسین علیه السلام فرستادند، حضرت در پاسخ آن به یک آیه قرآن بسنده کرد که خطاب به می فرماید: «وَ إِنْ کَذَّبُوکَ فَقُلْ لِی عَمَلِی وَ لَکُمْ عَمَلُکُمْ أَنْتُمْ بَرِیئُونَ مِمّا أَعْمَلُ وَ أَنَا بَرِیءٌ مِمّا تَعْمَلُونَ»؛ و اگر [کفار] تو را تکذیب د بگو: عمل من برای من، و عمل شما برای شماست، شما از آنچه من انجام می دهم بیزارید، و من [نیز] از آنچه شما انجام می دهید بیزارم.»

آیه فوق خلاصه سوره حجد «کافرون» است در پاسخ شش نفر از کفّار که به رسول خدا پیشنهاد د در یک سال تو خدایان ما را عبادت کن، یک سال هم، ما خدای تو را پرستش می کنیم، در نتیجه اگر ملک ما بهتر بود، تو ضرر نکرده ای، و اگر دین تو بهتر بود ما ضرر نکرده ایم، و شریک در کیش تو شدیم»، نازل شده و پاسخ محکمی به آنها داده است.

در واقع حسین علیه السلام با بیان آیه فوق خواست به یزید بفهماند که هر گونه همکاری و مساعدت و سازش با تو ممنوع است.

ادامه دارد....

منبع : www.hawzah.net



برچسب ها : نامه های حسین علیه السلام - 1 - علیه ,نامه ,معاویه ,السلام , ,حسین ,علیه السلام ,حسین علیه , حسین ,الله علیه ,مانند نامه
نامه های حسین علیه السلام - 1
نامه های حسین علیه السلام - 2

پست ' نامه های حسین علیه السلام - 2 ' به صورت خودکار از وبلاگ نشریه قرآنی سراج منیر دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست نامه های حسین علیه السلام - 2 ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

نامه های حسین علیه السلام - 2

اشاره:

در بخش نخست این مقاله بیان داشتیم که نامه های ان معصوم علیهم السلام و از جمله نامه های حسین علیه السلام گنجینه های ماندگار و قابل استفاده برای امروز است. و سپس نامه های حسین علیه السلام به حسن مجتبی علیه السلام ، جعده، معاویه، و یزید را به ترتیب زمانی بررسی کردیم. اینک ادامه بحث را پی می گیریم.

5. نامه اوّل به کوفیان

بعد از مرگ معاویه، مردم کوفه به علیه السلام نامه هایی نوشته و تقاضای قیام د، پذیرفت و در جواب ابن زبیر نوشت: «اَتَتْنی بَیْعَةُ اَرْبَعینَ اَلْفاً یَحْلِفُونَ لی بِالطَّلاقِ وَ الْعِتاقِ مِنْ اَهْلِ الْکُوفةِ؛ به من خبر دادند که چهل هزار نفر از مردم کوفه، با من بیعت د و سوگند یاد کرده اند که زن طلاق و برده آزاد باشند [اگر عهدشان را ش تند]».

6. وصیتنامه برای محمد حنفیّه

علیه السلام در نامه ای به برادرش «محمد حنفیّه» ـ هنگامی که او را از رفتن به عراق منع کرد ـ سفارشات خود را گنجانیده و اه قیام عاشورا را بیان داشت تا دست تحریفگران به آن نرسد و آیندگان، راز قیام عاشورا را متوجه شوند:

«بِسم اللّه الرحمن الرحیم، هذا ما اَوصی بِهِ الْحُسَیْن بن علی بن اَبی طالِبٍ اِلی اَخیهِ مُحَمَّدٍ الْمَعْرُوفِ بِاِبْنِ الحَنَفِیَّةِ اَنَّ الْحُسَیْنَ یَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ الّا اللّه وَحْدَهُ لا شَریْکَ لَهُ وَ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، جاءَ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِ الْحَقِّ وَ اَنَّ الْجَنَّةَ وَ النّارَ حَقٌّ وَ اَنَّ السّاعَةَ آتِیَةٌ لا رَیْبَ فیها، وَ اَنَّ اللّه یَبْعَثُ مَنْ فی الْقُبُورِ؛ بنام خداوند بخشنده و مهربان. این وصیّت حسین بن علی بن طالب به برادرش محمد، معروف به ابن حنفیّه است. حسین گواهی می دهد که معبودی جز خدای یگانه نیست و شریک ندارد و اینکه محمد صلی الله علیه و آله بنده و رسول خدا است و آیین حق را از سوی حق آورده است و اینکه بهشت و جهنّم حق است و قیامت بدون شک به وقوع خواهد پیوست و خداوند، همه انی را که در قبرها هستند زنده می کند.»

«وَ اِنّی لَمْ اَخْرُجْ اَشِراً وَ لا بَطِراً وَ لا مُفْسِداً وَ لا ظالِماً وَ اِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْاِصْلاحِ فِی اُمَّةِ جَدّی صلی الله علیه و آله اُریْدُ اَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ اَنْهی عَنِ الْمُنْکَرِ وَ اَسیْرُ بِسیرَةِ جَدّی وَ اَبی علی بن طالِبٍ علیه السلام ؛ [بدانید[ من برای سرکشی و خوشگذرانی و فساد و ستم [از مدینه به سوی کربلا[ خارج نشدم؛ بلکه فقط برای دنبال اصلاح امّت جدّم [قیام و[ خارج شدم و تصمیم گرفته ام که امر به معروف و نهی از منکر نمایم و سیره جدّم [رسولخدا صلی الله علیه و آله ] و پدرم علی بن طالب علیه السلام را دنبال نمایم.»

«فَمَنْ قَبِلَنی بِقَبُولِ الْحَقِّ فَاللّه ُ اَوْلی بِالْحَقِّ وَ مَنْ رَدَّ عَلَیَّ هذا اَصْبِرُ حَتّی یَقْضِیَ اللّه ُ بَیْنی وَ بَیْنَ الْقَوْمِ بِالْحَقِّ وَ هُوَ خَیْرُ الْحاکِمینَ، وَ هذِهِ وَصِیَّتی یا اَخی اِلَیْکَ وَ ما تَوفیقی اِلّا بِاللّه ِ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ اِلَیْهِ اُنیبُ؛ پس هر این حقیقت را از من بپذیرد [و از من پیروی کند]، پس خدا اولای به حق است [و از خدا پیروی کرده] و هر حق را بر من رد کند [و تخلّف نماید]، صبر می کنم تا خداوند بین من و این قوم حکم کند که او بهترین حاکمان است. و این وصیت من است به تو ای برادر. و توفیق من جز به خدا نیست، بر او توکل می کنم و به سوی او می روم.»

7.خلاصه وصیّت نامه

1. شهادت به توحید، رس و قیامت، تا فردا حسین علیه السلام را به عنوان خارجی و غیر مسلمان معرفی نکنند.

2. بیان اه قیام، که عبارت است از: اصلاح امّت، امر به معروف و نهی از منکر، و دنبال سیره صلی الله علیه و آله و علی علیه السلام .

3. دعوت مردم به این قیام و اتمام حجّت به آنهایی که دعوت او را لبیک نگویند.

8. نامه به عبداللّه بن جعفر

یکی از انی که به حسین علیه السلام سفارش کرد که به سمت کربلا و کوفه نرود، عبد اللّه بن جعفر، شوهر زینب علیهاالسلام بود. به حضرت نوشت: «تو را به خدا سوگند می دهم که به سوی کربلا و کوفه حرکت نکنی؛ زیرا اگر تو را بکشند نور خدا را در زمین خاموش کرده اند، مهلت بدهید و من تلاش می کنم تا از یزید برای شما و خانواده تان امان بگیرم.»

حضرت در جواب نوشت: «امّا بَعْدُ! فَاِنَّ کِتابَکَ وَرَدَ عَلِیَّ فَقَرَأْتُهُ وَ فَهِمْتُ ما ذَکَرْتَ وَ اُعْلِمُکَ اَنّی رَأَیْتُ جَدّی رَسُولَ اللّه صلی الله علیه و آله فی مَنامی فَخَبَّرَنی بِاَمْرٍ وَ اَنَا ماضٍ لَهُ، لی کانَ اَوْ عَلَیَّ، وَ اللّه ِ یَابْنَ عَمّی لَوْ کُنْتُ فی حُجْرِ هامَّةٍ مِنْ هَوامِّ الْاَرْضِ لَاِسْتَخْرَجُونی وَ یَقْتُلُونی ؛ وَ اللّه ِ یَا ابْنَ عَمّی لَیَعْتَدَنَّ عَلَیَّ کما اِعْتَدَتِ الیَهُودُ عَلَی السَّبْتِ وَالسَّلامِ؛ امّا بعد [از ستایش خداوند[ نامه تو به من رسید و آن را خواندم و آنچه را یادآور شده بودی متوجه شدم و به تو اعلام می کنم که من جدّم رسول خدا صلی الله علیه و آله را در خواب دیده ام که به امری مرا خبر داد (یعنی شهادتم) که به سوی آن رهسپارم، [خواه] به نفع من باشد و یا به ضررم. به خدا سوگند پسر عمو! اگر من در لانه جنبنده ای از جنبندگان زمین آشیانه کنم، آنها مرا بیرون می آورند و می کشند. ای پسر عمو! به خدا قسم! بر من ظلم و تعدّی می کنند چنان که یهود تعدّی د بر [صید ماهی در روز] شنبه، والسلام».

در این نامه حضرت، خبر شهادت قطعی خویش را داد و به جعفر فهماند که امان نامه گرفتن، ثَمَری ندارد و در هر جا باشد دشمنان او را به شهادت می رسانند و حرمت او را مراعات نمی کنند.

9. نامه به بنی هاشم

وقتی حسین علیه السلام تصمیم گرفت که از مدینه خارج شود، در جمع «بنی هاشم»، کاغذی خواست، بسیار زود آوردند، حضرت بر آن کاغذ چنین نوشت: «بسم اللّه ِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ مِنَ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلیٍّ اِلی بَنی هاشِمٍ اَمّا بَعْدُ، فَاِنَّهُ مَنْ لَحِقَ بی مِنْکُمْ اُسْتُشْهِدَ، وَ مَنْ تَخَلَّفَ لَمْ یَبْلُغْ مَبْلَغَ الْفَتْحِ وَ السَّلام؛ بنام خداوند بخشنده مهربان، این نامه از حسین بن علی برای بنی هاشم است. امّا بعد [از ستایش خدا] پس به راستی هر به من [در این قیام] ملحق شود به شهادت می رسد، و ی که تخلّف کند به پیروزی نخواهد رسید».

حضرت در این نامه علاوه بر خبر شهادت خود، از شهادت یاران نیز خبر داد و اتمام حجّت جدّی برای بنی هاشم و اعلان خطر برای متخلّفین نمود.

10. پاسخ به نامه مِسوَر بن م مه

از جمله انی که علیه السلام را از رفتن به عراق باز داشت «مسوَر بن م مه» بود. او نامه ای به این شرح نوشت: «مبادا با نامه های مردم عراق، مغرور شوی و سخن عبداللّه بن زبیر را بپذیری و به عراق بروی، مبادا از مکّه دور شوی، اگر مردم عراق واقعاً به شما احتیاج دارند، زیر بغلهای شتر بزنند و خود را به زحمت بیندازند تا به خدمت شما رسیده، آن گاه با قدرت و امکانات خارج شوید».

حسین علیه السلام در پاسخ مسوَر یک جمله نوشت: «اَسْتَخیرُ اللّه ِ فی ذلِکَ؛ در این رابطه از خداوند طلب خیر می کنم تا [آنچه مصلحت من است، همان را عملی سازد].»

11. پاسخ به نامه عَمرَه

«عمرة» دختر عبدالرحمان بن سعد انصاری به حسین علیه السلام نامه نوشت و از او خواست که از حکومت پیروی کند و نوشت که از صلی الله علیه و آله شنیده است که «حسین در سرزمین بابل کشته می شود».

حسین علیه السلام در پاسخ عمره به یک جمله اشاره کرد و فرمود: «لابُدَّ اِذاً مِنْ مِصْرَعی؛ چاره نیست در این هنگام [که خبر از شهادتم دادی] جز از [رفتن به] محل شهادتم (در کربلا)».

12. نامه دوّم به مردم کوفه

حضرت پیش از وج از مکه و فرستادن مسلم بن عقیل، نامه ای در پاسخ «مردم کوفه» به دست سعید و هانی فرستاد و مسلم به دنبال این نامه روانه کوفه شد. نامه به این شرح است: «بِسم اللّه ِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ مِنْ حُسَیْنِ بنِ عَلَیٍّ، اِلی الْمَلَأِ مِنَ الْمُؤمِنینَ وَ الْمُسْلِمیْنَ، اَمّا بَعْدُ: فَاِنَّ هانِیاً وَ سَعیْداً قَدَما عَلَیَّ بِکُتُبِکُمْ وَ کانا آخِرَ مَنْ قَدِمَ عَلَیَّ مِنْ رُسُلِکُمْ وَ قَدْ فَهِمْتُ کُلَّ الَّذی اقْتَصَصتُمْ وَ ذَکَرْتُمْ وَ مَقالَةَ جُلِّکُمْ: اِنَّهُ لَیْسَ عَلَیْنا اِمامٌ فَاقْبِلْ، لَعَلَّ اللّه ُ اَنْ یَجْمَعَنا بِکَ عَلی الهُدی وَ الْحَقِّ؛ بنام خداوند بخشنده مهربان. از حسین بن علی به سوی گروهی از مؤمنان و مسلمانان، پس از ستایش خدا، همانا هانی و سعید نامه های شما را آوردند و این دو نفر، آ ین فرستاده های شما بودند. من آنچه را که نوشته بودید و حکایت کردید درک و سخن همه شما این بود که: و نداریم؛ به سوی ما بشتاب، شاید خداوند به وسیله تو ما را به هدایت و حق رهنمون سازد».

«وَ قَدْ بَعَثْتُ اِلَیْکُمْ اَخی وَ ابْنَ عَمّی وَ ثِقتی مِنْ اَهْلِ بَیتی مُسْلمَ بْنَ عَقیلٍ وَ اَمَرْتُهُ اَنْ یَکْتُبَ اِلیَّ بِحالِکُمْ وَاَمْرِکُمْ وَرأیِکُمْ؛ فَاِنْ کُتِبَ اِلَیَّ اَنَّهُ قَدْ اَجْمَعَ رَاْیُ مَلَئِکُمْ وَذَوی الفَضْلِ وَ الْحِجی مِنْکُمْ عَلی مِثْلِ ما قَدِمَتْ عَلَیَّ بِهِ رُسُلُکُمْ وَ قَرَأتُ فی کُتُبِکُمْ اَقْدِمُ عَلَیْکُمْ وَ شیکاً اِنْ شاءَ اللّه . فَلَعَمْری ما الْاِمامُ اِلّا العامِلُ بِالْکِتابِ وَ الْآخِذُ بِالْقِسْطِ، وَ الدّائِنُ بِالْحَقِّ وَ الْحابِسُ نَفْسَهُ عَلی ذاتِ اللّه ِ وَ السَّلام؛ پس من برادر و پسر عمویم و فرد مورد اطمینان خود، از اهل بیتم مسلم بن عقیل را به سوی شما می فرستم و به او دستور دادم که احوال و اوضاع و نظر شما را برایم گزارش کند؛ پس اگر به من نوشت که نظر جمعیت شما و شرافتمندان و دمندان شما همانند گذشته است که فرستادگان شما گفتند و در نامه های شما خواندم، با سرعت اگر خدا بخواهد به سوی شما می آیم. به جانم سوگند! نمی تواند باشد مگر ی که به کتاب [خدا، قرآن] عمل کند و طبق عد رفتار کند و متدین به دین حق باشد و نفسش را در محدوده [خواسته های] خدا حَبْس نماید [و تسلیم بی چون و چرای خداوند باشد]».

خلاصه نامه

1. اعلام این مطلب که، از نامه های شما متوجه شدم که دنبال و پیشوای هدایت گر هستید.

2. اعلام فرستادن مسلم بن عقیل و تأیید کامل او و اینکه او مورد اطمینان من است.

3. به مسلم دستور داده ام که اوضاع و احوال و تصمیمات شما و بزرگانتان را بررسی نموده و به من اعلام نماید.

4. آمدن من، منوط به این است که شما به نامه ها و گفته های خود پای بند باشید.

5. در « هدایتگر» شرط است که: عامل به کتاب، مجری عد ، و تسلیم محض الهی باشد.

13. نامه به بزرگان بصره

برای توسعه انقلاب و ابلاغ پیام قیام، حضرت نامه ای به «بزرگان بصره» مانند: مالک بن مسمع بکری، احنف بن قیس، منذر بن جارود عبدی، مسعود بن عمرو، قیس بن هیثم، عمروبن عبیداللّه بن معمّر، نوشت و بوسیله «سلیمان بن زرین» ارسال نمود:

«امّا بَعْدُ فَاِنّ اللّه اصطفی مُحَمَّداً صلی الله علیه و آله عَلی خَلْقِهِ وَ اکْرَمَهُ بِنُبُوَّتِهِ، وَ اخْتارَهُ لِرِسالَتِهِ ثُمَّ قَبَضَهُ اللّه اِلَیْهِ وَ قَدْ نَصَحَ لِعِبادِهِ وَ بَلَّغَ ما اُرْسِلَ بِهِ صلی الله علیه و آله وَ کُنّا اَهْلَهُ وَ اَوْلِیائَهُ وَ اَوْصِیائَهُ وَ وَرَثَتَهُ وَ اَحَقَّ النّاسِ بِمَقامِهِ فِی النّاسِ، فاسْتَأْثَرَ عَلَیْنا قَومُنا بِذلکَ فَرَضینا وَ کَرِهْنا الْفُرقَةَ وَ اَحْبَبْنا لَکُمُ الْعافِیَةَ وَ نَحْنُ نَعْلَمُ اِنّا اَحَقُّ بِذلِکَ الْحَقِّ المُسْتَحَقِّ عَلَیْنا مِمَّنْ تَوَلّاهُ؛ پس از ستایش پروردگار، همانا خداوند محمد صلی الله علیه و آله را برای [هدایت] مردم برگزید و با نبوّتش او را گرامی داشت و برای رس ش او را انتخاب کرد، سپس او را به سوی خود برد، در حالی که بندگان خدا را نصیحت کرد و آنچه بر او ارسال شده بود [به مردم] رساند، و ما از خانواده و دوستان او و جانشینان او و وارثان او وسزاوارترین مردم به جانشینی او در [بین] مردم بودیم. پس قوم ما در خلافت بر ما پیشی گرفتند [و آن را غصب نمودند] پس راضی شدیم و تفرقه را خوش نداشتیم و برای شما سلامت را دوست داشتیم. در حالی که می دانیم ما [اهل بیت صلی الله علیه و آله ] از دیگران که متولی شدند، به این حق (خلافت) سزاوارتریم».

«وَ قَدْ بَعَثْتُ اِلَیْکُمْ رَسُولی بِهذَا الْکِتابِ، وَ اَنَا اَدْعُوْکُمْ اِلی کِتاب اللّه ِ وَ سُنَّةِ نَبِیِّهِ صلی الله علیه و آله ، فَاِنَّ السُّنَّةَ قَدْ اُمیْتَتْ وَ اِنَّ البِدْعَةَ قَدْ اُحْیِیَتْ وَ اِنْ تَسْمَعُوا قَوْلی وَ تُطیعُوا اَمْری اَهْدِکُمْ سَبیلَ الرَّشادِ وَ السَّلامُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَةُ اللّه ؛ اکنون قاصدم را با این نامه به سوی شما فرستادم و من شما را به کتاب خدا و سنّت صلی الله علیه و آله می خوانم. پس به راستی سنّت [ ] مرده و بدعتها زنده شده است. پس اگر سخنان مرا بپذیرید واز امرم اطاعت کنید، شما را به راهی که رشد [و اصلاح شما در آن[ است هدایت می کنم. سلام و رحمت خدا بر شما باد».

نکات مهمّ نامه

1. ، رس خویش را به خوبی و کامل انجام داد.

2. وارثان اصلی خلافت رسول خدا صلی الله علیه و آله ما اهل بیت هستیم، ولی عدّه ای این خلافت را غصب د.

3. اثر غصب خلافت، از بین رفتن سنّت و زنده شدن بدعتها بود.

4. دعوت از مردم بصره، برای همراهی حضرت در قیامی است که در پیش دارد.

14. نامه به مسلم بن عقیل

حضرت، «مسلم بن عقیل» را به دنبال نامه دوّم، به سوی کوفه فرستاد. مسلم، همراه دو راهنما از قبیله قیس در ماه مبارک رمضان حرکت کرد، در مسیر راه، آن دو نفر بر اثر تشنگی مردند، مسلم صیّادی را دید که آهویی را صید و ذبح نمود. مسلم این قضیه را به فال بد گرفت و نامه ای به حسین علیه السلام نوشت که او را از رفتن به کوفه معاف دارد.

حسین علیه السلام در جواب نوشت: «یابْنَ عَمِّ اِنّی سَمِعْتُ جَدّی رَسُولَ اللّه ِ صلی الله علیه و آله یَقُولُ مامِنّا اَهْلَ الْبَیْتِ مَنْ تَطَیَّرَ وَ لا یُتَطَیَّر بِهِ فَاِذا قَرَأتَ کِت فَامضِ عَلی ما اَمَرْتُکَ وَ السَّلام علیکَ وَ رَحْمَةُ اللّه ِ وَ بَرکاتُه؛ ای پسر عمو! براستی من از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود: از ما اهل بیت نیست ی که فال [بد] بزند و یا مسلمانی را به فال بد بگیرد. وقتی نامه من را خو ، آنچه دستور داده ام انجام بده. سلام و رحمت و برکات خدا بر تو باد».

15. نامه به فرماندار مکّه

فرماندار مکّه، «عمرو بن سعید» پس از آنکه در ملاقات حضوری با حسین علیه السلام نتوانست او را از قیام منصرف کند، نامه ای به نوشت و در آن نامه به سفارش کرد که با یزید صلح کرده و از تحرّکات دست بردارد. حضرت در پاسخ او نوشت: «اِنْ کُنْتَ اَرَدْتَ بِکِتابِکَ اِلِیَّ بِرّی وَصِلَتی فَجَزَیْتَ خَیْراً فی الدُّنیا وَ الْآخِرَةِ وَ اِنَّهُ لَمْ یُشاقِقِ اللّه مَنْ دَعا اِلی اللّه ِ وَ عَمِلَ صالِحاً وَ قالَ اِنَّنی مِنَ الْمُسْلِمیْنَ وَ خَیْرُ الْاَمانِ اَمانُ اللّه ِ، وَ لَمْ یُؤمِنْ بِاللّه ِ مَنْ لَمْ یَخَفْهُ فِی الدُّنیا فَنَسْأَلُ اللّه َ مَخافَةً فی الدُّنیا توجِبُ لَنا اَمانَ الْآخِرَةِ عِنْدَهُ؛ اگر هدفت از نوشتن نامه، نیکی و پیوند دوستی است، خدا جزای دنیا و آ ت به تو عنایت کند؛ زیرا دشمنی با خدا نکرده است ی که [مردم را] به خدا دعوت کند و عملی صالح انجام دهد و [ ی که] بگوید من از مسلمانان هستم. و بهترین امان، امان خدا است و ایمان به خدا نیاورده است ی که از خدا در دنیا نمی ترسد، پس از خدا می خواهیم ترسیدن [از خودش] را در دنیا که مایه امان آ ت در نزد او است.»

خلاصه نامه

1. در نوشتن نامه اگر انسان، نیت خیر داشته باشد جزای آ تی دارد.

2. به حاکم مکه فهماند که ی که مردم را به خدا دعوت می کند، عملش فتنه گری و تفرقه ایجاد به حساب نمی آید.

3. حاکم خواسته برای او از یزید امان بگیرد، و حضرت می فرماید: امان خدا برتر از امان دادن بنده است، یعنی به این امان نامه ها نیاز ندارم.

4. به حاکم گوشزد می کند که خدا ترس باشد نه یزید ترس؛ چرا که خوف از خدا سعادت دنیا و امنیّت آ ت را به دنبال دارد.

16. نامه سوّم به کوفیان

وقتی کاروان حسین علیه السلام به سرزمین «حجاز» رسید، نامه ای به «مردم کوفه» نوشت و آن را توسّط «قیس بن مسهّر» صیداوی فرستاد: «بسم اللّه ِ الرَّحْمنِ الرَّحیم مِنَ الْحُسَیْنِ بنِ عَلِیٍّ اِلی اِخْوانِهِ الْمُؤمِنینَ وَ الْمُسْلِمیْنَ، سَلامٌ عَلَیْکُمْ، فَاِنّی اَحْمَدُ اِلَیْکُمُ اللّه َ الَّذی لا اِلهَ اِلاّ نامه های حضرت، بیشتر بر دو محور دور می زند: 1. نامه هایی که اه قیام کربلا را تبیین می کند. مثل اصلاح امّت، امر به معروف و نهی از منکر، و ادامه روش اکرم صلی الله علیه و آله و زنده نمودن حق.

2. نامه هایی که از مردم برای همراهی و همیاری قیام عاشورا دعوت می کند، مانند: دعوت از مردم بصره و کوفه و افرادی چون حبیب بن مظاهر و... .

هُو امّا بَعْدُ فَاِنَّ کِتابَ مُسْلِمِ بْنِ عَقیلٍ جائَنی یُخْبِرُنی فیهِ بِحُسْنِ رَأیِکُمْ، وَ اجْتِماعِ مَلَئکُمْ عَلی نَصْرِنا، وَ الطَّلَبِ بِحَقِّنا، فَسَأَلْتُ اللّه َ اَنْ یُحْسِنَ لَنا الصَّنیعَ وَ اَنْ یُثیبَکُمْ عَلی ذلِکَ اَعْظَمَ الْاَجْرِ، وَ قَدْ شَخَصْتُ اِلَیْکُم مِنْ مَکَّةَ یَوْمَ الثُلاثاءَ لِثَمانٍ مَضَیْنَ مِنْ ذی الْحَجَّةِ یَوْمَ َّرْوِیَةِ، فَاِذا قَدِمَ عَلَیْکُم رَسُولی فَاکْمِشوا اَمْرَکُمْ وَجُدّوا فَاِنّی قادِمٌ عَلَیْکُمْ فی اَیّامی هذهِ اِن شاءَ اللّه ُ وَ السَّلامُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَةُ اللّه وَ بَرَکاتُه؛ به نام خداوند بخشنده مهربان، از حسین بن علی به سوی برادران مؤمن و مسلمانش. سلام بر شما. پس براستی در رابطه با شما خدای یگانه را ستایش می کنم. نامه مسلم بن عقیل را دریافت نمودم که خبر داده بود از نظر نیکوی شما و همبستگی شما برای یاری ما و گرفتن حق ما، پس، از خداوند می خواهم که با ما نیکو رفتار کند و شما را نیز بر این [یاری[ بزرگترین پاداش عنایت کند. من در روز هشتم ذی حجّه، «روز ترویّه» از مکه به سوی شما خارج شدم، پس هر وقتی که من نزد شما رسید، خود را آماده سازید و تلاش و جدّیت کنید، که در همین روزها اگر خدا بخواهد بر شما وارد می شوم. و سلام و رحمت و برکات خدا بر شما باد».

خلاصه نامه

1. حرکت حسین علیه السلام از مکه و تبدیل حج تمتّع به عمره مفرده.

2. رسیدن گزارش مسلم بن عقیل و تجمّع مردم برای نصرت و یاری حسین علیه السلام .

3. آمادگی مردم برای ورود حضرت به کوفه.

قابل ذکر است که این نامه، به دست کوفیان نرسید؛ زیرا «قیس» توسط راهدارهای عبیداللّه ، دستگیر شد و او نامه را جوید تا اسرار آن فاش نشود و به همین علّت او را به شهادت رساندند.

17. نامه به حبیب بن مظاهر

بعد از شهادت مسلم، حضرت دوازده پرچم برافراشت، هر کدام را به دست فردی داد، و دوازدهمی را نگهداشت، فرمود: صاحب آن می آید. لذا نوشت: «مِنَ الْحُسَیْنِ بن علی بن طالبٍ اِلی الرَّجُلِ الْفَقیهِ «حَبیبِ بنِ مَظاهِرٍ امّا بَعْد یا حبیبُ، فَاَنْتَ تَعْلَمُ قَرابَتَنا مِن رَسُولِ اللّه ِ وَ اَنْتَ اَعْرَفُ بِنا مِن غَیْرِکَ وَ اَنْتَ ذُو شَیْمَةٍ وَ غیرَةٍ فَلا تَبْخَلْ عَلَیْنا بِنَفْسِکَ، یُجازیکَ رَسُولُ اللّه یَوْمَ الْقَیامَةِ؛ از حسین بن علی طالب علیهم السلام به مرد فقیه [و فهمیده و دارای بصیرت] حبیب بن مظاهر. ای حبیب! تو قرابت ما را به صلی الله علیه و آله می دانی و تو بهتر از دیگران ما را می شناسی و تو شخص دارای اخلاف نیک و [آزاد مرد] و غیرتمندی هستی، از جان خود بر ما مضایقه مکن، رسول خدا صلی الله علیه و آله در قیامت پاداش آن را به تو خواهد داد».

رؤیای صادقه

درباره حبیب، سخن بسیار است. در این بخش، فقط به نقل رؤیایی از «شیخ جعفر شوشتری» بسنده می کنیم. «شیخ جعفر شوشتری» بعد از مراجعت از نجف اشرف به موطن خود، قدرت بر اداره منبر و جلسات وعظ را نداشت، لذا در ماه رمضان، از روی «کتاب تفسیر» و در ماه محرّم از کتاب «روضة ال ء» برای مردم می خواند، بعد از یک سال شبی به فکر می رود که تا کی صحفی باشم و از رو برای مردم منبر بروم؟ در اثنا به خواب می رود، در عالم رؤیا می بیند که در صحرای کربلا مقابل خیمه حسین علیه السلام است. می گوید وارد خیمه شدم و سلام ، آن حضرت مرا نزدیک خود طلبید و به «حبیب بن مظاهر» فرمود: «فلانی مهمان ماست و آب هم که نداریم، ولی مقداری آرد و روغن هست برخیز و از اینها طعامی درست کن.»

«حبیب» طعام را آماده کرده و نزد من نهاد و من چند قاشق خوردم و بیدار شدم و در اثر این عنایت زبانم گویا شد. تا آنجا که نان آسمانها غبطه مجالس شیخ جعفر را می خوردند.

این رؤیای صادقانه نشان می دهد که حبیب در آن عالم نیز جزء همراهان و مأموران حسین علیه السلام می باشد.

نامه ای به محمد حنفیّه و بنی هاشم

آ ین نامه ای که حسین علیه السلام از کربلا برای جمعی از بنی هاشم و برادرش محمد حنفیّه نوشته است، این است: «بِسْمِ اللّه ِ الرَّحْمنِ الرَّحیم امّا بَعد: فَکانَّ الدُّنیا لَمْ تَکُنْ وَ کانَّ الْآخِرَةَ لَمْ تَزَلْ وَ السَّلام؛ به نام خدای بخشنده مهربان، امّا بعد، پس گویا دنیایی نبوده و گویا آ ت همیشه بوده است».

نکات نامه

1. دیدگاه حضرت نسبت به دنیا، که باید همه آن را آن قدر زودگذر بدانند که گویا اصلاً وجود ندارد.

2. دیدگاه حضرت نسبت به آ ت، این است که گویا از اوّل هر چه بوده آ ت بوده و در حقیقت دنیا هم مزرعه آ ت است.

در یک جمع بندی می توان گفت: که حضرت حسین علیه السلام تا زمانی که برادرش حسن علیه السلام زنده بود، تلاش کرد از یک طرف، در نامه هایی از مجموع نامه ها در کنار سخنان و گفته های آن حضرت می توان نتیجه گرفت که «قیام عاشورا» با زمینه سازیهای فراوان و تلاشهای چندین ساله حسین علیه السلام همراه بوده ا ست.

به شیعیان، آنها را در تأیید صلح حسن علیه السلام متقاعد نماید و از طرف دیگر با نامه های متعدد علیه معاویه و یزید، از نقشه های شوم و جنایات آنها بردارد.

امّا بعد از شهادت حسن علیه السلام نامه های حضرت، بیشتر بر دو محور دور می زند: 1. نامه هایی که اه قیام کربلا را تبیین می کند. مثل اصلاح امّت، امر به معروف و نهی از منکر، و ادامه روش اکرم صلی الله علیه و آله و زنده نمودن حق.

2. نامه هایی که از مردم برای همراهی و همیاری قیام عاشورا دعوت می کند، مانند: دعوت از مردم بصره و کوفه و افرادی چون حبیب بن مظاهر و... .

از مجموع نامه ها در کنار سخنان و گفته های آن حضرت می توان نتیجه گرفت که «قیام عاشورا» با زمینه سازیهای فراوان و تلاشهای چندین ساله حسین علیه السلام همراه بوده ا ست.



برچسب ها : نامه های حسین علیه السلام - 2 - نامه ,علیه , ,السلام ,اللّه ,حسین ,علیه السلام , حسین ,حسین علیه ,الله علیه ,نامه هایی ,بنام خداوند بخشنده ,علیه السلام همراه ,زمینه سازیهای فراوا
نامه های حسین علیه السلام - 2
ا یر اخلاص

پست ' ا یر اخلاص ' به صورت خودکار از وبلاگ نشریه قرآنی سراج منیر دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست ا یر اخلاص ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

ا یر اخلاص

ا مر : 2 «إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الْکِتابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصاً لَهُ الدِّینَ»

ما قرآن را به حق نازل کردیم پس خدا را در دینت خالصانه عبادت کن (عبودیت قلبى خود را براى خدا در تمامى شؤون زندگیت با پیروى از آنچه براى تو تشریع کرده اظهار کن در حالى که دین خود را براى او خالص سازى، و غیر از آنچه خدا براى تو تشریع کرده پیروى مکن.)


عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع‏ کَانَتِ الْفُقَهَاءُ وَ الْعُلَمَاءُ إِذَا کَتَبَ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ کَتَبُوا بِثَلَاثَةٍ لَیْسَ مَعَهُنَّ رَابِعَةٌ مَنْ کَانَتْ هِمَّتُهُ آخِرَتَهُ کَفَاهُ اللَّهُ هَمَّهُ مِنَ الدُّنْیَا وَ مَنْ أَصْلَحَ سَرِیرَتَهُ‏ أَصْلَحَ‏ اللَّهُ‏ عَلَانِیَتَهُ وَ مَنْ أَصْلَحَ فِیمَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَصْلَحَ‏ اللَّهُ‏ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى فِیمَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ النَّاسِ.

س ى از صادق علیه السّلام روایت کرده که مؤمنان علیه السّلام فرمود: رسم فقهاء و دانشمندان این بود که چون به یکدیگر نامه مى‏ نوشتند سه جمله در آن بود که چهارمى نداشت:

1- (این بود که مى‏ نوشتند): هر که همت و اندوهش آ تش باشد خداوند اندوه دنیاى او را کفایت کند.

2- هر که باطن (قلب و نیت) خود را اصلاح کند خداوند آشکار (ظاهر و سخن و عمل) او را اصلاح گرداند.

3- هر که میان خود و خداى عز و جل را اصلاح کند خداى تبارک و تعالى میان او و مردم را اصلاح کند.

الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏8 ؛ ص307



برچسب ها : ا یر اخلاص - براى ,اصلاح ,کرده ,مَنْ ,علیه السّلام ,فِیمَا بَیْنَهُ ,أَصْلَحَ‏ اللَّهُ‏ ,مَنْ أَصْلَحَ ,تشریع کرده
ا یر اخلاص
وعده

پست ' وعده ' به صورت خودکار از وبلاگ نشریه قرآنی سراج منیر دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست وعده ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

وعده

بسم الله الرحمن الرحیم

البقرة 268 : «الشَّیْطَانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَ یَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشَاءِ وَ اللَّهُ یَعِدُکُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلاً وَ اللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ»

، شما را وعده فقر و تهیدستى مى‏دهد؛ و به ا(و زشتیها)امر مى‏کند؛ ولى خداوند وعده«آمرزش» و«فزونى» به شما مى‏دهد؛ و خداوند، قدرتش وسیع، و(به هر چیز) داناست.

آل‏ عمران 175 ‏: «إِنَّمَا ذٰلِکُمُ الشَّیْطَانُ یُخَوِّفُ أَوْلِیَاءَهُ فَلاَ تَخَافُوهُمْ وَ خَافُونِ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ»

این فقط است که پیروان خود را(با سخنان و شایعات بى‏ اساس،) مى‏ ترساند. از آنها نترسید! و تنها از من بترسید اگر ایمان دارید!

***

همیشه انی ( و پیروان او) هستند که جامعه مؤمن را از دشمن و قدرت او می ترسانند تا خود بر مسند قدرت بمانند و این ما را به یاد واقعه مسلم بن عقیل فرستاده ویژه حسین علیه السلام به کوفه می اندازد که دشمن از عافیت طلبی و دنیا طلبی مردم استفاده کرد و فقط با تهدید از قدرت تخیلی شام همه را از اطراف مسلم پراکند و نهایتا منجر به شهادت مسلم و بعد از آن شهادت حسین علیه السلام و یاران و اصحاب با وفایش شد.

فقط و فقط با تهدید توخالی



برچسب ها : وعده - مسلم ,قدرت , ,علیه السلام ,حسین علیه , حسین
وعده
ویژه ولادت حسن علیه السلام - باز نشر

پست ' ویژه ولادت حسن علیه السلام - باز نشر ' به صورت خودکار از وبلاگ نشریه قرآنی سراج منیر دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست ویژه ولادت حسن علیه السلام - باز نشر ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

ویژه ولادت حسن علیه السلام - باز نشر
ولادت با سعادت مظلوم کریم اهل بیت علیهم السلام حضرت حسن مجتبی علیه السلام را خدمت شما عزیزان بازدید کننده تبریک و تهنیت عرض می نمایم.
برای دریافت چند حدیث ، پوستر و فایل صوتی زیبا به ادامه بروید.

«بَینَ الْحَقِّ وَ الْباطِلِ أَرْبَعُ أَصابِعَ، ما رَأَیتَ بِعَینَیکَ فَهُوَ الْحَقُّ وَ قَدْ تَسْمَعُ بِأُذُنَیکَ باطِلاً کَثیرًا.»

بین حقّ و باطل به اندازه چهار انگشت فاصله است، آنچه با چشمت بینى حقّ است و چه بسا با گوش خود سخن باطل بسیارى را بشنوى.

تحف العقول ص 229

«أَلتَّقْوى بابُ کُلِّ تَوْبَة وَ رَأْسُ کُلِّ حِکْمَة وَ شَرَفُ کُلِّ عَمَل بِ َّقْوى فازَ مَنْ فازَ مِنَ الْمُتَّقینَ.»

تقوا و پرهیزکارى سرآغاز هر توبه اى، و سرّ هر حکمتى، و شرف و بزرگى هر عملى است، و هر که از با تقوایان کامیاب گشته به وسیله تقوا کامیاب شده است.

تحف العقول ص 232

قِیلَ فَمَا الْکَرَمُ قَالَ الِابْتِدَاءُ بِالْعَطِیَّةِ قَبْلَ الْمَسْأَلَةِ وَ إِطْعَامُ الطَّعَامِ فِی الْمَحْلِ قِیلَ فَمَا الدَّنِیئَةُ قَالَ النَّظَرُ فِی الْیَسِیرِ وَ مَنْعُ الْحَقِیر

از مجتبى سؤال شد: کرم چیست؟فرمود: آغاز به بخشش نمودن پیش از درخواست نمودن و اطعام نمودن در وقت ضرورت و قحطى. سؤال شد: دنائت و پستى چیست؟ فرمود: تنگ نظری و منع بخشش حتی بمقدار کم.

تحف العقول ص 225

«أَللُّؤْمُ أَنْ لا تَشْکُرَ النِّعْمَةَ.»

پستى آن است که شکر نعمت را نکنى.

تحف العقول ص 233

«مَنِ اتَّکَلَ عَلى حُسْنِ الاْخْتِیارِ مِنَ اللّهِ لَهُ لَمْ یتَمَنَّ أَنـَّهُ فى غَیرِ الْحالِ الَّتى إِخْتارَهَا اللّهُ لَهُ.»

هر که به نیک گزینى خداوند دلگرم باشد، آرزو نمىکند در وضعى جز آنچه خدا برایش برگزیده، باشد.

تحف العقول ص 234

«لا یغُشُّ الْعاقِلُ مَنِ اسْتَنْصَحَهُ.»

عاقل و دمند به ى که از او نصیحت و اندرز خواهد، خیانت نکند.

تحف العقول ص 236

«أُوصیکُمْ بِتَقْوَى اللّهِ وَ إِدامَةُ َّفَکُّرِ فَإِنَّ َّفَکُّرَ أَبُو کُلِّ خَیر وَ أُمُّهُ.»

شما را به پرهیزگارى و ترس از خدا و ادامه تفکّر و شه سفارش مى کنم، زیرا که تفکّر و شه، پدر و مادر تمام خیرات است.

مجموعه ورام ج 1 ، ص 52

«لا أَدَبَ لِمَنْ لا عَقْلَ لَهُ، وَ لا مُرُوَّةَ لِمَنْ لاهِمَّةَ لَهُ، وَ لا حَیاءَ لِمَنْ لا دینَ لَهُ.»

ى که عقل ندارد، ادب ندارد و ى که همّت ندارد، جوانمردى ندارد و ى که دین ندارد، حیا ندارد.

بحار الانوار(ط-بیروت) ج 75 ، ص 111 ، ح 6


«مَنْ عَبَدَ اللّهَ عَبَّدَ اللّهُ لَهُ کُلَّ شَىْء.»

ى که خدا را اطاعت و عبادت کند، خداوند همه چیز را مطیع او گرداند.

مجموعه ورام ج 2 ، ص 108

**********************************************
حیدرزاده
اختصاصی سراج منیر
ماس دعا


برچسب ها : ویژه ولادت حسن علیه السلام - باز نشر - العقول ,فایل , ,لَهُ ,کُلِّ ,ندارد، ,فراهم آورد ,توسط پلاگین ,مرورگرتان توسط ,آ ین نسخه ,آورد param ,autostart value false ,name autostart value
ویژه ولادت حسن علیه السلام - باز نشر
شعر ناب

پست ' شعر ناب ' به صورت خودکار از وبلاگ نشریه قرآنی سراج منیر دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست شعر ناب ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

شعر ناب

عطیه سادات حجتی از شاعران جوان کشورمان که چندی پیش در واکنش به جنایات سعودی ها

بگذار و بگذر این همه گفت و شنود را
کی می کنیم ریشه آل سعود را

یارب به حق ناقه صالح عذاب کن
نسل به جای مانده قوم ثمود را

افتاده دست ابرهه ها خانه خدا
سجیل کو که سر شکند این جنود را

چیزی به غیر وهن ندارد شان
باید ش ت بر سر آن ها عمود را

ای واجب الوجود ز لوث وجودشان
کی پاک می کنی همه مُلک وجود را

انکار می کنند هرآن چه که بوده را
اصرار می کنند هرآن چه نبود را

جده، یمن، مدینه، غدیر از قدیم ها
این قوم می ند تمام شهود را

کو وارث ی که در قلعه کنده است
تا بشکند دوباره غرور یهود را

اسپند روز آمدنش کور می کند
یک صبح چشم بخیل و حسود را...


برچسب ها : شعر ناب - می کنند هرآن چه
شعر ناب
انتظار فرج از نیمه داد

پست ' انتظار فرج از نیمه داد ' به صورت خودکار از وبلاگ نشریه قرآنی سراج منیر دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست انتظار فرج از نیمه داد ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

انتظار فرج از نیمه داد

غزل زیبا از در ادامه مطلب

از غم دوست در این میکده فریاد کشم
دادرس نیست که در هجر رخش داد کشم
داد و بی داد که در محفل ما رندی نیست
که برش شکوه برم، داد ز بیداد کشم
شادیم داد ، غمم داد و جفا داد و وفا
باصفا منت آن را که به من داد کشم
عاشم ، عاشق روی تو ، نه چیز دگری
بار هجران و وص به دل شاد ،کشم
در غمت ای گل وحشی من ، ای خسرو من
جور مجنون ببرم ، تیشه فرهاد کشم
مُردم از زندگی بی تو که با من هستی
طرفه سرّی است که باید برِ کشم
سال ها می گذرد ، حادثه ها می آید
انتظار فرج از نیمه داد کشم


برچسب ها : انتظار فرج از نیمه داد - نیمه داد
انتظار فرج از نیمه داد
ضیافت رمضان و قرآن کریم

پست ' ضیافت رمضان و قرآن کریم ' به صورت خودکار از وبلاگ نشریه قرآنی سراج منیر دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست ضیافت رمضان و قرآن کریم ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

ضیافت رمضان و قرآن کریم

بسم الله الرحمن الرحیم

البقرة 183 : «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ»

اى افرادى که ایمان آورده ‏اید ! روزه بر شما نوشته شده (واجب شده)، همان‏گونه که بر انى که قبل از شما بودند نوشته شد (واجب شده بود)؛ تا پرهیزکار شوید.

*****

البقرة : 185 «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏ وَ الْفُرْقانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْکُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ وَ مَنْ کانَ مَریضاً أَوْ عَلى‏ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیَّامٍ أُخَرَ یُریدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَ لا یُریدُ بِکُمُ الْعُسْرَ وَ لِتُکْمِلُوا الْعِدَّةَ وَ لِتُکَبِّرُوا اللَّهَ عَلى‏ ما هَداکُمْ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ»

ماه رمضان که قرآن در آن نازل شده، راهنماى مردم است و دلایلى روشن و آشکار از هدایت دارد، و مایه جدایى [حق از باطل‏] است. پس ى که در این ماه [در وطنش‏] حاضر باشد باید آن را روزه بدارد، و آنکه بیمار یا در سفر است، تعدادى از روزهاى دیگر را [به تعداد روزه‏ هاى فوت شده، روزه بدارد]. خدا آسانى و راحت شما را مى‏خواهد نه دشوارى و مشقت شما را. و [قضاى روزه‏] براى این است که شماره روزه‏ هایى را [که در ماه رمضان به خاطر بیمارى یا سفر افطار کرده ‏اید] کامل کنید، و خدا را بر اینکه شما را هدایت فرموده بزرگ شمارید، و باشد که سپاس‏گزارید.

نکات مهم

1 ارزش رمضان، به نزول قرآن است. ارزش انسان‏ها نیز مى‏تواند به مقدارى باشد که قرآن در آنها نفوذ کرده باشد. «الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ»

2.هدایت، داراى مراحلى است: یک مرحله‏ى عمومى است «هُدىً لِلنَّاسِ» و یک مرحله‏ى خاصّ است. «وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏»

3. وجوب روزه، بعد از یقین به حلول ماه رمضان است. «فَمَنْ شَهِدَ مِنْکُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ»

4. قضاى روزه بر مریض (اگر خوب شود) و مسافر واجب است. «فَعِدَّةٌ مِنْ أَیَّامٍ أُخَرَ»

5.احکام خداوند بر اساس آسانى و مطابق طاقت انسان است. «یُرِیدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ»

6. عُسر و حَرَج، واجبات را از دوش انسان برمى‏دارد. «لا یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ»

7. روزه ‏ى قضا باید به تعداد روزه ایى باشد که عذر داشته است. «لِتُکْمِلُوا الْعِدَّةَ»

8. هدایت و توفیق انجام عبادات، از طرف خداست. تکبیر، نشان بزرگداشت خدا و عدم توجّه به خود و دیگران است. «لِتُکَبِّرُوا اللَّهَ عَلى‏ ما هَداکُمْ»

9.روزه، زمینه‏ ساز هدایت انسان و سپاسگزارى اوست. «لِتُکَبِّرُوا اللَّهَ عَلى‏ ما هَداکُمْ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ»

شهر بمعنى ماه است و آن را شهر گفتند براى اینکه بواسطه رؤیت هلال مشهور و ظاهر است و رمضان از ماده رمض است و آن شدت گرماى روز و ت دن آفتاب بر زمین ریگزار است و ممکن است که علت نامگذاری این ماه باین اسم چنانچه در بعضى اخبار دارد رمضان اسمی از اسامى خدا است و سزاوار نیست که گفته شود رمضان آمد و رمضان رفت بلکه گفته شود شهر رمضان آمد یا رفت و این کلمه غیر منصرف است.

برگرفته از تفسیر نور

«رَمَضانَ» از ماده «رمض» به معناى سوزاندن است. البتّه سوزاندنى که دود و خا تر به همراه نداشته باشد. وجه تسمیه این ماه از آن روست که در ماه رمضان، گناهان انسان سوزانده مى‏شود.

ماه رمضان، ماه نزول قرآن مى‏باشد و تنها ماهى است که نامش در قرآن آمده و شب قدر نیز در این ماه است. در تفسیر برهان از اکرم صلى اللَّه علیه و آله نقل شده است که فرمودند:

تمام کتاب‏هاى آسمانى، در ماه رمضان نازل شده‏ اند. ماه رمضان، بهترین ماه خدا است.

*****

آداب مهمانى‏

در وسائل الشیعه براى اخلاق روزه ‏دار در ضمن روایت مفصلى مى‏خوانیم:

روزه‏ دار، از دروغ، گناه، مجادله، حسادت، غیبت، مخالفت با حقّ، و سرزنش و خشم، طعنه و ظلم و مردم آزارى، غفلت، معا با فاسدان، سخن‏چینى و حرام‏خوارى، دورى کند و نسبت به ، صبر و صداقت و یاد قیامت توجّه خاصّ داشته باشد.

شرط حضور در این مهمانى، فقط تحمّل گرسنگى نیست. در حدیث آمده است:

آن که از اطاعت ان آسمانى، سرباز زند و یا در مسائل خانوادگى و شخصى با همسر خود بدرفتار و نامهربان باشد و یا از تأمین خواسته‏هاى مشروع او خوددارى کند و یا والدین از او ناراضى باشند، روزه او قبول نیست و شرایط این ضیافت را به جاى نیاورده است.

روزه گرچه فوائد و منافع طبّى از قبیل دفع و برطرف شدن مواد زاید بدن در اثر گرسنگى را دارد، امّا سحرخیزى و لطافت روح و استجابت دعا در ماه رمضان چیز دیگرى است و محروم واقعى ى است که از این همه خیر و برکت محروم باشد.

ماس دعا



برچسب ها : ضیافت رمضان و قرآن کریم - رمضان ,روزه ,قرآن ,هدایت ,بِکُمُ ,عَلى‏ ,اللَّهَ عَلى‏ ,لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ» ,«لِتُکَبِّرُوا اللَّهَ ,نزول قرآن ,اللَّهُ بِکُمُ ,«لِتُکَ
ضیافت رمضان و قرآن کریم
حکیمانه

پست ' حکیمانه ' به صورت خودکار از وبلاگ نشریه قرآنی سراج منیر دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست حکیمانه ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

حکیمانه

بیانات در محفل انس با قرآن کریم

به مناسبت آغاز ماه مبارک رمضان و در حسینیه ی (رحمه الله)

بسم الله الرّحمن الرّحیم

و الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّةالله فی الارضین و لعنةالله علی اعدائهم اجمعین.

خیلی جلسه ی شیرین و مطلوب و پُربرکت و ان شاءالله پُرفایده ای بود. ماه رمضان بر همه ی شما، بر همه ی قرآنیان مبارک باد؛ ان شاءالله. شروع این ماه مبارک را -که یکی از مهم ترین خصوصیّات این ماه مبارک، نزول قرآن، انس با قرآن و تلاوت قرآن است- امروز با تلاوت آیات کریمه ی قرآن در اینجا شاهد بودیم و حقّاً و انصافاً بهره بردیم؛ واقعاً استفاده کردیم. من تشکّر میکنم از برادرانی که زحمت کشیدند، این جلسه را و این برنامه ریزی را ترتیب دادند، انجام دادند؛ خیلی خوب بود.

بحمدالله گلهای قرآنی از سرتاسر این بوستان بزرگی که اسمش ایران است، دارد یکی یکی میشکفد و خودش را نشان میدهد. بذر مبارک قرآن در این سرزمین پاشیده شده؛ این هنر انقلاب است، این هنر نظام ی است. در گذشته این جور نبود؛ در دوره ی کودکی ما و جوانی ما، قرآن به معنای واقعی کلمه در این کشور مهجور بود؛ [البتّه] گوشه وکنار انی بودند که عاشقانه و مجدّانه دنبال فراگیری قرآن یا تعلیم قرآن یا انس با قرآن بودند، لکن فضای عمومی بکلّی [با قرآن] بیگانه بود؛ این خبرها نبود. امروز بحمدالله فضای عمومی کشور با قرآن آشنا است؛ شما می بینید جوانها، نوجوانها، ک ن، در سنین مختلف، از نقاط مختلف کشور، با قرآن اُنس دارند، با قرآن سروکار دارند؛ تلاوت میکنند، تأمّل میکنند، تدبّر میکنند.

پیشرفت تلاوت قرآن هم در کشور خیلی خوب بوده است. خب از اوّل انقلاب، ما شاهد تلاوتهای خوب قرّاءمان هستیم؛ پیشرفتها را انسان به طور محسوسی مشاهده میکند. آرزوهایی که داشتیم برای اینکه تالیان قرآن و قاریان قرآن که این کارها را انجام بدهند، این جوری بخوانند، این جوری تدبّر کنند، این جوری بفهمند آیه را، این جوری القاء کنند آیه را -اینها آرزوهایی بود که همیشه داشتیم- بحمدالله یکی یکی این آرزوها دارد برآورده میشود؛ اساتید خوب، خوانندگان خوب، جوانان خوب، نوجوانان خوب؛ خدا را شکر؛ ولی این اوّل کار است. عقب ماندگی ما در زمینه ی اُنس با قرآن و بهره مندی از قرآن خیلی زیاد است. اینها قدمهای اوّلی است که باید انجام بگیرد. بنده بارها گفته ام، باز هم تکرار میکنم که این جلسات و این نشستن ها و این توصیه ها و این کارهایی که انجام میگیرد، همه مقدّمه است برای اینکه فضای کشور و ذهنیّت عمومی مردم ما، فضای قرآنی بشود و ذهنیّت، با قرآن اُنس بگیرد و [مردم] با مفاهیم قرآنی اُنس بگیرند؛ مهم این است.

اگر با قرآن اُنس گرفتیم، آن وقت این فرصت و این مجال پیدا خواهد شد که صاحبان فکر از قشرهای مختلف، بر روی نکات قرآنی تدبّر کنند، چیزهایی را از قرآن استفاده کنند، استنباط کنند، بفهمند و به سؤالات گوناگون جواب بدهند. منظورم از سؤالات، شبهه ها نیست؛ منظور سؤالاتِ درباره ی زندگی است، زندگی . الان میلیون ها سؤال در مقابل ما است. وقتی که یک جامعه ای با یک حکومتی، زندگی را به سمت آرمانهایی دارد حرکت میدهد و حرکت میکند، این [جامعه] با هزاران هزار سؤال مواجه است؛ در نوع ارتباطات، در نوع رفتار، در نوع موضع گیری ها، در نوع دشمنی و دوستی ها، در نوع برخورد با مال، در نوع برخورد با امور دنیا؛ اینها همه سؤالاتی است که مطرح است؛ همه ی این سؤالها جواب دارد. بشریّت گمراه و بدبخت شد، به خاطر اینکه جوابهای درست این سؤالها را پیدا نکرد. بدبختی امروز دنیا -و بشر- به خاطر این است که جوابهای درست را به این سؤالها بلد نشد، فرا نگرفت؛ پاسخهای غلط، پاسخهای انحرافی، پاسخهای گمراه کننده دریافت کرد، به ذهنش رسید، عمل کرد، [لذا] امروز رسیده به اینجا؛ دنیا امنیّت ندارد، صفا ندارد، معنویّت ندارد، آرامش روحی ندارد، دلهای آحاد جامعه با یکدیگر صاف نیست؛ این وضعیّت امروز دنیا است، همه ی دنیا این جور است.

انسانها برای ارتباط خلق شده اند، دلها باید باهم مرتبط باشند، به هم محبّت بورزند، به یکدیگر کمک کنند. انسانها باید مثل یک تَنِ واحد در دنیا [باشند]؛ اصلاً بشر این جوری ساخته شده، این جوری تدبیر شده؛ امّا امروز شما نگاه کنید ببینید همه جا جنگ، همه جا ناامنی، همه جا ترس، همه جا گمراهی، همه جا دوری دلها از یکدیگر؛ خانواده ها متلاشی؛ اختلاف طبقاتی فاحش؛ عدّه ای برخوردار و بهره مند، عدّه ای محروم؛ اینها همه به خاطر این است که سؤالات زندگی درست جواب داده نشده، غلط فهمیده شده؛ آن وقت این نظامهای اقتصادی و کج ومعوج در دنیا به وجود آمده و بشریّت، مبتلا است؛ میلیاردها انسان، مبتلای این وضعیّتند؛ حتّی آنهایی که برخوردار هستند هم مبتلایند. این جور نیست که وقتی ما میگوییم اختلاف طبقاتی هست، یعنی آن ی که فرض بفرمایید به قول معروف جزو یک درصد جامعه ی یی است، خیلی راحت و خیلی خوش است؛ نه، او هم بدبختی هایی، گرفتاری هایی، مشکلاتی -روحی، روانی- در زندگی خودش دارد که الیٰ ماشاءالله، گاهی از گرفتاری های آدم فقیر بیشتر است؛ یعنی همه گرفتارند. جامعه ای که راه درست را نشناسد، صراط مستقیم را نشناسد، با خدا مرتبط نباشد، این[طور] است. این جوامع بشری متأسّفانه امروز دچار یک چنین ضل و گمراهی ای هستند. اینکه شما این همه تکرار میکنید و گفته اند تکرار کنید «اِهدِنَا الصِّراطَ المُستَقیم »،(۲) به خاطر همین است. صراط مستقیم یعنی آن راهی که این آفتها، این مشکلات در آن وجود ندارد؛ این معنای صراط مستقیم است. دائم از خدای متعال میخواهید که شما را هدایت کند؛ این هدایت در قرآن است. اگر با قرآن اُنس گرفتیم، اگر قرآن را درست فهمیدیم، اگر در قرآن تدبّر کردیم، آن وقت پاسخ درست به سؤالات زندگی به ما داده خواهد شد؛ بایستی برویم دنبال این، این چیز مهمّی است. جوانان عزیز، حالا ان شاءالله هرچه با قرآن بیشتر اُنس بگیرید، این حقایق بیشتر برای شما آشکار خواهد شد؛ هرچه از این شربت گوارا بنوشید، بیشتر مشتاق خواهید شد، بیشتر تشنه خواهید شد؛ قرآن این جوری است.

خب امروز جامعه ی ی هم مثل بقیّه ی جوامع دچار مشکل است. شما نگاه کنید ببینید در دنیای چه خبر است. در دنیای یک عدّه انسانهای بی ارزش و نالایق و پست، سرنوشت برخی از جوامع ی را در دست گرفته اند؛ مثل همین تهایی که مشاهده میکنید؛ سعودی و امثال اینها. اینها به خاطر دوری از قرآن است، اینها به خاطر عدم آشنایی با حقایق قرآنی است. البتّه یک مقداری عدم آشنایی است، یک مقداری عدم ایمان است. بظاهر معتقد به قرآنند، گاهی میلیون ها نسخه ی قرآن هم چاپ میکنند، مجّانی هم اینجاوآنجا تقسیم میکنند، امّا به محتوای قرآن، به معنای قرآن، به مضمون قرآن هیچ اعتقادی ندارند؛ قرآن میگوید «اَشِدّآءُ عَلَى الکُفّارِ رُحَمآءُ بَینَهُم »،(۳) [ولی] اینها «اشدّاء علی المؤمنین، رحماء مع الکفّار» هستند. شما ملاحظه کنید ببینید وضع اینها چه جوری است؛ با کفّار مأنوسند، [به آنها] علاقه مندند، برای آنها از اموال ملّتشان [ ج میکنند]؛ چون خودشان که مالی ندارند؛ این پولهایی که اینها دارند و در حسابهای بانکی شان متراکم شده و این ثروتهای افسانه ای، اینها مال کیست، اینها از کجا آمده؟ اینها ارث پدری که نیست؛ اینها پول نفت است، پول معادن زیرزمینی است، پول ثروتهای ملّی است؛ به جای اینکه صرف بهبود زندگی مردم بشود، میرود در حسابهای اینها متراکم میشود، از آن استفاده ی شخصی و خصوصی میکنند؛ این پولهای مردم را تقدیم میکنند به کفّار، به دشمنان مردم. وَ اتَّخَذوا مِن دونِ اللهِ ءالِهَةً لِیَ وا لَهُم عِزًّا * کَلّا سَیَکفُرونَ بِعِبادَتِهِم وَ یَ ونَ عَلَیهِم ضِدًّا؛(۴) احمقها خیال میکنند که با دادن پول و با کمک و با این چیزها میتوانند صمیمیّت دشمنان را جلب کنند، [درحالی که] صمیمیّتی وجود ندارد؛ همان طور که خودشان هم گفتند، مثل شیرده [هستند]؛ شیرشان را میدوشند، وقتی که دیگر شیر نداشتند، ذبحشان میکنند. این وضع امروز دنیای است؛ با آنها آن جور، آن وقت با مردم یمن این جور، با مردم بحرین این جور؛ رفتارهای ضدّ دین. البتّه اینها نابودشدنی هستند. ظواهر را که نگاه کنید، این ظواهر نباید ی را گول بزند؛ اینها رفتنی هستند، اینها ساقط شدنی و نابودشدنی هستند. اِنَّ الباطِلَ کانَ زَهُوقًا؛(۵) اینها باطلند و قطعاً دچار زوال و سقوط و بدبختی و فروافتادگی خواهند شد؛ در این هیچ تردیدی نیست. البتّه ممکن است چهار صباح زودتر یا دیرتر انجام بگیرد؛ بستگی دارد به اینکه مؤمنین، جامعه ی مؤمن، چه جوری عمل د؛ اگر درست عمل د، این اتّفاق زودتر می افتد؛ اگر درست عمل نکند، این اتّفاق چهار صباح دیرتر می افتد؛ امّا حتماً این اتّفاق می افتد. هم اینها، هم آن انی که اینها چشم امیدشان به آنها است، همه ساقط شدنی هستند.

آنچه آینده دارد، آن است، آن قرآن است، آن شما جوانهای مؤمن هستید؛ آن­که آینده دارد شما جوانان مؤمن هستید. الان میخواندند که «وَ مَن اَصدَقُ مِنَ اللهِ قیلًا»؛(۶) چه ی از خدا راستگوتر است؟ چه ی از خدا به آینده عالم تر است؟ و خدای متعال این را فرموده است که آینده متعلّق است به مؤمنین، متعلّق است به صالحین، متعلّق است به مجاهدین فی سبیل الله؛ در این هیچ تردیدی نیست؛ این یک وعده ی الهی است. امّا اگر ی دچار وسوسه و تردید هم بشود، وعده ی الهی هم دل او را آرام نکند، تجربه ها باید دل او را آرام کند. بنده مکرّر این را عرض میکنم و با همه ی وجود اعتقاد به این معنا دارم. اگرچنانچه هیچ وعده ای هم به ما داده نشده بود، با این تجربه هایی که ملّت ایران از سی چهل سال پیش به این طرف دارد، باید یقین میکرد که آینده متعلّق به او است؛ باید یقین میکرد که پیروزی متعلّق به او است. ما انی هستیم که در کشورمان یک حکومتی بر سر کار بود که همین مغازله و معاشقه ای که می­بینید حکّام با آن بیچاره ها -عقب­ افتاده های فکری و عقلی و همه چیز- انجام میدهند، همین مغازله(۷) را آن روز با حکومت ایران انجام میدادند؛ خیلی بیشتر، خیلی بهتر. صریحاً میگفتند «شما ژاندارم ما در خلیج فارس هستید»، به حکومت طاغوت ما این حرف را میزدند. آنها، هم عقلشان بیشتر از اینها بود، هم توانایی هایشان زیاد بود، اتّکائشان هم به این طواغیت، بیشتر از اینها بود و ارتباطاتشان قوی تر بود؛ درعین حال که یک چنین حکومتی بر سرِ کار بود، ملّت ایران توانست با قدرت ایمان، با مجاهدت، با فداکاری، این حکومت را علی رغم همه ی پشتیبانی های جهانی ای که از او میشد ساقط کند و به جای او چیزی را سرِ پا کند که قدرتهای استکباری طاقت دیدن آن را ندارند؛ یعنی نظام ؛ این یک تجربه. دیگر از این تجربه بهتر؟ وَلاتَهِنوا وَلاتَحزَنوا وَ اَنتُمُ الاَعلَونَ اِن کُنتُم مُؤمِنین؛(۸) ایمان اگر [حاصل] شد، شما برترید. در راه ایمان قوی باشید، صریح باشید، ثابت قدم باشید؛ بنده اصرار دارم که در زمینه ی ذکر مبانی ی، آحاد ملّت ایران و مسئولین کشور صریح باشند. همین آیاتی که این جمعِ خوش خوان، اخیراً خواندند؛ قَد کانَت لَکُم اُسوَةٌ حَسَنَةٌ فی اِبرٰهیمَ وَ الَّذینَ مَعَهُ اِذ قالوا لِقَومِهِم اِنّا بُرَءٰؤُا مِنکُم وَ مِمّا تَعبُدونَ مِن دونِ اللهِ کَفَرنا بِکُم وَ بَدا بَینَنا وَ بَینَکُمُ العَداوَةِ و البَغضآءُ اَبَدَاً حَتّی تُؤمِنوا بِاللهِ وَحدَه؛(۹) این است دیگر؛ با صراحت [میگوید] «کَفَرنا بِکُم». هیچ منافاتی ندارد؛ حالا بعضی ها در فکر این هستند و دغدغه ی این را دارند که خب یک حکومت و یک ت باید ارتباطات جهانی داشته باشد؛ بنده هم کاملاً معتقدم و تأیید میکنم این گرایش را؛ امّا منافاتی ندارد؛ میتوان با صراحت، مبانی خود و اصول خود را گفت و پیش هم رفت، توفیق هم پیدا کرد در همه ی مسائل گوناگون زندگی، از جمله ارتباطات بین المللی؛ میشود این کارها را کرد. وارد بشوند، قدم در میدان بگذارند، به خدا توکّل کنند، خواهند دید که میشود. تجربه ها این است دیگر.

آن روز به جمعی که اینجا بودند گفتم،(۱۰) حضرت ابراهیم، پیغمبر با آن عظمت، به خدای متعال میگوید میخواهم زنده شدن مرده ها را ببینم؛ خداوند متعال میفرماید: قالَ اَوَ لَم تُؤمِن، قالَ بَلىٰ؛ چرا، ایمان دارم، یعنی کاملاً قبول دارم، تصدیق دارم، از ته دل قبول دارم؛ وَ لٰکِن لِیَطمَئِنَّ قَلبی، (۱۱) لکن برای اینکه دیگر تلاطمی در ذهن من نباشد؛ خاطرم آرام آرام [باشد میخواهم ببینم]. بعد آن وقت خدای متعال فرمود خیلی خب این کارها را ، تا به چشم خودت ببینی که خدای متعال مرده را این جوری زنده میکند. خب ما به چشم خودمان دیدیم؛ ما به چشم خودمان دیدیم که یک ملّتی با دست خالی در جنگ تحمیلی پیروز شد؛ یک ملّتی با تازه کار بودن در مسائل و بین المللی، بر توطئه های دشمنان پیروز شد؛ یک ملّتی با اینکه در مقابلش یک جبهه ی قدرتمند مادّی شکل گرفته که از پشت خنجر میزنند، از جلو شمشیر میکشند، هیاهو میکنند، عربده میکشند، فلان میکنند، چهل سال است علیه ما دارند مرتّب توطئه میکنند، چهل سال هم هست مرتّب توطئه هایشان خنثی میشود؛ اینها را مگر نمی بینیم؟ اینها همان تجربه های ما است؛ این تجربه ها را در نظر بگیریم و بدانیم که راه پیشرفت قوی، قدرتمندانه، با عزّت و موفّق عبارت است از ارتباط با قرآن؛ مادر همه ی این خیرات، این کتاب عزیز الهی است که الحمدلله شما با آن آشنا هستید، با آن اُنس دارید، انی از شما آن را حافظند، انی تالی و قاریند، انی مستمعند، انی ند. [پس] اصل کار، این قرآن است.

خب، حالا جلسات قرآنی را افزایش بدهید، هرچه میتوانید تعلیم و تعلّم قرآن را زیاد کنید؛ معانی قرآن، مفاهیم قرآن، اینها را زنده کنید. این را من به تلاوتگران عزیزمان -که امروز خوشبختانه بعضی از آقایانی که خواندند این جهت را خیلی خوب رعایت د- عرض میکنم که در کیفیّت خواندن، مفهوم آیات قرآنی را مجسّم کنید؛ همچنان که یک گوینده ی خوب و خوش زبان، مثلاً وقتی شعری را میخواند، کلمات را آن چنان ادا میکند که همه ی معنای آن کلام برای مستمع زنده میشود -مثل همین مجری خوش زبان امروز ما-(۱۲) وقتی که خوب صحبت ند، خوب شعر بخوانند، خوب حرف بزنند، کلمات را با لحن مناسب خودش ادا ند، همه ی آنچه از معنا و مضمون در این کلمه وجود دارد، همه تحویل داده میشود به مستمع و مستمع این را تحویل میگیرد؛ تلاوت قرآن باید این جوری باشد؛ همه ی آنچه از مضمون در این کلمه هست، با بلند خواندن و آهسته خواندن و اوج گرفتن و پایین آمدن و تغییر صوت و نوع ادا، بایستی خودش را به مخاطب ارائه بدهد؛ البتّه برای انی که معنای قرآن را میدانند. پس بنابراین زبان قرآن را باید یاد گرفت. هرچه ممکن است با زبان قرآن بیشتر انس بگیرید. اینهایی که با قرآن انس دارند، خیلی شان عربی هم نخوانده اند، امّا قرآن را وقتی میخوانند، معانی اش را میفهمند. ما زیاد دیده ایم افرادی را که عربی کلاسی و درسی و برنامه ای هم نخوانده اند امّا از بس با قرآن انس پیدا کرده اند و تکرار کرده اند و خوانده اند آیات قرآنی را، وقتی که [قرآن را] باز میکنند و یک آیه ای را میخوانند، معنای آیه را میفهمند. با انس زیاد، معنای آیه را میشود فهمید. باید ارتباطمان با قرآن زیاد بشود.

پروردگارا به محمّد و آل محمّد، ارتباط ما -ارتباط قلبی ما، ارتباط شبانه روزی ما- با قرآن را روزبه روز افزایش بده؛ ما را از برکات قرآن و از نِعَم قرآن و از رزق قرآن برخوردار بفرما؛ ما را از انی قرار نده که از قرآن فقط الفاظ آن را فرا میگیرند و به آن اکتفا میکنند. پروردگارا! لطف خودت و فضل خودت را بر این کشور، بر این ملّت با رساندن این ملّت به آرمانهایش و با پیروزی اش بر دشمنان کامل بفرما؛ روح مطهّر بزرگوار را با اولیائش محشور کن؛ ارواح طیّبه ی ی عزیز ما را با اولیائشان محشور کن؛ هرجا مؤمنینی در راه مبارزه و جهاد فی سبیل الله هستند -به هر نحوی از جهاد- آنها را بر دشمنانشان پیروز کن.

والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته

********************************************

۱) در ابتدای این دیدار -که در اوّلین روز ماه مبارک رمضان برگزار شد- جمعی از قاریان و گروه های جمع خوانی به تلاوت آیاتی از قرآن و تواشیح خوانی پرداختند.

۲) سوره ی فاتحه، آیه ی ۶؛ «به راه راست ما را راهبر باش.»

۳) سوره ی فتح، بخشی از آیه ی ۲۹؛ «... بر کافران، سختگیر [و] با همدیگر مهربانند ...»

۴) سوره مریم، آیات ۸۱ تا ۸۲؛ «و به جای خدا، معبودانی اختیار د تا برای آنان [مایه ی] عزّت باشد. نه چنین است. بزودی [آن معبودان] عبادت ایشان را انکار میکنند و دشمن آنان میگردند.»

۵) سوره ی اسراء، بخشی از آیه ی ۸۱؛ «... آری، باطل همواره نابودشدنی است.»

۶) سوره ی نساء، بخشی از آیه ۱۲۲؛ «... و چه ی در سخن، از خدا راستگوتر است؟»

۷) گفتگوی عاشقانه

۸) سوره ی آل عمران، آیه ی ۱۳۹؛ «و اگر مؤمنید، سستی مکنید و غمگین مشوید که شما برترید.»

۹) سوره ی ممتحنه، بخشی از آیه ی ۴ ؛ «قطعاً برای شما در [پیروی از] ابراهیم و انی که با او هستند سرمشقی نیکو است: آنگاه که به قوم خود گفتند ما از شما و آنچه به جای خدا میپرستید بیزاریم؛ به شما کفر می ورزیم و میان ما و شما دشمنی و کینه ی همیشگی پدیدار شده تا وقتی که فقط به خدا ایمان آورید ...»

۱۰) بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم در سالروز آزادسازی ّمشهر (۱۳۹۶/۳/۳)

۱۱) سوره ی بقره، بخشی از آیه ی ۲۶۰؛ «...فرمود مگر ایمان نیاورده ای؟ گفت چرا، ولی تا دلم آرامش یابد...»

۱۲) آقای مجید یراق بافان




برچسب ها : حکیمانه - قرآن ,اینها ,است، ,است؛ ,همه ی , انی ,خدای متعال ,قرآن اُنس ,دنیای ,کنید ببینید ,ملّت ایران
حکیمانه
طلوع خورشید

پست ' طلوع خورشید ' به صورت خودکار از وبلاگ نشریه قرآنی سراج منیر دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست طلوع خورشید ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

طلوع خورشید

بسم ­الله الرّحمن الرّحیم
و الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ­ القاسم المصطفی محمّد.
ان شاءالله بر همه ی شما برادران عزیز مبارک باشد؛ هم بر فارغ ّحصیلان این ، هم بر واردشدگان و سردوشی بگیرانی که ان شاءالله با طیّ مراحل تحصیلی و تمرینی به رتبه ی پاسداری خواهند رسید.
ماه شعبان است، ماه بارش رحمت الهی است. اگر انسان فقرات مناجات شعبانیّه و ادعیّه ی ماه شعبان در شب نیمه و دیگر دعاها و اعمال را نگاه کند، احساس میکند که ماه شعبان یک ظرف زمانی بسیار ارزشمندی است برای بهره گیری از رحمت پروردگار. شما جوانهای عزیز، با دلهای پاک، با روحهای آماده، میتوانید خیلی بهره بگیرید و امیدوارم که ان شاءالله از برکات این ماه و از رحمت الهی در این ماه بهره بگیرید.

یکی از برجسته ترین خصوصیّات ماه شعبان مسئله ی ولادت باسعادت قطب عالم امکان، حضرت بقیّةالله (ارواحنا فداه) است. برجستگی این روز و شب با این ولادت بزرگ بسیار بیشتر و مضاعف شده است. البتّه شب نیمه ی شعبان شب مبارکی است، شب دعا است، شب مناجات است، گفته شده است که از موارد لیلةالقدر است، لکن با این ولادت همه ی اینها مضاعف میشود. یک توجّهی به وجود مقدّس بقیّةالله (ارواحنا فداه) با چند نکته­ ی کوتاه در مورد آن بزرگوار. البتّه در درجه ی اوّل، باید تبریک عرض به همه ی شما این میلاد را ، این ایّام را، این شیرینی ولادت باسعادت آن بزرگوار را. ماه شعبان، از اوّل تا آ ، ماه الطاف الهی و شیرینی ها و چشم­ روشنی ها است. البتّه امسال متأسّفانه با این حادثه­ ای که در معدن پیش آمد،(۲) ما داغدار شدیم، و قبل از آن­ هم حادثه ی مربوط به مرزبانان ما در جنوب کشور(۳) دلها را افسرده کرد و داغدار کرد، ولیکن ماه، ماه شادی و دلباختگی دلباختگان اهل بیت (علیهم السّلام) است.

در مورد زمان (عجّل الله له الفرج و سلام الله علیه) نکته ی اوّل این [است] که این بزرگوار داعی الله است. نگاه به آن بزرگوار وسیله ای است برای عرض ارادت و عبودیّت به درگاه حضرت حقّ متعال. اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا داعیَ اللهِ وَ رَبّانیَّ آیاتِه؛(۴) همه چیز، همه ی انبیا، همه ی اولیا، همه ی مقدّسات، همه ی ارواح طیّبه که نورافشانی میکنند بر زندگی ما، بر عالم ما، بر همه ی عالم وجود، آیات حقّند، جلوه های حضرت پروردگارند؛ این نکته ای است که باید توجّه داشت. به زمان توجّه میکنیم، توسّل میکنیم، در مقابل آن بزرگوار عرض خا اری میکنیم، برای اینکه این خا اری به ذات احدیّت برسد و پیش خدای متعال اظهار عبودیّت کرده باشیم.

دوّم اینکه نام این بزرگوار و یاد این بزرگوار، دائماً به ما یادآوری میکند که طلوع خورشیدِ حق و عدل در پایان این شب ظلمانی، قطعی است. انسانها گاهی که امواج متراکم ظلمت و ظلم را مشاهده میکنند، مأیوس میشوند. یاد زمان نشان دهنده ی این است که خورشید طلوع خواهد کرد، روز خواهد آمد؛ بله، ظلمات هست، ظالمان و تاریکی آفرینان هستند در دنیا، و قرنهای متمادی بوده اند امّا پایان این شب سیاه و ظلمانی، قطعاً طلوع خورشید است؛ این آن چیزی است که اعتقاد به زمان به ما می آموزد؛ این وعده ی تضمین شده ی پروردگار است: اَلسَّلامُ عَلَیکَ اَیُّهَا العَلَمُ المَنصوبُ وَ العِلمُ المَصبوبُ وَ الغَوثُ وَ الرَّحمَةُ الواسِعَةُ وَعداً غَیرَ مَکذوب ؛(۵) وعده ی تخلّف ناپذیر الهی است. در اوّل زیارت [هم دارد]: اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا وَعدَ اللهِ الَّذی ضَمِنَه؛(۶) وعده ای که تضمین شده است از طرف پروردگار، ظهور این بزرگوار است. بنابراین این هم نکته ی دوّم است. معتقدین به ظهور ولیّ عصر و وجود ولیّ عصر (ارواحنا فداه) هیچ گاه دچار ناامیدی و یأس نمیشوند، و میدانند که قطعاً این خورشید طلوع خواهد کرد و این تاریکی ها و این سیاهی ها را برطرف خواهد کرد.

نکته ی سوّم این است که ما مأمور به انتظاریم؛ انتظار یعنی چه؟ انتظار به معنای مترصّد بودن است. در ادبیّات نظامی یک چیزی داریم به نام «آماده باش»؛ انتظار یعنی «آماده باش»! باید «آماده باش» باشیم. انسان مؤمن و منتظر، آن ی است که در حال «آماده باش» است. اگر شما که مأمورِ به ایجاد عد و استقرار عد در کلّ جهان است، امروز ظهور د، باید من و شما آماده باشیم. این «آماده باش» خیلی مهم است؛ انتظار به این معنا است. انتظار به معنای بی صبری و پا به زمین کوبیدن و چرا دیر شد و چرا نشد و مانند اینها نیست، انتظار یعنی باید دائم در حال «آماده باش» باشید.

نکته ی چهارم و آ [اینکه] این انتظار، مست م صلاح و عمل است؛ باید خودمان را اصلاح کنیم، باید اهل عمل به آن چیزی باشیم که دل آن بزرگوار را شاد میکند. اگر بخواهیم این جور عمل و این صلاح و اصلاح را برای خودمان فراهم ، طبعاً نمیتوانیم به عمل فردی اکتفا کنیم. در محیط جامعه، در محیط کشور، در محیط جهانی هم وظایفی هست که باید انجام بدهیم؛ این وظایف چه هستند؟ این همان چیزی است که نیاز دارد به بصیرت، نیاز دارد به معرفت، نیاز دارد به نگرش جهانی، نیاز دارد به روشن بینی؛ این آن چیزی است که شما جوان عزیز فعّالِ امروز به آن موظّفید.
پایان قسمت اول - 96/02/20


برچسب ها : طلوع خورشید - همه ی ,بزرگوار ,است، ,«آماده باش» , ,طلوع ,نیاز دارد , زمان ,انتظار یعنی ,ارواحنا فداه ,طلوع خورشید
طلوع خورشید
زمان (علیه السلام) در قرآن و روایات-باز نشر

پست ' زمان (علیه السلام) در قرآن و روایات-باز نشر ' به صورت خودکار از وبلاگ نشریه قرآنی سراج منیر دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست زمان (علیه السلام) در قرآن و روایات-باز نشر ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

زمان (علیه السلام) در قرآن و روایات-باز نشر

بسم الله الرحمان الرحیم

بمناسبت نیمه شعبان و ولادت با سعادت عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) برخی از آیات و روایات که در باره زمان علیه السلام است را خدمت شما کاربران عزیز ارائه می کنم.

آیات قرآن کریم:

۱. وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ (5)قصص

ما مى‏خواهیم بر مستضعفان زمین منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روى زمین قرار دهیم!

۲. وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى‏ لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنی‏ لا یُشْرِکُونَ بی‏ شَیْئاً وَ مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ (555)نور

بسم الله الرحمان الرحیم

بمناسبت نیمه شعبان و ولادت عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) برخی از آیات و روایات که در باره زمان نازل و وارد شده را خلاصه وار خدمت شما کاربران عزیز ارائه می کنم.

آیات قرآن کریم:

۱. وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ (5)قصص

ما مى‏خواهیم بر مستضعفان زمین منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روى زمین قرار دهیم!

۲. وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى‏ لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنی‏ لا یُشْرِکُونَ بی‏ شَیْئاً وَ مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ (555)نور

خداوند به انى از شما که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده‏اند وعده مى‏دهد که قطعاً آنان را حکمران روى زمین خواهد کرد، همان گونه که به پیشینیان آنها خلافت روى زمین را بخشید و دین و آیینى را که براى آنان پسندیده، پابرجا و ریشه‏دار خواهد ساخت و ترسشان را به امنیّت و آرامش مبدّل مى‏کند، آن چنان که تنها مرا مى پرستند و چیزى را شریک من نخواهند ساخت. و انى که پس از آن کافر شوند، آنها فاسقانند.

۳.هُوَ الَّذی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ (33)توبه

او ى است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد، تا آن را بر همه آیین‏ها غالب گرداند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند!


۴. هُوَ الَّذی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ کَفى‏ بِاللَّهِ شَهیداً (28)فتح

او ى است که رسولش را با هدایت و دین حق فرستاده تا آن را بر همه ادیان پیروز کند و کافى است که خدا گواه این موضوع باشد!

۵. هُوَ الَّذی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ (9)صف

او ى است که رسول خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا او را بر همه ادیان غالب سازد، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند!

روایات :

اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) در تمام دوران رس خود و ائمه طاهرین (صلوات الله علیهم اجمعین)همیشه متناسب با زمان به معرفی حضرت مهدی (ارواحنا له الفدا) می پرداختند و همواره سعی بر این داشتند که افکار مسلمانان را به سمت ایشان معطوف نمایند و اذهان عمومی را برای پذیرش ایشان آماده سازند. اهمیت موضوع حضرت مهدی (علیه السلام) در ژایه ریزی اعتقادات مسلمانان هنگامی بیشتر مشخص می شود که بدانیم در خطبۀ شریف غدیر، 25 جمله دربارة حضرت مهدی آمده است روزی که سرنوشت به عنوان کاملترین دین الهی از آنروز مبارک تا برژایی قیامت معین می گردد

عبارات نورانی خطبه غدیر در باره عصر (علیه السلام) را تحت 6 عنوان می توان خلاصه کرد:

الف: بشارت به آمدن او : أَلا انَّهُ قَدْ بَشَّرَ بِهِ مَنْ سَلَفَ مِنَ الْقُرُونِ بَیْنَ یَدَیْهِ .

«آگاه باشید او ی است که همة پیشینیان به آمدن او بشارت داده اند.»


ب: خاتمیت او : أَلا إنَّ خاتَمَ الأَئِمَّةِ مِنَّا الْقائِمَ الْمَهْدِیَّ. أَلا إنَّهُ الظّاهِرُ عَلَى الدّینِ.

« ت در ان تعیین شده، اتصال دارد و منقطع نمی­گردد تا زمانی که به دست خاتم و آ ین آنان که حضرت مهدی است، برسد».


ج : مقام و منزلت او: در این باره دو جهت ذکر شده است:

1. فضائل و مناقب او: أَلا إِنَّهُ خِیَرَةُالله وَ مُخْتارُهُ أَلا إِنَّهُ الرَّشیدُ السَّدیدُ

« او «انتخاب شدة خداوند» و «هدایت یافته و دارای همه کمالات» و «کمک شده» است.


وَلا حَقَّ إِلاّ مَعَهُ وَلانُورَ إِلاّعِنْدَهُ

« نور از جانب خداوند در او قرار داده شده و نوری نیست مگر با او، و حقی نیست جز با او. »


2. مقام و شأن او: أَلاوَإِنَّهُ وَلِی الله فی أَرْضِهِ، وَحَکَمُهُ فی خَلْقِهِ

«او ولی خدا در زمین و حکم کنندة خدا در میان خلق است.»


أَلا إِنَّهُ الْمُفَوَّضُ إِلَیْهِ وَأَمینُهُ فی سِرِّهِ وَ علانِیَتِهِ.

« کارها به او س شده و او امین خداوند بر سِرّ و آشکار الهی است. »


أَلا إِنَّهُ النّاصِرُ لِدینِ الله.

« او یاری کنندة دین خدا است.»


أَلا إِنَّهُ یَسِمُ کُلَّ ذی فَضْلٍ بِفَضْلِهِ وَ کُلَّ ذی جَهْلٍ بِجَهْلِهِ.

« او هر صاحب فضلی را به قدر فضلش و هر صاحب جهلی را به قدر جهلش نشانه می دهد. »

د: علم او: این مسأله را نیز از دو بعد می­ توان در خطبۀ غدیر به دست آورد:

1 . أَلا إنَّهُ وارِثُ کُلِّ عِلْمٍ وَالْمُحیطُ بِکُلِّ فَهْمٍ

« او وارث هر علمی است و علمش به همه چیز احاطه دارد. »


2. أَلا إنَّهُ الْمُخْبِرُ عَنْ رَبِّهِ عَزَّ وَجَلَّ وَالْمُشَیِّدُ لاِءَمْرِ آیاتِهِ. أَلا إنَّهُ الرَّشیدُ السَّدیدُ. أَلا إنَّهُ الْمُفَوَّضُ إلَیْهِ

« بدانید که اوست خبر دهنده از پروردگارش، و بالا برنده آیات الهى. اوست هدایت یافته محکم بنیان. اوست که کارها به او س شده است علم او به دریای عمیق علم الهی اتصال دارد.»


و: قیام او: در دو مورد از خطبة غدیر، کلمة «القائم المهدی» بکار رفته و بعد از آن به قدرت مطلقه و تمام عیار حضرت بقیة الله اشاره شده که از جانب الهی به او عطا گردیده است و هیچ قدرتی طاقت برابری با او را ندارد.


این موضوع از سه جنبه مطرح شده است:

1. أَلا إِنَّهُ لاغالِبَ لَهُ وَلامَنْصورَ عَلَیْهِ. أَلا إِنَّهُ فاتِحُ الْحُصُونِ وَهادِمُها

«. ی بر او غالب یا علیه او کمک نمی شود و او همۀ قلعه های محکم را فتح می کند. »


2. أَلا إِنَّهُ غالِبُ کُلِّ قَبیلَةٍ مِنْ أَهْلِ الشِّرْکِ وَهادیها.

«او بر همۀ ادیان و بر همۀ گروه های شرک غالب می شود و آنان را هدایت می کند و یا (متعصبان را) نابود می­کند.»

3. أَلا إِنَّهُ الْمُفَوَّضُ إِلَیْهِ

.«خداوند همة آبادی ها و ای جهان را تحت تصرف حضرت مهدی (علیه السلام) در می آورد. »

ه: انتقام او: اگر چه حق اهل بیت و شیعیانشان در طول تاریخ توسط ظالمین پایمال شده است، ولی منتقمی خواهد آمد ، گذشته از عذاب اُ وی ، در همین جهان دل دوستان را با گرفتن انتقام از دشمنان، مسرور خواهد کرد. در بخش ششم خطبه نیز سه موضوع ذکر شده است:

1.أَلا إنَّهُ الْمُخْبِرُ عَنْ رَبِّهِ عَزَّ وَجَلَّ وَالْمُشَیِّدُ لاِءَمْرِ آیاتِهِ

« بدانید که اوست خبر دهنده از پروردگارش، و بالا برنده آیات الهى.» او حق خداوند و هر حق را که به اهل بیت علیهم السلام مرتبط شود، خواهد گرفت.


2. أَلا إنَّهُ الْمُدْرِکُ بِکُلِّ ثارٍ لاِءَوْلِیاءِ اللّه[.] أَلا إنَّهُ الْمُنْتَقِمُ مِنَ الظّالِمینَ

« او انتقام هر خون به ناحق ریختۀ اولیاء خدا را خواهد گرفت. ». « او از تمام ظالمان عالم، انتقام خواهد گرفت. »


۳. گرفتن حقوق اهل بیت به دست حضرت، آنجا که می فرماید: الَّذی یَأْخُذُ بِحَقِّ الله وَ بِکُلِّ حَقّ هُوَ لَنا

«مهدی، حق خداوند و هر حقّی را که برای ماست خواهد گرفت».

ی : نورانیت ونسل نورانی حضرت: آنجا که می فرماید: مَعاشِرَالنّاسِ، النُّورُ مِنَ الله عَزَّوَجَلَّ مَسْلوکٌ فِی ثُمَّ فی عَلِی بْنِ أَبی طالِبٍ، ثُمَّ فِی النَّسْلِ مِنْهُ إِلَی الْقائِمِ الْمَهْدِی

«نور از طرف خداوند در من، و سپس در علی علیه السلام و نسل او تا مهدی قائم قرار داده شده است».


ز : اختیار مطلق زمین به دست حضرت: آنجا که می فرماید: مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّهُ ما مِنْ قَرْیَةٍ إِلاّ وَالله مُهْلِکُها بِتَکْذیبِها قَبْلَ یَوْمِ الْقِیامَةِ وَ مُمَلِّکُهَا الْإِمامَ الْمَهْدِی وَالله مُصَدِّقٌ وَعْدَهُ.

«هیچ سرزمین آبادی نیست مگر آنکه خداوند تا روز قیامت اهل آن را به خاطر تکذیبشان هلاک می کند، و آن را در اختیار حضرت مهدی قرار می دهد».


در روایت نورانی سجاد (علیه السلام) می فرمایند :

هر در دوران غیبت حجه بن الحسن (عجل الله تعالی فرجه الشریف)بر ولایت و پیروی ما استوار بماند خداوند

پاداش هزار شهید مانند ی احد را به او عطا فرماید .




برچسب ها : زمان (علیه السلام) در قرآن و روایات-باز نشر - الله ,أَلا ,إِنَّهُ ,علیه ,حضرت ,خداوند ,علیه السلام ,حضرت مهدی ,أَلا إنَّهُ ,أَلا إِنَّهُ , أَلا إِنَّهُ ,لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ ,عَلَى ا
زمان (علیه السلام) در قرآن و روایات-باز نشر
وَ کَفى‏ بِاللَّهِ وَکیلاً

پست ' وَ کَفى‏ بِاللَّهِ وَکیلاً ' به صورت خودکار از وبلاگ نشریه قرآنی سراج منیر دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست وَ کَفى‏ بِاللَّهِ وَکیلاً ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

وَ کَفى‏ بِاللَّهِ وَکیلاً

النساء : 132 «وَ لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ وَ کَفى‏ بِاللَّهِ وَکیلاً»

براى خداست آنچه در آسمانها و زمین است؛ و کافى است که خدا، حافظ و نگاهبان آنها باشد.

سجاد (علیه السلام) :

«یا سیدی اِن وَکَلتَنی اِلی نفسِی هَلَکتُ»

ای آقای من اگر مرا به حال خودم رها کنی هلاک می شوم



برچسب ها : وَ کَفى‏ بِاللَّهِ وَکیلاً - کَفى‏ بِاللَّهِ
وَ کَفى‏ بِاللَّهِ وَکیلاً
أَلَا إِنَّ فِیهِ عِلْمَ مَا یَأْتِی

پست ' أَلَا إِنَّ فِیهِ عِلْمَ مَا یَأْتِی ' به صورت خودکار از وبلاگ نشریه قرآنی سراج منیر دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست أَلَا إِنَّ فِیهِ عِلْمَ مَا یَأْتِی ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

أَلَا إِنَّ فِیهِ عِلْمَ مَا یَأْتِی

خطبه 158 نهج البلاغه در باره برتری حضرت رسول اعظم صلی الله علیه و اله و قرآن کریم

أَرْسَلَهُ عَلَى حِینِ فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ

پروردگار وقتى رسول اللَّه (صلّى اللَّه علیه و آله) را فرستاد که ان نبودند

وَ طُولِ هَجْعَةٍ مِنَ الْأُمَمِ

و امتها در خواب غفلت و گمراهى فرو رفته

وَ انْتِقَاضٍ مِنَ الْمُبْرَمِ

و بناى استوار احکام و دین ش ته شده بود.

فَجَاءَهُمْ بِتَصْدِیقِ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ

آن گاه رسول اللَّه (صلّى اللَّه علیه و آله) در میان مردم قرار گرفت، در حالى که آنچه را در اختیار داشت (و کتب آسمانی پیشین را) تصدیق مى‏ کرد

وَ النُّورِ الْمُقْتَدَى بِهِ

و نورى را که باید از آن پیروى مى‏ د همراه داشت.

ذَلِکَ الْقُرْآنُ فَاسْتَنْطِقُوهُ وَ لَنْ یَنْطِقَ

و آن نور قرآن است، پس از آن بخواهید که براى شما حرف بزند که هرگز سخن نمى‏ گوید.

وَ لَکِنْ أُخْبِرُکُمْ عَنْهُ

ولى من شما را از آن کتاب با خبر مى‏ کنم.

أَلَا إِنَّ فِیهِ عِلْمَ مَا یَأْتِی

در قرآن علم آینده

وَ الْحَدِیثَ عَنِ الْمَاضِی وَ دَوَاءَ دَائِکُمْ

و اخبار گذشته و دواى دردهاى شما

وَ نَظْمَ مَا بَیْنَکُمْ

و نظم دادن به کارهایتان ( در همه امور) موجود است.



برچسب ها : أَلَا إِنَّ فِیهِ عِلْمَ مَا یَأْتِی - اللَّه ,مِنَ ,قرآن ,علیه ,رسول ,إِنَّ فِیهِ ,فِیهِ عِلْمَ ,أَلَا إِنَّ ,اللَّه علیه ,اللَّه صلّى ,إِنَّ فِیهِ عِلْمَ ,أَلَا إِنَّ فِیهِ
أَلَا إِنَّ فِیهِ عِلْمَ مَا یَأْتِی
عید مبعث مبارک

پست ' عید مبعث مبارک ' به صورت خودکار از وبلاگ نشریه قرآنی سراج منیر دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست عید مبعث مبارک ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

عید مبعث مبارک

بسم الله الرحمن الرحیم

آل‏ عمران : 164 «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنینَ إِذْ بَعَثَ فیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفی‏ ضَلالٍ مُبینٍ»

یقیناً خدا بر مؤمنان منّت (توجه خاص) نهاد که در میان آنان ى از خودشان برانگیخت که آیات او را بر آنان مى‏خواند و [از آلودگى‏هاى فکرى و روحى‏] پاکشان مى‏کند، و کتاب و حکمت به آنان مى‏آموزد، و به راستى که آنان پیش از آن در گمراهى آشکارى بودند.



برچسب ها : عید مبعث مبارک - آنان
عید مبعث مبارک
یَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَکِ اللَّهُ

پست ' یَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَکِ اللَّهُ ' به صورت خودکار از وبلاگ نشریه قرآنی سراج منیر دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست یَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَکِ اللَّهُ ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

یَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَکِ اللَّهُ
متن ، ترجمه و صوت زیارت حضرت فاطمه (سلام الله علیها)
یَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَکِ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَکِ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَکِ فَوَجَدَکِ لِمَا امْتَحَنَکِ صَابِرَةً وَ زَعَمْنَا أَنَّا لَکِ أَوْلِیَاءُ وَ مُصَدِّقُونَ وَ صَابِرُونَ لِکُلِّ مَا أَتَانَا بِهِ أَبُوکِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ أَتَى [أَتَانَا] بِهِ وَصِیُّهُ فَإِنَّا نَسْأَلُکِ إِنْ کُنَّا صَدَّقْنَاکِ إِلا أَلْحَقْتِنَا بِتَصْدِیقِنَا لَهُمَا لِنُبَشِّرَ أَنْفُسَنَا بِأَنَّا قَدْ طَهُرْنَا بِوِلایَتِکِ.
اى آزموده، آزمودت خ که تو را آفرید، پیش از آنکه تو را بیافریند، پس به آنچه آزمودت تو را شکیبا یافت ما بر این باوریم که دوستان و تصدیق کنندگان توایم، و به تمام آنچه پدرت (درود خدا بر او و خاندانش باد) و وصی اش براى ما آورده صبرکننده ایم، پس از تو درخواست می کنیم، اگر تصدیق کننده تو بوده ایم، ما را به تصدیقمان به پدرت و جانشینش ملحق کنى، تا خود را بشارت دهیم، که به سبب ولایت تو پاک گشته ایم.
و نیز مستحبّ است بگویى:
السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ نَبِیِّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ حَبِیبِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ خَلِیلِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ صَفِیِّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ أَمِینِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ خَیْرِ خَلْقِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ أَفْضَلِ أَنْبِیَاءِ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ مَلائِکَتِهِ السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ خَیْرِ الْبَرِیَّةِ السَّلامُ عَلَیْکِ یَا سَیِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ السَّلامُ عَلَیْکِ یَا زَوْجَةَ وَلِیِّ اللَّهِ وَ خَیْرِ الْخَلْقِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ ،
سلام بر تو اى دختر رسول خدا، سلام بر تو اى دختر خدا، سلام بر تو اى دختر محبوب خدا، سلام بر تو اى دختر دوست صمیمى خدا، سلام بر تو اى دختر بزگریده خدا، سلام بر تو اى دختر امین خدا، سلام بر تو اى دختر بهترین خلق خدا، سلام بر تو اى دختر برترین ان خدا، و رسولان و فرشتگان، سلام بر تو اى دختر بهترین مخلوقات، سلام بر تو اى بانوى بانوان جهان از گذشتگان و آیندگان، سلام بر تو اى همسر ولىّ خدا، و بهترین خلق بعد از رسول خدا،
السَّلامُ عَلَیْکِ یَا أُمَّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ سَیِّدَیْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ السَّلامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الصِّدِّیقَةُ الشَّهِیدَةُ السَّلامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الرَّضِیَّةُ الْمَرْضِیَّةُ السَّلامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْفَاضِلَةُ ا َّکِیَّةُ السَّلامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْحَوْرَاءُ الْإِنْسِیَّةُ السَّلامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا َّقِیَّةُ النَّقِیَّةُ السَّلامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمُحَدَّثَةُ الْعَلِیمَةُ السَّلامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمَظْلُومَةُ الْمَغْصُوبَةُ السَّلامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمُضْطَهَدَةُ الْمَقْهُورَةُ السَّلامُ عَلَیْکِ یَا فَاطِمَةُ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکِ وَ عَلَى رُوحِکِ وَ بَدَنِکِ أَشْهَدُ أَنَّکِ مَضَیْتِ عَلَى بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّکِ.
سلام بر تو اى مادر حسن و حسین، دو سرور جوانان اهل بهشت، سلام بر تو اى صدّیقه شهیده، سلام بر تو اى خشنود از خدا، و خدا خشنود از تو، سلام بر تو اى فاضله پاکیزه، سلام بر تو اى حوریه در لباس انسان، سلام بر تو اى پرهیزکار نظیف، سلام بر تو اى هم سخن با ملائکه و اى بسیار دانا، سلام بر تو اى ستمدیده، اى که حقت غصب شده، سلام بر تو از سرکوب شده، و مقهور دشمن، سلام و رحمت و برکات خدا بر تو اى فاطمه دختر رسول خدا، درود خدا بر تو و روح و تن تو، گواهى می دهم که بر بُرهانى روشن از سوى پروردگارت از جهان درگذشتى،
وَ أَنَّ مَنْ سَرَّکِ فَقَدْ سَرَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ مَنْ جَفَاکِ فَقَدْ جَفَا رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ مَنْ آذَاکِ فَقَدْ آذَى رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ مَنْ وَصَلَکِ فَقَدْ وَصَلَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ مَنْ قَطَعَکِ فَقَدْ قَطَعَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ لِأَنَّکِ بَضْعَةٌ مِنْهُ وَ رُوحُهُ الَّذِی بَیْنَ جَنْبَیْهِ کَمَا قَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ أُشْهِدُ اللَّهَ وَ رُسُلَهُ وَ مَلائِکَتَهُ أَنِّی رَاضٍ عَمَّنْ رَضِیتِ عَنْهُ سَاخِطٌ عَلَى مَنْ سَخِطْتِ عَلَیْهِ مُتَبَرِّئٌ مِمَّنْ تَبَرَّأْتِ مِنْهُ مُوَالٍ لِمَنْ وَالَیْتِ مُعَادٍ لِمَنْ عَادَیْتِ مُبْغِضٌ لِمَنْ أَبْغَضْتِ مُحِبٌّ لِمَنْ أَحْبَبْتِ وَ کَفَى بِاللَّهِ شَهِیداً وَ حَسِیباً وَ جَازِیاً وَ مُثِیباً
و هرکه تو را شاد کرد، رسول خدا (درود خدا بر او و خاندانش باد) را شاد نمود، و هرکه به تو جفا کرد، و به رسول خدا (درود خدا بر او و خاندانش باد) جفا کرد، و هرکه تو را آرزد، رسول خدا (درود خدا بر او و خاندانش باد) را آزرد، و هرکه به تو پیوست، به رسول خدا (درود خدا بر او و خاندانش باد) پیوست و هر که از تو برید، از رسول خدا (درود خدا بر او و خاندانش باد) برید، چرا که تو تن او و روح بین دو پهلوى او هستى، خدا و رسولان خدا و فرشتگان را گواه می گیرم که من خشنودم از ی که تو از او خشنودى، و خشمگینم بر ی که تو بر او خشمگینى، و بیزارم از هر که تو از او بیزارى، ودوست دارم هرکه را تو دوست دارى و دشمنم هرکه را تو با او دشمنى، و متنفّرم از هرکه تو از او نفرت داری و محبّت دارم به هرکه تو به او محبّت دارى و خدا براى شهادت و حسابرسى، کیفر دهى و پاداش دهى کافى است.
آنگاه بر رسول خدا و ائمه طاهرین عَلَیْهِمُ الْسَّلام صلوات می فرستى.
مؤلّف گوید: ما براى روز سوم جمادى الآخِر زیارتى دیگر براى حضرت فاطمه علیها السلام نقل کردیم، و نیز علما زیارت مبسوطى براى آن مظلومه نقل کرده اند، که مثل همین زیارت نقل شده از شیخ طوسى است، اول آن (السّلام ُ علیکِ یا بنتَ رسولِ اللّهِ) است تا (أُشْهِدُ اللّهَ وَ رُسُلَهُ و مَلائکَتَهُ) و از اینجا به بعد آن چنین است:
أُشْهِدُ اللَّهَ وَ مَلائِکَتَهُ أَنِّی وَلِیٌّ لِمَنْ وَالاکِ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاکِ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَکِ أَنَا یَا مَوْلاتِی بِکِ وَ بِأَبِیکِ وَ بَعْلِکِ وَ الْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِکِ مُوقِنٌ وَ بِوِلایَتِهِمْ مُؤْمِنٌ وَ لِطَاعَتِهِمْ مُلْتَزِمٌ أَشْهَدُ أَنَّ الدِّینَ دِینُهُمْ وَ الْحُکْمَ حُکْمُهُمْ وَ هُمْ قَدْ بَلَّغُوا عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ دَعَوْا إِلَى سَبِیلِ اللَّهِ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ لا تَأْخُذُهُمْ فِی اللَّهِ لَوْمَةُ لائِمٍ وَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْکِ وَ عَلَى أَبِیکِ وَ بَعْلِکِ وَ ذُرِّیَّتِکِ الْأَئِمَّةِ الطَّاهِرِینَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ وَ صَلِّ عَلَى الْبَتُولِ الطَّاهِرَةِ الصِّدِّیقَةِ الْمَعْصُومَةِ َّقِیَّةِ النَّقِیَّةِ الرَّضِیَّةِ الْمَرْضِیَّةِ ا َّکِیَّةِ الرَّشِیدَةِ الْمَظْلُومَةِ الْمَقْهُورَةِ الْمَغْصُوبَةِ [الْمَغْضُوبِ ] حَقُّهَا الْمَمْنُوعَةِ [الْمَمْنُوعِ ] إِرْثُهَا الْمَکْسُورَةِ [الْمَکْسُورِ] ضِلْعُهَا الْمَظْلُومِ بَعْلُهَا الْمَقْتُولِ وَلَدُهَا فَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِکَ وَ بَضْعَةِ لَحْمِهِ،
خدا و فرشتگانش را گواه میگیریم که من دوستم با هرکه تو را دوست دارد، و دشمنم با هرکه با تو دشمن است، و در جنگم با ی که با تو بجنگد، من اى س رستم یقین دارم به تو و پدر و همسر تو و ان از فرزندانت، و به ولایتشان مؤمنم و به پیروى از آنان ملتزمم، شهادت می دهم، که دین، دین آنهاست، و فرمان فرمان آنها، و آنان از جانب خدا آنچه را باید، ابلاغ د، و به راه خدا با حکم و موعظه حسنه دعوت نمودند، و در راه خدا به ملامت ملامت کنندگان اعتنا ننمودند، و درودهاى خدا بر تو و پدر و همسر تو و فرزندانت، آن ان پاک، خدایا درود فرست بر محمّد و اهل بیتش، و درود فرست بر بتول پاک، صدّیقه، معصومه، پرهیزکار، پاکیزه، خشنود از حق، خدا خشنود از او، پاک تربیت، رشیده، مظلومه، دشمن چیره، غصب شده حق، منع شده از ارث، پهلو ش ته، ستم شده [به] شوهرش، کشته شده فرزندش، فاطمه دختر رسولت، و تنش،
وَ صَمِیمِ قَلْبِهِ وَ فِلْذَةِ کَبِدِهِ وَ النُّخْبَةِ [وَ َّحِیَّةِ] مِنْکَ لَهُ وَ ُّحْفَةِ خَصَصْتَ بِهَا وَصِیَّهُ وَ حَبِیبَةِ [وَ حَبِیبَهُ ] الْمُصْطَفَى وَ قَرِینَةِ [وَ قَرِینَهُ ] الْمُرْتَضَى وَ سَیِّدَةِ النِّسَاءِ وَ مُبَشِّرَةِ الْأَوْلِیَاءِ حَلِیفَةِ الْوَرَعِ وَ ا ُّهْدِ وَ تُفَّاحَةِ الْفِرْدَوْسِ وَ الْخُلْدِ الَّتِی شَرَّفْتَ مَوْلِدَهَا بِنِسَاءِ الْجَنَّةِ وَ سَلَلْتَ مِنْهَا أَنْوَارَ الْأَئِمَّةِ وَ أَرْخَیْتَ دُونَهَا حِجَابَ النُّبُوَّةِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَیْهَا صَلاةً تَزِیدُ فِی مَحَلِّهَا عِنْدَکَ وَ شَرَفِهَا لَدَیْکَ وَ مَنْزِلَتِهَا مِنْ رِضَاکَ وَ بَلِّغْهَا مِنَّا تَحِیَّةً وَ سَلاماً وَ آتِنَا مِنْ لَدُنْکَ فِی حُبِّهَا فَضْلاً وَ إِحْسَاناً وَ رَحْمَةً وَ غُفْرَاناً إِنَّکَ ذُو الْعَفْوِ الْکَرِیمِ.
و خالص قلبش، و جگر گوشه اش، و انتخاب شده از جانب تو، و تحفه هایى که به جانشینش اختصاص دادى، و محبوبه مُصْطَفى، و همسر مُرتِضى، بانوى بانوان، و مژده دهنده اولیاء، و هم پیمان ورع و زهد، و سیب فردوس و بهشت جاوید، بانویى که شرافت دادى تولّدش را به ن بهشت، و خارج کردى انوار ان را از صدف وجود او، و انداختى در مقابلش نبوّت را.
خدایا بر او درود فرست، درودى که بیفزاید بر مقامش نزد تو، و بر شرفش در پیشگاهت، و بر منزلتش از خشنودی ات، و به او از جانبت ما تحیّت و سلام برسان، و به ما در راه دوستی اش از جانب خود، فضل و احسان و رحمت و آمرزش عنایت کن، تو صاحب گذشت و بزرگوارى هستى.
مؤلّف گوید: شیخ در «تهذیب» فرموده: آنچه در فضل زیارت آن معظّمه روایت شده، بیشتر از آن است که شمارش شود و علاّمه مجلسى از کتاب «مصباح الانوار» نقل کرده: از حضرت فاطمه علیها السلام روایت شده: پدرم به من فرمود: هرکه بر تو صلوات فرستد، حق تعالى او را بیامرزد و در هر جاى بهشت که باشم به من ملحق کند.
منبع : پایگاه اطلاع رسانی حسین انصاریان******زیارت حضرت فاطمه سلام الله علیها با صدای فرهمند

دریافت


برچسب ها : یَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَکِ اللَّهُ - سلام ,عَلَیْکِ ,اللَّهِ ,السَّلامُ ,خدا، ,هرکه ,السَّلامُ عَلَیْکِ ,صَلَّى اللَّهُ ,عَلَیْکِ أَیَّتُهَا ,اللَّهُ عَلَیْهِ ,اللَّهِ السَّلامُ
یَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَکِ اللَّهُ
أَلَا إِنَّ فِیهِ عِلْمَ مَا یَأْتِی

پست ' أَلَا إِنَّ فِیهِ عِلْمَ مَا یَأْتِی ' به صورت خودکار از وبلاگ نشریه قرآنی سراج منیر دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست أَلَا إِنَّ فِیهِ عِلْمَ مَا یَأْتِی ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

أَلَا إِنَّ فِیهِ عِلْمَ مَا یَأْتِی

خطبه 158 نهج البلاغه در باره برتری حضرت رسول اعظم صلی الله علیه و اله و قرآن کریم

أَرْسَلَهُ عَلَى حِینِ فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ

پروردگار وقتى رسول اللَّه (صلّى اللَّه علیه و آله) را فرستاد که ان نبودند

وَ طُولِ هَجْعَةٍ مِنَ الْأُمَمِ

و امتها در خواب غفلت و گمراهى فرو رفته

وَ انْتِقَاضٍ مِنَ الْمُبْرَمِ

و بناى استوار احکام و دین ش ته شده بود.

فَجَاءَهُمْ بِتَصْدِیقِ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ

آن گاه رسول اللَّه (صلّى اللَّه علیه و آله) در میان مردم قرار گرفت، در حالى که آنچه را در اختیار داشت (و کتب آسمانی پیشین را) تصدیق مى‏ کرد

وَ النُّورِ الْمُقْتَدَى بِهِ

و نورى را که باید از آن پیروى مى‏ د همراه داشت.

ذَلِکَ الْقُرْآنُ فَاسْتَنْطِقُوهُ وَ لَنْ یَنْطِقَ

و آن نور قرآن است، پس از آن بخواهید که براى شما حرف بزند که هرگز سخن نمى‏ گوید.

وَ لَکِنْ أُخْبِرُکُمْ عَنْهُ

ولى من شما را از آن کتاب با خبر مى‏ کنم.

أَلَا إِنَّ فِیهِ عِلْمَ مَا یَأْتِی

در قرآن علم آینده

وَ الْحَدِیثَ عَنِ الْمَاضِی وَ دَوَاءَ دَائِکُمْ

و اخبار گذشته و دواى دردهاى شما

وَ نَظْمَ مَا بَیْنَکُمْ

و نظم دادن به کارهایتان ( در همه امور) موجود است.



برچسب ها : أَلَا إِنَّ فِیهِ عِلْمَ مَا یَأْتِی - اللَّه ,مِنَ ,قرآن ,علیه ,رسول ,إِنَّ فِیهِ ,فِیهِ عِلْمَ ,أَلَا إِنَّ ,اللَّه علیه ,اللَّه صلّى ,إِنَّ فِیهِ عِلْمَ ,أَلَا إِنَّ فِیهِ
أَلَا إِنَّ فِیهِ عِلْمَ مَا یَأْتِی
مادر خوبی ها

پست ' مادر خوبی ها ' به صورت خودکار از وبلاگ نشریه قرآنی سراج منیر دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست مادر خوبی ها ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

مادر خوبی ها

قَالَتْ فَاطِمَةُ (سلام الله علیه) بِشْرٌ فِی‏ وَجْهِ‏ الْمُؤْمِنِ‏ یُوجِبُ‏ لِصَاحِبِهِ‏ الْجَنَّةَ وَ بِشْرٌ فِی وَجْهِ الْمُعَانِدِ الْمُعَادِی یَقِی صَاحِبَهُ عَذَابَ النَّارِ. حضرت فاطمه سلام الله علیه فرمودند: خوشرویی با مؤمن ، بهشت را برای انسان خوشرو ، واجب می کند و خوشرویی با دشمنِ مخالف ،انسان را از عذابِ آتش جهنم حفظ می کند.

بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج‏72 ؛ ص401

چند نکته مهم:

1 . برخی فکر می کنند خوشرویی یعنی خندیدن در حالی که لغت بشر به ح طبیعی ضورت گفته می شود به این معنی که صورت انسان دارای اخم و گرفتگی و عصبانیت نباشد.

2 . خوشرویی یکی از مهمترین مصادیق حسن خلق است که خدای متعال وجود این ویژگی را در حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) به عنوان یکی از مهمترین دلایل پیشرفت بیان می فرماید :

آل عمران 159 : «فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ...»

به(برکت) رحمت الهى، در برابر آنان‏ [مردم‏] نرم (و مهربان) شدى! و اگر خشن و سنگدل بودى، از اطراف تو، پراکنده مى‏ شدند.

3 . شاید سؤال شود که خوشرویی با مؤمن را به خوبی درک می کنیم ولی خوشرویی با دشمن را نه.

دقت فرمایید که خوشرویی در این روایت در دو مورد است نه در همه موارد و آن دو مورد عبارتند از :

الف ) در جایی که حفظ دین بوسیله تقیه واجب است و شاهد این مطلب این است که این روایت را مرحوم علامه مجلسی در باب تقیه و مدارا آورده .

ب) در جایی که برای تبلیغ زیبایی های با مخالفان با روی باز برخورد کند و موجب جذب قلوب آماده به سمت نور گردد که این سیره حضرات معصومین علیهم السلام است.

ولی وقتی بحث تحریم ،مبارزه ، حمله و اقدام به نابودی باشد ماجرا کاملا متفاوت است و برخورد مناسب را می طلبد.



برچسب ها : مادر خوبی ها - خوشرویی , ,علیه ,الله ,الله علیه ,سلام الله
مادر خوبی ها
یکی از معانی فاطمه

پست ' یکی از معانی فاطمه ' به صورت خودکار از وبلاگ نشریه قرآنی سراج منیر دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست یکی از معانی فاطمه ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

یکی از معانی فاطمه

یکی از معانی فاطمه

قال ابو عبدالله - علیه السّلام - : ... اتدری ایَّ شیءٍ تفسیرُ فاطمةَ قلت: اخبرنی یا سیدی قال فُطِمَتْ مِنْ الشَّرِ.

صادق - علیه السّلام - فرمود: آیا می دانی معنی و مفهوم فاطمه چیست؟ گفتم آقای من شما مرا آگاه کنید، حضرت فرمود: یعنی که از بدی ها دور شده است.

بحار الانوار، ج 43، ص 10



برچسب ها : یکی از معانی فاطمه - فاطمه ,علیه السّلام ,معانی فاطمه
یکی از معانی فاطمه
سَبْعاً مِنَ الْمَثانی

پست ' سَبْعاً مِنَ الْمَثانی ' به صورت خودکار از وبلاگ نشریه قرآنی سراج منیر دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست سَبْعاً مِنَ الْمَثانی ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

سَبْعاً مِنَ الْمَثانی

الحجر : 87 «وَ لَقَدْ آتَیْناکَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانی‏ وَ الْقُرْآنَ الْعَظیمَ»

ما به تو هفت آیه (سوره حمد) از کتاب ستوده و این قرآن بزرگ‏ را

داده‏ ایم.

" سبع مثانى" بطورى که در روایات زیادى از رسول خد(صلی الله علیه و آله) وارد شده و به وسیله ان اهل بیت (علیهم السلام) تفسیر شده ،سوره حمد است‏ «1»، و با بودن این همه روایات، دیگر نباید اعتنایى به گفته بعضى‏ «2» کرد که گفته‏ اند: مقصود از آن، هفت سوره طولانى است. و آن بعضى‏ «3» دیگر که گفته ‏اند: مراد از آن،" حم" هاى هفتگانه است. و بعضى‏ «4» دیگر که گفته‏ اند: مقصود از آن، هفت صحیفه ‏ایست که از آسمان بر انبیاء نازل شده. زیرا این اقوال نه دلیلى از کتاب خدا دارد و نه از سنت.

علاوه بر اختلافى که مفسرین در مقصود از" سبع المثانى" کرده ‏اند، اختلاف دیگرى در کلمه" من" در" مِنَ الْمَثانِی" نموده‏ اند، که آیا این" من" براى تبعیض است یا بیانیه‏ «5»؟ و نیز اختلاف‏هاى دیگرى در چگونگى اشتقاق مثانى و در وجه تسمیه آن به راه انداخته ‏اند.

و آنچه سزاوار است گفته شود- و خدا داناتر است- این است که حرف" من" براى تبعیض است، زیرا خداى سبحان در جاى دیگر، همه آیات قرآنى را به مثانى خوانده و فرموده است‏" کِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِیَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ" «6» و بنا بر این، آیات‏

______________________________

(1) تفسیر برهان ج 2 ص 354 و عیاشى، ج 2، ص 251.

(2) تفسیر ف رازى، ج 19، ص 208.

(3 و 4) تفسیر روح المعانى، ج 14، ص 78.

(5) کشاف، ج 2، ص 588.

(6) سوره زمر، آیه 23 کتابى است که آیاتش همه، با هم متشابه است و از (قرائت) این کتاب، اغلب بر بدن خداترسان، لرزه مى ‏افتد و پوست بدنشان جمع مى‏ شود، .

--------------------------------------------------------

سوره حمد که بعضى از قرآن است بعضى از مثانى است، نه همه آن.

و ظاهرا" مثانى" جمع" مثنیه"- به فتح میم- یعنى اسم مفعول از ماده" ثنى" باشد که به معناى عطف و برگرداندن باشد، هم چنان که در جاى دیگر قرآن آمده:" یَثْنُونَ صُدُورَهُمْ" «1» و آیات قرآنى را از این رو مثانى نامیده که بعضى مفسر بعضى دیگر است و وضع آن دیگرى را روشن مى‏ کند، و هر یک به بقیه نظر و انعطاف دارد، هم چنان که جمله‏" کِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِیَ‏" اشاره به این معنا دارد، براى اینکه هم آن را متشابه خوانده که معنایش شباهت بعضى آیات آن با بعضى دیگر است، و هم مثانى نامیده.

و در کلام رسول خدا (ص) نیز آمده که در صفت قرآن فرموده:" بعضى از آن بعضى دیگر را تصدیق مى‏کند". و همچنین از على (علیه السلام) نقل شده که فرموده است:" قرآن بعضى آیاتش ناطق به حال بعضى دیگر، و بعضى از آن شاهد بر بعضى دیگر است".

ممکن هم است کلمه مذکور را جمع" مثنى" به معنى مکرر بگیریم، که باز کنایه از این مى‏شود که بعضى از آیاتش بعضى دیگر را بیان مى‏کند.

به نظر مى‏رسد آنچه که در معناى کلمه مثانى گفته شد کافى باشد، و دیگر حاجتى نباشد به اینکه معناهایى که دیگران از قبیل کشاف و حواشى آن، مجمع البیان، روح المعانى و غیر اینها نقل کرده‏اند ایراد کنیم، لیکن اسمى از آنها مى‏بریم: مثلا بعضى‏ گفته‏اند: از" تثنیه" و یا از" ثنى" گرفته شده، که به معناى تکرار و اعاده است، و از این رو آیات قرآنى مثانى نامیده مى‏شود که مطالب در آن تکرار شده است. بعضى‏ دیگر گفته‏اند: اگر فاتحة الکتاب، مثانى نامیده شده بدین جهت است که در هر دو بار باید خوانده شود، و یا براى این است که در هر رکعتى با خواندن سوره‏اى دیگر دو تا مى‏شود، و «4» یا بدین جهت است که بیشتر کلماتش مانند" رحمان" و" رحیم" و" ایاک" و" صراط"

______________________________

(1) ‏هاى خود را خم مى ‏کنند که دیده نشوند، سوره هود، آیه 5.

(2) الکشاف، ج 2، ص 587.

(3، 4) مجمع البیان، ج 6، ص 345، ط تهران.

--------------------------------------------------------------------------------

در آن تکرار شده است، و یا براى این است که دو نوبت نازل شده یک بار در مکه، بار دیگر در مدینه، و یا بدین‏ جهت است که خداى تعالى در آن ثنا شده است، و یا به این خاطر است که خدا آن را استثناء کرده، یعنى همانطور که در روایت هم آمده آن را ذخیره نموده است براى این امت، و بر امتهاى دیگر نازل ننموده، و همچنین وجوه دیگرى که در تفاسیر ذکر شده است.

و در اینکه فرمود:"سَبْعاً مِنَ الْمَثانِی وَ الْقُرْآنَ الْعَظِیمَ" تعظیمى از سوره فاتحه و همه قرآن کرده که بر ى مخفى نیست، اما تعظیم قرآن است، براى اینکه از ناحیه ساحت عظمت و کبریاى خداى عز و جل به وصف عظیم توصیف شده، و اما تعظیم فاتحه است براى اینکه نکره آوردن کلمه" سبع" و بدون وصف آوردن آن خود دلیل عظمت قدر و جل شان است، و این معنا بر اهل ادب پوشیده نیست، علاوه بر این، یک سوره در قبال قرآن قرار گرفته و حال آنکه خودش سوره‏اى از قرآن است.

آیه مورد بحث همانطور که روشن گردید در مقام منت نهادن است، و در عین حال از آنجایى که در سیاق دعوت به صفح و اعراض قرار گرفته این معنا را هم مى‏رساند که موهبت عظماى قرآن که متضمن معارف الهى است و به اذن خدا به سوى هر کمال و سعادتى هدایت مى‏کند کافى است که تو را (اى رسول خدا) بر صفح جمیل و اشتغال به یاد پروردگارت و سرگرمى به اطاعت او وادار سازد.


ترجمه تفسیر المیزان ج‏12 283



برچسب ها : سَبْعاً مِنَ الْمَثانی - بعضى ,مثانى ,قرآن ,است، ,براى ,سوره ,بعضى دیگر ,مثانى نامیده ,سَبْعاً مِنَ ,آیات قرآنى ,براى اینکه
سَبْعاً مِنَ الْمَثانی
الگوی زندگانی

پست ' الگوی زندگانی ' به صورت خودکار از وبلاگ نشریه قرآنی سراج منیر دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست الگوی زندگانی ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

الگوی زندگانی

مادر جان ای کاش آنقدر که از مصیبتهایت جان به لبم رسیده و در سوگت غمگینم لحظه ای هم می شیدم که در چه راهی و برای چه جان خویش را فدا کردی و چگونه زیستی که همه عالم در سوگت گریانند،و ای کاش تو را الگوی زندگیم می و فاطمی می زیستم

ای کاش...



برچسب ها : الگوی زندگانی
الگوی زندگانی
شهادت سیدة نساء العالمین تسلیت

پست ' شهادت سیدة نساء العالمین تسلیت ' به صورت خودکار از وبلاگ نشریه قرآنی سراج منیر دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست شهادت سیدة نساء العالمین تسلیت ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

شهادت سیدة نساء العالمین تسلیت


قال النبی - صلّی الله علیه و آله - : اما اِبْنَتی فاطمةُ فهی سیدةُ نِساءِ العالمینَ من الاوّلینَ و الآ ینَ.
اکرم - صلّی الله علیه و آله - فرمود: اما دخترم فاطمه پس او سرور ن جهان هستی از گذشتگان و آیندگان است.
تفسیر نور الثقلین، ج 1، ص 338


برچسب ها : شهادت سیدة نساء العالمین تسلیت - الله علیه ,صلّی الله
شهادت سیدة نساء العالمین تسلیت
اولین شخص

پست ' اولین شخص ' به صورت خودکار از وبلاگ نشریه قرآنی سراج منیر دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست اولین شخص ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

اولین شخص

قال النبی - صلّی الله علیه و آله - : اَوَّلُ شخصٍ تدْخُلُ الجنةَ فاطمةُ.

اکرم - صلّی الله علیه و آله - فرمود: اولین ی که داخل بهشت می شود، فاطمه است.

بحار الانوار، ج 43، ص 44



برچسب ها : اولین شخص - الله علیه ,صلّی الله
اولین شخص
همه چیز در قرآن کریم و کلام اهل بیت علیهم السلام

پست ' همه چیز در قرآن کریم و کلام اهل بیت علیهم السلام ' به صورت خودکار از وبلاگ نشریه قرآنی سراج منیر دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست همه چیز در قرآن کریم و کلام اهل بیت علیهم السلام ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

همه چیز در قرآن کریم و کلام اهل بیت علیهم السلام

قال أبو عبدالله (علیه السلام): «ما من أمر یختلف فیه اثنان إلا و له أصل فی کتاب الله عز و جل، و لکن لا تبلغه عقول الرجال».وسائل الشیعه ج/26 ص/293

صادق علیه السلام فرمودند: هیچ موضوعی نیست که دو نفر در آن اختلاف کنند در حالی که برای آن راه حلی در قرآن وجود دارد ولی عقل مردم به آن نمی رسد.

در واقع این روایت همان مطلب مهمّی را بیان فرموده که آیات و روایات متعدد در باره آن وجود دارد و آن این که اولا قرآن در بر دارنده همه مطالب و موضوعات مورد نیاز مخلوقات تا قیامت است :

یوسف : 111 «...وَ تَفْصیلَ کُلِّ شَیْ‏ءٍ...»

و بیان‏گر هر چیز است

*****

النحل : 89 «... وَ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ ...»

و این کتاب را بر تو نازل کردیم که بیانگر هر چیزى

*****

یونس : 37 «وَ ما کانَ هذَا الْقُرْآنُ أَنْ یُفْتَرى‏ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لکِنْ تَصْدیقَ الَّذی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ تَفْصیلَ الْکِتابِ لا رَیْبَ فیهِ مِنْ رَبِّ الْعالَمینَ»

و این قرآن را نسزد که دروغى ساختگى از سوى غیر خدا باشد، بلکه [با آیات محکم و استوارش‏] تصدیق کننده کتاب‏هاى پیش از خود و شرح و توضیحى بر هر کتاب [آسمانى‏] است، در آن هیچ تردیدى نیست که از سوى پروردگار جهانیان است.

*****

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ قَالَ: «کِتَابُ اللَّهِ فِیهِ‏ نَبَأُ مَا قَبْلَکُمْ‏، وَ خَبَرُ مَا بَعْدَکُمْ، وَ فَصْلُ مَا بَیْنَکُمْ، وَ نَحْنُ نَعْلَمُهُ». کافی/ ج‏1 / 156

قرآن است که هر خبرى که پیش از شما بوده و هر خبرى که بعد از شما باشد در آن است و داور (حاکم) میان شما است و ما آن را می دانیم.

*****

ثانیا

این که مردم از فهم معارف و درک حقایق دور افتاده اند به دو دلیل است یکی اینکه به دعوت خالق هستی برای انس با قرآن بی توجه شده اند ،آنجا که فرمود :

القمر : 17 «وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ»

و یقیناً ما قرآن را براى پند گرفتن آسان کردیم، پس آیا پند گیرنده‏اى هست؟

و اینکه مردم از روش و سیره زندگی بهترین الگوهای معرفی شده از طرف خدای متعال که همان چهارده نور مقدس معصومین علیهم السلام هستند دور افتاده و بی توجه شده اند ، که نمونه کامل زندگی قرآنی و مطلوب خالق یگانه هستند.

حضرت رسول اعظم (صلی الله علیه و آله) فرمودند:

«اِنَّما مَثَلُ اَهْلِ بَیْتى فیکُمْ کَمَثَل سَفینَةِ نوحٍ علیه ‏السلام مَنْ(رَکِبَهَا) دَخَلَها نَجا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْها غَرِقَ»

مَثَلِ اهل بیت من، همانند کشتى نوح است که هر سوار آن شد، نجات یافت و هر رهایش کرد، غرق گردید.

امالی(طوسی)ص349

*****

و همه اینها در روایت صحیح و معتبر و متواتر ثقلین خلاصه شده :

«یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی‏ تَارِکٌ‏ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ أَمَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا- کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی فَإِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ ...»

ای مردم قطعا من از بین شما می روم در حالی که در بین شما دو چیز گرانبها و بزگ به جا می گذازم که بدانید اگر به دامان آن دو چنگ بزنید هرگز گمراه نخواهید شد و آن دو همان کتاب خدا (قرآن) و اهل بیتم هستند که هرگز از هم جدا نخواهند شدتا اینکه بر سر حوض کوثر بر من وارد خاهند شد.

بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد صلى الله علیهم / ج‏1 / 413

اختصاصی سراج منیر

ماس دعا




برچسب ها : همه چیز در قرآن کریم و کلام اهل بیت علیهم السلام - قرآن ,علیه ,اللَّهِ ,***** ,مردم ,السلام ,علیهم السلام ,وجود دارد ,علیه السلام
همه چیز در قرآن کریم و کلام اهل بیت علیهم السلام
تلاوت آسمانی از مرد آسمانی

پست ' تلاوت آسمانی از مرد آسمانی ' به صورت خودکار از وبلاگ نشریه قرآنی سراج منیر دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست تلاوت آسمانی از مرد آسمانی ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

تلاوت آسمانی از مرد آسمانی

تلاوت زیبا و معنوی از مرحوم علامه طباطبایی (رحمت الله علیه)




برچسب ها : تلاوت آسمانی از مرد آسمانی
تلاوت آسمانی از مرد آسمانی
انقلاب مردمی ، مردمی

پست ' انقلاب مردمی ، مردمی ' به صورت خودکار از وبلاگ نشریه قرآنی سراج منیر دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست انقلاب مردمی ، مردمی ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

انقلاب مردمی ، مردمی

برای رفتن به صفحه اصلی در سایت khamenei.ir روی ع کلیک فرمایید



برچسب ها : انقلاب مردمی ، مردمی
انقلاب مردمی ، مردمی
از نامی و از قرآن نشانی

پست ' از نامی و از قرآن نشانی ' به صورت خودکار از وبلاگ نشریه قرآنی سراج منیر دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست از نامی و از قرآن نشانی ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

از نامی و از قرآن نشانی
مردى یهودى که نامش نَعثَل بود بر پیغمبر صلّى اللَّه علیه و اله وارد شد، و عرض کرد: اى محمّد مطالبى است که مدتهاست در من می رود و می آید و آرام نمی گیرد که مى‏ خواهم آنها را از شما بپرسم اگر جواب گفتى به دستت می آورم. فرمود: اى‏ ابا عُمارَه‏ بپرس؛ عرض کرد: اى محمّد خدا را برایم وصف کن.

فرمود: آفریدگار توصیف نشود مگر به آن توصیفی که ،خودش با آنها خود را وصف کرده،

چگونه وصف شود آفریدگارى که حواس از درک او ، خیالها از رسیدن (به کنه ذات) او، ذهن از تعریف و تصورش و دیدگان از احاطه به او عاجزند . منزّه است از بیان، در عین نزدیکى دور، و در عین دورى نزدیک است .چگونگی هر چیز از اوست، و نتوان گفت چگونه است، پدید آورنده مکانها است، و نتوان گفت در کجاست، کیفیت و مکان در باره او منقطع است، او همچنان که خودش بیان فرموده یکتا و صَمَد است، و ى را نرسد که او را وصف کند، نه زاییده و نه زاییده شده و ى همتایش نیست.

(یهودى) گفت: اى محمد راست گفتى، پس در باره این سخنت که گفتی او یکتاست و شبیه ندارد برایم توضیح بده ، آیا خدا یکتا نیست چنانچه انسان یکتا است، و یکتایى ‏اش شباهت به یکتایى انسان ندارد؟

فرمود: خداوند ، در معنی یگانه و یکتاست، ولى انسان در معنا دو تا است مرکّب از جسم و عَرَض (مکان ، زمان و...) و روح و بدن است، و شباهت فقط در معناى لفظ یکتایى است.(یکتایی انسان واقعی نیست بلکه نوع انسان مانند ندارد ولی واقعیت در هر فرد از انسان این است که مرکب از روح وجسم است.حتی در واقع جنس انسان دارای افراد متعدد است ولی خدا نوع و جنس ندارد که افراد متعدد داشته باشد.)

گفت: اى محمد راست گفتى اکنون مرا خبر ده که وصىّ تو کیست؟ زیرا هیچ پیغمبرى نیست مگر اینکه براى او وصیّى است، و پیغمبر ما موسى بن عمران به یوشع بن نون وصیّت کرد،

فرمود: آرى وصىّ و خلیفه بعد از من على بن ابى طالب و پس از او دو سبطم حسن و حسین و پس از ایشان نُه تن از ان نیکوکار از صُلب حسین بیایند.

عرض کرد: اى محمّد نامشان را برایم بیان فرما.

فرمود: آرى چون حسین برود فرزندش على، و چون على بگذرد فرزندش محمد، و چون محمد برود فرزندش جعفر، و چون جعفر بگذرد فرزندش موسى، و چون موسى بگذرد فرزندش على، و چون على برود فرزندش محمّد، و چون محمّد بگذرد فرزندش على، و چون على برود فرزندش حسن، و بعد از حسن حجّة بن الحسن، ایشانند دوازده به تعداد نقیبان (نمایندگان حضرت موسی در 12 قبیله بنى ).

عرض کرد: جاى ایشان در کجاى بهشت است؟

فرمود: همراه من و در درجه من هستند.

عرض کرد: «اشهد ان لا اله الا اللَّه وحده لا شریک له» گواهى دهم که پروردگارى جز خداى یگانه نیست؛ و گواهى دهم که محمد بنده و فرستاده اوست، و گواهى دهم که ایشانند اوصیاى پس از تو، و این مطلب را در کتابهاى گذشته دیده‏ ام، و در آنچه موسى بن عمران علیه السّلام به ما سفارش فرموده چنین است که چون آ ا ّمان شود پیغمبرى که نامش احمد است بیاید، و او خاتم پیغمبران است و پس از او پیغمبرى نیست. از صلب او به شماره سبطهاى بنى انى نیکوکار بیرون آیند،

فرمود: اى ابا عماره سبطهاى بنى را مى ‏شناسى؟

عرض کرد: آرى، اى‏ رسول خدا ایشان دوازده نفر بودند.

فرمود: در آنها لاوى بن ارخیا بود؟

عرض کرد: اى رسول خدا او را مى‏ شناسم و او ى بود که از بنى پنهان شد، سپس برگشت و شریعتش را پس از کهنگى آشکار کرد، و با قرسطیاى پادشاه جنگ کرد تا کشته شد.

فرمود: هر چه در بنى بوده در امّت من نیز بدون کم و زیاد خواهد شد، و دوازدهمین فرزندم پنهان شود که دیگر دیده نشود، و روزگارى بر امتم بیاید که از جز نامش، و از قرآن جز نشانه ‏اش باقى نماند؛ در آن هنگام خداوند اجازه وجش دهد، پس (ظاهر شود) و را آشکار و دین را تجدید کند، سپس فرمود: خوشا به حال ى که ایشان را دوست بدارد، و خوشا به حال آن که به ایشان پناه ببرد، و واى به حال ى که ایشان را دشمن دارد، پس نعثل از جا جست و جلوى روى رسول خدا صلّى اللَّه علیه و اله ایستاده اشعارى (که ترجمه‏ اش این است) انشاء کرد:

1- درود خداى بزرگ بر تو باد اى بهترین مردمان!

2- تویى پیغمبر برگزیده و هاشمى مفت .

3- به وسیله تو پروردگار ما را راهنمایى فرمود و در آنچه خدا امر فرموده دستاویز و امیدمان تو هستی.

4- و در باره ان دوازده‏گانه که نام بردى.

5- خداوند ( ت را) به ایشان عطا فرموده و از تیرگى پاکیزه‏شان فرمود.

6- هر که ایشان را دوست بدارد، تحقیقا رستگار شده و هر که با (آن) ستارگان نورانى دشمنى کرد، خسارت و زیان برد.

7- آ ینشان تشنگان (علم و دانش و اصلاح عالم) را سیراب کند و او منتظر (مهدى) است.

8- براى عترت برگزیده‏ات و پیروانشان است که به هر چه خواهند مرا دستور دهند.

9- هر که از شما روگرداند خداوند در قیامت آتش دوزخ را به او بچشاند.

***

شاهدی از قرآن کریم برای کلام نعثل که گفت من این را در کتابهای گذشتگان دیده ام

الأنعام : 20 - البقرة : 146 «الَّذینَ آتَیْناهُمُ الْکِتابَ یَعْرِفُونَهُ کَما یَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ وَ إِنَّ فَریقاً مِنْهُمْ لَیَکْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ»


اهل کتاب، را [بر اساس اوصافش که در تورات و انجیل خوانده‏اند] مى‏ شناسند، به گونه‏اى که پسران خود را مى ‏شناسند؛ و مسلماً گروهى از آنان حق را در حالى که مى‏دانند، پنهان مى ‏دارند.



متن روایت



نص، کفایة الأثر أَبُو الْمُفَضَّلِ الشَّیْبَانِیُّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُطَوَّقٍ‏ عَنِ الْمُغِیرَةِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الْمُهَلَّبِ عَنْ عَبْدِ الْغَفَّارِ بْنِ کَثِیرٍ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ حُمَیْدٍ عَنْ أَبِی هَاشِمٍ عَنْ مُجَاهِدٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: قَدِمَ یَهُودِیٌّ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یُقَالُ لَهُ نَعْثَلٌ فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ إِنِّی أَسْأَلُکَ عَنْ أَشْیَاءَ تَلَجْلَجُ فِی صَدْرِی مُنْذُ حِینٍ فَإِنْ أَنْتَ أَجَبْتَنِی عَنْهَا أَسْلَمْتُ عَلَى یَدِکَ قَالَ (صلی الله علیه و آله) سَلْ یَا أَبَا عُمَارَةَ فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ صِفْ لِی رَبَّکَ فَقَالَ (صلی الله علیه و آله) إِنَّ الْخَالِقَ لَا یُوصَفُ إِلَّا بِمَا وَصَفَ بِهِ نَفْسَهُ وَ کَیْفَ یُوصَفُ الْخَالِقُ الَّذِی تَعْجِزُ الْحَوَاسُّ أَنْ تُدْرِکَهُ وَ الْأَوْهَامُ أَنْ تَنَالَهُ وَ الْخَطَرَاتُ أَنْ تَحُدَّهُ وَ الْأَبْصَارُ الْإِحَاطَةَ بِهِ‏ جَلَّ عَمَّا یَصِفُهُ الْوَاصِفُونَ نَأَى فِی قُرْبِهِ وَ قَرُبَ فِی نَأْیِهِ‏ کَیَّفَ الْکَیْفَ فَلَا یُقَالُ لَهُ کَیْفَ وَ أَیَّنَ الْأَیْنَ فَلَا یُقَالُ لَهُ أَیْنَ هُوَ مُنْقَطِعُ الْکَیْفُوفِیَّةِ وَ الْأَیْنُونِیَّةِ فَهُوَ الْأَحَدُ الصَّمَدُ کَمَا وَصَفَ نَفْسَهُ وَ الْوَاصِفُونَ لَا یَبْلُغُونَ نَعْتَهُ- لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَدٌ قَالَ صَدَقْتَ یَا مُحَمَّدُ فَأَخْبِرْنِی عَنْ قَوْلِکَ إِنَّهُ وَاحِدٌ لَا شَبِیهَ لَهُ أَ لَیْسَ اللَّهُ وَاحِداً وَ الْإِنْسَانُ وَاحِداً فَوَحْدَانِیَّتُهُ أَشْبَهَتْ وَحْدَانِیَّةَ الْإِنْسَانِ فَقَالَ (صلی الله علیه و آله) اللَّهُ وَاحِدٌ وَاحِدِیُّ الْمَعْنَى وَ الْإِنْسَانُ وَاحِدٌ ثَنَوِیُّ الْمَعْنَى جِسْمٌ وَ عَرَضٌ وَ بَدَنٌ وَ رُوحٌ وَ إِنَّمَا َّشْبِیهُ فِی الْمَعَانِی لَا غَیْرُ-

قَالَ صَدَقْتَ یَا مُحَمَّدُ فَأَخْبِرْنِی عَنْ وَصِیِّکَ مَنْ هُوَ فَمَا مِنْ نَبِیٍّ إِلَّا وَ لَهُ وَصِیٌّ وَ إِنَّ نَبِیَّنَا مُوسَى بْنَ عِمْرَانَ أَوْصَى إِلَى یُوشَعَ بْنِ نُونٍ فَقَالَ (صلی الله علیه و آله) نَعَمْ إِنَّ وَصِیِّی وَ الْخَلِیفَةَ مِنْ بَعْدِی عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ وَ بَعْدَهُ سِبْطَایَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ تَتْلُوهُ‏ تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِ الْحُسَیْنِ أَئِمَّةٌ أَبْرَارٌ قَالَ یَا مُحَمَّدُ فَسَمِّهِمْ لِی قَالَ نَعَمْ إِذَا مَضَى الْحُسَیْنُ فَابْنُهُ عَلِیٌّ فَإِذَا مَضَى عَلِیٌّ فَابْنُهُ مُحَمَّدٌ فَإِذَا مَضَى مُحَمَّدٌ فَابْنُهُ جَعْفَرٌ فَإِذَا مَضَى جَعْفَرٌ فَابْنُهُ مُوسَى فَإِذَا مَضَى مُوسَى فَابْنُهُ عَلِیٌّ فَإِذَا مَضَى عَلِیٌّ فَابْنُهُ مُحَمَّدٌ فَإِذَا مَضَى مُحَمَّدٌ فَابْنُهُ عَلِیٌّ فَإِذَا مَضَى عَلِیٌّ فَابْنُهُ الْحَسَنُ فَإِذَا مَضَى الْحَسَنُ فَبَعْدَهُ ابْنُهُ الْحُجَّةُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ فَهَذِهِ اثْنَا عَشَرَ إِمَاماً عَلَى عَدَدِ نُقَبَاءِ بَنِی إِسْرَائِیلَ قَالَ فَأَیْنَ مَکَانُهُمْ فِی الْجَنَّةِ قَالَ (صلی الله علیه و آله) مَعِی فِی دَرَجَتِی قَالَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّکَ رَسُولُ اللَّهِ وَ أَشْهَدُ أَنَّهُمُ الْأَوْصِیَاءُ بَعْدَکَ وَ لَقَدْ وَجَدْتُ هَذَا فِی الْکُتُبِ الْمُقَدَّمَةِ وَ فِیمَا عَهِدَ إِلَیْنَا مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ ع أَنَّهُ إِذَا کَانَ آخِرُ ا َّمَانِ یَخْرُجُ نَبِیٌّ یُقَالُ لَهُ- أَحْمَدُ خَاتَمُ الْأَنْبِیَاءِ لَا نَبِیَّ بَعْدَهُ یَخْرُجُ مِنْ صُلْبِهِ أَئِمَّةٌ أَبْرَارٌ عَدَدَ الْأَسْبَاطِ فَقَالَ (صلی الله علیه و آله) یَا أَبَا عُمَارَةَ أَ تَعْرِفُ الْأَسْبَاطَ قَالَ نَعَمْ یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّهُمْ کَانُوا اثْنَیْ عَشَرَ قَالَ فَإِنَّ فِیهِمْ لَاوَى بْنَ أرحیا قَالَ أَعْرِفُهُ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ هُوَ الَّذِی غَابَ عَنْ بَنِی إِسْرَائِیلَ سِنِینَ ثُمَّ عَادَ فَأَظْهَ(صلی الله علیه و آله) بَعْدَ انْدِرَاسِهَا وَ قَاتَلَ مَعَ قرسطیا الْمَلِکِ‏ حَتَّى قَتَلَهُ وَ قَالَ (صلی الله علیه و آله) کَائِنٌ فِی أُمَّتِی مَا کَانَ فِی بَنِی إِسْرَائِیلَ حَذْوَ النَّعْلِ بِالنَّعْلِ وَ الْقُذَّةِ بِالْقُذَّةِ وَ إِنَّ الثَّانِیَ عَشَرَ مِنْ وُلْدِی یَغِیبُ حَتَّى لَا یُرَى وَ یَأْتِی عَلَى أُمَّتِی زَمَنٌ لَا یَبْقَى‏ مِنَ‏ الْإِسْلَامِ‏ إِلَّا اسْمُهُ وَ لَا مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا رَسْمُهُ فَحِینَئِذٍ یَأْذَنُ اللَّهُ لَهُ بِالْخُرُوجِ‏ فَیُظْهِرُ الْإِسْلَامَ وَ یُجَدِّدُ الدِّینَ ثُمَّ قَالَ (صلی الله علیه و آله) طُوبَى لِمَنْ أَحَبَّهُمْ وَ طُوبَى لِمَنْ تَمَسَّکَ بِهِمْ وَ الْوَیْلُ لِمُبْغِضِیهِمْ فَانْتَفَضَ‏ نَعْثَلٌ وَ قَامَ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ أَنْشَأَ یَقُولُ-

صَلَّى الْعَلِیُّ ذُو الْعَلَا- عَلَیْکَ یَا خَیْرَ الْبَشَرِ-

أَنْتَ النَّبِیُّ الْمُصْطَفَى- وَ الْهَاشِمِیُّ الْمُفْتَخَرُ-

بِکَ اهْتَدَیْنَا رُشْدَنَا- وَ فِیکَ نَرْجُو مَا أَمَرَ-

وَ مَعْشَرٍ سَمَّیْتَهُمْ- أَئِمَّةً اثْنَیْ عَشَرَ-

حَبَاهُمُ رَبُّ الْعُلَى‏ ثُمَّ صَفَاهُمْ مِنْ کَدَرٍ-

قَدْ فَازَ مَنْ وَالاهُمُ- وَ خَابَ مَنْ عَفَا الْأَثَرَ-

آخِرُهُمْ یَشْفِی الظَّمَأَ- وَ هُوَ الْإِمَامُ الْمُنْتَظَرُ-

عِتْرَتُکَ الْأَخْیَارُ لِی- وَ َّابِعُونَ مَا أَمَرَ-

مَنْ کَانَ عَنْکُمْ مُعْرِضاً- فَسَوْفَ یَصْلَى بِسَقَرَ

منبع:

بحار الانوار ج/36 ص/285

کفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر ؛ ص15



برچسب ها : از نامی و از قرآن نشانی - قَالَ ,علیه ,فرمود ,الله ,مَضَى ,عَنْ ,الله علیه ,فَإِذَا مَضَى ,بگذرد فرزندش ,یُقَالُ لَهُ ,برود فرزندش ,فَابْنُهُ عَلِیٌّ فَإِذَا ,مَضَى عَلِ
از نامی و از قرآن نشانی
موانع اجابت دعا

پست ' موانع اجابت دعا ' به صورت خودکار از وبلاگ نشریه قرآنی سراج منیر دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست موانع اجابت دعا ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

موانع اجابت دعا

موانع اجابت دعا

1 . امید به غیر خدا

بزرگترین مانع پذیرش دعا این است که به ی یا چیزی غیر از خدا امید بسته و یا او را به صورت مستقل مورد نیایش قرار دهیم .

از حضرت صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود:

اذا اراد احدکم ان لا یسال ربه شیئا الا اعطاه فلییاس من الناس کلهم، ولا ی له رجاء الا عند الله، فاذا علم الله عزوجل ذلک من قلبه لم یسال الله شیئا الا اعطاه (2) ;

هرگاه یکی از شما بخواهد که هر چه از خداوند درخواست کند به او بدهد; باید از همه مردم چشم امید قطع کرده و جز به امید خدا امید نبندد . پس، چون خدای عزوجل دانست که او به راستی چنین است، هر چه از خدا بخواهد به او عطا کند

2 . گناه و معصیت

یکی دیگر از موانع مهم پذیرش دعا، نافرمانی و س یچی از دستورات خداوند است . بندگان خدا با هر قدمی که به سوی گناه برمی دارند یک قدم از خداوند فاصله می گیرند و موجبات محرومیت خویش از اجابت الهی را فراهم می آورند .

باقر علیه السلام در این باره فرموده است:

ان العبد یسال الله الحاجة فی من شانه قضاؤها الی اجل قریب او الی وقت بطی ء فیذنب العبد ذنبا فیقول الله تبارک وتعالی للملک: لا تقض حاجته واحرمه ایاها، فانه تعرض لسخطی واستوجب الحرمان منی (3) ;

بنده از خداوند حاجتی را می خواهد و از شان خداست که آن را در آینده ای نزدیک یا با تاخیر برآورده سازد; اما بنده مرتکب گناهی می شود، پس، خداوند تبارک و تعالی به فرشته می گوید: حاجت او را برمیاور و او را از آن محروم گردان; زیرا که او خود را در معرض خشم من نهاد و مستوجب محرومیت از سوی من شد .

در روایات به برخی از گناهانی که از پذیرش دعا جلوگیری می کنند اشاره شده است . به عنوان نمونه یک مورد از این روایات بیان می شود .

سجاد علیه السلام فرموده است:

الذنوب ی ترد الدعاء، سوء النیة وخبث السریرة والنفاق مع الاخوان وترک صدیق بالاجابة وتاخیر الصلوات المفروضات حتی تذهب اوقاتها وترک قرب الی الله عزوجل بالبر والصدقة واستعمال البذاء وال فی القول (4) ;

گناهانی که موجب رد شدن دعا می شوند عبارتند از: نیت بد، پلیدی باطن، دو رویی با برادران دینی، باور نداشتن اجابت دعا، به تاخیر انداختن های واجب تا آن زمان که وقتش بگذرد، دوری جستن از نزدیک شدن به خدای بزرگ با کار خیر و دادن صدقه، و به کارگیری کلمات زشت و ناسزا در گفتار .

مؤمنان علیه السلام تاثیر گناه در عدم اجابت دعا را این گونه بیان می فرماید:

لا تستبطی اجابة دعاؤک وقد سددت طریقه بالذنوب (5) ;

اجابت دعایت را کند نخوان در حالی که راهش را با گناهان بسته ای .

3 . ترک امر به معروف و نهی از منکر

انی که این دو فریضه الهی را ترک می کنند دعایشان مستجاب نخواهد شد . چنانکه گرامی در این باره فرموده است: لتامرن بالمعروف ولتنهن عن المنکر او لیسلطن الله شرارکم علی خیارکم ویدعوا خیارکم فلا یستجاب لهم (6) ;

[یا] امر به معروف و نهی از منکر کنید، و یا [این نتیجه پش می آید که ] خداوند، بدترین شما را بر بهترین شما مسلط می کند، و خوبترین شما دعا می کنند، ولی مستجاب نمی شود .

4 . ستم و به حقوق دیگران

یکی دیگر از موانع پذیرش دعا، به حقوق دیگران است که در روایات فراوانی بر این مطلب تاکید شده است .

علی علیه السلام فرمودند: «ان الله عزوجل اوحی الی عیسی بن مریم علیه السلام: قل للملاء من بنی . . . انی غیر مستجیب لاحد منکم دعوة - ولاحد من خلقی - قبله مظلمة (7) ;

خداوند به عیسی بن مریم وحی فرمود: به اشراف [و بزرگان ] بنی بگو: . . . من هرگز دعای ی از شما یا دیگر آفریدگانم را که بر گردنش حقی از دیگران است، اجابت نخواهم کرد

5 . ب حرام

گرامی صلی الله علیه و آله فرمود:

ان العبد لیرفع یده الی الله ومط حرام، فکیف یستجاب له وهذا حاله (8) ;

همانا بنده دستش را [برای دعا] به درگاه خدا بالا می برد در حالی که خوراکش حرام است . با چنین حالی، چگونه دعایش مستجاب می شود؟»

همچنین در حدیث قدسی خداوند فرمود:

فمنک الدعاء وعلی الاجابة فلا تحجب عنی دعوة الا دعوة آکل الحرام (9) ;

از تو دعا و از من اجابت نمودن، پس هیچ دعایی از من محجوب نماند مگر دعای حرامخوار

6 . غفلت و بی خبری

رسول گرامی صلی الله علیه و آله فرمود:

اعلموا ان الله لا یستجیب دعاء من قلب غافل لاه (10) ;

بدانید که خداوند دعایی را که از دلی غافل و بی خبر باشد اجابت نمی کند

7 . مخالفت با حکمت الهی

در برخی از موارد، انسان به خاطر نداشتن آگاهی، چیزی را از خدا می خواهد که با حکمت الهی سازگاری ندارد و به مصلحت او نیست، از این رو دعایش مستجاب نمی شود .

علی علیه السلام در این باره می فرماید:

ان کرم الله لا ینقض حکمته; فلذلک لا تقع الاجابة فی کل دعوة (11) ;

به راستی که کرم [و بزرگواری ] خدای سبحان، حکمت او را نقض نکند; و از این رو هر دعایی اجابت نشود

خداوند متعال این مصلحت شی و حکمت خود را این گونه یادآوری می فرماید: «عسی ان تکرهوا شیئا وهو خیر لکم وعسی ان تحبوا شیئا وهو شر لکم والله یعلم وانتم لا تعلمو (12);

بسا چیزی را خوش نمی دارید در حالی آن برای شما خوب است; و بسا چیزی را دوست می دارید در حالی که آن برای شما بد است; و خدا می داند و شما نمی دانید .

8 . انجام ندادن فرامین الهی

احادیث و روایاتی در این زمینه وارد شده است که به برخی از آن ها اشاره می کنیم:

در حدیثی از صادق علیه السلام می خوانیم:

اربعة لا یستجاب لهم دعاء: رجل جالس فی بیته یقول: یا رب ارزقنی فیقول له: الم آمرک بالطلب ؟ ! ورجل کانت له امراة فدعا علیها; فیقول: الم اجعل امرها بیدک ؟ ! ورجل کان له مال فافسده فیقول یا رب ارزقنی، فیقول له: الم آمرک بالاقتصاد ؟ ! ورجل کان له مال فادانه بغیر بینة; . . . فیقول: الم آمرک بالشهادة ؟ (13) ;

چهار گروهند که دعایی از آن ها مستجاب نمی شود:

ی که در خانه خود نشسته و می گوید: خداوندا ! مرا روزی ده، [خداوند] به او می فرماید: آیا به تو دستور تلاش و کوشش ندادم ؟ و ی که زنی دارد و آن زن نفرین می کند; [خداوند ] می فرماید: مگر امر او را به دست تو قرار ندادم؟ و ی که مالی داشته و آن را بیهوده تلف کرده و می گوید: خداوندا ! به من روزی مرحمت کن [ . خدا] به او می فرماید: مگر دستور میانه روی به تو ندادم ؟ ! و ی که مالی داشته و بدون شاهد و گواه به دیگری وام داده [اما وام گیرنده منکر شده است، خدا به او] می فرماید: مگر به تو دستور ندادم که [به هنگام وام دادن] شاهد و گواه بگیری ؟»

9 . خیانت دل

فردی از علی علیه السلام سؤال کرد: با اینکه خداوند فرموده است: «ادعونی استجب لکم » چرا دعای ما مستجاب نمی شود؟

آن حضرت فرمود: «به خاطر این که دل های شما در هشت مورد خیانت کرد:

اول: شما خدا را شناختید ولی حق او را به جا نیاوردید، پس این شناخت سودی به حال شما نداشت .

دوم: شما ایمان به او آوردید، سپس با سنت او به مخالفت برخاستید و شریعت او را نادیده گرفتید، پس چه شد ثمره ایمان شما؟ !

سوم: شما کت را که نازل شد خو د، ولی به آن عمل نکردید . گفتید: «سمعنا واطعنا» ، سپس مخالفت ورزیدید .

چهارم: شما گفتید که از آتش می ترسید، در حالی که همواره با گناهان خود به آن نزدیک می شوید، پس چه شد ترس شما؟ !

پنجم: شما گفتید که علاقمند به بهشت هستید، در حالی که همواره با کارهایتان از آن دور می شوید، این چه علاقه ای است که دارید؟ !

ششم: شما نعمت های پروردگار را استفاده کردید ولی سپاسگزاری نکردید .

هفتم: خداوند شما را به دشمنی با فرا خواند و فرمود: «ان ال لکم عدو فاتخذوه عدوا (14) در حالی که شما در حرف با او مخالفت و دشمنی کردید ولی در عمل با او طرح دوستی ریختید .

هشتم: شما همواره عیب های دیگران را در نظر آوردید و عیب های خود را پشت سر انداخته و فراموش کردید، آن ها را ملامت کردید، در حالی که خود به ملامت سزاوارتر بودید .

پس با این وضع کدام دعا از شما مستجاب شود، در حالی که با این کارها درهای اجابت پروردگار را بر روی خود بسته اید . (15)

عدم اجابت دعای صالحان

گاهی دعای انسان های خوب نیز به اجابت نمی رسد در حالی که هیچ یک از موانع مذکور نیز وجود ندارد . این دعاها به عنوان اندوخته ای گرانقدر در قیامت به آن ها می رسد .

از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت شده است که فرمود:

یدخل الجنة رجلان کانا یعملان عملا واحدا فیری احدهما صاحبه فوقه فیقول: یا رب ! بما اعطیته - وکان عملنا واحدا - فیقول الله تبارک وتعالی: سالنی ولم تسالنی ! (16) ;

دو نفر در بهشت وارد می شوند که هر دوی آن ها ی ان عمل کرده اند، ولی یکی از آن دو، دیگری رامی بیند که جایگاهش از او بالاتر است; پس می گوید: پروردگارا ! به خاطر چه این جایگاه را به او دادی، با اینکه عمل ما ی ان بود؟ خدای متعال پاسخ می دهد: [به این سبب که] او از من درخواست کرد و تو درخواست نکرد.

در روایت دیگری، از صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود: ان المؤمن لیدعوا الله عزوجل فی حاجته فیقول الله عزوجل ا وا اجابته، شوقا الی صوته ودعائه (17) ; مؤمن، خدای عزوجل را در مورد حاجت خود می خواند، پس خداوند عزوجل [به ملائکه] می گوید: اجابتش را به تاخیر اندازید; به خاطر اشتیاق به [شنیدن ] صدا و دعای او.

. . .

ای بسا مخلص که نالد در دعا

تا رود دود خلوصش بر سما

پس ملائک با خدا نالند زار

کای مجیب هر دعای مستجار

بنده مؤمن تضرع می کند

او نمی داند به جز تو مستند

تو عطا بیگانگان را می دهی

از تو دارد آرزو هر مشتهی

حق بفرماید: نه از خواری اوست

عین تاخیر عطا یاری اوست

خوش همی آید مرا آواز او

وان خدایا گفتن و آن راز او (18)

پی نوشت ها:

1) المیزان، ج 2، ص 43، با تصرف .

2) کافی، ج 2، ص 148 .

3) بحار الانوار، ج 73، ص 329، ح 11 .

4) همان، ص 376 .

5) غررالحکم، ج 6، ص 302 .

6) بحار الانوار، ج 75، ص 311 .

<



برچسب ها : موانع اجابت دعا - الله ,خداوند ,اجابت ,علیه ,السلام ,حالی ,علیه السلام ,الله عزوجل , بحار الانوار، ,الله علیه ,فیقول الله , گرامی ,الله تبارک وتعالی
موانع اجابت دعا
هفده ربیع مبارک

پست ' هفده ربیع مبارک ' به صورت خودکار از وبلاگ نشریه قرآنی سراج منیر دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست هفده ربیع مبارک ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

هفده ربیع مبارک

عظمت امروز را باید در آیینه عظمت مولود آن مشاهده کرد بهترین مخلوقات افریدگار هستی امروز متولد شد

سراج منیر هم به نوبه خود ولادت پر خیر و برکت حضرت رسول اعظم صلی الله علیه و آله و فرزند عزیزش جعر صادق علیه السلام را خدمت همه شما عزیزان تبریک و تهنیت عرض می کند.

مولودی


دریافت

نبی مکرم صلی الله علیه و آله در تمام عمر پر برکت خویش از کودکی تا هنگامی که به ملکوت اعلی پر کشید، نمونه و مظهر عالی ترین اخلاق، رفتار و گفتار بوده است. سنت و سیره آن حضرت برای همه انسان ها و خصوصاَ مسلمانان الگویی پسندیده است و بر همه ماست، ابعاد وجودی ایشان را بشناسیم و به حضرتش اقتدا کنیم. در قرآن آیات بسیاری درباره اخلاق فردی، اجتماعی، خانوادگی و همچنین آداب زندگی رسول اکرم صلی الله علیه و آله وجود دارد که ما در اینجا به بررسی تعدادی از آیات می پردازیم.

یکی از بهترین راه های شناخت مدعیان راستین از دروغین، ویژگی های اخلاقی، آنهاست. توجه کامل رسول اکرم به قرآن کریم، سیره نورانی آن حضرت را شایسته تأسی کرده است.«لقد کان فی رسول الله اسوة حسنة» هر سیره ای به هر میزان و با هر مرتبه از مراتب قرآن هماهنگی کند و به همان اندازه قرآنی است و چون رسول خدا سیره اش را بر حقایق قرآنی تنظیم کرده است سیره آن حضرت کاملترین سیره هاست.

اینک برای بهره وری افزونتر از این سیره مبارک اجمال به جمال به برخی موارد که شاهد قرآنی نیز در بردارد اشاره می شود.

1. رحمت صلی الله علیه و آله اسوه حسنه


«لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَکَرَ اللَّهَ کَثِیراً» اسوه حسنه نام گرفتند. اسوه یعنی سر مشق و مقتدا. اسوه سه مرتبه در قرآن آمده است. دو مرتبه در مورد حضرت ابراهیم علیه السلام(ممتحنه،4-6)و یک مرتبه در مورد صلی الله علیه و آله در سوره احزاب. این آیه را به عنوان انسانی کامل که نیکو ترین سر مشق و الگو می باشد، معرفی می کند. ایشان بهترین الگو در همه امور هستند. در ایمان و اخلاص، در زهد و تقوی، در صبر و استقامت، در توکل و فداکاری، در شجاعت و دلاوری، در نظم و نظافت، در عبادت و خودسازی و خلاصه در تمام اعتقادات، اعمال و گفتار کامل ترین سر مشق برای انسان های جهان هستند و مردم با پیروی از این الگوی نیکو می توانند به سعادت دنیا و آ ت برسند.

2. خلق عظیم صلی الله علیه و آله


«وَ إِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظِیمٍ»[1] در این آیه خلق بی مانند را با صفت «عظیم» می ستاید و او را کانون عالی ترین صفات انسانی معرفی می کند. تو کانون محبت و عواطف و سر چشمه رحمت الهی هستی. کفار آزارت می دهند و تو آنها را انذار می دهی. ناسزایت می گویند و تو برای آمرزش آنها دست به دعا بر می داری. بر تو سنگ می زنند و خا تر بر سرت می ریزند و تو هدایت آنها را طلب می کنی.


3. اکرم اُسوه صبر و استقانت(صبر جمیل)


هدایت مردمی که در میان آنها افرادی لجوج، ناآگاه، مغرض و متعصب وجود دارد همیشه با مشکلات و رنج های فراوان همراه است. زیرا آنها دائم مشغول توطئه و کارشکنی هستند. تحمل این مشکلات پایداری و صبری عظیم می طلبد. وقتی رسول اکرم صلی الله علیه و آله دعوت خود را آغاز نمود، آزار و اذیت مخالفان هم از هر سو آغاز شد. گاه وجود مقدس آن حضرت را سنگسار می د، آن چنان که بدن مبارکش مجروح می شد. زمانی خا تر و احشاء شتر بر سرش می ریختند. گاه ساحر، دیوانه و شاعر خطابش می د. مدتی او و یارانش را در محاصره قرار دادند و زمانی هم کمر به قتل بستند. امّا صلی الله علیه و آله همه دشواری ها و ناملایمات را با توکل بر خدا و استقامت تحمل نمود. در آیاتی از قرآن به اکرم فرمان می رسد که در انجام رس خود و عمل به دستورات خدا و تحمل آزار مخالفان، صبر و شکیبایی پیشه کند.[2]


4. چهار خصوصیّت صلی الله علیه و آله در یک آیه


«لَقَدْ جَاءکُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ؛[3] هر آینه ی از خود شما، بر شما مبعوث شد، هر آنچه شما را رنج می دهد بر او گران می اید، سخت به شما دلبسته است و با مؤمنان رئوف و مهربان است.»


الف. از جنس خود مردم(رسول من انفسکم)

ب. رنج و ناراحتی مردم بر او سخت ناراحت کننده است.( عزیز علیه ما عنتتم)

ج. علاقمند به مردم (حریص علیکم)

د. رئوف و مهربان نسبت به مؤمنان.(بالمؤمنین روف رحیم)

5.شش ویژگی صلی الله علیه و آله در یک آیه


«فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنتَ فَظّاً غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شَاوِرْهُمْ فِی الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ؛[4] به سبب رحمت خداست که تو با آنها این چنین خوشخوی و مهربان هستی. اگر تند خو و سخت دل می بودی از گرد تو پراکنده می شدند. پس بر آنها ببخشای و برایشان آمرزش بخواه و در کارها با ایشان م کن و چون قصد کاری کنی بر خدای توکل کن، که خدا توکل کنندگان را دوست دارد.»

الف. مهربانی و نرمش با مردم.

ب. پرهیز از خشونت.

ج. عفو و بخشش خطاکاران.

د. طلب مغفرت برای خطا کاران.

و. مشاوره و هم فکری با مؤمنان.

ی. قاطعیت در انجام تصمیمات و توکل بر خدا.

در روایات وارد شده است که حسین علیه السلام به نقل از پدرش، را چنین توصیف می کند: او همیشه خندان بود و اخلاق نرمی داشت و تندخو نبود، و ناسزا از او سر نمی زد،از ی عیب نمی گرفت، ی را بی مورد مدح نمی کرد و نسبت به چیزی که مورد علاقه اش نبود با اغماض برخورد می کرد. در سنن النبی به نقل از مکارم الاخلاق طبرسی نقل شده است: که آن حضرت هرگز از ی انتقام نگرفت بلکه انی که را به وی بدی کرده بودند مورد عفو قرار می داد او دلسوزی برای مسلمانان بود.


6. عبادت و تهجّد اکرم صلی الله علیه و آله


خداوند، رسول اکرم صلی الله علیه و آله را به شب زنده داری امر فرمود تا از این طریق به مقام محمود دست یابد. قرآن در سوره اسراء می فرماید:«و من الیل فتهجد به نافلة لک عسی ای یبعثک ربک مقاماً محموداً» در کیفیت شب آن حضرت آمده است که، آب وضو و مسواک خود را از قبل مهیا می فرمود و مانند یک رزمنده سنگرنشین، خواب ممتد و طولانی نداشت، آن حضرت پس از خو کوتاه بیدار می شد و چهار رکعت می خواند و سپس قدری می خو د و دوباره برمی خاست و به همین ترتیب عمل می کرد. ایشان هر بار که بیدار می شد به آسمان نگاه می کرد و این آیات را تلاوت می کرد: «ان فی خلق السموات و الارض و اختلاف اللیل و النهار لایات لاولی الالباب...»[5] این گونه آیات هم انسان را به تفکر در نظام آفرینش تشویق کرده و ضمناً با بیان برخی اوصاف فرزانگان، دیگران را هم به فرزانه شدن ترغیب می کند و هم هدف دارای نظام خلقت را گوشزد می کند و هم روش نیایش در پیشگاه خداوند را برای امن از عذاب دوزخ به سالکان می آموزد. شب زنده دار واقعی ی است که عبادت عملی او با عبادت فکری وی هماهنگ باشد از این رو گرامی که بر اساس آیه سوره اسراء شب زنده دار بود، بر اساس آیات سوره آل عمران، تفکر در معارف را با شب زنده داری توأم کرد.


7. ساده زیستی و وارستگی از دنیا


رسول گرامی صلی الله علیه و آله امور زندگی خود را همانند مسایل عبادی بر اساس توجه به قرآن تنظیم می کرد. بی توجهی به مظاهر دنیا و بی رغبتی به آنها نشانه توجه تام رسول اکرم صلی الله علیه و آله به معارف قرآن است و از جمله آیاتی که به این مطلب اشاره دارد آیه «فلاتعجبک أموالهم و لا اولادهم» دارایی ها و فرزندان کفار و متکاثران دنیا تو را به شگفت در نیاورد زیرا خدای سبحان عده ای را با مال و فرزند که فتنه اند عذاب می کند. پس، اگر ی به متاعی یا مقامی نایل شود ناچار است بر اثر علل طبیعی مانند مریضی و کهنسالی و مرگ و یا علل و اجتماعی آن را به دیگری بسپارد و با ساده زیستی راه مستقیم به آسانی طی خواهد شد. از این رو رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:«نجی المخفون» سبکباران بهتر به مقصد می رسند و اهل نجات اند. موارد فوق نمونه ای از دریای معرفت عظیم الشان صلی الله علیه و آله بود.


نشانی برخی از آیات دیگر، درباره عظمت اکرم(ص)


بقره،97، بقره،143-151-5، آل عمران،7-20- 68، مزمل،20، مدثر، 1-2، بروج،1، الاعلی،1، شرح، 4.


همچنین برای اطلاع بیشتر می توانید به مطلب زیر مراجعه نمایید:


پی نوشت ها:


[1] قلم/4.

[2] دهر/ 24، قلم/ 48، طور/ 48، مؤمن/ 55، 77، روم/ 60، مائده/ 56، مزمل/ 10، ق/ 39، ص/ 17، طه/ 130، معارج/ 5، یونس/ 109، هود/ 49، 115، نحل/127، مریم/ 65، کهف/ 28، طه/ 132، احقاف/ 35.

[3] 128/ توبه.

[4] 159/آل عمران.

[5] آل عمران، آیه 191 ـ 190.

منبع : حوزه نت

ماه فروماند از جمال محمد

سرو نروید باعتدال محمد

قدر ملک را کمال و منزلتی نیست

در نظر قدر با کمال محمد

وعدة دیدار هر ی بقیامت

لیله الاسری شب وصال محمد

آدم و نوحو خلیل و عیسی و موسی

آمده مجموع در ظلال محمد

عرصة دنیا مجال همت او نیست

روز قیامت نگر مجال محمد

شمس و قمر بروز نتابند

نور نتابد مگر جمال محمد

وانکه پیرایه بسته جنت و فردوس

بوکه قبولش کند بلال محمد

شاید اگر آفتاب و ماه نتابند

پیش دو ابروی چون هلال محمد

چشم مرا تا بخواب دیده ج

خواب نمیکرد از خیال محمد

سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

عشق محمد بس است و آل محمد

بلغ العلی بکماله


کشف الدجی بجماله

حسنت جمیع خصاله


صلوا علیه و آله

جُعِلَ الخیرُ کلُه فِی بَیتٍ و جُعِلَ مِفتاحُهُ ا هدُ فِی الدُنیا .

جعفر صادق (ع) : همه خیر در خانه ای نهاده شده و کلیدش را زهد و بی رغبتی به دنیا قرار داده اند .

اصول کافی ، ج 3 ، ص 194

زهد به معنای بی میلی و بی رغبتی و عدم وابستگی به دنیاست نه استفاده از آنچه خدا از نعمتهای دنیا برای بشر قرار داده و این معنای درست زهد در فرهنگ دینی است ،پس امکان دارد انسانی فقیر باشد ولی زاهد نباشد و می شود انسانی دارا باشد و از مواهب دنیا طبق ظوابط الاهی بهره مند است ولی وابستگی و رغبتی به دنیا ندارد و زاهد است.

ماس دعا




برچسب ها : هفده ربیع مبارک - علیه , ,الله ,محمد ,رسول ,اکرم ,الله علیه ,رسول اکرم , اکرم ,علیه السلام ,ساده زیستی
هفده ربیع مبارک
بسته کامل بمناسبت ولادت حسن عسکری علیه السلام

پست ' بسته کامل بمناسبت ولادت حسن عسکری علیه السلام ' به صورت خودکار از وبلاگ نشریه قرآنی سراج منیر دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست بسته کامل بمناسبت ولادت حسن عسکری علیه السلام ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

بسته کامل بمناسبت ولادت حسن عسکری علیه السلام

بسم الله الرحمن الرحیم

معرفی مختصر حسن عسکری علیه السلام

نام مبارک یازدهم، حسن و کنیه معروفشان، ابومحمد است و معروف ترین لقب آن حضرت، عسکری است؛ زیرا ایشان و هادی علیه السلام را در منطقه ای نظامی نگه می داشتند تا کاملاً زیر نظر باشند. چون نام آن محله «عسکر» بود، این دو به «عسکریین» شهرت یافتند. مادر عسکری را حدیثه، حدیث، و سلیل نامیده اند که از ن پرهیزکار و پاک دامن زمان خویش بود. در فضیلت او همین بس که پس از شهادت عسکری علیه السلام، خانه اش پناهگاه شیعیان گردید. آن حضرت، در هشتم یا دهم ربیع الثانی سال 232 هـ. ق در مدینه به دنیا آمد و در 22 سالگی به ت رسید. مدت ت حضرت، شش سال بود.

خاندان وحی، ص 702.

عبادت حسن عسکری علیه السلام

روزی تنی چند از بنی عباس نزد والی سامرا رفتند و به او دستور دادند و بر حسن عسکری علیه السلام که در زندان بود، سخت بگیرد. او نیز دو تن از بدترین اشخاص را برای زندان بانی حضرت گمارد. پس از چندی فهمید آن دو اهل و روزه شده اند و در عبادت به مقام والایی رسیده اند. از این رو، آن دو نفر را احضار کرد و پرسید: چرا شما پیرو حسن عسکری علیه السلام شده اید؟ آن دو که عظمت روح و کرامت بی کران تحت تأثیرشان قرار داده بود، پاسخ دادند: زیرا او مردی است که روزها روزه می گیرد و شب ها تا صبح به عبادت خدای می پردازد

منتهی الامال، ج 2، ص 727؛ ارشاد،ج 2 ص 33

فعالیت های حسن عسکری علیه السلام

با آنکه حسن عسکری علیه السلام در محاصره دشمنان خویش بود و تمام حرکاتش را زیرنظر داشتند، ولی این خفقان شدید نتوانست جلو فعالیت های ایشان را بگیرد. آن حضرت برای مقابله با افکار ضد ی و ترویج واقعی تلاش های فراوانی د. کوشش های علمی، تبیین شه های ناب ی، ایجاد شبکه ارتباطی با شیعیان جهان در دورترین نقاط و آماده سازی آنان برای دوران غیبت دوازدهم، از جمله فعالیت های مهم حسن عسکری علیه السلام در این زمینه به شمار می آید

سیره پیشوایان ، ص 626.

عزت ان، امری آسمانی

روزی مستنصر بالله ، خلیفه عباسی به سامرا رفت. اطرافیان به آگاهی اش رساندند که قبر حسن عسکری علیه السلام مورد توجه مردمان است، ولی قبر پدران او، یعنی خلفای عباسی را ویرانی فرا گرفته است. از این رو به او گفتند: شما پادشاهان دنیا هستید و نباید قبر پدرانتان به این حال باشد و ی هم به زیارت آنها نیاید. دستور دهید ی این مکان را مرتب و تمیز کند و آنها را مانند قبور ان علویان بسازد تا مردم به زیارت آنها نیز بروند. خلیفه در پاسخ گفت: «این عزت ان شیعه و آبادانی مزار آنها، امری آسمانی و از طرف خداوند است و اجبار مردم به کاری فایده ندارد

منتهی الآمال، ج 2، ص 76

هدیه معنوی

حسن عسکری فرمودند:

عنَ الْجَهْلِ أَلضِّحْکُ مِنْ غَیْرِ عَجَب

خنده ی بیجا از نادانى است.

تحف العقول، ص489

خنده های بیجا مانند خنده از روی تمس یا خنده و زورکی نه تنها هیچ یک از مزایای خنده و شادی حقیقی را ندارد بلکه از جهاتی زیان بار هم خواهد بود مثلا خنده برای تمس دیگران

متاسفانه مس ه هم از دلایل خندیدن به شمار می رود. مس ه ظاهرا برای تحقیر دیگری است اما در واقع در پاسخ به تمایلات سرکوب شده افراد اتفاق می افتد. برای همین هم خنده های ناشی از مس ه عصبی و کشدار است و اصلا دلچسب نیست .و از نظر قرآن کریم و روایات یک عمل زشت و گناه به شمار می آید.

الحجرات : 11 «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى‏ أَنْ یَکُونُوا خَیْراً مِنْهُمْ»

اى اهل ایمان! نباید گروهى گروه دیگر را مس ه کنند، شاید مس ه شده‏ها از مس ه کنندگان بهتر باشند.

***

خنده جایی که دیگری به دلیلی ناراحت و یا عزاداراند هم از این مقوله است.

عسکری علیه السلام

لَیْسَ مِنَ الأَدَبِ إِظْهارُ الْفَرَحِ عِنْدَ الْمحْزُونِ

اظهار شادى نزد غمدیده، از بى ادبى است.

***

ناگفته نماند شادی و خنده بجا از توصیه های به مومنین است.

َعنْ یُونُسَ الشَّیْبَانِیِّ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏لیه السلام کَیْفَ مُدَاعَبَةُ بَعْضِکُمْ بَعْضاً قُلْتُ قَلِیلٌ قَالَ فَلَا تَفْعَلُوا فَإِنَّ الْمُدَاعَبَةَ مِنْ حُسْنِ الْخُلُقِ وَ إِنَّکَ لَتُدْخِلُ بِهَا السُّرُورَ عَلَى أَخِیکَ وَ لَقَدْ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص یُدَاعِبُ الرَّجُلَ یُرِیدُ أَنْ یَسُرَّهُ.

یونس شیبانى گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: شوخى شما با هم چگونه است؟ عرض : اندک است، فرمود: این گونه نباشید زیرا شوخى از خوش خلقى است، و تو بدان وسیله برادرت را خوشحال و مسرور کنى، و هر آینه رسول خدا (صلی الله علیه وآله) با مردم شوخى می کرد و مقصودش شادی آنها بود.

***

أَبَو جَعْفَرٍ علیه السلام یَقُولُ‏ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یُحِبُّ الْمُدَاعِبَ فِی الْجَمَاعَةِ بِلَا رَفَثٍ‏

حضرت باقر علیه السلام می فرمود: خداى عز و جل آن که میان جمعى شوخى و خوش مزه ‏گى کند دوستش دارد در صورتى که و بد گویی نباشد.

در پایان بافرازی از دعای توسل با خود درد دل کن

یا اَبامُحَمَّدٍ یا حَسَنَ بنَ عَلِیٍ اَیُّهَا ا َّکِیُّ العَسکَرِیُّ یَابنَ رَسوُلِ اللّهِ یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلقِهِ یا سَیِدَناوَ مَولانا اِنا تَوَجَّهنا وَستَشفَعنا وَ تَوَسَّلنا بِکَ اِلیَ اللّهِ وَ قَدَّمناکَ بَینَ یَدَی حاجاتِنا یا وَجیهاً عِندَاللّهِ اِشفَع لَنا عِندَاللّه

اى ابا محمّد، اى حسن بن على، اى پاک نهاد عسکرى، اى فرزند فرستاده خدا، اى حجّت خدا بر بندگان، اى آقا و مولاى ما، به تو روى آوردیم و تو را واسطه قرار دادیم و به سوى خدا به تو توسّل جستیم و تو را پیش روى حاجاتمان نهادیم، اى آبرومند نزد خدا، براى ما شفاعت کن.


دریافت

سلحشور


دریافت

بنی فاطمه


دریافت

میرداماد



برچسب ها : بسته کامل بمناسبت ولادت حسن عسکری علیه السلام - ,علیه ,عسکری ,السلام ,خنده ,مس ه ,علیه السلام ,عسکری علیه ,فراهم آورد ,توسط پلاگین ,مرورگرتان توسط ,value false دریافت ,autostart value false ,name autostart value
بسته کامل بمناسبت ولادت حسن عسکری علیه السلام
عسکری علیه السلام در کلام عظیم الشأن

پست ' عسکری علیه السلام در کلام عظیم الشأن ' به صورت خودکار از وبلاگ نشریه قرآنی سراج منیر دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست عسکری علیه السلام در کلام عظیم الشأن ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

عسکری علیه السلام در کلام عظیم الشأن

به مناسبت فرارسیدن ایام سالروز ولادت حضرت حسن عسکری علیه السلام، پایگاه اطلاع رسانی khamenei.ir بخشی از بیانات حضرت آیت الله را پیرامون آن بزرگوار منتشر می کند.

* اعتراف مخالفان به فضل و شجاعت و استقامت حسن عسکری (علیه السلام)

ی که موافقان، شیعیان، مخالفان، غیرمعتقدان، همه، شهادت دادند و اعتراف د به فضل او، به علم او، به تقوای او، به طهارت او، به عصمت او، به شجاعت او در مقابل دشمنان، به صبر و استقامت او در برابر سختی ها، این انسان بزرگ، این شخصیت باشکوه، وقتی به شهادت رسید، فقط بیست و هشت سال داشت. در تاریخ پرافتخار شیعه، این نمونه ها را کم نداریم. پدر زمان عزیز ما با آن همه فضیلت، با آن همه مقامات، با آن همه کرامات، وقتی با سم و جنایت دشمنان از دنیا رفت، فقط بیست و هشت سال داشت؛ این میشود الگو؛ جوان احساس میکند یک نمونه ی عالی در مقابل چشم دارد. آن بزرگوار، جوادالائمه (علیه السّلام) است که در بیست و پنج سالگی شهید شده است؛ این عسکری (علیه الصّلاةوالسّلام) است که در بیست و هشت سالگی به شهادت رسیده است؛ و این همه فضیلت، این همه مکرمت، این همه عظمت، که نه فقط ما به آنها قائلیم و مترنّمیم، بلکه دشمنانشان، مخالفانشان، انی که اعتقاد به ت آنها نداشتند، همه اعتراف د.

بیانات در دیدار جمعی از مردم و خانواده و ایثارگران ۱۳۹۰/۱۲/۱۰

* داعیه ی ت علت دشمنی حاکمان با اهل بیت (علیهم السلام) بود

این بزرگواران، دائم در حال مبارزه بودند؛ مبارزه ای که روحش بود. زیرا ی هم که در مسند حکومت نشسته بود، مدّعی دین بود. او هم ظواهر دین را ملاحظه می کرد. حتّی، گاهی اوقات نظر دینی را هم می پذیرفت. (مثل قضایایی که در مورد «مأمون» شنیده اید که صریحاً نظر را قبول کرد.) یعنی ابایی نداشتند که گاهی نظر فقهی را هم قبول کنند. چیزی که موجب می شد این مبارزه و معارضه با اهل بیت وجود داشته باشد، این بود که اهل بیت، خودشان را « » می دانستند. می گفتند: «ما یم». حضرت باقر علیه السّلام، در منی که رفته بود، فرمود: «إِنَ ّ رَسُولَ اللهِ کانَ الْاِمامُ» و همه را یک به یک برشمرد تا به خودش رسید و فرمود: «من م.» اصلاً بزرگترین مبارزه علیه حکّام همین بود. چون ی که حاکم شده بود و خود را و پیشوا می دانست، می دید شواهد و قرائنی که در لازم است، در حضرت هست و در او نیست و این موجود را برای حکومت، خطرناک می شمرد؛ چون مدّعی است. حکّام، با این روح مبارزه می جنگیدند و ائمّه علیهم السّلام هم مثل کوه ایستاده بودند. بدیهی است که در این مبارزه، معارف، احکام فقهی و خُلقیّات و اخلاقیّاتی که ائمّه ترویج می د، جای خود را دارد. تربیت شاگردِ بیشتر و ارتباطات شیعی، روزبه روز گسترده تر شد. شیعه را اینها نگهداشت. شما مرامی را در نظر بگیرید که دویست و پنجاه سال علیه آن حکومت شده است! اصلاً باید هیچ چیزیش نماند؛ باید به کل از بین برود؛ ولی شما ببینید الان دنیا چه خبر است و شیعه به کجا رسیده است!

این نکته را باید در اشعاری که درباره ی صادق، هادی و عسکری علیهم السّلام خوانده می شود، به خوبی دید. اینها مبارزه می د و برای همین مبارزه هم جانشان را از دست دادند. راهی است که رو به هدفی مشخّص ادامه دارد. گاهی یکی برمی گردد، یکی از این طرف می رود؛ اما هدف یکی است.

۱۳۸۰/۶/۳۰

* ارتباطات شیعه در زمان حضرت جواد تا حضرت عسکری (علیهم السلام) از همیشه گسترده تر بوده است

زمان حضرت رضا و حضرت جواد و حضرت هادی و حضرت عسکری، ارتباطات شیعه از همیشه گسترده تر بوده است. در هیچ زمانی ارتباط شیعه و گسترش تشکیلاتی شیعه در سرتاسر دنیای ، مثل زمان حضرت جواد و حضرت هادی و حضرت عسکری نبوده است. وجود وکلا و نواب و همین داستان هایی که از حضرت هادی و حضرت عسکری نقل می کنند - که مثلاً ی پول آورد و معین د چه کاری صورت بگیرد - نشان دهنده ی این معناست. یعنی علی رغم محکوم بودن این دو بزرگوار در سامرا، و قبل از آنها هم حضرت جواد به نحوی، و حضرت رضا (سلام الله علیه) به نحوی، ارتباطات با مردم همین طور گسترش پیدا کرد. این ارتباطات، قبل از زمان حضرت رضا هم بوده؛ منتها آمدنِ حضرت به اسان، تأثیر خیلی زیادی در این امر داشته است. ۱۳۸۴/۰۵/۱۸

این که آن بزرگوارها در غربتِ زیادی بودند، واقعاً همین طور است؛ دور از مدینه و دور از خاندان و دور از محیط مألوف؛ اما در کنار این، درباره ی این سه - از حضرت جواد تا حضرت عسکری - نکته ی دیگری وجود دارد و آن این است که هرچه به پایان دوره ی حضرت عسکری جلوتر می رویم، این غربت بیشتر می شود. حوزه ی نفوذ ائمه و وسعت دایره ی شیعه در زمان این سه ، نسبت به زمان صادق و باقر شاید ده برابر است؛ و این چیز عجیبی است. شاید علت این که اینها را این طور در فشار و ضیق قرار دادند، اصلاً همین موضوع بود. ۱۳۸۲/۰۲/۲۰

* حسن عسکری (علیه السلام) در شهر سامرا با تمام دنیای رابطه برقرار کرده بود

بعد از حرکت حضرت رضا به طرف ایران و آمدن به اسان، یکی از اتفاقاتی که افتاد، همین بود. شاید اصلاً در محاسبات هشتم (علیه السّلام) این موضوع وجود داشته. قبل از آن، شیعیان در همه جا تک و توک بودند؛ اما بی ارتباط به هم، نا امید، بدون هیچ چشم اندازی، بدون هیچ امیدی؛ سلطه ی حکومت خلفا هم که همه جا بود؛ قبلش هم هارون بود با آن قدرت فرعونی. حضرت که به طرف اسان آمدند و از این مسیر عبور د، شخصیتی در مقابل مردم ظاهر شد که هم علم، هم عظمت، هم شکوه، هم صدق و هم نورانیت را جلوی چشم آنها می گذاشت؛ اصلاً مردم مثل چنین شخصیتی را ندیده بودند. قبل از آن، چقدر از شیعیان می توانستند از اسان حرکت کنند و به مدینه بروند و صادق را ببینند؟ اما در این مسیر طولانی، همه جا را از نزدیک دیدند؛ چیز عجیبی بود؛ کأنّه انسان پیغمبر را مشاهده کند. آن هیبت و عظمت معنوی، آن عزت، آن اخلاق، آن تقوا، آن نورانیت و آن علم وسیع - که هرچه می پرسی و هرچه می خواهی، در دستش هست؛ چیزی که اصلاً مردم آن را ندیده بودند - ولوله یی راه انداخت.

به اسان و مرو رسیدند. مرکز هم مرو بود، که در ترکمنستانِ فعلی واقع شده است. بعد از یکی دو سال هم که شهادت حضرت بود و مردم داغدار شدند. هم ورود - که نشان دادن جلوه یی از چیزهای ندیده و نشنیده ی مردم بود - و هم شهادت آن بزرگوار - که داغ عجیبی بنا کرد - در واقع تمام فضای این مناطق را در اختیار شیعه قرار داد؛ نه این که حتماً همه شیعه شدند، اما همه محب اهل بیت شدند...

بعد از رضا تا زمان شهادت حضرت عسکری (علیهم السّلام) چنین حادثه یی اتفاق افتاده. حضرت هادی و حضرت عسکری در همان شهر سامرا، که در واقع مثل یک پادگان بود - یک شهر بزرگِ آن چنانی نبود؛ پایتخت نوبنیادی بود که «سُرّ من رأی»؛ سران و اعیان و رجالِ حکومت و به قدری از مردم عادی که حوایج روزمره را برطرف کنند، در آن جمع شده بودند - توانسته بودند این همه ارتباطات را با سرتاسر دنیای تنظیم کنند. وقتی ما ابعاد زندگی ائمه را نگاه کنیم، می فهمیم اینها چه کار می د. بنابراین فقط این نبود که اینها مسائل و روزه یا طهارت و نجاسات را جواب بدهند؛ در موضع « » - با همان معنای یِ خودش - قرار می گرفتند و با مردم حرف می زدند. به نظر من این بعد در کنار این ابعاد قابل توجه است. شما می بینید که حضرت هادی را از مدینه به سامرا می آورند و در سنین جوانی - چهل و دو سالگی - ایشان را به شهادت می رسانند؛ یا حضرت عسکری در بیست و هشت سالگی به شهادت می رسند؛ اینها همه نشان دهنده ی حرکت عظیم ائمه (علیهم السّلام) و شیعیان و اصحاب آن بزرگوارها در سرتاسر تاریخ بوده. با این که دستگاه خلفا، دستگاه پلیسیِ با شدت عمل بود، درعین حال ائمه (علیهم السّلام) این گونه موفق شدند. غرض، در کنار غربت، این عزت و عظمت را هم باید دید.1382/02/20



برچسب ها : عسکری علیه السلام در کلام عظیم الشأن - حضرت , ,عسکری ,مردم ,شیعه ,شهادت ,حضرت عسکری ,حضرت هادی ,حضرت جواد ,زمان حضرت , عسکری
عسکری علیه السلام در کلام عظیم الشأن
وعده خدا

پست ' وعده خدا ' به صورت خودکار از وبلاگ نشریه قرآنی سراج منیر دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست وعده خدا ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

وعده خدا

بسم الله الرحمن الرحیم

الإسراء : 81 «وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاً»

و بگو: حق آمد و باطل نابود شد؛ بى‏تردید باطل نابود شدنى است‏


النور : 55 «وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى‏ لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنی‏ لا یُشْرِکُونَ بی‏ شَیْئاً وَ مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ»

خدا به انى از شما که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده‏اند، وعده داده است که حتماً آنان را در زمین جانشین [دیگران‏] کند، همان گونه که پیشینیان آنان را جانشین [دیگران‏] کرد، و قطعاً دینشان را که براى آنان پسندیده به سودشان استوار و محکم نماید، و یقیناً ترس و بیمشان را تبدیل به امنیت کند، [تا جایى که‏] فقط مرا بپرستند [و] هیچ چیزى را شریک من نگیرند. و آنان که پس از این نعمت هاى ویژه ناسپاسى ورزند [در حقیقت‏] فاسق‏اند.


النساء : 122 «وَ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدینَ فیها أَبَداً وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا وَ مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قیلاً»

وعده خدا حق است، و راستگوتر از خدا در وعده کیست؟



برچسب ها : وعده خدا - آنان ,وعده ,مِنْ ,الَّذینَ ,جانشین دیگران‏ ,عَمِلُوا الصَّالِحاتِ ,الَّذینَ آمَنُوا ,باطل نابود
وعده خدا
در خانواده ها عطر قرآن را در فضا منتشر کنید

پست ' در خانواده ها عطر قرآن را در فضا منتشر کنید ' به صورت خودکار از وبلاگ نشریه قرآنی سراج منیر دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست در خانواده ها عطر قرآن را در فضا منتشر کنید ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

در خانواده ها عطر قرآن را در فضا منتشر کنید

المؤمنین فرمود: «و ما جالس هذا القران احد الّا قام عنه بزیادة أو نقصان: زیادة فی هدی، أو نقصان من عمی» بحار ج 89 ص 24 وقتی از کنار قرآن بلند میشوید، چیزی بر شما افزوده شده است، و آن هدایت است؛ و چیزی از شما کم شده است، و آن کوری و جه است. میخواستند این هدایت را از ما بگیرند. کار به جایی رسید که نسل پرورش یافته ی دوران ستمشاهی اخیر - یعنی این بیست سال قبل از پیروزی انقلاب - در مدارس با قرآن آشنا نشده بود؛ حالا اگر شانسش میگرفت و در جایی دوره ی قرآنی، قرآنی، پدر مهربانی، مادر قرآن خوانی گیرش میآمد، فبها و نعمة، والّا قرآنی وجود نداشت! انقلاب آمد و قرآن را با جان مردم آمیخت.

عزیزان من! قراء قرآن! جوانان پاکدل انقل ما! این رابطه را روزبه روز با قرآن بیشتر کنید؛ در خانواده ها عطر قرآن را در فضا منتشر کنید؛ قرآن را بخوانید و بخوانید؛ در قرآن تدبر کنید. دشمن نمیخواهد مسلمانان آیات قرآن را مثل عَلَم در دست بگیرند؛ چون قرآن تکلیفها را معین کرده است؛ تکلیف مسلمانان را، تکلیف جهاد را، تکلیف زندگی ی و مرگ ی را.

ما باید رابطه مان را با قرآن روزبه روز مستحکمتر کنیم. در خانه ها قرآن بخوانید. حتّی در هنگام بیکاری، چنانچه مختصر فراغتی پیدا میکنید، خودتان را به قرآن وصل کنید. هر روز مقداری قرآن بخوانید و آن را فرا بگیرید. این روشهای تجویدی را فرا بگیرید.

1370



برچسب ها : در خانواده ها عطر قرآن را در فضا منتشر کنید - قرآن ,تکلیف ,بخوانید ,قرآن بخوانید
در خانواده ها عطر قرآن را در فضا منتشر کنید
حسابرسی نزدیک است

پست ' حسابرسی نزدیک است ' به صورت خودکار از وبلاگ نشریه قرآنی سراج منیر دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست حسابرسی نزدیک است ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

حسابرسی نزدیک است

الأنبیاء : 1 «اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسابُهُمْ وَ هُمْ فی‏ غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ»

حسابرسى مردم نزدیک شده در حالى که آنان در غفلتند و روى گردانند.

و معناى آیه این است که حساب اعمال مردم براى مردم نزدیک شد، در حالى که ایشان در غفلت از آن مستمرند، و یا در حالى که در غفلت بزرگى قرار دارند و از آن روى گردانند، چون به شغل‏هاى دنیا، و آماده نگشتن براى توبه و ایمان و تقوى مشغول و سرگرمند.

ترجمه تفسیر المیزان ج‏14 345

*****

آیه بعد یکى از نشانه ‏هاى اعراض و روى‏گردانى آنها را به این صورت بیان مى‏ کند:" هر ذکر و یادآورى تازه پروردگار که به سراغ آنها بیاید با شوخى و بازى و لعب به آن گوش فرا مى‏ دهند"! (ما یَأْتِیهِمْ مِنْ ذِکْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلَّا اسْتَمَعُوهُ وَ هُمْ یَلْعَبُونَ‏).

هرگز نشده است که در برابر سوره یا آیه، و خلاصه سخن بیدارکننده‏اى از ناحیه پروردگار، به طور جدى با آن برخورد کنند، ساعتى در آن بین ند و حد اقل احتمال بدهند که این سخن در حیات و سرنوشت آنها اثر دارد آنها نه به حساب الهى فکر مى کنند و نه به هشدارهاى پروردگار.

اصولا یکى از بدبختیهاى افراد جاهل و متکبر و خودخواه این است که همیشه نصائح و اندرزهاى خیر شان را به شوخى و بازى مى‏ گیرند، و همین سبب مى ‏شود که هرگز از خواب غفلت بیدار نشوند، در حالى که اگر حتى یک بار به صورت جدى با آن برخورد کنند چه بسا مسیر زندگانى آنها در همان لحظه تغییر پیدا مى‏ کند.

جالب این که مى‏گوید حساب به مردم نزدیک شده، نه مردم به حساب، گویى حساب با سرعت به استقبال مردم مى ‏دود.

تفسیر نمونه ج‏13 354

*****

[روایتى که دل مى‏کند به اینکه پیش از هجرت نیز در میان مسلمین عده ‏اى منافق بوده‏ اند]

ابن جریر و ابن منذر از ابن جریح روایت کرده اند که گفت: وقتى آیه‏" أَتى‏ أَمْرُ اللَّهِ فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ" نازل شد مردانى از منافقین به یکدیگر گفتند: این مرد مى‏ پندارد که امر خدا آمد، پس ‏ اى از کارها را که مى‏ کردید نکنید تا ببینیم آن امر چیست و وقتى دیدند چیزى نازل نشد و عذابى نیامد گفتند پس براى همیشه خاطرتان جمع باشد که عذابى در کار نیست. سپس این آیه نازل شد:" اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسابُهُمْ ..."، گفتند: این مرد همان پندار قبلیش را از سر گرفته و چون دیدند عذابى نیامد،

گفتند دیگر مطمئن باشید که عذابى نخواهد آمد، آن گاه آیه‏" وَ لَئِنْ أَخَّرْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ إِلى‏ أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ ..." نازل شد. این روایت دل مى‏ کند بر اینکه قبل از هجرت هم در میان مسلمانان عده ‏اى منافق بوده‏ اند هم چنان که روایت دیگرى نیز شاهد این معنا است.

ترجمه تفسیر المیزان ج‏12 325



برچسب ها : حسابرسی نزدیک است - مردم ,گفتند ,عذابى ,حساب ,حالى ,نازل ,مردم نزدیک ,منافق بوده‏ ,تفسیر المیزان ,ترجمه تفسیر ,لِلنَّاسِ حِسابُهُمْ ,ترجمه تفسیر المیزان
حسابرسی نزدیک است
عالم محضر خداست حتی برای ...

پست ' عالم محضر خداست حتی برای ... ' به صورت خودکار از وبلاگ نشریه قرآنی سراج منیر دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 24 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای پست عالم محضر خداست حتی برای ... ندارد.

درخواست حذف وبلاگ

عالم محضر خداست حتی برای ...

یونس : 61 «وَ ما تَکُونُ فی‏ شَأْنٍ وَ ما تَتْلُوا مِنْهُ مِنْ قُرْآنٍ وَ لا تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلاَّ کُنَّا عَلَیْکُمْ شُهُوداً إِذْ تُفیضُونَ فیهِ وَ ما یَعْزُبُ عَنْ رَبِّکَ مِنْ مِثْقالِ ذَرَّةٍ فِی الْأَرْضِ وَ لا فِی السَّماءِ وَ لا أَصْغَرَ مِنْ ذلِکَ وَ لا أَکْبَرَ إِلاَّ فی‏ کِتابٍ مُبینٍ»

[اى !] در هیچ ح و کارى نمى‏باشى، و هیچ بخشى از قرآن را که از سوى خداست، تلاوت نمى‏کنى، و [شما اى مردم!] هیچ کارى انجام نمى‏دهید، مگر آنکه وقتى سرگرم به آن کار هستید، گواه و شاهد شماییم. و به اندازه وزن ذره‏اى در زمین و آسمان از پروردگارت پوشیده نیست و نه کوچک‏تر از آن ذره و نه بزرگ‏تر از آن نیست، مگر آنکه در کتابى روشن ثبت است‏.

ترجمه تفسیر المیزان ج‏10 128

در آیه مورد بحث با اینکه جمله‏" وَ ما تَکُونُ فِی شَأْنٍ" تمامى اعمال رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را شامل بود، مع ذلک تنها بر یکى از اعمال آن جناب انگشت گذاشته شده و آن مساله" تلاوت قرآن" است، و این به منظور اشاره به اهمیت این عمل و عنایت بیشتر به آن است.

در این آیه دو نکته به چشم مى‏خورد، اول اینکه در موعظه به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و به امّتش تشدید شده، و دوم اینکه آنچه از قرآن که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) براى مردم مى‏خوانده به وحى الهى بوده و کلام خداى تعالى نه دستخوش تغییر مى‏شود و نه باطل در آن راه مى‏یابد، نه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در گرفتن آن وحى دچار اشتباه مى‏شود و نه در تلاوت آن براى مردم، و بنا بر این مضمون آیه شریفه نزدیک به مضمون آیه زیر است که مى‏فرماید:" عالِمُ الْغَیْبِ فَلا یُظْهِرُ عَلى‏ غَیْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى‏ مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ یَسْلُکُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً لِیَعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسالاتِ رَبِّهِمْ". و چون عمل زشتى مرتکب مى‏شوند (در پاسخ ى که مى‏پرسد: چرا چنین مى‏کنید؟) مى‏گویند: پدران خود را بر این رسم یافتیم، و خدا هم همین طور دستورمان داده." سوره اعراف، آیه 28

[سلطنت و احاطه تام الهى بر اعمال بشر، شهادت و علمى است کامل و فراگیرنده همه اعمال از همه خلائق حتfى خدا (صلی الله علیه و آله)]

و به هر حال، تحول مذکور در خطاب آیه براى این است که اشاره کند به اینکه سلطنت و احاطه تام الهى که بر اعمال واقع مى‏شود، شهادت و علمى است به کامل‏ترین وجهش، و شهادت و علمى است بر کل اعمال و بر همه جهات اعمال، و احدى از خلائق از آن مستثناء نیست، نه هیچ ى، نه هیچ مؤمنى و نه هیچ مشرکى، شهادت و علمى است که هیچ عملى از اعمال نیز از آن مستثناء نیست، پس مبادا ى توهم کند که از اعمال رسول خدا (صلی الله علیه و آله) چیزى بر خداى تعالى پوشیده مى‏ماند و در روز قیامت به حساب اعمال آن جناب رسیدگى نمى‏شود، نه، شخص رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هم باید همین اعتقاد را در باره پروردگارش داشته و مراقب اعمال خود باشد.



برچسب ها : عالم محضر خداست حتی برای ... - اعمال ,مِنْ ,علیه ,الله ,رسول ,اینکه ,الله علیه ,مستثناء نیست، ,خداى تعالى ,اعمال رسول
عالم محضر خداست حتی برای ...
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به وبلاگ 24 میباشد. همچنین تمامی اطلاعات، خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و وبلاگ 24 هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد .
جهت حذف وبلاگهای با محتوای نا مناسب شما میتوانید بر روی گزینه "درخواست حذف" در همان صفحه وبلاگ کلیک نمائید.
All rights reserved. © WEBLOG24 2016